به گزارش ایسنا، نشریه فارن پالسی نوشت: جنگ اقتصادی و حملات نظامی غیرقانونی آمریکا که با همکاری رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، آن را به یک توافق سریع با ایران بر سر اهداف اعلامی جنگ اخیر نرسانده است. این دور از درگیریها میان ایران و آمریکا که در چرخه آشنای درگیری، تقابل و گاهی مدارا قرار میگیرد تعیینکننده نخواهد بود و به نظر میرسد ادامهدار باشد. واقعیت این است که حمله غیرقانونی آمریکا تنها ایران را عصبانیتر و بیاعتمادتر نسبت به پذیرفتن هرگونه توافقی ساخته که تعریف مشخص یا قطعیتی نداشته باشد.
فارن پالسی با این مقدمه درباره روند کند و بهنظر بینتیجه حلوفصل دیپلماتیک جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران با ادعاهایی علیه وضعیت ایران پس از تابآوری درگیریهای نظامی نوشته است: آمریکا و اسرائیل یک پسرفت را به ایران تحمیل کردند، نه یک شکست؛ نتیجه آنها بیش از آن که یک موفقیت راهبردی باشد، تنها یک دستاورد تاکتیکی قابل توجه بود.
این نشریه در ادامه با اشاره به این که با وجود اختلافات بنیادین میان ایران و آمریکا، از جمله از منظر ایدئولوژیک و تاکید ایران بر حفظ سرمایههای ملی آن مانند برنامه صلحآمیز هستهای، توافق هستهای ۲۰۱۵ که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد و بارها از آن انتقاد کرده است، توافقی دارای نقص اما بسیار کارآمد بود که برای محدود کردن برنامه هستهای ایران و ایجاد بیشترین فاصله میان ایران و دستیابی به یک سلاح اتمی طراحی شده بود، نوشته این امر اهمیت در نظر گرفتن معاملات واقعبینانه سیاسی و نظامی به جای پایانبندیهای هالیوودی را که مد نظر دولت ترامپ است را آشکار میسازد.
این گزارش با اشاره به این که بستن تنگه هرمز به روی کشتیهای متخاصم و مشروط کردن تردد از آن برای دیگر کشتیها به هماهنگی کامل با مقامات ایران «تنها جنبه تحولآفرین این جنگ بود که با تصمیم ایران رقم خورد، نه ترامپ»، نوشت: ایران که در این جنگ از مزایایی سیاسی و عالی تنگه هرمز بهرهبرداری کرده است، قرار نیست از کنترل آن صرفنظر کند. این موضوع رئیسجمهور آمریکا را با گزینههای ناخوشایندی مواجه میکند یا حفظ محاصره به امید تسلیم ایران، برپایی یک کارزار نظامی زمینی، دریایی و هوایی برای باز نگه داشتن آن یا توافقی محدود با ایران در ازای بازگشایی تنگه و برداشتن محاصره و امکان مذاکره درباره موضوعات گستردهتر در زمانی دیگر خواهد بود.
به نوشته فایننشال تایمز، «وجه مشترک این گزینهها این واقعیت ناخوشایند است که ایالات متحده آمریکا ابتکار عمل را از دست داده و در زمین ایران و با قواعد ایران بازی میکند و مجبور خواهد شد بپذیرد که گزینهای به عنوان «تغییر رژیم» در کار نیست.»
در بخش دیگری از این مطلب با مطرح کردن این که «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی تاثیر تعیینکنندهای بر پایان این دور از درگیری ندارد، آمده است: به دلیل این که اسرائیل، ایران هستهای را تهدیدی وجودی برای خود میبیند، میتواند تضمینکننده ادوار دیگری از درگیری میان آمریکا و ایران در آینده باشد. از سوی دیگر، تنشها بر سر موضوع «نیروهای نیابتی» ایران مانند حزبالله لبنان ادامه خواهد داشت. اما اعتبار نتانیاهو و موساد پس از وعدههای نافرجام جنگی کوتاه با ایران که منجر به تغییر رژیم در آن خواهد شد، کاهش یافته و بمباران مداوم لبنان نیز ممکن است به زودی ترامپ راکه با مشکلات داخلی و جهانی مواجه است، آزرده کند.
این نشریه در بخش پایانی این گزارش نوشت: هماکنون آمریکا و ایران هر دو خود را دارای دست برتر میدانند اما تعریف ایران که بقا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز است، محتملتر از هدف آمریکا- محدود کردن برنامه هستهای به شکلی قطعیتر از آنچه دولتهای قبلی آمریکا انجام دادهاند-محتملتر است. به طور کلی، روشن است که ابر قدرتی مانند آمریکا نتوانسته است بر ایران پیروز شود.
انتهای پیام
