به گزارش ایسنا، حسینعلی قبادی یادداشتی در وصف شهادت دکتر سیدکمال خرازی، بنیانگذار پژوهشکده علوم شناختی و وزیر اسبق امور خارجه ایران، نوشت.
در این یاداشت آمده است:
به نام حق
در جمال کمال:
درباره دانشمند بیادعا شهید دکتر سید کمال خرازی رضوان الله تعالی علیه.
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود.
۱. این جستار به پاسداشت مقام علمی و اخلاقی شهید دکتر سیدکمال خرازی، بنیانگذار پژوهشکده علوم شناختی به نگارش درمیآید. در نگاه نخست و کلان، خداوند کریم به همه موجودات خود علاقه دارد و هر پدیدهای را به اندازه ظرفیتش هدایت میکند.
۲. در میان موجودات، خدای حکیم به دلیل برخورداری «انسان» از قدرت دانایی و توان شکوفاساختن و رشد شخصیتی و معرفتی، او را از دیگر موجودات ممتاز ساخت و به وی شرافت بخشید. از مهمترین شاخصهای امتیازدهی در میان انسانها نسبت به یکدیگر نیز، بهویژه از دیدگاه عرفانی، میزان تقرب، چشیدن تجربههای ربانی، رسیدن به مقام شهود و زیست عاشقانه با حق تعالی به شمار میآید.
در نظام اندیشگانی دینی نیز اگر این اراده تقرب به فداکاری در عمل بینجامد و «آمنوا» به «عملوا الصالحات» منتج شود، آن شهود عرفانی در قالب داد و ستد جان و مقام عالی شهادت در مسیر تعالی ارزشهای الهی، صیانت از اولیای حق، شرافت انسانی، گاه میهنی، عدالتخواهی، اعزاز کرامت انسانها، حریم خاک بندگان فرهیخته و صالح معبود و... جلوه و ظهور پیدا میکند.
۳. اما گاه بهنظر میرسد به گونهای رازآمیز در میان بندگان صالح، خداوند سری نهاده که خود، تخصیصاً، مشتری خاص و دلبرانه برخی اولیا و صلحا میشود؛ که ظاهراً قرار نبوده شهید بشوند، ولی به دلیل لیاقت و شایستگی و رسیدن به مقام قرب خاص، با شهادت در جایگاه ویژه نزد خود حق تعالی ماوی میگزینند. شاید بتوان حمزه سیدالشهدا (ع) را یکی از مصادیق آن فهمید. و البته وفق برخی تفاسیر قرآن مجید، صراحتاً امام علی (ع) را میتوان در لیله المبیت از کسانی دانست که حضرت حق مشتری خاص آنان شده بود: «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...»
۴. از چشم حقیر که همواره از انوار وجود استاد دکتر سید کمال خرازی التذاذها داشتم، ایشان را باید در زمره یکی از مفاخر به شمار آورد که خود خدا مشتری خاص وی شد و او را آنگونه که خواست با کمال عزت، دانشمندی، نگرش راهبردی عظیم، حفظ وجهه مردمی، فداکاری و استواری در راه آرمان وطن، دفاع از همه شئون صیانت سرزمینی، منطق، دانش، اخلاق، وارستگی، در نهایت اخلاص و صفا با خود به ملکوت اعلی برد.
هفته گذشته در بهشت زهرا (س)، شاهد شکوه مردمی بودن و آرمیدن در کنار همسر شهیده به دست اشقی الاشقیا در کنار مزار دیگر شهیدان مردمی بودیم و این هفته در مجلس ختم، یکی از بینظیرترین جلسات ترحیم را نظارهگر شدیم. گویی وجدان فرهیختگان ایران یکجا تجسم پیدا کرده بود و یک ایران، در جستجوی کمال جمع شده بودند. «قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز.»
۵. آیا چند شخصیت در جهان و ایران میتوان پیدا کرد که چنین ویژگیهای دیریابی را با هم داشته باشد؟ دانشمندی تراز اول، پیشرانی در مرزهای دانش، آگاهی به امور جهان، ژرفنگری در امور داخلی با نگاهی پیوسته ایجابی برای حل مسائل کشور و... را یکجا در خود جمع کرده باشد.
وزیر خارجه کشور بزرگ ایران در دوران موفقترین دولتها، و سمتهای بسیار بزرگ ملی پس از آن، امین همگان، محبوب خاص و عام، با زندگی بسیار پاک، سلوک پاکیزه، خدمت بیادعا و بیمنت، مجاهدت خالصانه، بیریا و عاشقانه و به دور از شعارزدگی. انصافاً صفت «شهید» چقدر زیبنده دکتر کمال خرازی بود و به کمال او افزود؟ و وی را چراغ راه تحصیلکردگان و روشنفکران ایران برای خدمت به وطن، ایراندوستی و الگوی مردمی ماندن و خدمت بیمنت و رفتن با سرافرازی در تقابل با دشمنترین افراد بشریت و قاتلان غزه و همسنگر طفلان میناب قرار داده است.
با زبان حافظ، متناسب با حال و هوای شهید خرازی، جستار را به پایان ببریم:
در زلف چونکمندش ای دل، مپیچ کانجا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردیم
یارب مباد کس را مخدوم بیعنایت
ای آفتاب خوبان، میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
انتهای پیام
