فیروزه نیشابور، با رنگ آبی لاجوردی و رگههای منحصر به فردش، همواره نمادی از زیبایی و اصالت بوده و ارزشهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری فراوانی را برای این منطقه به ارمغان آورده است. در نگاه اول، تصور میشود شهری با چنین پیشینه درخشان و ظرفیتهای طبیعی فراوان، باید در قلب تپنده صنعت گوهرسنگ ایران و حتی جهان قرار گرفته باشد.
با این حال، واقعیتهای موجود در صنعت گوهرسنگ و معدن نیشابور، تصویری متفاوت و غالباً نگران کننده را به نمایش میگذارند. علیرغم پتانسیلهای بالقوه عظیم، این صنعت در نیشابور با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند که مانع از شکوفایی کامل آن شده است. یکی از اصلیترین و ریشهایترین این مشکلات، پدیده تمرکزگرایی است. این تمرکزگرایی، هم در سطح ملی و هم در سطح استانی، باعث شده تا تصمیمگیریها، تخصیص منابع و سیاستگذاریهای کلان، عمدتاً در پایتخت کشور یا مراکز استان متمرکز شوند و شهرستانهایی چون نیشابور، با وجود ظرفیتهای منحصر به فردشان، از دید و توجه لازم محروم بمانند. این رویکرد، منجر به محرومیت نیشابور از بسیاری از ظرفیتهای ملی و استانی شده و فرصتهای توسعهای را که میتوانست به رونق این صنعت و منطقه کمک کند، از بین برده است.
پژواک ظرفیتهای مغفول در سایه تمرکزگرایی
وقتی سخن از صنعت گوهرسنگ به میان میآید، نیشابور نباید تنها به عنوان یک معدنکار صرف دیده شود؛ بلکه این منطقه دارای تاریخچه و پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به یک قطب فرآوری، طراحی و حتی مرکز آموزش و پژوهش در زمینه گوهرسنگ است. موقعیت جغرافیایی، دسترسی به نیروی کار ماهر و علاقهمند و البته، مهمتر از همه، ذخایر غنی طبیعی، همه و همه عواملی هستند که میتوانند نیشابور را به جایگاهی ویژه در زنجیره ارزش صنعت گوهرسنگ برسانند؛ اما این رؤیا تا زمانی که سیاستگذاریها بر اساس تمرکززدایی و توانمندسازی مناطق محلی نباشد، همچنان دست نیافتنی به نظر میرسد.

مدیرعامل معدن فیروزه نیشابور، بازنگری در رویکردهای مدیریتی و اجرایی را ضروری دانست و گفت: تمرکزگرایی در سطح استان، مشابه تمرکزگرایی در سطح کشور، ما را دچار مشکل کرده است.
حامد فضلیانی، در گفت و گو با ایسنا با تأکید بر اینکه این معضل، مانع اصلی شکوفایی واقعی صنعت گوهرسنگ در شهرستانهایی مانند نیشابور شده است، توضیح داد: در چرخه کلی گوهرسنگ، حدود ۱۲ مرحله اصلی از مرحله اکتشاف و استخراج در معدن تا عرضه نهایی در بازار وجود دارد؛ اما متأسفانه، سیاستگذاریها و توجهات عمدتاً معطوف به بخش خردهفروشی و عرضه نهایی در بازار شده است.
وی خاطرنشان کرد: این رویکرد باعث شده تا تمرکز اصلی فعالیتها، سرمایهگذاریها و تصمیمگیریها به مرکز استان، یعنی مشهد، منتقل شود و ظرفیتهای بالقوه و بالفعل شهرستانها که در واقع ریشههای اصلی این صنعت هستند، نادیده گرفته شوند.
متاسفانه امروز در زمینه بازاریابی هدفمند در کشورهای هدف صادراتی، شرکت در نمایشگاههای بینالمللی، ارتباط با بورسهای جواهرات دنیا، قیمتگذاری، فرآیندهای صادراتی، واردات مواد اولیه مورد نیاز و صدور گواهینامههای معتبر برای جواهرات ساخته شده، با مشکلات عدیدهای روبهرو هستند. این ناهماهنگیها و پیچیدگیهای اداری سبب شده که بخش قابل توجهی از صادرات گوهرسنگ ایران به صورت غیررسمی و چمدانی انجام شود که این امر علاوه بر کاهش درآمدهای ارزی کشور، شفافیت لازم را در تجارت این حوزه از بین میبرد.
فضلیانی با اشاره به رخداد شهر جهانی گوهرسنگ برای مشهد، از این فرصت از دست رفته برای نیشابور ابراز گلایه کرد و گفت: متأسفانه در این رویداد مهم، تمامی امکانات، بودجههای تخصیص یافته و رویدادهای علمی و تجاری، در مرکز استان متمرکز باقی ماند. این در حالی است که شهرستانهایی مانند نیشابور و سایر قطبهای اصلی تولید و فرآوری گوهرسنگ در استان، از این ظرفیت عظیم بهرهای نبردند و عملاً این فرصت ملی، به فرصتی منطقهای محدود شد.
وی یکی از مطالبات اصلی فعالان صنعت گوهرسنگ نیشابور را انتخاب این شهرستان به عنوان دبیرخانه استانی گوهرسنگ عنوان و اظهار کرد: مهم نیست که این دبیرخانه ذیل کدام دستگاه اجرایی یا سازمان دولتی فعالیت کند؛ آنچه اهمیت دارد این است که محل استقرار و فعالیت آن، نیشابور باشد. این اقدام میتواند گام مهمی در توزیع عادلانه امکانات و فرصتها در سطح استان باشد و به نیشابور اجازه دهد تا نقش محوری خود را در این صنعت ایفا کند.
مدیرعامل معدن فیروزه نیشابور در ادامه به ضعف در حوزه اکتشافات معدنی اشاره و اظهار کرد: از نظر زمینشناسی، استان خراسان رضوی شرایطی بسیار مشابه استان کرمان دارد که معادن بزرگ و صنعتی متعددی در آن فعال هستند؛ اما به دلیل ضعف شدید در اکتشافات زیرسطحی و عدم سرمایهگذاری کافی در این بخش، تاکنون هیچ معدن بزرگ در استان شکل نگرفته است. تأمین مواد اولیه پایدار برای صنایع وابسته به معادن، نیازمند راهاندازی و توسعه معادن مستعد است و این امر بدون اکتشافات علمی و میدانی پیشرفته ممکن نیست. پتانسیل علمی و اجرایی لازم برای انجام این اکتشافات در دانشگاه نیشابور وجود دارد و این مطالعات میتوانند در خود شهرستان و با اتکا به نیروهای بومی انجام پذیرند.

فضلیانی با اشاره به مشکلات ریز و درشت معادن شهرستان نیشابور، به وضعیت نامساعد اکثر معادن کوچک و متوسط اشاره کرد و گفت: نگاه صرفاً درآمدی دولتها به حوزه معادن، آسیبهای جدی به این بخش وارد کرده است. در دولت گذشته، شاهد افزایش چندین برابری در حقوق دولتی معادن بودیم که نتیجه آن، خروج بخش بزرگی از معادن از چرخه فعالیت و تعطیلی آنها بود. در حال حاضر، از حدود ۱۰۰ معدن ثبت شده در شهرستان نیشابور، کمتر از ۵۰ درصد آنها فعال هستند و مابقی یا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت بسیار پایینی فعالیت میکنند.
علاوه بر فشار هزینهها ناشی از حقوق دولتی در نیشابور، مشکلات دیگری نیز معادن را با بحران مواجه کرده است که فرسودگی شدید ماشینآلات و تجهیزات معدنی، عدم اجرای صحیح و یا عدم تسهیل در دستورالعملهای مربوط به واردات ماشینآلات معدنی، حذف و یا عدم تخصیص بهموقع سوخت مورد نیاز معادن از آن جمله است، در ماههای اخیر، مشکل جدی در تأمین، تولید و تحویل مواد ناریه (مواد منفجره)، معادن را با مشکلات جدی مواجه کرده است. ادامه این روند، منجر به کاهش شدید تولید در تمامی معادن خواهد شد.
نگاهی از درون به چالشها و راهکارها
گرچه نام نیشابور، با درخشش فیروزههایش گره خورده است و آوازه استخراج و تراش سنگهای قیمتی آن، قرنهاست در سراسر جهان پیچیده است اما افسوس که این پتانسیل عظیم، سالهاست در سایه نگاههای متمرکز و سیاستگذاریهای ناهمگون، مغفول مانده و نتوانسته است جایگاه شایسته خود را در جغرافیای اقتصادی و صنعتی کشور بازیابد. گویی نیشابور، علیرغم برخورداری از غنیترین ذخایر فیروزه و استعدادهای درخشان انسانی، محکوم به تماشای شکوفایی دیگر مناطق و صنایع است؛ در حالی که خود، با چالشهای اساسی دست و پنجه نرم میکند.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور گفت: ریشه بسیاری از مشکلات صنعتی این شهرستان را باید در پدیده تمرکزگرایی جستوجو کرد؛ پدیدهای که به جای توزیع عادلانه فرصتها و منابع، موجب تقویت برخی مناطق خاص و در مقابل، غفلت از سایر کانونهای بالقوه توسعه شده است.
حسن جلائی مرادزاده افزود: تمرکز تصمیمگیریها و سیاستگذاریها در کلانشهرها باعث شده ظرفیتهای اقتصادی و معدنی شهرستانهایی همچون نیشابور به درستی دیده نشود. این رویه، نه تنها مانع شکلگیری سرمایهگذاریهای جدید در حوزه معدن و گوهرسنگ شده، بلکه در مسیر فعالیت واحدهای فعال نیز موانع متعددی ایجاد کرده است.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور، بیان کرد: بخشی از مشکلات امروز بخش معدن و صنایع وابسته، به ویژه در حوزه تأمین مواد اولیه، حاصل همین نگاه متمرکز و عدم تفویض اختیار به استانها و شهرستانهاست.
جلائی مرادزاده اضافه کرد: صنایع نیشابور امروز با چالشهایی جدی در تأمین مواد اولیه و نیز در فرآیندهای گمرکی و اداری مواجهاند که همین مسائل، تولید را با مشکلاتی مواجه کرده است.
وی یادآور شد: بسیاری از معادن کوچک و متوسط در نیشابور و استان خراسان رضوی به دلیل همین موانع اداری و حقوقی، فعالیت خود را متوقف کرده یا با حداقل ظرفیت ادامه میدهند، در حالی که رفع این مشکلات میتواند مسیر توسعه را برای آنان هموار کند.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور با تأکید بر لزوم بازنگری در سیاستهای کلان صنعتی کشور گفت: باید به استانها، به ویژه به شهرستانهایی مانند نیشابور که از ظرفیتهای غنی معدنی و صنعتی برخوردارند، اختیار و نقش بیشتری در تصمیمسازیها داده شود تا بتوانند منابع و مزیتهای خود را در مسیر توسعه به کار گیرند.
بدون شک تقویت نگاه منطقهمحور و واگذاری اختیارات به سطوح استانی، ضمن رفع تمرکز از پایتخت، میتواند به شکوفایی صنعت گوهرسنگ، احیای معادن تعطیل و فعالسازی زنجیرههای تولید کمک کند. اگر این نگاه اصلاح شود، نیشابور با پشتوانه تاریخی و معدنی خود میتواند دوباره به جایگاه شایستهاش در عرصه صنعت و معدن کشور بازگردد و نام فیروزه نیشابور، بار دیگر بر تارک صنعت ایران بدرخشد.
جلائی مرادزاده یکی از کلیدیترین راهکارها برای ارتقای جایگاه نیشابور را، استقرار دبیرخانه گوهرسنگ در شهر نیشابور دانست و اظهار کرد: این اقدام، میتواند به تمرکززدایی در تصمیمگیریها، هدایت بهتر سرمایهگذاریها و جلب توجه ملی به ظرفیتهای منحصر به فرد این شهر کمک شایانی کند. این تمرکز، میتواند منجر به هماهنگی بیشتر بین فعالان این صنعت، از استخراجکنندگان گرفته تا طراحان و بازاریابان شود.

وی گفت: برای اطمینان از پایداری و توسعه صنعت گوهرسنگ، توسعه اکتشافات امری ضروری است. شناسایی ذخایر جدید و ارزیابی دقیقتر ذخایر موجود، نیازمند سرمایهگذاری هدفمند و حمایتهای دولتی و خصوصی است. این اکتشافات، چشمانداز روشنی را برای تأمین بلندمدت مواد اولیه این صنعت فراهم خواهد کرد.
یکی از موانع اصلی پیش روی فعالیت معدنکاران، به ویژه در معادن کوچک و متوسط، اصلاح نظام حقوق دولتی است. برای اینکه فشار اقتصادی بر این معادن کاهش یابد و فعالیت آنها از صرفه اقتصادی بیشتری برخوردار شود بازنگری در این قوانین ضروری است. این اصلاحات، میتواند به رونق مجدد بسیاری از معادن راکد کمک کند.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور ادامه داد: تسهیل واردات ماشینآلات نیز از دیگر مطالبات اساسی در بخش معدن است. فرسودگی ماشینآلات و تجهیزات معدنی، بهرهوری را کاهش داده و هزینهها را افزایش میدهد. واردات ماشینآلات نو و به روز، علاوه بر افزایش راندمان تولید، ایمنی معادن را نیز ارتقا خواهد بخشید.
وی خاطرنشان کرد: همچنین تأمین پایدار سوخت و مواد ناریه برای فعالیت مستمر معادن، امری حیاتی است. هرگونه اختلال در این زمینه، میتواند منجر به توقف کامل فعالیت معادن شده و چرخههای تولید را مختل کند. لذا، تضمین دسترسی پایدار به این اقلام، یک اولویت انکارناپذیر است.
جلائی مرادزاده بر حمایت از صادرات رسمی و جلوگیری از صادرات چمدانی تأکید و تصریح کرد: ارزآوری از طریق صادرات رسمی، مسیری پایدارتر برای توسعه اقتصادی است. جلوگیری از قاچاق و صادرات غیررسمی، علاوه بر حفظ منابع ارزی کشور، به تقویت برند محصولات ایرانی در بازارهای جهانی کمک میکند.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور، بر لزوم توجه ویژه به پتانسیلهای منحصربه فرد نیشابور در حوزه گوهرسنگ تأکید کرد و خواستار تدوین برنامههای توسعهای متناسب با این ظرفیتها شد.
وی ابراز امیدواری کرد: با اجرای راهکارهای پیشنهادی و اتخاذ سیاستهای حمایتی، نیشابور بتواند بار دیگر، جایگاه شایسته خود را به عنوان نگین فیروزه ایران باز یابد و به قطبی مهم در صنعت گوهرسنگ و معدن کشور تبدیل شود. البته این امر، نیازمند یک عزم همگانی و همکاری نزدیک بین بخش دولتی و خصوصی است تا ظرفیتهای بالقوه این منطقه تاریخی، به بالفعل درآیند و موجبات توسعه پایدار و اشتغالزایی در این دیار کهن فراهم گردد.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت نیشابور، در ادامه اولویتهای صنعتی منطقه را در دو حوزه کلیدی پتروشیمی و فولاد برشمرد و اصلیترین مانع پیش روی توسعه این صنایع را در تأمین مواد اولیه دانست.
وی با اشاره به فرآیندهای طولانی و طاقتفرسای واردات، بر ضرورت تأمین سریع و تسهیل شده مواد اولیه برای جلوگیری از توقف تولید و حفظ اشتغال در این صنایع حیاتی تأکید کرد و در همین راستا، خواستار تخصیص جداگانه مواد اولیه، حتی بدون نیاز به انتقال ارز شد. این اقدام، میتواند گرهگشای بسیاری از مشکلات تولیدکنندگان باشد و از خسارات هنگفتی که ناشی از توقف خطوط تولید است، جلوگیری کند.
وی تصریح کرد: معادن، ستون فقرات صنایع بالادستی کشور هستند و حمایت از آنها، به معنای تقویت کل زنجیره تولید ملی است. این نگاه جامع به بخش معدن، ضرورت توجه بیشتر به معادن کوچک و متوسط را برجسته میسازد، چرا که این معادن، اغلب، تأمین کننده اصلی مواد اولیه برای صنایع بزرگتر محسوب میشوند.
در دل کوهپایههای جنوبی رشتهکوههای بینالود، در نزدیکی روستای معدن علیا و حدود ۶۰ کیلومتری شهر نیشابور، بزرگترین و مرغوبترین معدن فیروزه جهان قرار گرفته است. این منطقه معدنی که گسترهای تقریبی به وسعت ۴۰ کیلومتر مربع را در بر میگیرد، مملو از تونلهای متعدد است که در دل خود گنجینههای ارزشمند فیروزه را جای دادهاند.
فیروزه، این سنگ قیمتی دلربا، در دو دسته اصلی عجمی (با سطحی صاف و یکدست) و شجری (دارای رگههای ظریف) یافت میشود. رنگ درخشان و قابلیت جلای بالای آن، از هزارههای دور، انسان را شیفته خود کرده است. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که از حدود ۴۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در محوطهای به نام تپه برج در شرق دشت نیشابور، از این کانی ارزشمند استفاده میشده است که این خود گواهی بر قدمت دیرینه بهرهبرداری از فیروزه در این منطقه است.
صنعت گوهرسنگ نیشابور، در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحول و نوآوری است. از یک سو، استخراج سنتی و فرسودگی تجهیزات، بهرهوری را کاهش داده و هزینهها را افزایش داده است. از سوی دیگر، نبود سرمایهگذاری کافی در اکتشافات نوین، ذخایر قابل دسترس را محدود کرده و چشمانداز تأمین مواد اولیه در بلندمدت را تیره ساخته است. به این موارد، باید مشکلات اداری و حقوقی، از جمله نظام حقوق دولتی معادن و پیچیدگیهای واردات ماشینآلات را افزود که هر کدام به سهم خود، مانعی برای شکوفایی این صنعت محسوب میشوند.
اکنون نیشابور، با در اختیار داشتن میراثی گرانبها و پتانسیلهای فراوان، در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد. آینده صنعت گوهرسنگ و معادن این شهرستان، نه تنها به اکتشافات جدید، بلکه به جسارت در پذیرش نوآوری، انعطافپذیری در برابر تغییرات و اتخاذ رویکردهای مدیریتی مدرن بستگی دارد. اگر بتوانیم از اشتباهات گذشته درس گرفته و با نگاهی رو به جلو، سرمایهگذاری هدفمند و حمایتی همهجانبه را در دستور کار قرار دهیم، نیشابور بار دیگر خواهد درخشید و فیروزههایش، نه تنها بر انگشتان، بلکه بر تارک صنعت و اقتصاد ایران، خواهد نشست. این، نه یک آرزو که یک ضرورت برای بقا و شکوفایی این میراث کهن است.
انتهای پیام
