حوالی ساعت یک بامداد چهارشنبه ۹ اردیبهشت، وقتی شهر در آرامشِ پیش از سپیدهدم فرو رفته، میدان امام حسین (ع) یزد رنگ و بوی دیگری دارد. اینجا دیگر خبری از دستهبندیهای مرسوم اجتماعی نیست؛ میدان به تماشاخانهای بدل شده که در آن، واژه «مردم» در دقیقترین معنای خود متجلی است.
تصویری از یک ایرانِ مینیاتوری
در گوشهای از میدان، جوانی با تیپ کاملاً امروزی و هدفون بر گردن، شانه به شانه پیرمردی ایستاده که محاسن سپیدش حکایت از تجربهی سالهای دور دارد. کمی آنطرفتر، مادری فرزند خردسالش را در آغوش گرفته و با آرامش به حلقه جمعیت مینگرد. این همان «رنگینکمان غیرت» است که این روزها در جایجای ایران دیده میشود؛ جایی که پوششها و سلیقهها متفاوت، اما تپش قلبها برای مدافعانی که در مرزها و سنگرها ایستادهاند، یکی است.

امنیت، قدرِ مشترک یک ملت
حضور پررنگ قشرهای خاکستری در کنار چهرههای مذهبی و سنتی یزد، حامل یک پیام تحلیلی جدی است. ناظران معتقدند وقتی تهدید یا ضرورتِ حفظ کیان وطن به میان میآید، جامعه ایرانی به جای واگرایی، به سمت یک «انسجامِ اضطراری و آگاهانه» حرکت میکند. یکی از حاضران در میدان به خبرنگار ایسنا میگوید: شاید من با خیلیها در اینجا اختلاف سلیقه داشته باشم، اما سربازی که در کوهستان و بیابان بیدار است تا من راحت بخوابم، متعلق به همه ماست. برای حمایت از او، شناسنامه سیاسی لازم نیست.

یزدیها که به قناعت و صبوری شهرهاند، در شصت شب گذشته نشان دادند که در «پایکار بودن» نیز پیشتازند. از میدان امام حسین (ع) تا میادین دیگر شهر، زمزمههای دعا برای رزمندگان و شعارهای حماسی در حمایت از اقتدار ملی، سکوت بامداد را شکسته است.

این تجمعات که حالا به شصتمین شب خود رسیده است نشان از تغییر فازِ رفتارهای اجتماعی دارد؛ مردم از حالت «بیننده» به «پشتیبان» تغییر وضعیت دادهاند.
امروز، ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، یزد نه فقط با بادگیرهایش، که با «وحدتِ تمامعیارِ» فرزندانش در بامدادِ میدان امام حسین (ع)، بار دیگر در تاریخ این سرزمین درخشید.

انتهای پیام
