با اعلام ضربالاجل معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی(۱۰ خرداد) و در حالی که تقویم فوتبال داخلی تحت تأثیر برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶ و جام ملتهای ۲۰۲۷ دچار فشردگی کمسابقهای شده است، تصمیم برای تعلیق ادامه لیگ برتر تا پساز این رویداد جهانی، عملاً به نقطه آغاز یک مناقشه تازه در فوتبال ایران تبدیل شده است. این تصمیم، در ظاهر راهحلی برای مدیریت زمان و کاهش فشار تقویمی بهنظر میرسد، اما در عمل موجی از انتقادات را از سوی بخش قابلتوجهی از مربیان، کارشناسان و مدیران باشگاهی بههمراه داشته است؛ انتقاداتی که محور اصلی آنها یک سؤال بنیادین است: آیا توقف لیگ در این مقطع، بهسود فوتبال ایران است یا بهزیان ساختاری آن؟
در همین چارچوب، ایده تغییر ساختار لیگ و افزایش تعداد تیمها به ۱۸ باشگاه، بهعنوان یکی از جدیترین سناریوهای جایگزین مطرح شده است؛ طرحی که موافقان آن معتقدند میتواند هم از فشار تقویمی بکاهد و هم به توسعه جغرافیایی و انسانی فوتبال ایران کمک کند.
وقتی زمان علیه فوتبال ایران میدَوَد!
براساس این پیشنهاد، ورود دو تیم جدید به سطح اول فوتبال کشور نهتنها موجب افزایش تعداد بازیکنان شاغل در لیگ برتر خواهد شد، بلکه میتواند فرصت حضور بیش از ۷۰ بازیکن جدید در بالاترین سطح رقابتهای باشگاهی را فراهم کند؛ موضوعی که از نگاه موافقان، به گسترش دایره انتخاب کادر فنی تیم ملی و کشف استعدادهای جوانتر منجر خواهد شد. از سوی دیگر، این تغییر ساختاری میتواند به توسعه فوتبال در دو شهر جدید، افزایش ظرفیت هواداری، ارتقای فرصتهای اسپانسری و توزیع متوازنتر مسابقات در طول فصل منجر شود؛ عواملی که در مجموع بهعنوان ابزارهای تقویت اقتصاد فوتبال داخلی نیز شناخته میشوند.
با این حال، مخالفان این طرح تأکید دارند که فوتبال ایران در شرایط فعلی از نظر زیرساختی، بدنسازی، امکانات تمرینی، کیفیت زمینها و ظرفیت مدیریتی، توان پذیرش چنین فشاری را ندارد. به باور این گروه، افزایش تعداد تیمها الزاماً به معنای ارتقای کیفیت نیست و حتی میتواند منجر به افت استاندارد رقابتها و افزایش هزینههای غیرقابل مدیریت شود. در کنار این اختلاف نظر، موضوع نحوه تعیین قهرمان، سهمیههای آسیایی و تیمهای سقوطکننده نیز به یکی از محورهای اصلی بحث تبدیل شده است. در شرایطی که هفت مسابقه باقیمانده میتواند بهطور کامل جدول را دستخوش تغییر کند، بخش مهمی از کارشناسان معتقدند هرگونه تصمیمگیری پیش از پایان طبیعی رقابتها، با اصل عدالت ورزشی در تضاد خواهد بود.
لیگ ۱۸ تیمی و نسخه نجات یا سقوط؟
همین مسئله باعث شده برخی پیشنهاد برگزاری مدلهای جایگزین مانند پلیآف یا تقسیمبندی جدول به چند سطح رقابتی را مطرح کنند؛ الگویی که در برخی لیگهای اروپایی نیز برای کاهش ابهام در تعیین سرنوشت تیمها مورد استفاده قرار گرفته است. در سوی دیگر این جدال، بحث مهمتری نیز مطرح شده و آن هم نسبت فوتبال ایران با الگوهای بینالمللی است. منتقدان افزایش تعداد تیمها یا ادامه فشرده مسابقات تأکید دارند که مقایسه مستقیم فوتبال ایران با لیگهایی مانند انگلیس یا آلمان، از اساس نادرست است؛ چرا که تفاوت در زیرساخت، اقتصاد باشگاهی و سطح حرفهایگری، امکان پیادهسازی چنین روشهایی را محدود میکند.
با وجود این اختلاف دیدگاهها، یک نقطه اشتراک در میان اکثر تحلیلها دیده میشود؛ اینکه فوتبال ایران در وضعیت فعلی نیازمند یک تصمیم قاطع و ساختاری و نه راهحلهای موقت و مسکّنگونه است. تعلیق لیگ تا پس از جام جهانی، اگرچه در ظاهر با هدف مدیریت شرایط اتخاذ شده، اما در عمل پرسشهای جدی درباره آینده تقویم، کیفیت رقابتها و آمادهسازی فصل جدید ایجاد کرده است.
اختلاف باشگاهها درباره سهمیه آسیایی، لیگ را تحتتأثیر قرار داده است
پیروز قربانی، سرمربی تیم فوتبال فجرسپاسی شیراز درباره وضعیت فعلی لیگ برتر به ایسنا میگوید: از آنجا که شرایط خاص است، هر تصمیمی که فدراسیون فوتبال و سازمانلیگ اتخاذ میکرد، مخالف و موافقانی داشت، اما فکر میکنم معضل و گره فدراسیون فوتبال، اختلاف و لجبازی سه-چهار تیم بایکدیگر برای نحوه معرفیشدن به آسیا بهعنوان نمایندگان ایران و تصمیمات مرتبط با جدول بود و همه لیگ تحتالشعاع این اتفاق قرار گرفته است.
تصمیمگیری درباره ادامه لیگ باید قاطعانه و مستقل از فشار باشگاهها باشد
وی میافزاید: برخی مسائل مطرحشدهای هم در این زمینه شنیدم که خیلی خندهدار بود؛ یکیاز مسئولین باشگاهها خواستار اعمال نتایج نیمفصل شده بود و برخی دیدگاههای متفاوتتری داشتند. فدراسیون باید بدون در نظر گرفتن پیشنهادات باشگاهها، تصمیم قاطعانهای مبنیبر برگزاری یا تعلیق مسابقات بگیرد. باتوجه به شرایط فعلی، هر تصمیمی دارای نقاط قوت و ضعف است، اما انتظار میرفت باشگاهها نیز همکاری بیشتری داشته باشند.
برگزاری لیگ پس از جام جهانی با چالشهای جدی مواجه خواهد بود
سرمربی تیم فوتبال فجرسپاسی شیراز بیان میکند: پساز جام جهانی برگزار کردن لیگ بهویژه باتوجه به احتمال متعادل نبودن وضعیت تیمها و ابهام در زمان آغاز فصل جدید، خیلیسخت است. اگر قبل از برگزاری ادامه لیگ، نمایندگان ایران به آسیا معرفی شوند، طبیعتا دیگر هیچ انگیزهای برای سایر تیمها نخواهند ماند.
قربانی با اشاره به بحث سهمیههای آسیایی و اختلاف نظرها میان باشگاهها یادآور میشود: فدراسیون بهدنبال خریدن زمان بود تا تصمیم نهاییاش را اتخاذ کند، اما میتوانست قاطعانه برخورد کند. در حال حاضر نیز افتادن دو تیم به جان یکدیگر بهخاطر کریهایی که بایکدیگر دارند، با تصمیم فعلی فدراسیون، آنها را در آرامش نسبی قرار داد. در نهایت برگزار کردن لیگ پس از جام جهانی سخت است.
جدول فعلی لیگ تصویر دقیقی از واقعیت رقابتها ارائه نمیدهد
وی با انتقاد از برگزاری پلیآف میان چند تیم برای تعیین رتبههای نهایی خاطرنشان میکند: جدول لیگ برتر بهگونهایست که هفتبازی در لیگِ سهامتیازی باقیمانده و هیچ تیمی نمیتواند ادعایی مبنی بر قطعی شدن قهرمانی، کسب سهمیه یا سقوط به لیگ دسته اول را مطرح کند. قطعا در همین بازیهای باقیمانده، میتواند تغییرات جدی در جایگاه تیمها ایجاد شود. یکسری از تیمها مانند همین فجرسپاسی بازیهای سختشان را پشتسر گذاشتهاند و بازیهای بهمراتب آسانترشان باقیمانده و برای برخی تیمها نیز این ماجرا برعکس بود؛ همین موضوع باعث میشود جدول فعلی، تصویر دقیقی از واقعیت رقابتها ارائه ندهد. مطمئنا جدول فعلی لیگ برتر واقعی نیست و هر تصمیمی اتخاذ شود، عدالت رقابتی در این شرایط بهطور کامل رعایت نمیشود.
فوتبال ایران در شرایط فعلی ظرفیت اجرای لیگ ۱۸ تیمی را ندارد
سرمربی تیم فوتبال فجرسپاسی در واکنش به پیشنهاد برگزاری لیگ برتر در فصل جدید با ۱۸ تیم میگوید: اعتقاد من بر این است که لیگ برتر فوتبال ایران هنوز ظرفیت ۱۸ تیمیشدن را ندارد، اما باتوجه به شرایط خاص حاکم، درصورت اتخاذ چنین تصمیمی، باشگاهها ناچار به تبعیت خواهند بود. بهتر است فدراسیون فوتبال تصمیم قاطعی بگیرد تا وضعیت بلاتکلیفی فعلی پایان یابد.
تضاد منافع باشگاهها مانع تصمیمگیری صحیح در فوتبال ایران میشود
قربانی با انتقاد از فرآیندهای مشورتی گسترده میان باشگاهها تأکید میکند: نظرخواهی از باشگاهها خیلیخوب است، اما درنهایت منجر به تضاد منافع میشود، زیرا هر باشگاه سنگ خود را به سینه میزند و صرفا منافع خود را دنبال میکند و فدراسیون فوتبال باید منافع کلی فوتبال کشورمان را در نظر گرفته و بدون اعمالکردن نظرات باشگاهها، بر آن اساس اقدام کند.
برنامهریزی بلندمدت در فوتبال ایران عملاً قابل تحقق نیست
وی در ادامه درباره پیشنهادهایی مبنیبر الگوگیری از لیگهای اروپایی و نسبت میان تصمیمات بلندمدت و کوتاهمدت در راستای توسعه فوتبال کشورمان خاطرنشان میکند: صحبت از توسعه بلندمدت فوتبال ایران بیشتر شبیه به لطیفه است، در فوتبال کشورمان چنین برنامهای وجود ندارد و همینکه روزمرگیمان را بگذرانیم کافیست. در شرایط فعلی اساسا مفهوم برنامهریزی بلندمدت در فوتبال ایران چندان قابل تحقق نیست و بیشتر باید به مدیریت روزمره توجه داشت.
فوتبال مهمترین پدیده اجتماعی کشور و بخش جداییناپذیر از جامعه است
سرمربی جوان فجرسپاسی در پاسخ به این دیدگاه که برخی معتقدند در سالهای اخیر اتفاق خاصی در فوتبال ایران رخ نداده و توجهات بیشاز حد به موضوع فعلی فوتبال اظهار میکند: اینکه برخی معتقدند در سالهای اخیر اتفاق خاصی در فوتبال ایران رخ نداده درست نیست، مهمترین اتفاق این است که فوتبال به جامعه سرویس میدهد. چنین مباحثی در صداوسیما خیلی مطرح میشود، اما در همین شرایط نیز ۹۰ درصد برنامههای صداوسیما فوتبالی است و اگر فوتبال نباشد، ۹۰ درصد برنامههای صداوسیما تعطیل است. بیشترین بینندگان برای همین فوتبال است، زیرا فوتبال ایران بزرگترین پدیده اجتماعی کشور است و نقش مهمی در جامعه ایفا میکند که اگر نباشد، آنرا از دست خواهید داد.
نقدهای غیرکارشناسی نسبت به فوتبال ناشی از نبود شناخت از کارکرد اجتماعی آن است
قربانی اضافه میکند: فوتبال نهتنها یک سرگرمی، بلکه ابزاری برای کاهش ناهنجاریهای اجتماعی و ایجاد همبستگی در جامعه است و نمیتوان اثرات آنرا نادیده گرفت. حتی همان شعارهای هواداران در ورزشگاهها میتواند مردم را آرام کند و افرادی که فوتبال را بهتندی نقد میکنند، هیچ سوادی از فوتبال، ورزش و اجتماع و کارکرد پدیدههای اجتماعی ندارند.
فوتبال ایران نیازمند همدلی و استفاده از منافع و ظرفیتهای ملی برای عبور از بحران است
وی درباره مشکلات زیرساختی و اقتصادی باشگاهها و ظرفیتهای داخلی کشورمان افزود: وضعیت جنگی را میتوان شرایط خاص و حتی شبیه به وضعیت بحرانی توصیف کرد و همه بخشها نیز تحتتاثیر قرار گرفتهاند و شاید پس از جنگ تبعات زیادی مخصوصا از لحاظ فشارهای اقتصادی و ساختاری بههمراه داشته باشد و نیازمند همکاری و همدلی میان تمام ارکان فوتبال است تا بتوانیم به شرایط متعادلی برگردیم. خوشبختانه ایران از منابع و توانمندیهای قابلتوجهی برخوردار است و انتظار میرود این ظرفیتها مانعاز آسیب جدی به فوتبال کشور شود. مدیران در سطوح مختلف نیز عالم بر این هستند که فوتبال در جامعه اهمیت دارد و باید نقش موثری در استفاده از این ظرفیتها ایفا کنند.
مشکلات فوتبال ناشی از ضعف مدیریتی است، نه دستمزد بازیکنان و مربیان
سرمربی فجریها همچنین درباره موضوع قرارداد بازیکنان و مربیان توضیح میدهد: همه مشکلات ایران برطرف شده و فقط مبحث دستمزد فوتبالیها مانده است؟ تمام جامعه باید در این شرایط سخت همکاری کنند و هیچ قشری از آن مستثنی نیست، اما برخی تصور میکنند کاهش قراردادها میتواند مشکلات فوتبالمان را حل کند، درحالیکه این نگاه سادهانگارانه است. همه اقشار از جانب عدهای حمایت میشوند، اما قشر مربی و بازیکن از سوی هیچ شخص و ارگانی حمایت نمیشود.
قربانی ادامه میدهد: فوتبال ایران نیز از نظر منابع مالی در سطحی نیست که این موضوع عامل اصلی بحران تلقی شود و نباید مشکلات مدیریتی به گردن دستمزد و قراردادها انداخته شود. هر مدیری که بر مسندی مینشیند، وظیفه دارد کارش را درست انجام دهد و اینکه برخی مدیران به بهانه جنگ و سایر مشکلات، بهانهجویی کرده و ضعف خودشان را به گردن فوتبال بیندازند منطقی نیست؛ تمام هزینههایی در فوتبال میشود، در بین سایر هزینههایی که میشود گم است.
پیشنهاد فریز شدن لیگ و معرفی نمایندگان آسیا در شرایط فعلی منطقیتر است
وی درباره جمعبندی وضعیت لیگ برتر و شرایط حاکمبر جامعه میگوید: بهترین تصمیم در شرایط فعلی میتواند فریز شدن لیگ و پایان آن در همین مقطع باشد. مشروط بر اینکه با تعامل باشگاهها، نمایندگان ایران برای رقابتهای آسیایی معرفی شوند. ادامه لیگ پس از جام جهانی قطعا میتواند بر فصل آینده نیز تاثیر منفی بگذارد و اتفاقات خوبی رخ نخواهد داد. امیدوارم شرایط کشور و برای مردم به ثبات برسد و فوتبال پس از آن بتواند بار دیگر در مسیر اصلی خود یعنی ایجاد شادی برای مردم حرکت کند که هدف اصلیمان نیز همین است.
تعویق لیگ برتر پس از جام جهانی تصمیمی غیرکارشناسی بود
فرشاد کرمی، کارشناس و تحلیلگر فوتبال با اشاره به وضعیت برگزاری لیگ برتر فوتبال ایران در شرایط جنگی به ایسنا میگوید: تحت هر شرایط و بههر شیوهای که بود باید ادامه مسابقات لیگ برتر را برگزار میکردند و تصمیم به تعویق انداختن بازیها برای پساز اتمام مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ اصلا کارشناسیشده نبود. بهنظر من باید بههر ترتیبی که امکانپذیر بود مانند تقسیم کردن لیگ به سه جدول جهت کمشدن تعداد بازیها لیگ را بهانجام میرساندند؛ چرا که تیمهای مدعی قهرمانی، شانس سقوط و تیمهای میانهجدول کاملا مشخص بودند و همه روی این ماجرا توافق دارند. اگر دهها کارشناس هم لیست این تیمها را بنویسند، همه نظرات نزدیک است و ایکاش لیگ بهخاطر مسائل فنی و آمادگی بازیکنان برگزار میشد.
لزوم برگزاری لیگ با مدلهای جایگزین و جلوگیری از توقف رقابتها
وی میافزاید: باید شرایط کشورمان را در نظر بگیریم، هرچه بتوانیم عادیسازی کرده و از امکاناتمان استفاده کنیم، از لحاظ سیاسی بهسود کشورمان است. اقدامات زیادی در شرایط فعلی درحال انجام است و برگزاری ادامه بازیها کار سختی نبود. باشگاههایی که از بیپولی صحبت میکردند نیز بهانهای بیش نمیآوردند، چرا که اکثر باشگاهها علاقهمند به برگزار نشدن لیگ برتر بودند و از این ماجرا فرار میکردند.
تأثیر منفی ادامه لیگ پس از جام جهانی بر فصل آینده فوتبال ایران
این تحلیلگر فوتبال با نقد صریح بر ادامه لیگ پساز جام جهانی بیان میکند: پساز جام جهانی هم برگزار نکردن بازیهای باقیمانده لیگ برتر بهتر است و قطعا علاوه بر ضرر زدن به فصل آینده لیگ برتر، هیچ منفعتی نیز نخواهد داشت. ایده برگزاری لیگ پساز جام جهانی انجامپذیر نیست، مگر اینکه بخواهند این مسئله را سرسری و سادهانگارانه پیش بگیرند. تنها عامل موثر برگزاری ادامه مسابقات لیگ پساز جام جهانی بدنسازی پیشفصل بازیکنان برای فصل جدید است.
کرمی در رابطه با اقدامات بیسرانجام مسئولین و تداخل لیگ قبلی و جدید میگوید: اینکه لیگ برتر را پس از جام جهانی پیگیری کنیم، انجام دادن یک اقدام بهصورت نصفهکاره است که باعث میشود فصل جدید را نیز از دست دهیم. بنابراین یا باید لیگ بهصورت کامل تعلیق و نیمهتمام اعلام میشد و یا با تقسیم و کاهش بازیها، لیگ را قبلاز جام جهانی به پایان برسانند که این اتفاق رخ نداد.
جنگوجدال تیمها برای رسیدن به آسیا بهدلیل چیست؟
وی در ادامه درباره اختلافات ایجاد شده بر سر سهمیههای آسیایی و قهرمان لیگ برتر یادآور میشود: مسئله حضور تیمهای ایران در لیگهای باشگاهی آسیا، اقتصادیست و تیمهایی که در هر دوره از مسابقات آسیایی حضور پیدا میکنند، پاداش قابلتوجهی نیز دریافت میکنند و باتوجه به شرایط ارزی، آورده خوبی برای باشگاهشان محسوب میشود. همانطور که مطمئنا تراکتور توانست پاداش خیلیمناسبی را با حضور در مرحله حذفی لیگنخبگان آسیا دریافت کند و این میتواند بخش اعظمی از هزینهها را پوشش دهد.
این مربی فوتبال اضافه میکند: بههرحال بازی در آسیا در برندسازی، اسپانسرینگ و تاریخسازی نیز تاثیرگذار است و مطالبات باشگاهها نسبت به این موضوع بهجا و بهحق است. اگر مسئولان فدراسیون و سازمانلیگ میتوانستند پلیآفی در بالای جدول برگزار کنند بازهم قابل دفاع بود تا از آن طریق نمایندگان آسیایی را معرفی کنند.
امکان استفاده از مدلهای پلیآف برای کاهش تنشهای جدول لیگ
کرمی با اشاره به روشهای به پایانرساندن سریع لیگ تاکید میکند: آقایان در فدراسیون نمیتوانند یکتصمیم واحد بگیرند؛ حداقل به روشهایی که در اروپا و جهان وجود دارد رجوع میکردند. همین الان صعود تیمها به جام جهانی از طریق پلیآف به روش خیلیخوبی صورت گرفت که اصلا هم برگزاری دو بازی پلیآف کار دشواری نبود.
وی اعتراض تیمها نسبت به تصمیمات فعلی را وارد و منطقی دانسته و میگوید: صدای برخی تیمها مانند پرسپولیس را هم در آوردهاند که آنها نیز باتوجه به فاصله کم امتیازیشان با تیمهای بالانشین حق دارند معترض باشند و چند تیم دیگر نیز از تغییر جایگاهها با حتی یکامتیاز در صورت انجام بازیها صحبت میکنند و حقیقت را نیز میگویند. لیگ یک رالی است و نمیتوان در رالی تا لحظه پایانی برای تعیین نفرات برتر تعیینتکلیف کرد.
قوانین سرسری فدراسیوننشینان برای راضیسازی
این تحلیلگر فوتبال ایران خاطرنشان میکند: خیلی تعجب میکنم که چه کارشناسانی در مسند فوتبال حضور دارند و آیا اصلا با فوتبال اروپا و جهان آشنا هستند و روشهای متفاوت فوتبال بینالمللی را تاکنون مشاهده و بررسی کردهاند؟ اینکه بخواهیم همه را از خودمان راضی نگهداریم و همهچیز را سرسری بگیریم، به فوتبالمان صدمه میزند و در تصمیمات اتخاذشده اخیر توسط مسئولین فوتبال ایران، هیچکدام مناسب نبودند.
لیگ ۱۸ تیمی؛ ساختاری نامتناسب با ظرفیتهای فعلی فوتبال ایران
کرمی درباره طرح ۱۸ تیمی شدن لیگ برتر توضیح میدهد: با نگاهی به لیگهای مختلف دنیا، بهآسانی به این نتیجه میرسیم که امکانات و زیرساختهای فوتبال ایران بهگونهای نیست که لیگ ۱۸ تیمی برگزار کنیم. اتفاقا باید تعداد تیمهای لیگ برتر فوتبال ایران کمتر شود و هرچه بیشتر این اتفاق رخ دهد، میتوانیم بازدهی بیشتری نیز داشته باشیم.
وی ادامه میدهد: اگر قرار باشد دو تیمی که قرار است به لیگ برتر فوتبال ایران صعود کنند را بدون سقوط دو تیم پائیننشین به لیگ اضافه کنیم و دو تیم ضعیف فصل بازهم در لیگ بمانند، صرفا برای رضایت همه تیمها چنین تصمیمی اتخاذ کردهایم. افزایش تعداد تیمها به معنای افرایش تعداد بازیها آنهم بدون برنامهریزی است و در تضاد با امکانات و زیرساختهای ورزشگاهها، چمنها، شرایط بازیکنان، بودجهها و... است و با چنین روش مقطعی هم کاملا مخالفم.
ضرورت استقلال کامل فدراسیون در تصمیمگیریهای کلان فوتبال
این مربی فوتبال فدراسیون را الزام به تصمیمگیری بدون وابستگی میداند و خاطرنشان میکند: هرآنچه که در تصمیمات اخیر میبینیم، هیچکدام کارشناسی نبوده و گویا مدیران فقط آمدهاند تا همدیگر را راضی نگهدارند. ایکاش فدراسیون فوتبال در بین باشگاهها استقلال داشت؛ اگر فدراسیون به تیمها الزام میکند که در لیگ شرکت کنند، باید از آن تبعیت کنند و اگر بازی نمیکنند، اهمیتی ندارد. دیگر چه اجباریست که مدیران همه باشگاهها راضی و خرسند باشند!
ما کجا و لیگ جزیره انگلیس کجا؟!
کرمی با توضیح کامل درباره نحوه برگزاری بازیها در لیگهایی که تعداد تیمها بالاست یادآور میشود: اگر تصمیم بر این باشد که لیگ برتر با ۱۸ تیم برگزار شود، باید از روش لیگ برتر جزیره انگلیس پیروی کنیم و هر سهروز یکبار بازی انجام شود. آیا فدراسیون و سازمانلیگ توانایی مدیریت آن را دارد و تیمها میتوانند در فاصلهزمانی بسیار کم بازی کنند؟ در لیگ برتر انگلیس، بهعنوان نمونه آرسنال چهارشنبه در لیگ قهرمانان اروپا بازی میکتد و شنبه و سهشنبه در لیگ برتر برای مصاف با حریفان به زمین میرود. هیچ اعتراضی هم ندارند، ضمن اینکه جام حذفی و جام اتحادیه هم برگزار میکنند و بازیکنان ملیپوش آنها نیز به اردوهای ملی میروند.
وی، عملا همهچیز برای برگزاری لیگ ۱۸ تیمی در ایران را خارج از دسترس تلقی کرده و میگوید: آیا چنین توانمندی مهمی در فوتبالمان وجود دارد؟ ساختار بازیکنان، حرفهایبودن و بدنسازی، زمینها و زیرساختها در فوتبال ایران وجود ندارد. حتی در باکسینگدی فوتبال انگلیس و سایر لیگهای اروپایی، تیمها دو روز یکبار بازی میکنند. میکل آرتتا میگوید ما برای یکبازی ممکن است فقط ۲۰ دقیقه تمرین کنیم و در صورت چنین اتفاقی، مربیان باشگاههای ایران هر هفته معترض میشوند. همهچیز صرفا اتخاذ یکتصمیم لحظهای نیست، اما اگر میتوانید بسمالله.
ناهماهنگی دستمزدها با واقعیتهای اقتصادی فوتبال ایران
این تحلیلگر باتجربه فوتبال با اشاره به ساختار اقتصادی فوتبال ایران و نقش آن در جامعه تأکید میکند: هیچ ترسی ندارم که درباره هزینههای سرسامآور فوتبال ایران صحبت کنم. همیشه گفتهام که هزینه دستمزد بازیکنان و خیلی از مربیان (باوجود اینکه خودم هم مربیام) بسیار بالاست. با یک جستوجوی ساده میتوانید رقم قرارداد بازیکنان اروپایی را پیدا کنید و بهعنوان نمونه از دستمزد یکبازیکن از تیم دورتموند آلمان آگاه شوید. یکبازیکن متوسط دورتموند ۶۰۰ الی ۷۰۰ هزار دلار دستمزد دارد که با نرخ ارزی جدید ۱۳۰ میلیارد تومان میشود. آیا همترازی دستمزد چنین بازیکنی با بازیکنانی که در لیگ ایران توپ میزنند درست است؟ دستمزدهای فوتبال ایران با شرایط باشگاههایمان همخوانی ندارد.
کرمی اضافه میکند: در ایران با ۱۰۰ میلیارد تومان میتوانید دو منزل مسکونی بخرید، اما در آلمان یکفوتبالیست با ۷۰۰ هزار دلار نمیتواند خانهای خریداری کند. دستمزدها بیشتر از حق بازیکنان است و باید اتفاقا با استفاده از شرایط فعلی مرتبط با جنگ تحمیلی، دستمزدهای سنگین موجود در فوتبال ایران را مورد بازبینی قرار دهیم.
رابطه ناهمسانِ فوتبال با جامعه و لزوم اصلاح ساختار مالی و ایجاد تناسب در هزینههای باشگاهها
وی درباره ارتباط مستقیم دستمزدهای گزاف با فساد خاطرنشان میکند: زمانیکه دستمزدها بیشتر از حد معمول است، بهدنبال آن فساد و دلالی نیز بهوجود میآید. نظارت دستگاههای قضایی باید بر فوتبال ایران بیشتر شود. حقوق یکاستاد دانشگاه در کشورمان حداکثر ۱۰۰ میلیون تومان است که در سال به یکمیلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان میرسد، اما یکفوتبالیست ۱۰۰ میلیارد تومان دریافت میکند. همه این اعداد و ارقام تعجبآور است، هرچند که با شغل من نیز در تناقض است و دستمزدهای پائین روی لیگهای پائینتر نیز تاثیر میگذارد، اما باید اختلافات عجیب با جامعه کم شود تا مردم نیز راضی باشند.
چگونگی افزایش ظرفیت فوتبال ایران و نقش مدیریت در بهرهبرداری از آن
مربی اسبق تیم ملی دانشجویان در پایان میگوید: در هر حال، کاهش تیمهای لیگ برتر موجب افزایش کیفیت رقابت میشود و تیمهایی که وضعیت مالی بهتری دارند در لیگ حضور پیدا میکنند. مابقی تیمها نیز در لیگ دستهاول و لیگهای پائینتر بهصورت گروهی باهمدیگر به رقابت بپردازند و اینگونه تواناییهای فوتبالمان بیشتر ابراز میشود.
از روز نخست با برگزاری ادامه لیگ مخالف بودم
محسن بیاتینیا، بازیکن اسبق استقلال و کارشناس فوتبال نیز در رابطه با وضعیت برگزاری یا تعلیق لیگ برتر فوتبال ایران به ایسنا میگوید: بیشتر از یکماه میشود که فوتبال ایران درگیر برگزاری یا تعلیق فصل جاری لیگ برتر است. شخصا از روز نخست با انجام مسابقات در این شرایط مخالف بودم و همانطور که قریب به اتفاق معتقد بودند، لیگ باید در این مقطع فریز میشد. اگر واقعا میخواهیم به همدیگر کمک کنیم تا بهترین اتفاق رقم بخورد، پس دیگر نباید درگیر معرفی قهرمان باشیم.
برگزاری ادامه لیگ فرسوده پساز جام جهانی بیهوده است
وی میافزاید: بیشتر از ۲۰ سال از لیگ برتر فوتبال ایران میگذرد، چه اتفاقی افتاده است؟ اگر بهخاطر قهرمانی و چند بازی است که پساز جام جهانی این لیگ فرسوده را ادامه دهیم و تعیینتکلیف کنیم، کار بیهودهای است؛ چرا که از نظر من تکلیف این لیگ و نتیجهاش باید توسط تیم ملی در جام جهانی مشخص شود.
هدف از برپایی لیگ مگر حضور در جام جهانی نیست؟
این پیشکسوت فوتبال بیان میکند: در همهجای دنیا لیگ را برای چه برگزار میکنند؟ جهت کیفیت بازیکنان و موفقیت تیم ملیشان در جام جهانی و زمانیکه تیم ملی به بالاترین تورنمنت دنیا رسیده و قرار است در آن حضور پیدا کند، آیا پساز جام جهانی و با برگزاری ادامه لیگ، بازیکن جدیدی به تیم ملی معرفی میشود؟ خیر؛ فقط فرسودگی و بینظمی بهوجود میآید.
چهکسی فراهم بودن شرایط برگزاری ادامه لیگ پساز جام جهانی را تضمین میکند؟
بیاتینیا درباره وضعیت جدول لیگ برتر میگوید: هنوز هم مشخص نیست پساز جام جهانی قرار است چه اتفاقاتی صورت بگیرد. آیا کسی تضمین میکند که شرایط برگزاری مسابقات فراهم باشد؟ نظر من این است که لیگ باید مختومه اعلام شود و تکلیف تیمها را مشخص کنند تا برای فصل آینده آماده شوند. شاید هم اتفاقی که رخ داده نظم جدیدی به فوتبالمان اضافه کند.
فوتبال ایران نباید فرصت حضور در رقابتهای بینالمللی را از دست دهد
وی با تاکید بر حضور نمایندگان ایران در آسیا یادآور میشود: بحث درونخانوادگی با خارجاز خانواده متفاوت است. هر مشکلی که داریم نباید اجازه دهیم آثار آن به آسیا برسد و مشکلاتمان را همینجا برطرف کنیم. اصول و روش معرفی قهرمان بر این است که حق را به تیمی که در بالاترین جایگاه قرار دارد و احتمال قهرمانیاش نسبت به سایر تیمها بیشتر است دهند و این کاملا طبیعی است. بهعنوان نمونه، اگر صفی در یکمغازه شکل گرفته باشد و مغازه تعطیل شود، نفرات اول همانجا باقی میمانند و ترتیب تغییر نمیکند تا از ابتدا جایگاه نفرات مشخص شود. بنابراین اگر قرار است نمایندگان ایران در آسیا انتخاب شوند، مدیران باید بر همین مبنا تصمیمگیری کنند.
تصمیمگیری درباره ادامه لیگ باید قاطعانه و مستقل از فشار باشگاهها باشد
مهاجم اسبق تیم ملی اضافه میکند: با همه اینها، ۱۰۰ درصد باید نمایندگان آسیاییمان مشخص شوند و هیچکدام از تورنمنتهای بینالمللی از جام جهانی گرفته تا بازیهای آسیایی باشگاهی را نباید از دست دهیم و مهمترین شاخصههای فوتبال کشورمان است که باید رعایت شود. شاید در فوتبال داخلیمان بتوانیم یکسری از خللها را پوشش دهیم، اما در آسیا و جهان باید قاطعانه تصمیم بگیریم و به آنچه فدراسیون الزام میکند، همه باشگاهها عمل کنند.
بحرانهای اقتصادی باشگاهها میتواند بر ساختار فوتبال تأثیر مستقیم بگذارد
بیاتینیا در واکنش به اثرگذاری خسارات واردشده به مجموعههای دولتی روی فوتبال ایران توضیح میدهد: بودجهبندیها همواره در زمانهای عادی، بدون مشکل برای اختصاصیابی به زیرمجموعهها تعیین میشوند، اما زمانیکه معضلاتی بهوجود میآید و مجموعهها دچار ضرر و زیان و خساراتی میشوند، دیگر روند سابق پیش نخواهد رفت و از آنجا که ۹۰ درصد فوتبال کشورمان به مجموعههای دولتی و صنعتی وابسته است، فعالیت همه باشگاهها تحتتاثیر قرار میگیرد. اگر آن کارخانهها نتوانند تولیداتشان را انجام دهند، فوتبال اگر امسال هم برگزار شود، برای سال آینده بهطور کامل تعطیل خواهد شد.
وی نقش فوتبال در زمان پساجنگ را مهمتر دانسته و بیان میکند: اگر قرار است فرصت دهیم، این زمان باید به همه جامعه فوتبال اختصاص یابد و چنین راهوروشی به یکخِرَد جمعی و ازخودگذشتگی نیاز دارد. مهمتر از همهچیز این است که فوتبال ایران باید پساز این دوران سخت و عجیب، پرقدرتتر از همیشه ادامه پیدا کند.
۱۸ تیمیشدن لیگ اگر گرهگشاست اجرایی شود
این مربی فوتبال درباره ساختار لیگ برتر و احتمال افزایش تعداد تیمها به ۱۸ تیم میگوید: زیرساختهایمان برای لیگ ۱۸ تیمی در سالهای گذشته بهعلت بدهیهای باشگاههای تازهکاری که توان هماهنگی با هزینههای لیگ برتر را نداشتند و پساز یکسال سقوط میکردند، فراهم نبود و ۱۶ تیمیبودن لیگ برتر در طی فصول اخیر کاملا منطقی بود، اما اگر واقعا مشکل فعلی فوتبال و لیگ برتر با برگزاری لیگ ۱۸ تیمی برای یکسال برطرف میشود و گرهای را باز میکند، میتوان آن را بهعنوان یک گزینه بررسی کرد و درصورتی که تیمهای صعودکننده شرایط لازم را داشته باشند، این طرح میتواند اجرا شود.
کیفیت لیگ بیش از تعداد تیمها به برنامهریزی و استفاده از بازیکنان داخلی وابسته است
بیاتینیا درباره تأثیر افزایش تعداد تیمها بر کیفیت لیگ میگوید: اگر لیگ ۱۸ تیمی در آینده به روند بهبود فوتبال کشورمان کمک میکند، میتوانیم آنرا در بین گزینههایمان قرار دهیم و تجربهاش را داشتهایم. ضمن اینکه مهمترین تصمیم ثبات سطح فعلی لیگ برتر مخصوصا برای آسیاست. افزایش تعداد تیمها الزاماً به معنای کاهش کیفیت نیست. کیفیت لیگ به میزان استفاده از بازیکنان داخلی بستگی دارد. در گذشته نیز با ۱۸ تیم لیگ برگزار میشد و باوجود تعدد کم بازیکنان خارجی، کیفیت افت محسوسی نداشت.
وی میافزاید: سطح کیفی لیگ برتر با حضور ۱۶ تیم فعلی و بازیکنان پرتعداد خارجی و هزینههای گزاف، پیشرفت چندانی نسبت به گذشته و لیگ ۱۸ تیمی نداشته است. با اضافه شدن دو تیم به لیگ برتر، حدود ۵۰ تا ۶۰ بازیکن جدید و جوان وارد لیگ و فوتبال ایران معرفی میشوند که میتواند فرصت خوبی برای توسعه فوتبال باشد. بنابراین نباید صرفاً نگاه صفر و صدی به این موضوع داشت.
تصمیم نهایی فقط باید بهسود منافع فوتبال ملی باشد
این پیشکسوت فوتبال با اشاره به موضوع تقویم فشرده مسابقات و احتمال افزایش مصدومیتها و شرایط فوتبال ایران پساز جام جهانی خاطرنشان میکند: مقایسه فوتبال ایران با لیگهایی مانند انگلیس درست نیست و نمیتوانیم در سطح و کیفیتی که آنها دارند فوتبال را برگزار کنیم، چرا که زیرساختها، امکانات و شرایط حرفهای ما متفاوت است. با این حال، میتوانیم برخی اقدامات را بهاندازه انجام دهیم و باید دید مجموع منافع این تصمیم برای فوتبال کشور چیست. هیچکس نمیتواند تضمین کند که در صورت ادامه لیگ پساز جام جهانی، مصدومیتها کاهش پیدا کند یا کیفیت مسابقات حفظ شود و فقط میتوانیم درباره آن نظر دهیم. بنابراین باید تصمیمی اتخاذ شود که در مجموع به نفع فوتبال باشد.
لیگ همینجا نیمهتمام بماند و فصل آینده را قویتر شروع کنیم
بیاتینیا در پایان با اظهارنظر درباره چگونگی حلوفصل مشکل فعلی فوتبال کشورمان یادآور میشود: اگر بتوانیم نمایندگان آسیایی را معرفی کنیم و سپس با تعطیلی چندماهه فوتبال ایران، قویتر برای فصل جدید آماده شویم بهتر است. این روش میتواند از دوگانگی و افت کیفیت جلوگیری کند. در شرایط فعلی، ادامه لیگ و پلیآف میتوانست موجب دو قطبیشدن فوتبال شود، چرا که تیمهای بالای جدول با انگیزه بالا و تیمهای پائین جدول با شرایط متفاوت وارد مسابقات میشوند و این مسئله بر کیفیت کلی لیگ تأثیر منفی خواهد گذاشت. قطعا همه تیمها مدعی کسب امتیاز از رقبا هستند و بههمین علت، اصولی نیست که چند تیم خاص را برای تعیین قهرمان، دارندگان سهمیه و سقوطکنندگان به لیگ دستهاول انتخاب کنیم تا از بین آنها نتیجه مشخص شود.
ثبات ساختاری یا تغییرات جسورانه؟
به گزارش ایسنا، در همین میان و چالشهای ریز و درشت فوتبال، موضوع معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی نیز بهعنوان یک عامل تعیینکننده وارد معادله شده است؛ چرا که تأخیر در این تصمیم میتواند بر انگیزه تیمها و روند برنامهریزی آنها برای فصل آینده تأثیر مستقیم بگذارد. اکنون فوتبال ایران در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی شفاف، قاطع و ساختارمند است؛ تصمیمی میان دو مسیر متفاوت: ادامه وضعیت موجود با همه فشارها و ابهامات آن، یا بازتعریف ساختار لیگ با رویکردی توسعهمحور و مبتنی بر تغییرات بنیادین که باید بهترینش انتخاب شود.
درحالیکه تعلیق لیگ تا پس از جام جهانی فعلاً بهعنوان تصمیم رسمی تثبیت شده است، آنچه آینده این رقابتها را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً زمانبندی برگزاری مسابقات، بلکه کیفیت تصمیمی است که در سطح کلان فوتبال کشور اتخاذ میشود؛ تصمیمی که میتواند مسیر لیگ برتر را برای سالهای آینده بهطور کامل تغییر دهد یا آن را در چرخهای از تکرار و چالشهای ساختاری نگه دارد. درنهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: فوتبال ایران به کدام سمت حرکت خواهد کرد؛ ثبات ساختاری یا تغییر جسورانه؟
انتهای پیام
