• چهارشنبه / ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۴۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405020904989

امام رضا(ع)؛ آینه تمام‌نمای حقیقت

امام رضا(ع)؛ آینه تمام‌نمای حقیقت

ایسنا/اصفهان استاد حوزه علمیه مدرسه امام صادق(ع) اصفهان، در تشریح ابعاد زندگی پرفرازونشیب امام رضا(ع) از ولادت تا شهادت و تبیین جایگاه علمی و معنوی ایشان گفت: علم، امامت و کرامت شفاعت در سیره رضوی، نه‌تنها دل‌های شیعیان را در طول قرن‌ها شیدا کرده، بلکه دوران پرمخاطره پذیرش ولایتعهدی، خود زمینه‌ساز پیوند عمیق فرهنگی و معنوی ایرانیان با این آستان نورانی شد. 

حجت‌الاسلام سیدعلی موسوی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: امام علی بن موسی‌الرضا(ع) هشتمین امام شیعیان، در سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه متولد شدند؛ طبق گزارش‌های تاریخی معتبر مانند «ارشاد» شیخ مفید و «کافی» کلینی، پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم(ع) و مادرشان بانویی بافضیلت به نام نجمه خاتون(تکتم) بوده است. تولد امام رضا(ع) در فضایی رخ داد که خلافت عباسی پس از سرکوب گسترده علویان، با بحران مشروعیت مواجه بود و از همان آغاز، شرایط سیاسی، اجتماعی زمانه، بر زندگی این امام همام سایه انداخت. 

وی افزود: در روایات آمده که امام کاظم(ع) از همان کودکی، آثار امامت و علم الهی را در فرزندشان علی بن موسی آشکار دیدند و به یاران خاص خود معرفی کردند؛ به‌گونه‌ای که شیخ مفید نقل می‌کند امام کاظم(ع) بارها در حضور اصحاب، به امامت آینده فرزندشان گواهی دادند و این معرفی، بعدها در تثبیت جایگاه امام رضا(ع) میان شیعیان نقش مهمی ایفا کرد. 

استاد فقه و فلسفه مدرسه حوزه علمیه اصفهان بیان کرد: دوران کودکی و نوجوانی امام رضا(ع) در مدینه، همراه با تربیت مستقیم توسط امام کاظم(ع) و حضور در فضای علمی و حدیثی آن شهر بود؛ مدینه در آن زمان، مرکز نقل حدیث و فقه اسلامی به‌شمار می‌رفت و امام رضا(ع) از همان سنین جوانی، در حلقه‌های علمی شرکت می‌کردند. منابع حدیثی شیعه و سنی مانند «عیون اخبار الرضا» شیخ صدوق و «تهذیب الکمال» مزی، تصریح می‌کنند که بزرگان و راویان برجسته‌ای چون عبدالله بن مبارک و اباصلت هروی از محضر ایشان استفاده علمی برده‌اند. 

حجت‌الاسلام موسوی ادامه داد: پس از شهادت امام موسی کاظم(ع) در زندان هارون عباسی که بسیاری از منابع آن را در سال ۱۸۳ هجری قمری دانسته‌اند، امام رضا(ع) در حدود ۳۵ سالگی عهده‌دار امامت شیعیان شد و از همان زمان با دو مأموریت دشوار مواجه بود؛ حفظ هویت اعتقادی شیعه در برابر فشار سیاسی عباسیان و پاسخ‌گویی علمی به پرسش‌ها و شبهات کلامی و فقهی زمانه.  

وی تصریح کرد: یکی از برجسته‌ترین ابعاد شخصیت امام رضا(ع)، جایگاه علمی ایشان در جهان اسلام است؛ در منابع روایی، از آن حضرت با عنوان «عالم آل محمد(ص)» یاد شده است. مأمون عباسی با همه انگیزه‌های سیاسی‌اش به علم گسترده امام رضا(ع) اعتراف می‌کرد و مناظرات متعددی میان امام و دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف در دربار مأمون ثبت شده است. در «عیون اخبار الرضا» و «احتجاج» طبرسی، مناظره امام با جاثلیق مسیحی، رأس الجالوت یهودی، علمای زرتشتی و متکلمان معتزلی نقل شده که در آن‌ها امام با استناد به عقل و قرآن و کتاب‌های آسمانی پیشین، به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند. 

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه اصفهان توضیح داد: همین مناظرات و پاسخ‌های عمیق امام در موضوعاتی چون توحید، نبوت، امامت، جبرواختیار و حتی مباحث طبی و اخلاقی، موجب شد که شخصیت علمی ایشان نه فقط میان شیعیان که در میان اهل‌سنت نیز مورداحترام قرار گیرد؛ به‌طوری‌که بسیاری از محدثان سنی مانند ابن‌حبان، امام رضا(ع) را در زمره «ثقات» و راویان قابل‌ اعتماد حدیث ذکر کرده‌اند. 

حجت‌الاسلام موسوی تأکید کرد: بعد مهم دیگر در زندگی امام رضا(ع)، جایگاه معنوی و سلوکی ایشان است. روایات توصیف کرده‌اند که ایشان بسیار اهل عبادت، تلاوت قرآن، انفاق و مهربانی با مردم به‌ویژه فقرا و غلامان بودند؛ در «کشف الغمه» اربلی آمده است که امام رضا(ع) سفره غذا را طوری می‌گستردند که خدمتکار و غلام و آزاد، همه در کنار ایشان بنشینند و می‌فرمودند: «إنَّ الرَّبَّ واحدٌ، و الأمُّ واحده، و الأبُ واحدٌ، و الجزاءُ بالأعمال»؛ یعنی خدای ما یکی است، مادر و پدرمان یکی است و پاداش بر اساس عمل است. 

وی بیان کرد: این روحیه اخلاقی باعث شده بود که حتی مخالفان سیاسی، در برابر شخصیت فردی و کرامت اخلاقی ایشان خضوع کنند. بسیاری از کرامت‌های نقل‌شده در منابع، مانند خبردادن از ضمیر افراد، یا دعا برای باران، هرچند در نگاه تاریخی باید با دقت بررسی شود، اما نشان‌دهنده تصویری است که جامعه مؤمنان از امام معصوم به‌عنوان واسطه رحمت الهی در ذهن داشته است.

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه اصفهان خاطرنشان کرد: شاید حساس‌ترین بخش زندگی امام رضا(ع)، ماجرای ولایتعهدی ایشان در دوره مأمون عباسی باشد. پس از درگیری خونین میان مأمون و برادرش امین و انتقال مرکز خلافت به خراسان، مأمون برای تثبیت حکومت و کاستن از اعتراض‌های شیعیان، تصمیم گرفت امام رضا(ع) را به‌عنوان ولیعهد معرفی کند. منابع تاریخی مانند «مقاتل الطالبیین» ابوالفرج اصفهانی و نیز گزارش‌های شیخ مفید نشان می‌دهد که امام رضا(ع) در برابر این پیشنهاد، به‌شدت اکراه داشتند و آن را نمی‌پذیرفتند تا آنجا که مأمون تهدید به قتل کرد. 

حجت‌الاسلام موسوی اظهار کرد: در نهایت، امام رضا(ع) ولایتعهدی را با شرط عدم دخالت در عزل و نصب‌ها و امور اجرایی پذیرفتند و به‌صراحت فرمودند که پذیرش ایشان از روی اجبار بوده است؛ جمله معروف «أُدخِلتُ فی هذا الأمرِ دخولَ مَن أُکرِهَ علیه» را مورخان از زبان امام نقل کرده‌اند. این پذیرش اجباری، از منظر شیعی، تدبیری برای حفظ جان شیعیان و بهره‌گیری از فرصت برای تبیین معارف دینی در سطح گسترده ارزیابی می‌شود. 

وی تصریح کرد: حضور امام رضا(ع) در خراسان و مرو، فصل تازه‌ای در ارتباط ایرانیان با اهل‌بیت(ع) گشود. در گزارش‌های تاریخی آمده است که مردم شهرهای مختلف، از نیشابور تا مرو، برای دیدار ایشان اجتماع می‌کردند. روایت مشهور «سلسلةالذهب» در نیشابور که در آن امام رضا(ع) توحید را با قید ولایت خود و پدرانشان شرط نجات می‌دانند: «کلمة لا إله إلا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی» و سپس می‌فرمایند «بِشُروطِها وأنا من شروطِها» در منابعی چون «عیون اخبار الرضا» و «تاریخ نیشابور» حاکم نیشابوری ثبت شده و نشان می‌دهد که امام چگونه از فرصت راه طولانی مدینه تا مرو برای تبیین عقیده امامت بهره برده‌اند. 

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه اصفهان افزود: همین حضور و سخنان امام در سرزمین ایران، بعدها به شکل‌گیری پیوند عاطفی و اعتقادی عمیق میان ایرانیان و امام رضا(ع) انجامید؛ پیوندی که در طول قرون، از طریق زیارت، وقف‌ها، مدارس و سنت‌های مذهبی ادامه یافت. 

حجت‌الاسلام موسوی توضیح داد: بخش پایانی زندگی امام رضا(ع) با شهادتی تلخ در خراسان گره‌خورده است. اکثر منابع تاریخی شیعه و بسیاری از مورخان سنی، از جمله شیخ صدوق در «عیون اخبار الرضا»، معتقدند امام رضا(ع) به دستور مأمون و با زهر به شهادت رسیدند؛ مشهور است که این حادثه در سال ۲۰۳ هجری قمری در طوس رخ‌داده است. گرچه برخی منابع متأخر تلاش کرده‌اند احتمال مرگ طبیعی را مطرح کنند، اما قرائن سیاسی از جمله تغییر رفتار مأمون پس از محبوبیت روزافزون امام در میان مردم فرضیه شهادت امام را تقویت می‌کند. 

وی تأکید کرد: پس از شهادت، پیکر مطهر امام رضا(ع) در باغ حمید بن قحطبه در سناباد طوس به خاک سپرده شد؛ جایی که بعدها با نام «مشهدالرضا» معروف شد و شهر مشهد کنونی حول همان حرم شکل گرفت. این تغییر نام از طوس به مشهد (محل شهادت) خود گویای جایگاه ویژه امام در ذهن و زیست مسلمانان و به‌خصوص ایرانیان است. 

استاد فقه و فلسفه تصریح کرد: باور به شفاعت و شفاگرفتن از آستان قدس رضوی، صرفاً یک احساس جمعی بدون پشتوانه حدیثی نیست؛ در روایات متعدد از پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) به زیارت امامان و طلب حاجت در کنار قبور آنان توصیه شده است. شیخ حرعاملی در «وسائل‌الشیعه» و علامه مجلسی در «بحارالانوار» باب‌های گسترده‌ای را به ثواب زیارت امام رضا(ع) اختصاص داده‌اند؛ از جمله روایتی که امام جواد(ع) می‌فرماید: «مَن زارَ قبرَ أبی بطوس، غفر الله له ذنوبه»؛ هر کس قبر پدرم را در طوس زیارت کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد. 

حجت‌الاسلام موسوی خاطرنشان کرد: این روایات نشان می‌دهد که توسل به امام رضا(ع) و امید به شفاعت ایشان، ریشه در متن سنت شیعی دارد و تجربه تاریخی مردم از نذرها و شفایافتن بیماران تا گشایش‌های معنوی این باور را در وجدان جمعی جامعه تقویت کرده است؛ البته نگاه دینی همواره تأکید می‌کند که شفا و گشایش، در نهایت از سوی خداوند است و امام، فقط واسطه فیض الهی است. 

وی اظهار کرد: حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد امروز نه‌تنها یک مکان مذهبی، بلکه یک پدیده فرهنگی - اجتماعی و حتی هویتی برای ایرانیان است. بنا بر گزارش‌های تاریخی و پژوهش‌های معاصر، توسعه آستان قدس رضوی از قرن چهارم هجری به بعد، با حمایت سلسله‌های مختلف مانند طاهریان، صفویان و قاجار، این حرم را به یکی از بزرگ‌ترین مراکز زیارتی جهان اسلام تبدیل کرده است. 

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه اصفهان افزود: نذرها، موقوفات، شکل‌گیری مدارس علمیه، کتابخانه عظیم و سنت‌های خاص مانند «سفره‌های نذری» و «خدمت افتخاری در حرم» نشان می‌دهد که چگونه زندگی فردی و جمعی مردم از اقتصاد و هنر تا ادبیات و موسیقی آیینی با نام امام رضا(ع) گره‌خورده است؛ کافی است به حجم اشعار فارسی درباره امام رضا(ع) در دیوان‌هایی چون محتشم، عمان سامانی و شاعران معاصر نگاه کنیم تا ببینیم این امام چه جایگاهی در تخیل و احساس جمعی ایرانیان دارد. 

حجت‌الاسلام موسوی توضیح داد: درعین‌حال، نگاه واقع‌گرایانه به مسئله شفا و کرامت، به معنای نفی نقش پزشکی و علل طبیعی نیست، بلکه آن‌گونه که علمای شیعه مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری توضیح داده‌اند، دعا و توسل در کنار بهره‌گیری از اسباب طبیعی، دو سطح از نظام علل الهی را تشکیل می‌دهد. بسیاری از کسانی که برای شفا به حرم امام رضا(ع) می‌آیند، هم‌زمان از پزشک و درمان نیز غافل نمی‌شوند؛ اما آنچه در زیارت تجربه می‌کنند، نوعی آرامش قلبی، امید، و احساس دیده‌شدن در برابر خداوند است؛ احساس پیوند با امامی که او را «غریب الغربا» و «عالم آل محمد» می‌نامند. 

وی بیان کرد: همین ترکیب عقل و توکل، علم و دعا، زیارت و مسئولیت اجتماعی است که می‌تواند زیارت امام رضا(ع) را از یک عمل صرفاً احساسی، به یک حرکت تربیتی و اخلاقی تبدیل کند؛ حرکتی که زائر پس از بازگشت از مشهد، در رفتار خانوادگی، اجتماعی و شغلی خود نشانه‌های آن را نشان دهد. 

استاد فقه و فلسفه تأکید کرد: اگر بخواهیم بر اساس منابع معتبر، تصویری جامع از امام رضا(ع) ارائه دهیم، باید به چند محور اصلی اشاره کنیم؛ نخست، امامی که در اوج فشار سیاسی و در فضای سنگین عباسیان، با علم، حلم و تقیه حکیمانه، مکتب اهل‌بیت(ع) را حفظ و تقویت کرد؛ دوم، عالمی که مناظرات و احادیثش، امروز نیز در مباحث کلامی و فلسفی الهام‌بخش پژوهشگران است؛ سوم، اسوه‌ای اخلاقی که سیره شخصی‌اش از احترام به انسان‌ها تا توجه به مستمندان مدل زیست مؤمنانه را به ما می‌آموزد؛ و چهارم، امامی که مزارش در مشهد، به نقطه‌ای برای تجدید پیمان، آرامش روحی و بازسازی معنوی میلیون‌ها انسان تبدیل شده است. 

حجت‌الاسلام موسوی خاطرنشان کرد: شناخت واقع‌بینانه و مستند از زندگی امام رضا(ع) بر پایه آثاری چون «الارشاد» شیخ مفید، «عیون اخبار الرضا» شیخ صدوق، «کشف الغمه» اربلی و پژوهش‌های جدید، به ما کمک می‌کند تا زیارت و توسل را از خرافه‌گرایی جدا کنیم و آن را به فرصتی برای معرفت، اصلاح نفس و مسئولیت‌پذیری اجتماعی تبدیل سازیم؛ در این صورت است که میلاد امام رضا(ع) نه فقط یک مناسبت تقویمی، بلکه فرصتی برای بازخوانی سبک زندگی رضوی در جامعه امروز خواهد بود. 

انتهای پیام