ناتیا موسوی، همیار محیطزیست و حامی حقوق حیوانات طی یادداشتی در این باره گفت: «پایشهای پژوهشی و گزارشهای میدانی سال ۱۴۰۴ و ابتدای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که زیستبوم زاگرس با چالشی بزرگ روبروست که ریشه در برداشت غیرقانونی سنجاب ایرانی از دل طبیعت دارد.
این جانور که به دلیل رفتار غریزی در خاکسپاری بلوطها و فراموش کردن جای آنها، موتور محرک نوسازی و گسترش جنگل به شمار میرود، در صورت حذف از چرخه زیستی، توان بازسازی ریههای سبز ایران را به شدت کاهش میدهد.
افت چشمگیر تراکم این گونه در جنگلهای بکر زاگرس در سالهای اخیر، این هشدار جدی را به همراه داشته که توازن طبیعی این منطقه در خطر فروپاشی است ولی با این وجود، امروزه قاچاق این جانور در رده سودآورترین فعالیتهای مجرمانه قرار گرفته و جمعیت انبوهی از سنجابها، قربانی این روند مخرب میشوند.
سنجابها در هنگام اسارت به دلیل جیره غذایی نادرست به بیماریهای استخوانی دچار شده و با رسیدن به سن بلوغ، به سبب بیداری غریزههای وحشی، معمولاً در تنگنای قفسهای کوچکتر زندانی میشوند.
البته این در حالی است که جنگلهای زاگرس به عنوان تأمینکننده بخش بزرگی از منابع آب شیرین ایران و سدی استوار در برابر گردوغبار و فرسایش خاک، برای بقای خود به حضور این باغبانان کوچک وابستهاند.
تحلیل این پیوند زیستی نشان میدهد که نگهداری این جانور در محیط مسکونی، فرجامی جز مرگ تدریجی برای حیوان و نابودی تدریجی جنگلها را به دنبال نخواهد داشت.
شواهد میدانی و بررسیهای جانورشناسی نشان میدهد که سنجابهای عرضه شده در چرخه خرید و فروش غیرمجاز، غالباً متعلق به گونه سنجاب ایرانی هستند که زیستگاه بومی و اصلی آنها محدود به جنگلهای بلوط رشتهکوه زاگرس است.
گزارشهای دریافتی مبنی بر تجارت این گونه در مناطقی همچون استان یزد، نگرانیهای جدی کارشناسان محیط زیست را برانگیخته است زیرا میان ویژگیهای بیولوژیک این جانور و اقلیم مناطق کویری تضادی بنیادین وجود دارد.
سنجاب ایرانی برای بقا به اقلیم کوهستانی و مدیترانهای با رطوبت نسبی بالا، سایهسار خنک و پوشش گیاهی انبوه وابسته است؛ در حالی که استان یزد دارای اقلیمی خشک و بیابانی با گرمای فرساینده، نوسانات دمایی شدید و رطوبت بسیار ناچیز است.
انتقال این جانور به محیطهایی با چنین خشکی مفرطی، سیستم تنفسی و توان تنظیم حرارتی بدن او را مختل کرده و فرجامی جز زجر فیزیولوژیک و مرگ زودهنگام برای این باغبانان کوچک زاگرس نخواهد داشت.
این جابهجایی غیراصولی، مصداق بارز درهمشکستن مرزهای اکولوژیک است که به قیمت نابودی ذخایر ژنتیکی کشور تمام میشود.
برای مقابله با این آسیب، آگاهسازی شهروندان نخستین گام است ولی چنانچه گفتوگو با دارندگان این جانوران سودمند واقع نشود، وظیفه شهروندی حکم میکند که موضوع از طریق شماره ۱۵۴۰ به سازمان حفاظت محیط زیست یا حتی انجمنهای تخصصی استانهای غربی و دیگر گروههای زیستمحور گزارش شود.
لازم به ذکر است که نجات سنجابهای اسیر و بازگرداندن آنها به دامن زاگرس تنها باید از مسیر مراکز بازپروری انجام پذیرد، زیرا رهاسازی خودسرانه به دلیل از دست رفتن توان بقا در طبیعت یا احتمال انتقال بیماری به جمعیتهای وحشی، مرگ جانور را در پی خواهد داشت.
و در آخر یادمان باشد که سنجاب در خانه تنها یک اسیر غمگین است، اما در جنگل یک قهرمان زندگیبخش به شمار میرود.»
انتهای پیام
