زهرا زمانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به رابطه میان معماری و اقتصاد در ایران امروز، اظهار کرد: رابطه بین معماری و اقتصاد امروز ایران، بسیار پیچیده و چند لایه است که تنها به مسائل مالی محدود نمیشود بلکه مجموعهای از عوامل ساختاری اعم از مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با معماری ایرانی گره خورده است. در واقع، معماری امروز ایران بازتابی از بحرانهای اقتصادی کشور است. برای نمونه، گرانی مصالح ساختمانی مستقیما منجر به کاهش کیفیت ساختوساز و افت استانداردهای معماری شده است.
وی با اشاره به اینکه امروزه قیمت زمین بهعنوان ارزش سرمایهای برای خانوادهها و یک کالای اصلی برای جامعه محسوب میشود، افزود: این تغییر نگاه باعث شده که کیفیت معماری فدای هزینه شود. در گذشته، تمرکز بر کیفیت فضاها در سطح افق بود اما اکنون تنها به کمیت در ارتفاع توجه میشود. موج برجسازیها سبب شده تا مقیاس انسانی در معماری تا حد بسیار زیادی از بین برود.
این کارشناس مهندسی معماری، با اشاره به افزایش اختلاف طبقاتی در شهرها، بیان کرد: به دلیل تلاش برای بهرهبرداری حداکثری از هر متر مربع زمین که برای مالک ارزش مالی بالایی دارد، انسجام اجتماعی در محلات از بین رفته و نوعی جداسازی طبقاتی به وجود آمده است. ما شاهد هستیم که حتی در بافتهای فرسوده مانند منطقه آبکوه در مشهد، برجهای بلند در کنار ساختمانهای یکطبقه مخروبه ساخته میشوند که این ناهماهنگی، به کالبد معماری لطمه میزند و همچنین به جدایی طبقاتی دامن میزند.
ساختوسازهای فعلی نمایشگر یک اقتصاد مصرفگرا است
زمانی اضافه کرد: با تداوم این روند، هویت و معماری بومی ما در حال نابودی است. ساختوسازهای فعلی بیش از آنکه ریشه در فرهنگ ما داشته باشند، نمایشگر یک اقتصاد مصرفگرا هستند. متاسفانه امروزه در ایران اقتصاد چیزی به معماری اضافه نمیکند، بلکه معماری کاملا تحت سلطه اقتصاد درآمده است. معماری بیش از آنکه یک هنر برای فضاسازی باشد، به یک واکنش ساختاری به نوسانات بازار، قیمت زمین و سیاستهای کلان اقتصادی تبدیل شده است.

وی با بیان اینکه با وجود تمامی این چالشها، شرایط فعلی میتواند فرصتهای جدیدی را پیش روی معماران قرار دهد، گفت: چالشهایی نظیر هزینههای بالای انرژی، بهویژه کمبود آب، معماران را ناگزیر میکند تا به استراتژیهای سنتی خود مانند مدیریت باد و نور بازگردند و از انرژیهای پایدار بهره ببرند. همچنین، استفاده از معماری هوشمند میتواند ساختمان را از یک کالای لوکس به یک ضرورت اقتصادی برای کاهش هزینههای زندگی تبدیل کند.
تغییر رویکرد اقتصادی؛ بازسازی به جای تخریب
این کارشناس مهندسی معماری تصریح کرد: فرصت دیگری که در این وضعیت اقتصادی وجود دارد، تغییر رویکرد از «تخریب و نوسازی» به سمت «بازسازی و بازآفرینی» است. با حمایت دولت و نهادهای دولتی در بازآفرینی بافت های فرسوده، میتوان پتانسیلهای نهفته در ساختمانهای قدیمی را دوباره فعال کرد و از آنها بهره برد.
قربانی شدن کیفیت در ساختوسازهای انبوه
زمانی با اشاره به قربانی شدن کیفیت در ساخت و سازهای انبوه، خاطرنشان کرد: در مقیاس وسیع، بهویژه در ساختوسازهای انبوه شهری کیفیت معماری کاملا قربانی شده است. این دیگر یک فرایند ساده نیست بلکه شاهد استحاله معماری از یک کیفیت طراحی و هنری به یک کیفیت صرفا ساختاری و اجرایی هستیم.
وی افزود: به دلیل گرانی مصالح، تورم و فشارهای اقتصادی، اولویت اصلی برای مالک و سازنده این است که با بیشترین سرعت ممکن، زمین خود را به ساختمان و سپس آن ساختمان را به پول تبدیل کند. در این میان، هنر معماری در برابر سودی که قرار است به جیب مالک برود، کامل از بین میرود. در وضعیت تورمی جامعه، فضاهایی که در گذشته برای زندگی بهتر خلق میشدند اکنون جای خود را به فضاهایی دادهاند که صرفا هدفشان فروش سریعتر و رساندن مالک به سود آنی است.
این کارشناس مهندسی معماری با بیان اینکه با غلبه نگاه اقتصادی، معماری از خلق یک فضای بهینه در مقیاس انسانی به یک تولید انبوه تقلیل پیدا کرده است، اظهار کرد: از آنجا که مالک تمایل دارد از تکتک متر مربعهای زمین استفاده حداکثری ببرد، مولفههای حیاتی مانند فضای سبز، نور طبیعی، تهویه مطبوع و حتی ارتفاع مناسب طبقات، همگی فدای سود بیشتر میشوند. در واقع، در این نقطه اقتصاد به دشمن اصلی کیفیت ساختوساز تبدیل شده است.
معماری کالایی در چرخه سرمایه
زمانی بیان کرد: واقعیت تلخ این است که هدف معماری امروز دیگر خلق زیبایی یا پاسخ به نیازهای اصیل انسانی نیست؛ بلکه تنها هدف آن بقا در بازار سرمایه ایران است. معماری اکنون به ابزاری تبدیل شده که وظیفهاش جذب سریع سرمایه و تبدیل شدن به یک «کالا» است؛ کالایی که دوباره به سرمایه تبدیل میشود تا این چرخه بیپایان اقتصادی را حفظ کند.
وی با اشاره به اینکه چه زمانی معماری تحت فشار هزینهها از یک اثر فرهنگی به یک کالای مصرفی تبدیل شد، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم یک نگاه تحلیلی داشته باشیم، میتوانیم سه مرحله یا سه موج اساسی را در دوران معاصر شناسایی کنیم که بر معماری ایران تاثیر عمیقی گذاشتهاند.
این کارشناس مهندسی معماری ادامه داد: تا پیش از دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی، معماران ما تلاش میکردند معماریشان ساختارگرا باشد و به دنبال پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و نیازهای جدید جامعه بودند. اما در دهههای ۶۰ و ۷۰، در بحبوحه جنگ و مشکلات ناشی از آن، تمرکز بر تولید حداکثری واحد مسکونی برای بازسازی واحدهای آسیبدیده قرار گرفت. در این مقطع، معماری از یک بیانیه فرهنگی به یک ابزار برای تامین مسکن تقلیل پیدا کرد.
انفجار اقتصاد رانتی و اصالت یافتن زمین در دهه ۸۰
زمانی با اشاره به اینکه دهه ۸۰ انفجار اقتصاد رانتی بودیم، گفت: از این دهه بود که زمین به یک سرمایه اصلی برای ایرانیان تبدیل شد و ارزش افزودهای پیدا کرد که پیشتر به این شدت نبود. این ارزش افزوده باعث شد مالک بخواهد سریع تر این ارزش را به ساختمان و سپس ساختمان را به پول تبدیل کند. نگاه سودآوری از هر متر مربع در این دهه به شدت به کیفیت معماری ما آسیب زد.

وی افزود: موج سوم از دهه ۹۰ شمسی آغاز شد که در آن، معماری به سمت تجاریسازی مصرفگرا حرکت کرد. در این دوره، معماری به یک کالای مزین به پوسته بیرونی پرزرقوبرق و نمایشی تبدیل شد؛ درست مانند کالاهای مصرفی دیگری مثل گوشیهای هوشمند یا ماشینهای لوکس. این رویکرد صرفا برای این است که ملک زودتر و بهتر به فروش برسد و سرمایه به جیب مالک برگردد. در این مرحله، معماری تنها در یک حالت زرقوبرقدار و نمایشی خلاصه شده و متاسفانه از حالت فرهنگی خود خارج شده است. با این روند، هویت فرهنگی معماری کاملا از دست رفته و به ابزاری برای نقدشوندگی سرمایه تبدیل شده است.
این کارشناس مهندسی معماری با اشاره به مهمترین چالش اقتصادی، گفت: اگرچه دنیایی از عوامل متنوع مانند تورم، نوسانات ارز، گرانی مصالح و مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی در این میان نقش دارند، اما ریشه اصلی چالشی که به معنای واقعی بر بدنه کیفیت معماری لرزه انداخته، مفهوم غلبه اقتصاد زمین بر اقتصاد تولید است. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که تورم یا گرانی مصالح مقصر اصلی هستند اما در واقع اینها صرفا اثر و معلول هستند و علت اصلی را باید در ساختار اقتصادی جستجو کرد که در آن، زمین متاسفانه به سریعترین بانک برای رشد سرمایه تبدیل شده است.
اولویت یافتن تراکم بر کیفیت طراحی
زمانی ادامه داد: این چالشهای ریشهای پیامدهای ویرانگری برای معماری به همراه داشته که نخستین آن، اولویت یافتن تراکم بر کیفیت طراحی است. وقتی زمین به کالای اصلی تبدیل میشود، مالک برای کسب سود از هر متر مربع آن، ترجیح میدهد تمام فضا را در حداکثر ارتفاع ممکن بسازد و در این میان کیفیت معماری است که قربانی میشود. در ادامه این روند، معماری به یک ابزار نقدشوندگی و دارایی مالی تغییر ماهیت میدهد؛ به این معنا که ساختمان به جای آنکه محلی برای سکونت و آرامش باشد، صرفا به یک دارایی برای مالک تبدیل میشود که هدف از آن نه خلق فضایی ماندگار، بلکه ساخت سریع و تبدیل فوری به سود است.
وی با بیان اینکه این وضعیت منجر به تضعیف شدید نقش معمار در برابر سرمایهگذار شده است، تصریح کرد: در حال حاضر سرمایهگذار حرف اول را میزند و معمار غالبا مجبور است به خواستههای او تن دهد. در واقع معماری در ایران امروز در حال جنگ با منطقی است که حکم میکند برای سود بیشتر باید هرچه بیشتر و سریعتر ساخت و هرچه کمتر و ارزانتر طراحی کرد. این منطق سودمحور، قاتل شماره یک کیفیت معماری امروز است و بسیار امیدوارم که روزی این زنجیره معیوب قطع شود تا نسل جدید معماران ما بتوانند دوباره به آن هویت و شکوه اصیل معماری ایرانی بازگردند.
انتهای پیام
