به گزارش ایسنا، پالیتکو در گزارشی نوشت: «بخشی از خصومت دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده قابل انتظار بود. ترامپ چندین دهه است که اتحادهای امنیتی ایالات متحده را بیاعتبار میکند و این به مصاحبه معروف او در سال ۱۹۹۰ برمیگردد، زمانی که از متحدان خواست تا برای امنیتی که ایالات متحده فراهم میکند، به آن پول بدهند. ترامپ به عنوان یک غول املاک و مستغلات، احساس میکرد که بار داشتن متحدان بر مزایای آن میچربد و این دیدگاه او به عنوان رئیس جمهور نیز پابرجا مانده است.
در سال ۲۰۱۷، او با بیان اینکه ناتو «منسوخ است» وارد کاخ سفید شد. همین اواخر هم او این ائتلاف نظامی را «ببر کاغذی» و «بلااستفاده» توصیف کرده و با توجه به اینکه متحدانش در ناتو از پیوستن به جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران سرباز زدند و همچنان برخی از آنها از دسترسی ارتش آمریکا به حریم هوایی و پایگاه هایشان امتناع می کنند، ترامپ به دنبال این است که اقدامات بیشتری علیه ناتو انجام دهد.
از نظر ترامپ، جنگ علیه ایران یک آزمون برای ناتو بوده که در آن شکست هم خورده است. او با تاکید بر اینکه چنین رویگردانی از سوی متحدان ناتو فراموش نمی شود، گفته است: «ما برای نجات شما میآییم اما شما نه.» و وقتی اوایل ماه جاری از او پرسیده شد که آیا خروج از این ائتلاف را مدنظر دارد یا نه پاسخ داد: «این مساله فراتر از تجدیدنظر است.»
با این حال، مفسران فرض میکنند که ترامپ نمیتواند بدون مجوز کنگره این تهدید را در خروج از ناتو عملی کند. در واقع، قانونی که در سال ۲۰۲۳ توسط سناتور وقت و وزیر امور خارجه فعلی، مارکو روبیو ارائه شده است، رئیسجمهور را از خروج از ناتو بدون کسب دو سوم آرا در سنا یا قانونی که توسط کنگره تصویب شده باشد، منع میکند. بعید است که هیچیک از این دو اتفاق بیفتد.
با این حال، مطابقت آن قانون با قانون اساسی جای سوال دارد. روسای جمهور پیش از این نیز از معاهدات خارج شدهاند از جمله جورج بوش پسر از پیمان موشکهای ضد بالستیک در سال ۲۰۰۲ و خود ترامپ از پیمان نیروهای هستهای میانبرد در سال ۲۰۱۹ و اگر کنگره از ترامپ در صورت خروج از ناتو شکایت کند، بسیار بعید است که دیوان عالی کشور در اعمال اختیارات اجرایی خود علیه او حکم دهد.
علاوه بر این، حتی بدون خروج رسمی، اقدامات زیادی وجود دارد که ترامپ میتواند برای تضعیف ناتو از درون انجام دهد. نخست اظهارات منفی فراوان او از جمله اتهامات دروغین مبنی بر اینکه متحدان ناتو هرگز به دفاع از آمریکا برنخواهند خواست، در حالی که همه آنها پس از ۱۱ سپتامبر با هزینه و فداکاری فراوان این کار را انجام دادند، تعهد ترامپ به دفاع جمعی را زیر سوال میبرد.
همچنین ترامپ میتواند دستور کاهش نیروها و قابلیتهای مستقر در اروپا را صادر کند، ارتش ایالات متحده را از ساختار فرماندهی ناتو از جمله بالاترین مقامی که یک افسر آمریکایی از زمان اولین فرماندهی ژنرال دوایت دی. آیزنهاور در سال ۱۹۵۰ در اختیار داشته است حذف کند و از شرکت در مشورتهای ناتو خودداری کند که عملا هرگونه تصمیمی را که نیاز به اجماع متحدان دارد، متوقف خواهد کرد.
در مورد ماده ۵ ناتو که اعلام میکند متحدان حمله مسلحانه علیه یکی از آنها را «به عنوان حمله مسلحانه علیه همه» تلقی میکنند، همان ماده همچنین روشن میکند که هر متحدی «باید اقدامی را که ضروری میداند، انجام دهد». ارسال کلاه ایمنی یا عینک دید در شب به سادگی در این تعریف تحتاللفظی میگنجد. به عبارت دیگر، راههای زیادی برای فرسایش ناتو یا حداقل رساندن تعهد ایالات متحده به دفاع جمعی وجود دارد. این واقعیتی است که متحدان آمریکا با آن روبرو هستند.
متحدان ناتو سعی کردهاند به ترامپ بفهمانند که چرا این ائتلاف هم برای آنها هم برای ایالات متحده مهم است. آنها از طریق چاپلوسی، افزایش هزینهها، تماسها و دیدارهای مکرر تلاش کردهاند چنین اهمیتی را به ترامپ بفهمانند اما هیچکدام از این روشها جواب نداده است.
این یعنی متحدان اکنون مجموعهای از انتخابهای روشن دارند؛ اول، میتوانند منتظر بمانند تا ترامپ برود به این امید که رئیسجمهور بعدی آمریکا تعهد به ناتو را دوباره تثبیت کند. این روش در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ جواب داد، اما مشخص نیست که آیا دوباره جواب خواهد داد یا خیر.
چیزی اساسی از بین رفته است و اعتماد اروپا به آمریکا بخشی از آن است. گزینه دوم، انتخاب خوداتکایی و ایجاد یک موضع دفاعی و بازدارندگی واقعا اروپایی خارج از ناتو برای تضمین استقلال استراتژیک از ایالات متحده است. اما این یک کار احمقانه خواهد بود. هیچ ساختار کاملا اروپایی موجود یا جدیدی، دانش عملیاتی، لجستیکی یا نهادی لازم برای سازماندهی یک تلاش دفاعی جمعی را نخواهد داشت.
گزینه سومی باقی میماند؛ ناتو اتحادی که از سال ۱۹۵۰ هدایت تلاش دفاعی جمعی اروپا را بر عهده داشته، ناتویی بسیار متفاوت شود. قطعاجایگزینی آمریکا آسان نخواهد بود. اما غیرممکن هم نیست. اروپا و کانادا منابع جمعی، تجربه نظامی، ظرفیت تولیدی، امکانات فنی و به طور فزایندهای، عزم سیاسی لازم برای جایگزینی ایالات متحده در هسته اصلی سیستم این اتئلاف را دارند.
کشورهای عضو ناتو متعهد شدهاند که هزینههای دفاعی خود را نزدیک به سطح جنگ سرد افزایش دهند. آنها برای افزایش سطح نیروها، اشکال مختلف خدمت سربازی اجباری را انتخاب میکنند و تولید دفاعی را با نرخی بیسابقه در چهار دهه گذشته سرعت میبخشند. در حالی که آنها در نوآوری و فناوری از ایالات متحده عقب هستند، در حال جبران عقبماندگی خود هستند، به ویژه از طریق توسعه همکاری با شرکتهای اوکراینی که در نوآوری و تولید دفاعی در سراسر جهان از آنها پیشی گرفتهاند.»
انتهای پیام
