به گزارش ایسنا، در دو سال و نیم پس از وعدههای «بنیامین نتانیاهو» برای پیروزی قاطع واقعیت میدانی نشان داده است که راهبرد نظامی رژیم صهیونیستی با محدودیتهای خود مواجه شده است. نتانیاهو در هفتههای اخیر با فشارهایی مواجه شده است ـ از توافق آتشبس میان آمریکا و ایران که پس از حملاتی ناموفق علیه ایران حاصل شد تا فاصله گرفتن قدرتهای اروپایی از رژیم صهیونیستی.
مهمترین شکست رژیم صهیونیستی در درگیری با حزبالله رقم خورده است که برخلاف ارزیابیهای این رژیم تواناییهای خود را بازسازی کرده و ضمن تضعیف پیشروی ارتش اشغالگر در لبنان، شهرهای شمالی اسرائیل را هدف حملات شدید قرار داده است.
پایگاه خبری میدل ایست آی در گزارشی با این مقدمه درباره شکست راهبرد رژیم اشغالگر در لبنان نوشت: اعمال آتشبس از سوی ترامپ میان لبنان و اسرائیل و نیز واقعیت پیچیدهتر میدانی، شکاف میان لفاظیهای نظامی خشونتبار و نتایج عملی را آشکار ساخته. درحالی که در حمله متجاوزانه ۱۹۸۲ اسرائیل ظرف یک هفته به بیروت رسید، اکنون ارتش آن با وجود آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ در رسیدن به رودخانه لیتانی ناتوان است و تنها تا هشت کیلومتری مرز پیشروی کرده. تحلیلگران اسرائیلی که ابتدا از به دام افتادن حزبالله ابراز خوشحالی میکردند، به سرعت دریافتند که خود در دام افتادهاند و با وجود آزادی عمل در لبنان، نتوانستهاند توان نظامی حزبالله را از بین ببرند.
شکست عمیق نتانیاهو
در این گزارش آمده است: گزارشهای اطلاعاتی نظامی اسرائیل نشان میدهد که برخلاف ادعای اولیه مبنی بر اینکه حزبالله از طریق سلولهای پراکنده چریکی عمل میکند، این گروه دارای مراکز فرماندهی و کنترل و حتی هماهنگی با سپاه پاسداران ایران در حملات است. برای نتانیاهو این یک شکست عمیق به شمار میرود؛ پس از دو سال و نیم وعده پیروزی قاطع و شور اولیه پیرامون جنگی کوتاه علیه ایران که قرار بود به تغییر رژیم و قطع حمایت تهران از حماس و حزبالله منجر شود، اکنون ارتش رژیم صهیونیستی، خود اذعان کرده که خلع سلاح حزبالله مستلزم اشغال تمام لبنان در عملیاتی چند ساله است.
این در حالی است که ارتش اشغالگر با کمبود جدی سربازان ذخیره و خستگی فزاینده پس از درگیریهای طولانی مواجه است. بودجه نظامی نیز بیش از دو برابر شده و بار سنگینی بر اقتصاد اراضی اشغالی تحمیل کرده است.
نتانیاهو در این موقعیت دشوار پس از رد مذاکرات پیشین، اکنون به گفتوگو با دولت لبنان تن داده است. در درون رژیم صهیوینستی دو گرایش مکمل ظهور کرده؛ «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ این رژیم خواستار اشغال لبنان تا رودخانه لیتانی با بهانه امنیتی است و «بتسلئیل اسموتریچ» وزیر دارایی آشکارا خواستار شهرکسازی در جنوب لبنان و تبدیل آن به مرز شمالی اراضی اشغالی شده است. همزمان، صدها هزار نفر آواره شدهاند و رژیم اشغالگر تهدید به پیادهسازی روشهای تخریب مشابه خانیونس در لبنان کرده است. طبق گزارش روزنامه صهیونیستی هاآرتص، پاسگاههای نظامی تازه تاسیس شبیه پاسگاههای غزه و موقتی به نظر نمیرسند. نتانیاهو تلاش میکند با ایجاد یک مسیر دیپلماتیک، جامعه بینالمللی را قانع کند که مذاکرات در جریان است اما مذاکره زیر آتش همچنان تصاویری از ویرانی در لبنان به افکار عمومی اراضی اشغالی ارائه میدهد.
به نوشته میدل ایست آی، «هدف اسرائیل نهتنها خنثیسازی نفوذ ایران و جدا کردن لبنان از مذاکرات آمریکا و ایران، بلکه مقابله با نفوذ فرانسه نیز هست که مانعی بر سر راه هژمونی منطقهای خود میبیند و همه اینها در حالی انجام میشود که اسرائیل به شکلی فرصتطلبانه از تنشهای فرقهای در لبنان بهرهبرداری میکند.»
تحقق ادعای «پیروزی قاطع نتانیاهو» غیرممکن است
در بخش پایانی این گزارش مطرح شد: خودبینی نتانیاهو و دستگاه امنیتی اسرائیل به چالشی بزرگ برای اراضی اشغالی تبدیل شده است. طرز فکر «اسپارتای مطلق» که دیپلماسی را کنار میگذارد و اصرار دارد هر مشکلی با زور حل میشود، هزینههای سنگینی داشته است؛ جنگ با ایران میلیونها اسرائیلی را مجبور به پناه بردن به پناهگاهها کرد، اقتصاد و نظام آموزشی مختل و جایگاه اسرائیل تضعیف شد. اکنون توپ در زمین دولت لبنان است و پرسش اصلی این است که تا چه حد حاضر به همکاری با اسرائیل، بهویژه در زمینه خلع سلاح حزبالله خواهد بود؛ خواه از طریق ادغام این گروه در نهادهای امنیتی دولتی، خواه از طریق همکاری مستقیم با اسرائیل که ریسک کشیده شدن کشور به سمت جنگ فرقهای را دارد.
جنگ اخیر یک بار دیگر اهمیت جغرافیا و جمعیت را با وجود برتری هوایی رژیم صهیونیستی نشان داد. قدرت نظامی بسیار پیچیدهتر از بمباران هوایی است و جهان به سوی نظمی قانونگریز که تنها بر زور استوار باشد، حرکت نمیکند. دیپلماسی و گفتوگوی عقلانی همچنان حائز اهمیت است و اکنون روشن شده که تحقق ادعاهای نتانیاهو درباره پیروزی قاطع غیرممکن است.
انتهای پیام
