محمد کافی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه فعالیت من در حوزه معلمی از سنین پایین و از دوران دبستان آغاز شد، اظهار کرد: زمانی که در کلاس چهارم ابتدایی تحصیل میکردم، به پیشنهاد مدیر مدرسه، به تعدادی از همکلاسیهایم که در یادگیری دروس با مشکل مواجه بودند، آموزش میدادم. این تجربه به دلیل همزبانی و ارتباط صمیمانهتر، برای دانشآموزان بسیار مؤثر و جذاب بود و همین موضوع، انگیزهای جدی برای ادامه این مسیر در من ایجاد کرد.
وی افزود: پس از پایان دوره متوسطه و ورود به دانشگاه، همزمان با تحولات انقلاب فرهنگی، مسیر زندگی من تا حدودی تغییر کرد. در حالی که برخی از همدورهایها به آموزش و پرورش پیوستند، من به سمت فعالیت در جهاد سازندگی سوق پیدا کردم و از فضای رسمی آموزش فاصله گرفتم. در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا حدود ۱۳۶۳، عمدتاً در این نهاد فعالیت داشتم و بهصورت غیرمستقیم نیز با حوزه آموزش در ارتباط بودم.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه در سال ۱۳۶۹، پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد و کسب رتبه برتر در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، بار دیگر زمینه بازگشت به مسیر معلمی برایم فراهم شد، اظهار کرد: در همان زمان، رئیس دانشکده از من دعوت کرد تا برای عضویت در هیئت علمی اقدام کنم. پس از دفاع از پایاننامه در مهرماه همان سال، حکم عضویت من در هیئت علمی صادر شد و فعالیت رسمی من در دانشگاه آغاز گردید.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه شرایط زندگی و فضای زمان کودکیام تأثیر تعیینکنندهای در انتخاب مسیر تحصیلیام داشت، یادآور شد: تا سال پایانی دبیرستان، آشنایی چندانی با فرآیند کنکور و انتخاب رشته نداشتم و بیشتر زمانم صرف کمک به خانواده در روستا میشد. حتی در زمان برگزاری کنکور نیز، تا روز قبل درگیر کارهای کشاورزی بودم و بدون آمادگی و شناخت کافی در آزمون شرکت کردم.
وی افزود: در آن دوره، در محیط زندگی ما فردی که تجربه دانشگاه داشته باشد، وجود نداشت و امکان دریافت مشاوره و راهنمایی نیز فراهم نبود. به همین دلیل، در زمان انتخاب رشته، با توجه به شرایط خانوادگی و ذهنیتی که داشتم، رشتهای را انتخاب کردم که تصور میکردم بتواند به زندگی خودم و خانوادهام کمک کند. هرچند در رشتههای دیگری مانند پزشکی نیز پذیرفته شده بودم، اما به دلیل نبود آگاهی و راهنمایی، مسیر کشاورزی را انتخاب کردم؛ انتخابی که امروز از آن رضایت دارم، چرا که این حوزه با روحیه من سازگار است.

روایت اولین تدریس؛ تجربهای فراموشنشدنی از دانشجوی ممتاز تا استاد دانشگاه
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در آن زمان، ریاست دانشکده کشاورزی بر عهده مهندس بازاری و ریاست دانشگاه بر عهده دکتر کاظمپور بود، ادامه داد: در دوران تحصیل در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، از محضر استادان برجستهای بهرهمند شدم که هر یک نقش مهمی در شکلگیری انگیزه و مسیر حرفهای من داشتند. اگرچه همه اساتید دانشکده کشاورزی از فرهیختگان و افراد نامآشنا بودند، اما به تناسب رشته و تجربه شخصی، بیشترین تأثیر را از استادانی چون دکتر محمد راشد محصل، دکتر علیرضا کوچکی و دکتر حمیدرضا رحیمیان مشهدی گرفتم.
کافی با تأکید بر اینکه پیش از ورود رسمی به هیئت علمی، تجربههایی از تدریس در دانشگاه نیز داشتم، تصریح کرد: بهعنوان دانشجوی ممتاز، اساتید از من میخواستند تا برای حل تمرینها به کلاسها مراجعه کنم. این حضورهای مکرر در فضای آموزشی، علاوه بر افزایش تجربه، موجب تقویت علاقه من به معلمی شد و بهنوعی زمینهساز ورود جدیترم به این حوزه گردید.
رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اولین تجربه رسمی وی بهعنوان استاد، گفت: تدریس درس «زراعت عمومی» اولین تجربه من بود؛ درسی پایه که پیش از آن توسط دکتر راشد تدریس میشد. از مهرماه سال ۱۳۶۹، ایشان تدریس را آغاز کرده بودند و من از آبانماه ادامه آن را بر عهده گرفتم. این موضوع، مسئولیت من را دوچندان میکرد؛ چرا که باید ادامهدهنده مسیر استادی باتجربه میبودم.
معلمی فراتر از آموزش و انتقال دانش؛ اهمیت نگرش و تربیت بعنوان اثری ماندگار
این استاد دانشگاه به مهمترین آموختهاش از مسیر معلمی، اشاره و خاطرنشان کرد: در ابتدا تصورم بر این بود که وظیفه اصلی معلم، انتقال دانش به دانشآموز یا دانشجو است. اما بهمرور زمان دریافتم که دانش، بهعنوان مجموعهای از دانستنیها، از منابع مختلف نیز قابل کسب است و حتی بخش قابل توجهی از آن، در صورت عدم استفاده، بهتدریج فراموش میشود. آنچه ماندگار است، صرفاً آموزش، بلکه نگرش و نوع نگاه علمی و انسانی است که معلم به مخاطب خود منتقل میکند.
وی تأکید کرد: بر همین اساس، به این باور رسیدم که نقش معلم، فراتر از آموزش صرف بوده و باید به حوزههای پرورش، فرهنگسازی و تربیت اخلاقی نیز توجه داشته باشد. تجربه شخصی من نشان میدهد که ارتباطی که با دانشجویان برقرار میشود، صرفاً مبتنی بر حضور در کلاس درس نیست. حتی در مواردی که فردی مستقیماً دانشجوی من نبوده، اما تعاملات فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته، این ارتباط بهمراتب عمیقتر و پایدارتر بوده است؛ چرا که مبنای آن، صرفاً انتقال دانش نبوده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی با تأکید بر اینکه این نگاه ریشه در سنتهای گذشته نظام آموزشی نیز دارد، گفت: در گذشته، آنچه امروز با عنوان وزارت آموزش و پرورش یا وزارت علوم شناخته میشود، در قالب «فرهنگ» تعریف میشد. به بیان دیگر، مسیر تعلیم و تربیت از فرهنگ آغاز و به آموزش منتهی میشد. همچنان نیز معتقدم آنچه دانشآموز یا دانشجو بهصورت غیرمستقیم در محیط آموزشی کسب میکند، بهمراتب مهمتر از دانشی است که بهصورت مستقیم فرا میگیرد و در قالب امتحان ارائه میدهد.
وی به تفاوت میان «دانشآموز» و «دانشجو» اشاره و یادآور شد: دانشآموز معمولاً در چارچوبی تعریفشده و تحت نظارت خانواده و مدرسه حرکت میکند و بسیاری از انتخابها برای او از پیش تعیین شده است. اما دانشجو وارد مرحلهای از زندگی میشود که استقلال بیشتری دارد؛ از انتخاب واحد درسی گرفته تا فعالیت در تشکلها و تجربههای اجتماعی. در واقع، دانشگاه را میتوان بهمثابه یک جامعه کوچک در نظر گرفت که دانشجو در آن فرصت تجربه ساختارهای مختلف اجتماعی، مدیریتی و حتی سیاسی را پیدا میکند.
رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: شرایط آموزش در عصر حاضر تفاوت چشمگیری با گذشته دارد. امروزه دانشآموزان و دانشجویان به منابع گسترده اطلاعاتی دسترسی دارند و میتوانند بهسرعت مطالب را راستیآزمایی کنند. در چنین فضایی، معلم دیگر «دانای کل» نیست، بلکه نقش راهنما، تسهیلگر و تحلیلگر را بر عهده دارد.

وی با تأکید بر اینکه در این شرایط، معلم باید علاوه بر آموزش، به تقویت اخلاق، چه در بُعد عمومی و چه حرفهای، توجه ویژه داشته باشد، تصریح کرد: همچنین پرورش تفکر نقاد در دانشآموزان و دانشجویان اهمیت بالایی دارد تا بتوانند اطلاعات را بهصورت آگاهانه تحلیل کنند و بدون بررسی، آنها را نپذیرند. در کنار این موارد، تقویت حس مسئولیتپذیری در نسل جوان نیز ضروری است تا هر فرد درک کند که در قبال جامعه خود وظایفی دارد و باید نقش مؤثری در پیشرفت آن ایفا کند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از مهمترین ابزارهای موجود در محیط دانشگاه برای انتقال این اثر ماندگار که فراتر از آموزش صرف دانش است، انجمنها و تشکلهای دانشجویی هستند، اظهار کرد: هر گروه آموزشی دارای انجمن علمی است و در کنار آن، تشکلهای فرهنگی، هنری و سیاسی نیز فعالیت دارند. به باور من، استاد موفق کسی است که بتواند با این فضاها ارتباط مؤثر برقرار کند و صرفاً به کلاس درس محدود نشود. ارتباط مستمر و صمیمانه با دانشجویان، استفاده از فرصتهای غیررسمی برای تعامل و حضور در کنار آنها، از جمله عواملی است که زمینهساز تأثیرگذاری عمیقتر میشود.
فضای مجازی یا کتاب؟ بازتعریف مطالعه در عصر دیجیتال
کافی درباره رابطه دانشجویان با کتاب در عصر فناوری و فضای مجازی، تأکید کرد: باید به تفاوت میان رشتهها توجه داشت. در علوم تجربی، به دلیل سرعت بالای تحولات علمی، بسیاری از مفاهیم بهسرعت بهروزرسانی میشوند و منابع دیجیتال نقش پررنگتری دارند. در مقابل، در علوم انسانی، بخش قابل توجهی از دانش مبتنی بر مبانی و منابع کلاسیک است که تغییرات کمتری دارند و همچنان نیازمند مراجعه به کتابهای پایه و بنیادی هستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: با این حال، فضای مجازی نیز میتواند بهعنوان یک منبع مکمل مورد استفاده قرار گیرد، به شرط آنکه مطالب آن از منابع معتبر و آکادمیک استخراج شده و مورد راستیآزمایی قرار گیرند. استفاده بیضابطه از منابع غیرمعتبر میتواند به انحراف در یادگیری منجر شود. در مقابل، کتاب بهدلیل استقلال از زیرساختهای فنی و دسترسی پایدار، همچنان جایگاه ویژهای در فرآیند یادگیری دارد و نباید نقش آن نادیده گرفته شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه تعریف مطالعه تا حدی دستخوش تغییر شده است، خاطرنشان کرد: امروزه بخشی از مطالعه در قالب استفاده از ابزارهای دیجیتال انجام میشود. بسیاری از افرادی که زمان زیادی را با تلفن همراه خود سپری میکنند، لزوماً در حال اتلاف وقت نیستند و ممکن است به مطالعه مشغول باشند. از این رو، لازم است در ارزیابی میزان مطالعه، این تغییرات نیز در نظر گرفته شود.
کافی با اشاره به اینکه درباره طولانی بودن دورههای تحصیلی، بهویژه مقطع کارشناسی، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، گفت: برخی معتقدند با توجه به سرعت تحولات علمی، این مدتزمان طولانی است و میتوان آن را کاهش داد. با این حال، باید توجه داشت که دانشگاه صرفاً محل انتقال دانش نیست، بلکه بستری برای تجربهاندوزی، رشد فردی و اجتماعی و شکلگیری مهارتهای مختلف است. بنابراین، هرگونه تصمیمگیری در این زمینه باید با در نظر گرفتن تمامی ابعاد آموزشی و تربیتی انجام شود.
وی با تأکید بر اینکه نکته مهم دیگر، وابستگی این مسئله به رشته تحصیلی و نیازهای بازار کار است، اظهار کرد: بهویژه در رشتههای مهندسی و علوم تجربی، یکی از چالشهای اساسی، کمبود مهارت عملی در میان دانشآموختگان است. به نظر میرسد بخشی از زمانی که بهعنوان «اوقات فراغت» تلقی میشود، میتواند صرف تقویت مهارتهای عملی از طریق کلاسهای آزمایشگاهی، کارگاهی و میدانی شود. بنابراین، بهجای کاهش مدتزمان تحصیل، افزایش کیفیت و کمیت آموزشهای مهارتی میتواند راهکار مؤثرتری باشد.

کافی به ارتباط میان دانشگاه و جامعه یا صنعت اشاره و تأکید کرد: این موضوع به فلسفه وجودی دانشگاهها بازمیگردد. برخی دانشگاهها، بهویژه در اروپا، با هدف حل مسائل جامعه تأسیس شدهاند، در حالی که برخی دیگر بیشتر بر تولید و توسعه دانش متمرکز بودهاند. در کشور ما نیز در مقاطعی، فاصلهای میان دانشگاه و صنعت وجود داشته که یکی از دلایل آن، وارداتی بودن فناوری و عدم تطابق امکانات دانشگاهی با تکنولوژیهای روز صنعت بوده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: با این حال، در سالهای اخیر و بهویژه با تأکید بر بومیسازی فناوری، این فاصله تا حدی کاهش یافته است. ایجاد مراکزی مانند کلینیکهای تخصصی در دانشکدهها، راهاندازی پارکهای علم و فناوری و توسعه شرکتهای دانشبنیان، نشاندهنده حرکت دانشگاهها به سمت پاسخگویی به نیازهای جامعه است. این اقدامات میتواند به افزایش اعتماد صنعت به دانشگاه و همچنین ارتقای مهارت و اعتمادبهنفس دانشآموختگان کمک کند.
انعطافپذیری، یکی از عوامل مهم در اثربخشی فرآیند آموزش است
وی درباره نحوه آمادگی برای تدریس، گفت: هر جلسه کلاس نیازمند برنامهریزی دقیق است. در جلسات ابتدایی، تلاش میکنم اطلاعاتی درباره دانشجویان بهدست آورم تا بتوانم ارتباط مؤثرتری با آنها برقرار کنم. شناخت پیشینه دانشجویان و حتی به خاطر سپردن نام آنها، نقش مهمی در ایجاد صمیمیت و تعامل در کلاس دارد. این موضوع، به بهبود فضای آموزشی و افزایش مشارکت دانشجویان کمک میکند.
کافی افزود: از سوی دیگر، بهروزرسانی مداوم محتوای درسی برای من اهمیت ویژهای دارد. با وجود سالها تجربه تدریس، هرگز محتوای کلاس را تکراری ارائه نمیدهم و تلاش میکنم جدیدترین یافتهها و منابع علمی را در تدریس خود لحاظ کنم. در دنیای امروز که دسترسی به اطلاعات بسیار آسان شده است، دانشجویان میتوانند مطالب را بهسرعت بررسی و ارزیابی کنند، بنابراین استاد نیز باید همواره بهروز و آماده باشد.
وی با اشاره به آموزش مجازی و کاهش تعامل حضوری، خاطرنشان کرد: نبود دانشجو در فضای دانشگاه، تأثیر منفی قابل توجهی بر فرآیند آموزش و بهویژه تربیت دارد. دانشگاه بدون حضور دانشجو، همانند باغی بدون گل و درخت است. اگرچه در شرایط خاص، استفاده از فضای مجازی اجتنابناپذیر است، اما این فضا نمیتواند جایگزین کامل تعاملات حضوری شود.
کافی اضافه کرد: با این حال، در چنین شرایطی تلاش کردهام از ابزارهای موجود برای حفظ ارتباط با دانشجویان استفاده کنم. ایجاد گروههای مجازی، برنامهریزی برای فعالیتهای مشترک و حتی توجه به مناسبتهای فردی دانشجویان، از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند. با این وجود، باید پذیرفت که رسالت اصلی دانشگاه، که فراتر از آموزش و شامل فرهنگسازی و پرورش است، در فضای مجازی بهطور کامل محقق نمیشود.
کافی درباره دانشجویانی که با وجود استعداد بالا، عملکرد مطلوبی ندارند، گفت: عوامل متعددی در این مسئله دخیل است. استعداد بهتنهایی کافی نیست و عواملی مانند انگیزه، شرایط خانوادگی، محیط آموزشی و ویژگیهای شخصیتی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. معلم باید بتواند این تفاوتها را درک کرده و با رویکردی تربیتی، دانشجو را به مسیر صحیح هدایت کند.

رسالت استاد دانشگاه؛ از تدریس تا تولید علم
این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از رسالتهای اصلی اعضای هیئت علمی، تولید و نشر دانش است، تأکید کرد: در این راستا، تلاش کردهام علاوه بر تدریس، در حوزه پژوهش نیز فعال باشم. تألیف و ترجمه کتابهای تخصصی در حوزه کشاورزی و انتشار مقالات علمی در نشریات داخلی و بینالمللی، بخشی از این فعالیتها بوده است. در مجموع، بیش از ۱۵۰ مقاله علمی در نشریات بینالمللی و تعداد مشابهی در نشریات داخلی منتشر کردهام و برخی از کتابهای تخصصی نیز بارها تجدید چاپ شدهاند.
رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه آموزش مجازی میتواند بهعنوان یک ابزار مکمل بسیار مؤثر باشد، یادآور شد: یکی از روشهای نوین در این حوزه، «آموزش معکوس» است که در آن، محتوای درسی پیش از کلاس در اختیار دانشجویان قرار میگیرد و زمان کلاس به بحث، تحلیل و پاسخ به پرسشها اختصاص مییابد. این روش میتواند به تعمیق یادگیری کمک کند، اما بهتنهایی و بدون آموزش حضوری، بهویژه در رشتههای عملی، نمیتواند تمامی اهداف آموزشی را محقق سازد.
دانشگاه باید از استقلال کافی در تصمیمگیریهای خود برخوردار باشد
وی با بیان اینکه یکی از مسائل مهم در ارزیابی نظام آموزش عالی، کاهش استقلال دانشگاهها و دخالتهای بیرونی در فرآیندهای علمی و اجرایی است، اظهار کرد: دانشگاه، بهعنوان نهادی مستقل، باید بتواند در حوزههایی مانند جذب اعضای هیئت علمی و تصمیمگیریهای آموزشی، از استقلال کافی برخوردار باشد. عدم تحقق این استقلال، میتواند بر کیفیت آموزش و پژوهش تأثیر منفی بگذارد و فضای علمی را با محدودیتهایی مواجه سازد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بخش قابل توجهی از تصمیمسازیها خارج از فضای دانشگاهی انجام میشود. این مسئله میتواند بر میزان آرامش فکری و امنیت شغلی اساتید تأثیرگذار باشد. در صورتی که این شرایط بهبود یابد و استقلال بیشتری برای دانشگاهها فراهم شود، اساتید با تمرکز و انگیزه بالاتری در مسیر اعتلای علمی کشور گام برخواهند داشت و زمینه برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان نیز فراهمتر میشود.
انتهای پیام
