ما همیشه درباره مرزها، نقشهها و حاکمیت صحبت کردهایم، اما امروز، وقتی سایه سنگین تجاوز دشمن به خاک پاک این سرزمینم ایران بر سر ما سنگینی میکند، معنای دیگری از مرزها در برابر چشمانمان جان میگیرد. امروز میفهمیم که ایران، فراتر از یک پهناوره جغرافیایی، «خانه» است.
خانه جایی است که در آن همه از یک سقف امنیت میطلبند. شاید ما در اتاقهای مختلف این خانه باشیم، شاید سلیقهها، دیدگاهها و حتی صداهایمان با هم متفاوت باشد، اما فراموش نکنیم که وقتی طوفان به دیوارهای این خانه میکوبد، لرزش آن را همه در قلبهایمان حس میکنیم؛ مثل صبح روز شنبه ۹ اسفند. وقتی به خاک این سرزمین تعرض شد، در واقع به آرامش هر کسی که در این خانه نفس میکشید، آسیب وارد شد. مثل آسیب عمیق به قلب مدرسه شجره طیبه میناب که قلب چند صد دانش آموز در همان جا ایستاد...
تجاوز به خاک ایران، تنها نقض حاکمیت یک کشور نبود، بلکه تلاشی بود برای ویران کردن خانهای که میراث هزاران سال ایستادگی است؛ خانهای که همه ما، با تمام تفاوتهایمان، ساکنان آن هستیم.
البته خودمان خوب میدانیم که در این خانه، همواره با طیفهای گستردهای از اندیشهها، باورها و نگاهها نشستهایم و شاید گاهی در اتاقهای مختلف این خانه، با صداهای متفاوت و حتی در جهتهای مخالف، از آینده و از نحوه ادارهی این زندگی صحبت کرده باشیم، اما واقعیت بزرگ این است که تفاوت دیدگاههای ما، هرگز نباید به معنای فروپاشی دیوارهای این خانه باشد، البته ایرانیها در ماههای اخیر مثل حوداث دیگر نشان دادند میتوانند در سیاست و نگاه به جهان با هم اختلاف داشته باشند ولی وقتی پای امنیت خانه و سلامت این خاک در میان است، تمام آن اختلافها در برابر عظمت "خانه" همان وطن پاره تن، رنگ میبازند.
شاید نکته با اهمیت این باشد که دشمن، تفاوتهای ما را نمیبیند؛ او تنها "نقاط ضعف" ما را میبیند. او میخواهد از شکافهای میان دیدگاههای ما استفاده کند تا این خانه را از درون ویران کند. و البته بازهم هر ایرانی به خوبی میداند اتحاد در دفاع از حریم، ضرورتِ بقای هر ساکنی است که در این خاک پاک زندگی میکند.
اما در همین بیش از ۵۰ روزی که همچنان به نوعی درگیر این تجاوز هستیم، بزرگترین سرمایه ما این است که با همدلی و حضور مردم در صحنه بیش از هر زمان دیگر متوجه شدیم و لمس کردیم که ریشههای ما در این خاک، در هم تنیده است. ما شاید شاخههای مختلفی باشیم، اما ریشه در یک خاک داریم و زیر یک آسمان پناه میگیریم. در روزهایی که دشمن با جنگندههایش شهرهایمان را بمباران میکرد تا سقف این خانه بر سر ما فرو بریزد، تنها راه ماندن، محکم کردن ستونهای این خانه با هم بود؛ کاری که مردم به درستی و به زیبایی تمام آن را انجام دادند.
ایران، خانه مشترک ماست، یک نبض مشترک که در رگهای همه ما جریان دارد؛ سرزمینی با هزار رنگ و هزار داستان، سرزمین تاریخ و تمدن و همان سرزمینی که در کوچههای هر شهر آن صدای پای تاریخ پیچیده است. همان خانهای که قلب همه ما برای ذره ذره آن میتپد. خانهای که دفاع از حریم آن، وظیفهای نیست که فقط بر عهده گروهی باشد، بلکه حق و تکلیفی است که بر گردن تکتک ساکنان این خانه قرار دارد. پس مثل همیشه در برابر این تعرض (آمریکایی - صهیونی)، نه به عنوان خانوادههای جداگانه، بلکه به عنوان خانوادهای که سرنوشتش در یک خاک رقم میخورد، ایستادگی کردهایم و خواهیم کرد.
انتهای پیام
