قنات، فقط یک کانال آب یا حفرهای در زمین نبود؛ بلکه نشانهای از زندگی مسالمتآمیز انسان و طبیعت بود که برای هزاران سال، رگهای حیات این سرزمین را شاداب نگه داشت؛ اما امروز، گویی تقدیر با این یادگارهای باشکوه، سر ناسازگاری دارد و این شریانهای حیاتی، زیرِ فشارِ فناوریهایِ پرهزینه و سیاستهای ناپایدار، در حالِ جان دادن هستند.
امروزه، در سراسر ایران، از خراسان گرفته تا یزد و کرمان، داستان قناتها به نوحهسرایی غمانگیزی بدل شده که حکایت از فراموشیِ ما دارد. این میراث ارزشمند که با نیروی جاذبه، بدون نیاز به برق یا سوخت، آبی زلال و همیشگی را از دل کوهها به مزارع تشنه میرساند، اکنون در برابر چاههای عمیقی که با پمپهای قوی، گنجینههای آبِ زیرزمینی را چون دیوانهای حریص میمکند، در حال شکست خوردن است. ما به اشتباه، روش هوشمندانه برداشت آب را با غارت بیرویه منابعِ آب فسیلی عوض کردیم. انگار فراموش کردهایم که قنات، فقط یک منبع آب نبود، بلکه تعادل آبهای زیرزمینی را حفظ میکرد و استخوانبندی امنیت غذایی کشورمان بود.
وجود ۴۱ هزار رشته قنات در سراسر ایران که ۶۷۰۰ مورد آن سهم خراسان است، نشان میدهد که شاکله اصلی معیشت ایرانیان همواره بر دامپروری و کشاورزی استوار بوده است اما طی چند دهه اخیر خشکسالیهای متوالی چنان بر پیکره منابع آبی منطقه چنگ انداخته که نه تنها چشمهسارها به کلی خشکیدهاند، بلکه اندک آب باقی مانده نیز کفاف نیازهای اولیه حیات وحش و پرندگان را نمیدهد، چه رسد به آبیاری مزارع و باغها.
یک پژوهشگر و مقنی قنات، در گفتوگو با ایسنا با انتقاد از نوع نگاه اقتصادی و کوتاهمدت به منابع آبی گفت: متأسفانه در سالهای اخیر، به محض بروز کوچکترین کمبود آبی، بهرهبرداران به جای احیا و مدیریت قنوات، به حفر بیرویه چاههای عمیق روی آوردند.
علیاکبر خوارزمی افزود: این رویکرد غیرعلمی و صدور مجوزهای بیشمار برای چاهها، در کنار کاهش نزولات آسمانی، آبدهی قناتهایی را که قرنها ضامن بقای روستاها بودند، به شدت کاهش داده و بسیاری از آنها را به کلی بایر کرده است.
خوارزمی با یادآوری قدمت دو هزار ساله قنوات در ایران افزود: اجداد ما با سادهترین ابزارها، آب را از دل سخت زمین به سطح آوردند تا پایداری زیستی را ممکن کنند؛ اما امروز، ضعف در مطالعات کارشناسی و تکیه بر پمپاژهای مکانیکی، باعث شده تا این دانش بومی که حتی در جوامع بینالمللی با ثبت جهانی قناتهایی نظیر قصبه گناباد و بلده فردوس مورد ستایش قرار گرفته، در کشور خودمان به حاشیه رانده شود.

این پژوهشگر قنات تأکید کرد: نباید اجازه دهیم این رگهای حیاتی که سند هویت کشاورزی و تابآوری ما در برابر اقلیم سخت هستند، قربانی نگاههای کوتاهمدت شوند. احیای مجدد قناتها و مدیریت منابع آب بر اساس دادههای دقیق، تنها راه بازگشت به الگوی پایداری است که گذشتگان ما به خوبی آن را میشناختند و امروز ما به سادگی در حال از دست دادن آن هستیم.
خوارزمی در ادامه درباره شرایط قناتها و اثرگذاری آن بر معیشت کشاورزان گفت: افزایش برداشت آب و همچنین گسترش فعالیتهای صنعتی در مسیر قناتها، به خشک شدن تدریجی آنها دامن زده است.
وی افزود: وجود کارخانهها و نیز چاههای عمیق کشاورزی در منطقه باعث افت محسوس آب قنات شده و در نتیجه، کاهش قابل توجه کشت و کار را به دنبال داشته است.
این مقنی قنات با اشاره به قانون حفظ حریم قناتها اظهار کرد: هرچند سال ۱۳۰۶ این قانون تصویب شده، اما اجرای آن به درستی انجام نمیشود. باید از کشاورزان و بهرهبرداران قنات در چارچوب قانون حمایت شود.
وی همچنین یادآور شد: خشک شدن اراضی کشاورزی، میتواند امنیت شغلی و اشتغال منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. برای اینکه مالکین و بهرهبرداران بتوانند قناتها را فعال و زنده نگه دارند، نیازمند حمایتهای دولتی هستند؛ حمایتی که هم بار هزینههای نگهداری را کاهش دهد و هم مانع فرسودگی و از کار افتادن قناتها شود.
خوارزمی با تأکید بر مسئولیت اجتماعی همگان گفت: همه ما موظف هستیم قنات را به عنوان میراث گذشتگان حفاظت کنیم و این هدف تنها با حفظ حریم قناتها و جلوگیری از صدور مجوز برای چاههای آب کشاورزی قابل تحقق است.
قناتها؛ ریشهدار در شرق کشور
وی با اشاره به پراکندگی قنوات در کشور گفت: بیشترین قناتها در نواحی مرکز، شرق و جنوب شرق ایران قرار دارند. همچنین قنات قصبه گناباد به عنوان یکی از مهمترین نمونههای شاخص قناتداری در شرق کشور شناخته میشود.
خوارزمی افزود: در خراسان رضوی قنوات قدمتی دیرینه دارند و در گذشته، تأمین آب شرب و کشاورزی بخش مهمی از نیازهای جوامع محلی را از مسیر همین سازههای آبی تأمین میکرد.
وی تصریح کرد: شکلگیری بسیاری از آبادیها و حتی برخی شهرها در نقاط مختلف کشور، همزمان با توسعه قناتها بوده است؛ از جمله شهرهایی مانند گناباد، قزوین، یزد، کرمان و نیشابور در پی ایجاد و گسترش قنوات شکل گرفتهاند.
احیاء قنات؛ راهبرد حیاتی برای بازگشت پایداری به کشاورزی خراسان
این پژوهشگر قنات ادامه داد: در حالی که چالشهای آبی، آینده کشاورزی و سکونت در مناطق کویری ایران را تهدید میکند، احیای قناتها نه تنها یک اقدام میراثی، بلکه ضرورتی برای تضمین امنیت غذایی و بقای جوامع محلی است.
خوارزمی، با اشاره به نقش بیبدیل قنوات در تعادلبخشی به سفرههای زیرزمینی گفت: قناتها برخلاف چاههای عمیق، نیازی به مصرف انرژیهای فسیلی یا برق ندارند و با اتکا به نیروی گرانش، آبی پایدار و ارزان را برای شرب و کشاورزی تأمین میکنند. وجود نمادهای کهنی همچون قنات قصبه گناباد، گواهی بر دانش پیشینیان ما در مدیریت خردمندانه آب است که توانست شهرهای بزرگی چون یزد، کرمان و نیشابور را در دل کویر ایجاد کند.
وی خاطرنشان کرد: برخلاف دیدگاههای کوتاهمدت، تعداد بهرهبرداران از قنوات در مقایسه با سایر روشهای استخراج آب بسیار بیشتر است و معیشت خیل عظیمی از کشاورزان به این جریانهای زلال وابسته است؛ لذا تثبیت آبدهی قناتها، مستقیماً به معنای تثبیت اشتغال و جلوگیری از مهاجرت روستاییان است.
چرا رگهای حیاتی کویر خشکیدند؟
این پژوهشگر قنات، عوامل فروپاشی بسیاری از قنوات را ناشی از ترکیبی از عوامل طبیعی و انسانی دانست و افزود: افت سطح آبهای زیرزمینی به دلیل بیلان منفی، خشکسالیهای تغییر اقلیم و در کنار آن، توسعه بیرویه چاههای عمیق که با یارانههای انرژی حمایت شدند، ضربات مهلکی به پیکره قناتها زده است. علاوه بر این، گسستگی در نظام مدیریت سنتی و افزایش سرسامآور هزینههای مرمت، عملاً بسیاری از قنوات را به سوی متروکه شدن کشانده است.
وی با انتقاد از رویکرد اعتباری فعلی اظهار کرد: وقتی بودجههای تخصیصی برای مرمت، قطرهچکانی و ناچیز است، عملاً توجیه اقتصادی احیای یک قنات برای بهرهبردار از بین میرود و این امر منجر به تخریب بیشتر میراث کهن میشود.

خوارزمی برای برونرفت از این وضعیت، اصلاح قوانین، مشارکت عمومی، مدیریت آبخیزداری و کنترل توسعه را ضروری دانست و گفت: بازنگری در دستورالعملهای صدور مجوز چاه و سختگیری در رعایت حریم کمی و کیفی قنوات، دخالت دادن بیش از پیش مردم و کشاورزان در فرآیندهای مرمت و نگهداری، اجرای طرحهای مهار سیلابهای فصلی در بالادست جهت تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی که مقصد نهایی آنها قناتها هستند و جلوگیری از بهرهبرداریهای غیراصولی از رودخانهها و سرشاخههایی که منبع تغذیه اصلی قنوات محسوب میشوند برای برونرفت از این وضعیت مهم است.
امروزه، دیدنِ قناتهایی که در سکوتِ مطلقِ دشتها، مظهرشان از آب خالی شده و مسیرِ زیرزمینیشان به دلیل عدم لایروبی و اعتبارات قطرهچکانی، دچار گسست شده، دلیلی بر این ادعاست که ما با دستان خود، در حالِ نوشتنِ پایانِ کار یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری هستیم.
احیاء قناتها، بازگشت به عقلانیت آبی است؛ بازگشتی به روشی که هزاران سال، بدون آلودگی، بدون هزینه سنگینِ انرژی و بدون ناپایداری، زیستبوم ما را حفظ کرده بود. این میراث، بیش از آنکه به بودجههای کلانِ دولتی وابسته باشد، به یک اراده ملی نیازمند است؛ ارادهای که حریم این رگهای آبی را محترم شمارد، دست درازیِ بیرویه چاههای عمیق را کوتاه کند و مشارکت مردمی را به مثابه موتور محرک مرمت و بازسازی، دوباره به جریان بیندازد. در غیر این صورت، این مرثیه به واقعیتی تلخ بدل خواهد شد که در آن، جای خالی قناتها، گواه بر بیتدبیری نسلی خواهد بود که میراث کهن را قربانیِ نیازهای روزمره کرد.
انتهای پیام
