• چهارشنبه / ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۹:۵۰
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد مطلب: 1405020200802

چگونه با درک هیجانات، فرزندمان را به انسانی خودباور تبدیل کنیم؟

چگونه با درک هیجانات، فرزندمان را به انسانی خودباور تبدیل کنیم؟

ایسنا/کرمانشاه یک کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی معتقد است، با درک هیجانات کودک و جایگزینی کنترل با هدایت، می‌توان یک انسان خودباور و مسئولیت‌پذیر برای آینده ساخت.

حامد بهرامیان در گفت و گو با ایسنا، با بیان اینکه بسیاری از والدین در مسیر تربیت فرزند با یک پارادوکس بزرگ روبرو هستند، اظهار کرد: آن‌ها می‌خواهند فرزندی مطیع داشته باشند، اما در عین حال آرزو دارند فرزندی مستقل، با اعتمادبه‌نفس و توانمند تربیت کنند.

وی با بیان اینکه در فرهنگ تربیتی سنتی، اطاعت اغلب با تنبیه و کنترل رفتار اشتباه گرفته می‌شود، گفت: اما واقعیت علمی این است که وقتی ما تنها بر روی سرکوب رفتار(مانند ساکت کردن کودک با تهدید یا تنبیه) تمرکز می‌کنیم، در واقع ریشه‌ اصلی را نادیده می‌گیریم. تربیت صحیح نه در شکست دادنِ اراده‌ کودک، بلکه در راهنماییِ دنیای درونی او نهفته است. هدف ما باید ساختن انسانی باشد که بتواند هیجانات خود را مدیریت کند، نه کودکی که فقط از ترسِ تنبیه، رفتار خود را تغییر می‌دهد.

 چرا کودک رفتار چالش‌برانگیز نشان می‌دهد؟

بهرامیان با بیان اینکه در نگاه روان‌شناسی رشد، رفتار کودک(مانند لجبازی، پرخاشگری، گریه یا گوش ندادن) یک پیام است، نه یک خطا، گفت: کودک هنوز ابزار کلامی و هیجانی کافی برای بیان نیازهای پیچیده‌ خود را ندارد، بنابراین از طریق رفتار با ما صحبت می‌کند. ریشه‌های این رفتارها معمولاً در سه حوزه شامل هیجان‌های مدیریت‌نشده، تلاش برای کسب استقلال و خودمختاری و نیاز به امنیت و اتصال قرار دارد.

این روانشناس درخصوص هیجان‌های مدیریت‌نشده کودک، گفت: کودکانی که دچار ناامنی، خستگی یا گرسنگی هستند، یا با تغییرات محیطی روبرو می‌شوند، دچار بحران هیجانی می‌شوند. در این لحظات، مغز منطقی آن‌ها خاموش شده و مغز احساسی(آمیگدال) کنترل را به دست می‌گیرد. در این حالت، کودک لجبازی نمی‌کند، بلکه دارد دست‌وپا می‌زند تا از غرق شدن در احساساتش نجات پیدا کند.

وی به تلاش کودک برای کسب استقلال و خودمختاری اشاره کرد و گفت: در مراحل مختلف رشد(مانند مرحله حساس دو سالگی یا دوران نوجوانی) کودک به شدت نیاز دارد که بداند «من کی هستم؟» و «چه قدرتی دارم؟». لجبازی در این دوران در واقع یک گام حیاتی برای شکل‌گیری هویت و خودباوری است و اگر این تلاش‌ها با سرکوب شدید مواجه شود، اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌بیند.

بهرامیان در خصوص نیاز کودک به امنیت نیز چنین توضیح داد: بسیاری از رفتارهای مخل، در واقع فریادهای پنهانی برای جلب توجه و برقراری اتصال عاطفی با والدین است. کودک یاد گرفته که گاهی رفتار منفی سریع‌تر از رفتار مثبت می‌تواند توجه والدین را جلب کند.

وی با بیان اینکه برای تربیت صحیح کودک باید به جای والدینِ کنترل‌گر والدینِ هدایت‌گر باشیم، گفت: برای گذار از روش‌های تربیتی سنتی و فرساینده به سمت تربیتی علمی و پیونددهنده، سه گام اساسی پیشنهاد می‌شود که اولین گام اعتباربخشی به هیجانات و احساسات کودک است. بزرگترین اشتباه والدین، نادیده گرفتن یا کوچک شمردن احساسات کودک است. گفتن جملاتی مانند چیزی نیست، گریه نکن و بچه نباید گریه کند» به کودک می‌آموزد که احساساتش اشتباه هستند.

بهرامیان ادامه داد: وقتی کودک به دلیل شکستن اسباب‌بازی گریه می‌کند، بهتر است به او بگوییم: «می‌فهمم که خیلی ناراحتی، چون خیلی دوستش داشتی. گریه کردن اشکالی ندارد، من کنارتم.» وقتی کودک احساس کند شنیده شده، سطح هیجانش به سرعت پایین می‌آید.

این روانشناس بالینی دوم گام را جایگزینی تنبیه با پیامدهای منطقی عنوان کرد و افزود: تنبیه(مانند کتک یا محرومیت‌های بی‌ربط) فقط باعث ایجاد خشم، انتقام‌جویی و از بین رفتن اعتماد می‌شود. اما پیامد منطقی به کودک مسئولیت‌پذیری می‌آموزد. پیامد باید با رفتار مرتبط و در سطح توانایی کودک باشد. اگر کودک با رنگ‌آمیزی روی دیوار بازی کرده است، تنبیه او با حذف تلویزیون بی‌ارتباط است. پیامد منطقی این است که به کودک بگوییم «چون دیوار را رنگ کردی، حالا باید با کمک من آن را تمیز کنی.» این کار به او می‌آموزد که هر عمل، نتیجه‌ای دارد.

وی ایجاد ساختار و پیش‌بینی‌پذیری را سومین گام در تربیت صحیح کودکان برشمرد و گفت: کودکان در محیطی که قوانین مشخص و ثابتی دارد، احساس امنیت می‌کنند. بی‌ثباتی در برخورد والدین (یک روز سخت‌گیر و یک روز آسان‌گیر) باعث اضطراب مزمن در کودک می‌شود.

وی ادامه داد: باید روتین‌های روزانه و قوانین شفاف را با کودک در میان گذاشت. وقتی کودک بداند چه زمانی باید بخوابد یا چه زمانی باید غذا بخورد، لزومِ جنگیدن برای کنترلِ محیط در او کاهش می‌یابد.

بهرامیان با بیان اینکه میراث ما، شخصیت فرزندمان است، گفت: تربیت فرزند مسیری است که در آن ما بیش از آنکه فرزندمان را تغییر دهیم، خودمان تغییر می‌کنیم. هدف نهایی، تربیت کودکی نیست که فقط دستورات ما را اجرا کند، بلکه هدف ساختن انسانی است که توانایی مدیریت زندگی خود را داشته باشد. با درک هیجانات و جایگزینی کنترل با هدایت، ما نه تنها یک کودک آرام، بلکه یک انسان خودباور و مسئولیت‌پذیر برای آینده می‌سازیم.

انتهای پیام