• چهارشنبه / ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۷:۰۹
  • دسته‌بندی: خوزستان
  • کد مطلب: 1405020905366

یک استاد تاریخ:

نوروز، خلیج‌فارس و زبان فارسی میراث‌های ملی ایران‌اند/تلاش برای تغییر نام، یک توطئه تاریخی

نوروز، خلیج‌فارس و زبان فارسی میراث‌های ملی ایران‌اند/تلاش برای تغییر نام، یک توطئه تاریخی

ایسنا/خوزستان استاد تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز با بیان اینکه نوروز، خلیج فارس و زبان فارسی، میراث‌های ملی ایران هستند، گفت: بر اساس شواهد تاریخی و جغرافیایی، نام «خلیج فارس» ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد. برای هیچ ایرانی، هیچ تردیدی در اصالت تاریخی این نام وجود ندارد. 

شهرام جلیلیان در گفت‌وگو با ایسنا با تأکید بر اینکه نوروز، خلیج فارس و زبان فارسی، میراث‌های ملی ایران هستند، اظهار کرد: تأسف‌آور است که برخی شهرهای خارج از مرزهای جغرافیایی امروز ما، به عنوان «پایتخت نوروز» معرفی می‌شود، در حالی‌که نوروز یک میراث تمام‌ومکمل ایران است و سرزمین جغرافیایی و تاریخی ایران بسیار گسترده‌تر از ایران امروز است. مطالعه متون تاریخی از دوره پیش‌از اسلام تا پس‌از اسلام نشان می‌دهد که مردم ایران چه عشق و علاقه‌ای به سرزمین خود دارند. حتی در متون پهلوی، ایران به‌عنوان «خوشبو» و «زیبا» وصف شده است. 

وی افزود: در این زمانه، ما شاهد جنگ خانمانسوزی شدیم و پایداری شگفت‌انگیز ما ایرانی‌ها جهان را به شگفتی وا داشته است. مردم بارها سیاستمداران را شرمنده خود کرده‌اند. پس از جنگ ۱۲ روزه و در انتخابات متعدد، مردم ایران نشان دادند در تصمیم‌گیری‌های کشور شرکت خواهند کرد. ما همواره در چارچوب این نظام و این کشور بوده‌ایم و باید امیدوار باشیم که این بار بتوانیم از این پیچ تاریخی بگذریم. 

نام خلیج فارس در منابع تاریخی 

این استاد تاریخ بیان کرد: بر اساس شواهد تاریخی و جغرافیایی، نام «خلیج فارس» ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد. برای هیچ ایرانی، هیچ تردیدی در اصالت تاریخی این نام وجود ندارد. از روزگاری که پارس یک شاهنشاهی جهانی را به رهبری کوروش بزرگ بنیان‌گذاری کرد، یونانیان و رومیان و همسایه‌های ما سرزمین ایران را به عنوان حکومت «پارس» و دریای جنوبی را نیز به عنوان «دریای پارس» می‌شناختند.
واژه‌گان‌هایی از جمله «سینوس پرسیکوس»(دریای پارس) و «آکواریوم پرسیکوم» (آب‌گیر پارس) در منابع متعدد یونانی و رومی بکار رفته‌اند. دلیل این نام‌گذاری این بود که پارسیان‌ها بر پهنه گسترده‌ای از جهان، به‌خصوص بر این دریا و مناطق پیرامونی آن فرمانروایی می‌کردند. 

وی افزود: یونانیان و رومیان این تصویر جغرافیایی را داشتند و خود ایرانیان نیز چنین نگاهی داشتند. داریوش بزرگ هخامنشی، زمانی‌ که به مصر می‌رود، کانال سوئز امروزی را می‌سازد. این کانال به‌طول ۸۰ کیلومتر بود و رود نیل را به دریای سرخ و در نهایت به خلیج‌فارس و اقیانوس هند متصل می‌کرد. این امر اجازه می‌داد تا کشتی‌هایی که از مدیترانه می‌آمدند، از طریق کانال داریوش، وارد دریای سرخ شوند و سپس به اقیانوس هند دسترسی پیدا کنند. در کتیبه‌ای داریوش بزرگ گفت که «من این کانال را از رودی که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌آید کندم». واژه‌گذاری مسیرهای تجاری در منابع تاریخی نشان می‌دهد که رومیان دریای سرخ را «دریای عرب» یا «ساینوس آراپیکوس» می‌نامیدند.

تداوم نام خلیج فارس در منابع تاریخی 

جلیلیان با اشاره به تداوم این مساله در تاریخ بیان کرد: این تصویر جغرافیایی در دیگر متون تاریخی و جغرافیایی جهان تا امروز تداوم یافته است. از سده پانزدهم میلادی تاکنون، تمامی نقشه‌کشان، سیاحان، بازرگانان و سیاستمداران این خلیج را با نام «خلیج فارس» یا «دریای فارس» نامگذاری کرده‌اند. حتی در معاهدات سیاسی و اقتصادی بین‌الملل که توسط دولت‌های استعمارگر مانند پرتغال، انگلیس و فرانسه با حکام منطقه‌ سرزمین‌های امروزی کشورهای عربی بسته شده، در متون انگلیسی، عربی، فرانسوی و دیگر زبان‌ها، نام خلیج فارس نوشته شده و  هیچ واژه دیگری استفاده نشده است. 

تلاش برای تغییر نام: یک توطئه تاریخی 

وی افزود: از دهه ۱۹۳۰ میلادی، بریتانیایی‌ها یک توطئه شومی را راه‌اندازی می‌کنند و تفرقه‌افکنی فراوانی انجام دادند. سیاست‌مداران انگلیسی در منطقه بحرین و خلیج فارس، شروع به استفاده از خلیج عربی برای خلیج فارس کردند که در متون تاریخی و جغرافیایی روزگار باستان برای دریای سرخ به کار برده می‌شد. «سر چارلز بلگریو»، پرونده‌ای را به وزارت امور خارجه بریتانیا تحویل داد که عنوان پرونده تغییر نام خلیج فارس بود. در آن روزگار مسائل سیاسی در خلیج فارس به گونه‌ای بود که بریتانیا شروع نامگذاری را نمی‌پذیرد اما آن سیاستمدار در گفت و گوهای خود بارها از واژه «خلیج عربی» استفاده می‌کند. 

جلیلیان با اشاره به کتاب معروف بلگریو با عنوام «صاحب دزدان دریایی» که سال ۱۹۶۶ منتشر شد، اظهار کرد: بلگریو در آن کتاب با یک جمله شروع می‌کند «خلیج فارس، که امروزه عرب‌ها به آن خلیج عربی می‌گویند.» این در حالی است که چهار یا پنج سال پیش‌تر، در کتاب دیگری با عنوان «به بحرین خوش‌آمدید»، از نام «خلیج‌فارس» استفاده می‌کند. این نشان می‌دهد که نه یک کشف جغرافیایی یا تاریخی جدید صورت گرفته، بلکه یک توطئه سیاسی بود. این نام‌گذاری جدید به مذاق برخی گروه‌های بعثی در عراق و مصر خوش آمد. جمال عبدالناصر، که در سخنرانی‌های گذشته خود همواره از نام «خلیج فارس» نام می‌برد، ناگاه این نام را تغییر داد و از «خلیج عربی» استفاده کرد. 

این استاد ادامه داد: اما باید توجه داشت که دانشمندان، سیاستمداران و اندیشه‌ورزان برجسته‌ای در کشورهای عربی وجود دارند که این جنجال و توطئه بریتانیایی را نمی‌پذیرند. فهرست بلندی از این افراد منصف وجود دارد که معتقدند باید احترام به اسناد و مدارک تاریخی گذاشته شود. صدها نقشه در عراق، حتی پس از حزب بعث، وجود دارند که در کتاب‌های درسی و نقشه‌های رسمی، نام «خلیج فارس» به‌درستی به‌کار رفته است. بنابراین هیچ تردیدی در این زمینه وجود ندارد.

یمن و اهمیت استراتژیکی آن 

وی با اشاره به یک رویداد تاریخی در دروه ساسانیان، گفت: نام تاریخی سرزمین یمن امروزی، «حمیر» بوده است و یمنی‌ها این نام را برای سرزمین خود استفاده می‌کردند. ایرانیان نیز این واژه را در شاهنامه به‌شکل‌های مختلف مثل «هاماوران» به‌کار برده‌اند. رابطه بین سرزمین ایران و یمن یا عربستان خوشبخت، سابقه‌ای بسیار دیرینه دارد. یمن یک منطقه استراتژیکی برای ایرانیان بود که به آن توجه می‌کردند. در سده چهارم میلادی(حدود سال ۱۸۰ میلادی)، مردم یمن دین یهودیت را به عنوان دین یکتاپرست پذیرفتند و یهودی شدند. آنان در کتیبه‌هایی که به یادگار گذاشتند و در سنگ قبرهایی که نوشتند، اظهار می‌کردند که اگرچه عرب هستند، اما ملت اسرائیل و پیروان خدای رحمان هستند. برخی پژوهشگران معتقدند که واژه «رحمان» در این کتیبه‌ها با «الرحمن الرحیم» در بسم‌الله رابطه دارد. به‌هرحال، یمنی‌های یهودی خدای رحمان را ستایش می‌کردند. 

دو حکومت یکتاپرستی؛یهودیت و مسیحیت 

این استاد تاریخ‌ بیان کرد: در همان زمان، در آن سوی دریای سرخ(در منطقه حبشه یا اتیوپی امروزی)، یک حکومت دیگر شکل گرفت که دین مسیحیت را پذیرفت. بنابراین در دو سوی دریای سرخ، دو حکومت یکتاپرست یهودی در یمن و مسیحی در حبش تشکیل شد. حبشیان(یا اتیوپی‌ها) همواره مدعی جنوب عربستان بودند و بارها این منطقه را تسخیر کردند. آنان به‌راحتی از دریای سرخ عبور می‌کردند و در القاب و عناوین رسمی خود، ادعای تسلط بر جنوب عربستان را داشتند. سکه‌هایی که ضرب کردند و کتیبه‌هایی به‌زبان حبشی و یونانی که دوزبانه بودند، نوشتند و همگی این ادعا را تایید می‌کردند. 

وی ادامه داد: یک جنگ و جدال دینی شکل گرفت. یکی از پادشاهان یهودی حِمیَر شروع به تعقیب، کشتار و آزار گسترده‌ای از مسیحیان منطقه نجران، در جنوب عربستان امروزی کرد. پاداش یهودی با نام یوسف (ذونواس در منابع عربی یا دوناس در منابع یونانی) به نجران حمله کرد و کشتار شگفت‌انگیزی از مسیحیان انجام داد. این همانی است که در قرآن کریم (سوره البروج، آیات ۴ تا ۸) با عنوان «اصحاب الأخدود» یعنی اصحاب گودال‌های آتش بازتاب پیدا کرده است. یوسف که آیین یهودی داشت، گودال‌های آتش ایجاد کرد و مسیحیانی را که از تغییر دین خودداری می‌کردند، در این گودال‌ها می‌انداخت و مسیحیان کشته می‌شدند. 

جلیلیان افزود: ذونواس خبر این کشتار را در نامه‌ای برای یک حکومت دست‌نشانده ایران در جایی به نام حیره یا کوفه امروزی ارسال می‌کند. این حکومت دست‌نشانده پادشاهان ساسانی بود و آن نامه در آنجا خوانده می‌شود که من کشتار مسیحیان را انجام دادم و از تو به عنوان یک حاکم دست‌نشانده و  متحد من، می‌خواهم که مسیحیان قلمرو خود را نابود کنی. در همان مجلس، یک فرد مسیحی که از طرف امپراتوری روم آمده بود، خبر این کشتار شگفت‌انگیز را شنید و آن را به امپراطوری روم گزارش داد. امپراطور روم یوستینیانوس که مسیحی بود، برآشفته شد و نامه‌ای به حاکم حبشه که آن هم نیز مسیحی بود، فرستاد و گفت« با کمک نیروی دریایی من به یمن حمله کن و یهودیان را از بین ببر». 

دخالت حبشه و تغییر حکومت 

وی اظهار کرد: حاکم حبشه، که در تاریخ اسلام نام او را «نجاشی» می‌شناسیم که البته این یک عنوان بود، با کمک امپراطور روم به یمن حمله کرد. در این جنگ، ذونواس کشته شد و حکومت یهودیان در یمن پایان یافت. حکومت مسیحی برای مدتی در این منطقه برقرار شد اما این حادثه پیامدهای تاریخی بسیاری داشت. منطقه یمن، باب المندب و دریای سرخ از کنترل ایرانی‌ها خارج شد، زیرا حبشیان دست‌نشانده‌ روم بودند. تجارت ابریشم از راه‌های زمینی تا حدود زیادی از بین رفته بود و امپراطوری روم به ابریشم نیاز داشت تا با پول فروش ابریشم، سپاه خود را تجهیز کند. ایران راه‌ها را بسته بود و امپراطور روم، ژوستینیان، می‌خواست با کمک حبشیان، کشتی‌های ابریشم را از هند بخرد و از طریق دریای سرخ و کانالی که داریوش ساخته بود، آن را وارد دریای مدیترانه کند و ایران را دور بزند. 

این استاد تاریخ گفت: شاهان ایرانی متوجه شدند که دارند ضرر می‌کنند. بنابراین باید یمن را بگیرند.یکی از بازماندگان خاندان حمیری به دربار شاه خسرو انوشیروان پناه برد و گفت رومیان آمدند، سرزمین من را گرفتند، شبه جزیره عربستان را به زیر سلطه خود درآوردند، تجارت دریایی خلیج فارس و اقیانوس هند را گرفتند و اگر شما کاری نکنید، کار از کار می‌گذرد. خسرو انوشیروان تصمیم گرفت یمن را بازپس بگیرد. 

جلیلیان اظهار کرد: بر اساس منابع تاریخی، او ۸ کشتی جنگی فرستاد که هر کشتی صد جنگاور را حمل می‌کرد. این کشتی‌ها از بندر «ابله» (در منطقه بصره امروزی) از طریق خلیج فارس به یمن رفتند. دو کشتی در راه از بین رفت، اما شش کشتی دیگر به‌سلامت به یمن رسیدند. این نیروهای ایرانی حکومت حبشی را سقوط داده و یک حکومت جدید در یمن برقرار کردند. دوره جدیدی آغاز شد که یمنی‌ها ایرانی‌ها را «احرار» (آزادگان) می‌نامیدند.

شهرت ایرانیان در یمن 

وی ادامه داد: چندین قصه و شعر عربی وجود دارد که شاعران عربی به یمن رفتند و در ستایش ایرانی‌ها سخن گفتند. یک نکته بسیار جالب این است که در ورودی شهر صنعا (پایتخت یمن) کتیبه‌ای وجود داشته است که خود مردم یمن و صنعا نوشته‌اند. جغرافی‌دانان دوره اسلامی این کتیبه را نقل کردند و نوشته‌اند؛ «حبشیان اشرار بر ما حکومت کردند، اما در دوره‌ای فارس‌های احرار بر ما حکومت کردند.». حکومت ایرانی‌ها در یمن تداوم پیدا کرد و بعدها، فردی به نام ابرهه که یک حبشی و از طرف حاکم حبشه آمده بود، کودتا کرد و حکومت را به دست گرفت. ابرهه یک حاکم مستقل و خارج از حکومت حبشه تشکیل داد و با امپراطور روم متحد شد. او تصمیم گرفت با حمله به سرزمین ایران (به‌خصوص مکه و مدینه) مقاومت کند. آن چیزی که در قرآن با نام سوره فیل می‌شناسیم و منابع تاریخی و عربی می‌گویند که حمله به مکه و مدینه صورت گرفته، این رویداد بود. در حقیقت مکه و مدینه در حوزه قلمرو و اقتدار ایران ساسانی بودند. بنابراین لشکرکشی ابرهه، یک نوع جنگ با ساسانیان بود که در قرآن اینگونه بازتاب پیدا کرده است. منطقه خلیج فارس، شبه‌جزیره عربستان و یمن از روزگار باستان به‌دلیل موقعیت استراتژیکی‌شان، مورد توجه و رقابت روایتی قرار داشته‌اند.

انتهای پیام