غلامرضا ظریفیان در گفتوگوی تفصیلی با ایسنا به تبیین ابعاد مقوله ایران قوی پرداخت و گفت: حوادثی که در حداقل دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰ روزه اتفاق افتاد و آثارش همچنان ادامه دارد، بیانگر وجود ظرفیتهای اساسی در جامعه ایران است که بخشی از آن آشکار شده و بخشهایی نیز همچنان ناشناخته باقی مانده است.
وی افزود: اگر به رمز پایداری مردم در این دو جنگ رجوع کنیم، میتوانیم عمیقتر درک کنیم که جامعه ایران به چه مؤلفههایی دلبسته است و از چه عواملی فاصله میگیرد. مهمترین عامل همبستگی تاریخی این ملت که طی صدها و حتی هزاران سال تداوم داشته، «ایران» بهعنوان یک مفهوم هویتی است. ایران همواره بهعنوان یک ظرف ثابت تاریخی عمل کرده و در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه و حتی جهان که سابقه تاریخی کوتاهتری دارند، از پیشینهای چند هزار ساله برخوردار است. این تداوم تاریخی، هم عامل قوام جامعه و هم زمینهساز انتقال باورها و ارزشها بوده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همین ویژگی موجب شده است تعلق به ایران بهویژه در شرایط بحرانی و دشوار، نوعی پیوند عمیق، زنده و ساختارمند میان ایرانیان ایجاد کند. از اینرو، توجه به ایران و ظرفیتها و هویتهای آن یکی از مؤلفههای اساسی شکلگیری «ایران قوی» محسوب میشود.
ظریفیان با بیان اینکه بر اساس بررسیهای انجام شده ایرانیان در طول تاریخ حدود ۱۲۰۰ جنگ را تجربه کردهاند، گفت: آنچه موجب بقاء و تداوم این سرزمین شده است صبوری، دلبستگی و اتکای مردم به هویت ملی و همچنین هویتهای معنوی و دینی بوده است. چه در دوره پیش از اسلام و چه پس از آن میان هویت ملی و هویت دینی تعارض جدی وجود نداشته و این دو همواره در کنار یکدیگر، زمینهساز مدارا، پذیرش دیگری و همکاری در شرایط مختلف بودهاند. تقویت مفهوم ایران علاوه بر ابعاد مادی، از منظر هویتی و نظری نیز اهمیت دارد. اگر مسائل را به دو بخش «نرمافزاری» و «سختافزاری» تقسیم کنیم، بخش نرمافزاری که ایرانیان را با وجود تنوع و تکثر به یکدیگر پیوند میدهد، نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
به گفته این فعال سیاسی اصلاحطلب، به نظر میرسد در برخی مقاطع، از توجه به این ظرفیت بزرگ یعنی «ایران» و مجموعه ظرفیتهای معنوی و مادی آن غفلت شده است و ضروری است این موضوع بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
وی در ادامه با تأکید بر اهمیت توجه به مفهوم «ایران» اظهار کرد: ضروری است به خود ایران، بهعنوان یک مفهوم نظری، و نیز به آرمانها و ارزشهایی که در بستر تاریخ، ایرانیان را با وجود تنوع قومی و مذهبی به یکدیگر پیوند داده، توجه شود. به میزانی که از این مفهوم فاصله گرفتهایم، شاهد افزایش مهاجرتها و کاهش همبستگی اجتماعی بودهایم و در مقابل، هر زمان که توجه به این مفهوم تقویت شده، انسجام اجتماعی نیز بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
این استاد دانشگاه افزود: در جریان جنگ ۴۰روزه، برخلاف تصورات برخی صاحبنظران و رسانهها بهویژه رسانههای خارجی که پیشبینی میکردند وقوع چنین جنگی به موج گسترده مهاجرت منجر میشود اما پیشبینها درست از کار در نیامد و نتیجه معکوس داد. گفته میشود طی جنگ با وجود مشکلات موجود در حوزه حملونقل و سایر محدودیتها، تعداد ایرانیانی که به کشور بازگشتند، بیش از افرادی بود که از کشور خارج شدند. این امر نشاندهنده اهمیت و کارکرد این مفهوم در تقویت همگرایی ملی است.
ظریفیان با چند وجهی دانستن مفهوم «ایران قوی» به تبیین ابعاد مختلف آن پرداخت و گفت: یکی از مهمترین مؤلفههای ایران قوی، ثبات و پایداری سیاسی است. برخورداری از ساختارهای حکمرانی کارآمد، هوشمند و پیشبینیپذیر، نقش تعیینکنندهای در تقویت مفهوم ایران قوی دارد بهگونهای که هرچه نظام حکمرانی در مواجهه با بحرانها از تابآوری بیشتری برخوردار باشد، این امر به تقویت اعتماد عمومی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: در جهان امروز، نمیتوان از تعاملات بینالمللی فاصله گرفت. در این میان، باید میان «وابستگی مثبت» و «وابستگی منفی» تمایز قائل شد. وابستگی مثبت به معنای برقراری ارتباطات و پیوندهای عمیق با جهان است در حالیکه وابستگی منفی به وضعیتی اشاره دارد که یک کشور منافع و تصمیمات خود را از خارج دریافت میکند. جهان امروز بهشدت درهمتنیده است و کشورها ناگزیر از تعامل، گفتوگو و همکاری با یکدیگر هستند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: در این چارچوب، دیپلماسی نقش بسیار مهمی در تحقق «ایران قوی» ایفا میکند. ضروری است ایران بتواند از طریق دیپلماسی سیاسی، عمومی و علمی، توانمندیهای خود را در عرصه گفتوگوی بینالمللی بهکار گیرد و روایتهای واقعی از کشور را به جهان ارائه کند. در شرایطی که برخی جریانها تلاش میکنند تصویری نادرست از ایران بهعنوان کشوری ناتوان یا در تقابل با جهان ارائه دهند، باید با بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک، چهره واقعی ایران بهعنوان کشوری صلحطلب، انساندوست و دارای پیشینهای تاریخی در تعاملات سازنده، بهدرستی بازنمایی شود. ارائه روایتهای واقعی از ایران، بدون بزرگنمایی یا تحریف، میتواند نقش مهمی در بهبود جایگاه کشور در افکار عمومی جهانی و تقویت پیوندهای بینالمللی ایفا کند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه با تأکید بر ضرورت بازنمایی واقعبینانه از ایران در عرصه بینالمللی اظهار کرد: اینگونه نیست که «هنر نزد ایرانیان است و بس» بلکه هنر در میان بسیاری از ملتها وجود دارد و در ایران نیز از جایگاه قابل توجهی برخوردار است با این حال ضروری است ایران همانگونه که هست، بهدرستی معرفی شود و در مقابل، روایتهایی که برخی رسانهها که با حمایتهای مالی گسترده از جمله از سوی جریانهای صهیونیستی درباره ایران میسازند، مورد نقد و اصلاح قرار گیرد. ارائه روایتهای دقیق و واقعی از ایران میتواند موجب تقویت نوعی «غرور مثبت» در داخل و ایجاد همدلی و همدردی در سطح بینالمللی شود. بهعنوان نمونه، پیامهای اخیر رهبر کاتولیکهای جهان درباره صلح و نقد جنگطلبی، که بهنوعی نفی رویکردهای ستیزهجویانه نیز تلقی میشود، نشاندهنده ظرفیتهایی است که میتواند در چارچوب همگراییهای جهانی مورد توجه قرار گیرد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در سالهای اخیر، برخی اقدامات فرهنگی در سطح جهان از جمله تولید آثار موسیقایی، کلیپها و محتوای چندرسانهای در جهت ارائه واقعیتهای ایران صورت گرفته اما در این حوزه همچنان با ضعفهایی مواجه هستیم. ضروری است بتوانیم پیامهای هویتی، تاریخی و انساندوستانه خود را متناسب با شأن تمدنی چند هزار ساله ایران در قالبهای نوین و اثرگذار به جهان عرضه کنیم، امری که میتواند به تقویت «ایران قوی» و ارتقای جایگاه دیپلماسی کشور کمک کند.
وی به ابعاد مختلف قدرت ملی اشاره و تصریح کرد: در دو جنگ اخیر، موضوع امنیت ملی و توان دفاعی از اهمیت بالایی برخوردار بود. برخورداری از توان نظامی پیشرفته، زیرساختهای اطلاعاتی کارآمد و حفظ امنیت مرزها و آرامش داخلی، از مؤلفههای اساسی در این زمینه محسوب میشود هرچند در کنار این مؤلفهها، عوامل نرمافزاری مانند باورها و ارزشهای اجتماعی نقش بنیادیتری دارند و میتوانند مکمل توان دفاعی باشند.
ظریفیان در ادامه با تأکید بر اهمیت اقتصاد در تقویت قدرت ملی گفت: وضعیت معیشتی و اقتصادی جامعه نیز نقش تعیینکنندهای در شکلگیری «ایران قوی» دارد. هرچه اقتصاد کشور در حوزههایی نظیر کشاورزی، صنعت، خدمات، فناوری، تولید دارو و تجهیزات پزشکی توانمندتر باشد، تابآوری کشور در برابر بحرانها افزایش مییابد. تجربه نشان داده است که در شرایط فشار، زیرساختهای حیاتی کشور مورد هدف قرار میگیرند و این موضوع اهمیت حفظ و توسعه این زیرساختها را دوچندان میکند. توسعه زیرساختهایی مانند شبکههای حملونقل، منابع آب، ارتباطات، مخابرات و اینترنت پرسرعت، از دیگر عوامل مؤثر در تقویت توان ملی است همچنین، نقش دانشگاهها در این میان بسیار کلیدی است بهگونهای که یکی از عوامل پایداری کشور در شرایط اخیر، ظرفیتهای علمی و دانشگاهی بوده است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب خاطرنشان کرد: تقویت نوآوری، توسعه شرکتهای دانشبنیان، تبدیل دانش به محصولات تجاری، حمایت از استارتآپها و حضور در رقابتهای جهانی، از جمله اقداماتی است که میتواند به ارتقای قدرت ملی منجر شود. با این حال، مهمترین بُعد در تحقق «ایران قوی»، بُعد اجتماعی و انسانی است که به تقویت انسجام و همبستگی ملی میانجامد. هرچند در شرایط بحرانی، این همبستگی بهطور طبیعی افزایش مییابد اما برای تداوم آن لازم است سیاستهایی در جهت کاهش شکافهای طبقاتی و قومی و نیز توزیع عادلانه فرصتها، ثروت و خدمات در جامعه اتخاذ شود.
این استاد دانشگاه در ادامه با تأکید بر اهمیت آموزش و عدالت اجتماعی در تقویت انسجام ملی اظهار کرد: ارائه آموزش باکیفیت میتواند به تقویت این نگاه کمک کند که ایران متعلق به همه ایرانیان است و همه اقشار و گروهها در آن سهیم هستند، نه صرفاً یک قشر یا جریان خاص. هرچه این رویکرد تقویت شود، به شکلگیری «ایران قوی» کمک بیشتری خواهد کرد. ایجاد نشاط اجتماعی یکی از ضروریترین الزامات تحقق ایران قوی است. این نشاط، بدون عدالت و صداقت، پایداری نخواهد داشت و باید با راستگویی نهادی، قابلیت لمس در زندگی روزمره و پیشبینیپذیر شدن امور تقویت شود. همچنین، بازگشت به سیاست مشارکت واقعی مردم در سطوح مختلف از مدیریتهای شهری گرفته تا فعالیتهای فرهنگی و برنامههای مرتبط با جوانان از اهمیت بالایی برخوردار است.
وی ادامه داد: تا زمانی که مشارکت واقعی در کشور شکل نگیرد، نمیتوان انتظار تحقق کامل این اهداف را داشت. در این راستا، واگذاری بخشی از تصمیمگیریها به سطوح محلی و استانی از جمله اقداماتی که در دولت چهاردهم آغاز شد، گامی مثبت ارزیابی میشود که در شرایط بحرانی نیز به تأمین نیازهای اساسی جامعه کمک کرده است.
ظریفیان با اشاره به تنوع نیازهای جامعه تصریح کرد: جامعه ایران تنها دارای نیازهای محدود و خاص نیست، بلکه حوزههایی همچون موسیقی، جشنهای ملی و محلی، هنرهای خیابانی، ورزش همگانی و میراث فرهنگی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و باید مورد توجه و توسعه قرار گیرند. ایجاد نشاط اجتماعی صرفا وظیفه دولت نیست بلکه تقویت شبکههای همیاری محلی، اجرای پروژههای داوطلبانه در حوزههایی مانند محیط زیست، محلهمحوری و آموزش، و همچنین نقشآفرینی دانشجویان، میتواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب افزود: تحقق «ایران قوی» نیازمند یک رویکرد چندوجهی است و ضروری است پس از عبور از شرایط بحرانی، جامعهای که نقش اصلی را در حفظ و پشتیبانی از کشور ایفا کرده، مورد غفلت قرار نگیرد. تحقق ایران قوی، مستلزم جامعه قوی و نظام حکمرانی کارآمد است و این دو نهتنها در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه در تعامل با هم معنا پیدا میکنند. جامعه زمانی بهطور واقعی تقویت میشود که نظام حکمرانی نیز با ویژگیهایی همچون عدالتمحوری، اخلاقمداری، خدمتمحوری و اتکا به مشارکت واقعی مردم همراه باشد. در این چارچوب، نهادهایی مانند سندیکاها، احزاب، گروههای داوطلبانه و اقوام مختلف، اجزای مهم جامعه قوی محسوب میشوند و نباید نادیده گرفته شوند.
وی در پایان با اشاره به نقش دولت و رسانهها در نهادینهسازی ایران قوی گفت: رسانهها میتوانند در روایتسازی دقیق، اطلاعرسانی بهموقع و کاهش ابهامات نقش مؤثری ایفا کنند. ابهام یکی از عواملی است که میتواند به تضعیف جامعه منجر شود و رسانهها با ارائه اطلاعات و تحلیلهای دقیق، میتوانند این خلأ را برطرف کنند. تقویت زیرساختهای ارتباطی از جمله فناوریهای نوین و اینترنت پرسرعت و همچنین حمایت از رسانهها در انجام وظایف حرفهایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. علاوه بر این توجه به معیشت و امنیت فعالان رسانهای ضروری است تا این قشر بتواند بدون دغدغه، نقش خود را در ارتقای آگاهی عمومی ایفا کند.
انتهای پیام
