اول اردیبهشت، روزی که به نام سعدی و گلستان او نامگذاری شده، فرصتی است تا به جایگاه این شاعر و نویسنده بزرگ ایرانی در تاریخ ادبیات فارسی بیندیشیم. سعدی شیرازی، که هشت قرن پیش با قلمی روان و زبانی ساده اما عمیق، پیامهای اخلاقی و انسانی خود را به جهانیان عرضه کرد، همچنان الگوی نثرنویسی فارسی و منبع الهام نویسندگان است. گلستان او نهتنها در ایران، بلکه در سراسر جهان فارسیزبان، جهان عرب، هند و حتی اروپا و آمریکا خوانده و ستوده شده است. اما چرا سعدی پس از گذشت قرنها همچنان زنده است؟ چه ویژگیهایی در سبک و اندیشه او باعث شده تا نسلهای مختلف به آثارش بازگردند؟ و مهمتر از همه، آیا میتوان پیامهای او را برای مخاطب امروزی بازخوانی کرد؟ محمدرضا موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم در این گفتوگو به این پرسشها پاسخ میدهد و از تأثیر سعدی بر فرهنگ ایرانی و جهانی، سبک سهلممتنع او، و ضرورت بازگشت به متون کلاسیک برای احیای زبان فارسی سخن میگوید. در ادامه متن گفتوگو با محمدرضا موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و پژوهشگر ادبیات کلاسیک فارسی را میخوانیم:
ایسنا: چرا روز نثر فارسی با نام سعدی و گلستان گره خورده است؟
سعدی خودش در ابتدای گلستان تاریخ نگارش کتاب را ذکر کرده است. گلستان در سال ۶۵۶ قمری، بعد از بوستان نوشته شده که حدود سال ۶۵۵ قمری تاریخگذاری شده است؛ به همین دلیل اول اردیبهشت را بهعنوان روز گلستان و روز نثر فارسی انتخاب کردیم. گلستان نقطه عطفی در نثر فارسی است و تاریخ آغازین آن ارزش نمادین دارد.
ایسنا: چطور سعدی توانست پل ارتباطی میان فرهنگ ایرانی و جهان باشد؟
نویسندگان فارسیزبان پس از اسلام، اخلاق ایرانی را با ارزشهای اسلامی درآمیختند. اندیشه سعدی ریشه در آموزههای اخلاقی بهارثرسیده و ارزشهای انسانی گسترده دارد. مخاطب او فقط عارف یا مذهبی نیست؛ انسان عام است. در گلستان میخوانیم: «جوهر اگر در خلاب افتد همچنان نفیس است» یعنی ارزش به شخصیت درونی بستگی دارد، نه جایگاه. او میگوید استعداد بدون تربیت کافی نیست و تربیت بدون استعداد هم بیفایده است. همچنین تأکید میکند که «پیامبرزادگی قدرش نیفزود» و «گوهرت و نژادت به تنهایی چیزی نیست». این پیامها عملی، انسانی و جهانشمول هستند.
سعدی میراث فرهنگی قابل اشتراک برای جهان است. ادبیات کلاسیک فارسی پیام صلح، مدارا و آشتی اجتماعی را حمل میکند. آثار سعدی رویکرد ضد آزار و آشتیجو دارد. او میگوید: «ما پیامبران صلحیم» و تأکید میکند که «دلآزاری نکنن». حکایت دزد و مرد پارسا در گلستان نمونهای از رحمت و انعطاف اخلاقی است. ادبیات او صداقت، سادگی و پرهیز از آزار را ترویج میدهد.
ایسنا: آیا میتوان پیامهای سعدی را برای مخاطب امروزی زنده نگه داشت؟
قطعاً. زبان و اندیشه سعدی متعلق به دوران خودش است، اما پیام اخلاقی و اجتماعی او همچنان کاربردی است. او از طریق داستان کوتاه، طنز، استعاره، تضاد میان شخصیتها و گفتگوی غیرمستقیم آموزش میدهد. میتوانیم فرم او را حفظ کنیم و پیام را به زبان امروز بیان کنیم. یکی از درسهای مدرن کلیدی سعدی، خودانتقادی است: خودفریبی نکنید، هوش خود را بیشازحد ارزیابی نکنید، فرزندان یا «محصولات ذهنی» خود را بیشازحد نستایید. گلستان متنی انعطافپذیر است که میتواند برای نسلهای جدید باز تفسیر شود.
ایسنا: تأثیر گلستان و بوستان بر آثار ادبی دورههای بعد چقدر بوده است؟
تأثیر سعدی عظیم و قابل اندازهگیری است. نسخه خطی گلستان مربوط به سال ۶۶۸ قمری نشان میدهد که کتاب در زمان حیات سعدی کپیبرداری میشده. این گردش سریع، دامنه تأثیر او را از شرق جهان فارسیزبان تا هند، جهان عرب و مصر گسترش داد. نویسندگان بعدی مانند جامی و بهارستان، قانع و پریشان، خوافی و نگارستان، معینالدین جوینی، عبید زاکانی در اخلاق الاشراف، قائممقام فراهانی، بیدل، میرزا حبیب اصفهانی و فریدون توللی همگی از سعدی تقلید یا اقتباس کردند. این تعداد زیاد اقتباسها دلیل اصلی اعتبار ماندگار سعدی است.
ایسنا: چرا سعدی برای مخاطب عام جذاب است؟
سعدی عمداً از زبان سنگین، مصنوع و پرتکلف پرهیز کرد. سبک او سهلممتنع است؛ ظاهراً ساده اما بسیار سختتقلید. این ویژگی هم در شعر و هم در نثر او دیده میشود. شهرت سعدی در زمان حیاتش از مرزهای ایران گذشت، به چین در شرق، به عثمانی در غرب، بعدها به جهان عرب و سپس از طریق ترجمه به اروپا، آمریکا و روسیه رسید.
در گلستان حکایتی از دو شاهزاده در مصر داریم؛ یکی علم آموخت، دیگری ثروت. عالم میگوید علم میراث پیامبران است، پادشاهی میراث فرعون و هامان. سعدی همچنین میگوید: «کجا خود شکر این نعمت گزارم / که زور مردمآزاری ندارم». نثر او با وجود فاصله زمانی مثل متن روزنامهای فوری و گفتگومحور است.
ایسنا: نظر شما درباره وضعیت نگارش رسمی و اداری فارسی امروز چیست؟
متأسفانه نثر اداری و آموزشی امروز ما بهشدت افت کرده است. نوشتار کنونی کلیشهای و پر از مخففنویسی است. زیباییشناسی و ظرافت زبانی استادان گذشته را از دست دادهایم. دانشمندان، مترجمان و نویسندگان پیشین بهطور منظم گلستان و متون کلاسیک را میخواندند تا زبان خود را صیقل دهند. این آثار به آنها کمک میکرد تا واژگان، عبارات و ساختارهای زبانی غنیتری بیاموزند. توصیه من این است که به این سنت بازگردیم. نوشتار فارسی امروز باید دوباره با سنت کلاسیک ارتباط برقرار کند تا غنای خود را بازیابد.
انتهای پیام
