به گزارش ایسنا، در روزهای اخیر، اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا از اعمال بسته تحریمی جدیدی خبر داد که به بهانه «فشار اقتصادی» علیه ایران طراحی شده بود، اما در عمل، شرکت چینی «هنگلی پتروشیمی (داریان)» بهعنوان دومین پالایشگاه مستقل بزرگ نفت در چین و همچنین حدود ۴۰ شرکت کشتیرانی مرتبط با زنجیره تأمین انرژی هدف این تحریمها قرار گرفتند.
علاوهبر تحریمهای مستقیم، بسنت در بیانیهای از نامه واشنگتن به بانک کشورهای متعدد و تهدید آمریکا به اعمال تعرفههای دوجانبه و تحریمهای تازه در صورت همکاری این بانکها با «خطوط کشتیرانی ناوگان سایه چین و ایران» خبر داد.
در نگاه نخست، این اقدام در چارچوب سیاستهای اعلامی واشنگتن برای محدودسازی منابع مالی ایران قابل ارزیابی است، اما با قرار دادن آن در بستر رقابت بلندمدت آمریکا و چین بر سر رهبری نظام بینالملل، میتوان آن را بخشی از روند تشدید تقابل ساختاری میان دو قدرت جهانی دانست.
پیش از این نیز «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، به بهانه مقابله با «کارتل مواد مخدر تحت رهبری مادورو» در ونزوئلا، با انجام یک عملیات نظامی، نیکلاس مادورو رئیسجمهور این کشور و همسرش را از ونزوئلا ربوده و دلسی رودریگز را بهعنوان رئیسجمهور معرفی کرد؛ اقدامی که در ادامه به کنترل جریان فروش نفت ونزوئلا به چین ـ که با تخفیفهای قابل توجه انجام میشد، منجر شد.
به باور ناظران، ترامپ با آغاز تجاوز نظامی خود علیه ایران، علاوه بر اهداف اعلامی در زمینه «مهار ایران» و حمایت از رژیم صهیونیستی، به دنبال تضعیف جایگاه چین در منطقه غرب آسیا نیز بوده است؛ منطقهای که برای پکن از منظر تأمین انرژی و اتصال به طرحهای کلان اقتصادی اهمیت حیاتی دارد. به باور ناظران، ترامپ با شروع تجاوز نظامی غیرمشروع علیه ایران، علاوه بر خواستههای مورد ادعای خود در جهت «مهار تهدید ایران» و «تقویت جایگاه هژمونیک اسرائیل» در منطقه، به دنبال تضعیف جایگاه پکن در منطقه غرب آسیا بود.
با شروع جنگ رمضان و مختل شدن خطوط کشتیرانی تنگه هرمز، بسیاری از محمولههای انرژی مورد نیاز آسیا و بهویژه چین از دسترس خارج شدهاند. براساس دادههای منتشر شده از سوی مرکز سیاست انرژی جهانی، چین بیش از ۸۴ درصد نفت مورد نیاز خود را از کشورهای حوزه خلیج فارس تأمین میکند.
به تفکیک، بر اساس گزارش اداره کل گمرکات چین (GAC)، چین ۴۲ درصد از نفت خام خود را ـ معادل ۴.۹ میلیون بشکه در روز ـ از عربستان سعودی (۱۴ درصد)، عراق (۱۱ درصد)، امارات متحده عربی (۷ درصد)، عمان (۶ درصد)، کویت (۳ درصد) و قطر (۱ درصد) وارد کرده است.
در چنین شرایطی، مختل شدن خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز و صدمات وارد شده به زیرساختهای پتروشیمی ایران و کشورهای منطقه تأثیری مستقیم روی چین دارد و میتوان این ضربه وارد شده به چین را یکی از اهداف آمریکا از جنگ علیه ایران و مختل کردن بازارهای انرژی در پی شعلهور شدن جنگ در خاورمیانه دانست.
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد، رقابت میان آمریکا و چین وارد مرحلهای پیچیدهتر و چندلایه شده است؛ رقابتی که از تحریمهای اقتصادی و جنگ انرژی در خاورمیانه تا تقابل نظامی بالقوه در شرق آسیا امتداد یافته است.
در چنین شرایطی، تلاقی بحرانهای منطقهای با رقابت قدرتهای بزرگ، نهتنها نظم بینالمللی را با چالش مواجه کرده، بلکه احتمال بروز درگیریهای گستردهتر را نیز افزایش داده است. بنابراین «جنگ نهان» میان واشنگتن و پکن دیگر یک رقابت محدود نیست، بلکه بهصورت تدریجی در حال تبدیل شدن به یک تقابل فراگیر با پیامدهای جهانی است.
انتهای پیام
