حبیب زمانیمحجوب، در چهارمین نشست از سلسله نشستهای «روایت جنگ» که امروز ۱۵ اردیبهشت به همت جهاد دانشگاهی واحد قم برگزار شد، اظهار کرد: برداشت رایج رسانهای و تبلیغاتی از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، عامدانه سطح ماجرا را پایین میآورد واقعیت این است که جنگ رمضان، فراتر از یک جنگ صرفاً نظامی با یک جنگ صرفاً سیاسی است.
دانشیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) ادامه داد: در فضای جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن، اینگونه القا میشود که گویا سیاستها و شعارهای نظام جمهوری اسلامی عامل اصلی این تقابلاند و اگر ایران از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاید، جنگ پایان میپذیرد، در جنگ شناختی، دامنه تقابل را به دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شعارهایی مثل ضد استکباری بودن، انرژی هستهای، توانمندیهای موشکی محدود کردهاند و طوری وانمود میکنند که اگر جمهوری اسلامی از اینها کوتاه بیاید، تقابل تمام میشود، در حالی که این به معنای فروکاستن جنگ است.
زمانیمحجوب در مقابل این روایت تأکید کرد: ادعای ما این است که این جنگ، جنگ تمدنی است. تقابل دو تمدن است؛ یک طرف تمدن غرب با محوریت آمریکا و با دستنشاندگی اسرائیل، و طرف دیگر تمدن نوین اسلامی با محوریت جمهوری اسلامی است.
تحلیل جنگ خارج از چارچوب تمدنی، خطای محاسباتی است
این پژوهشگر حوزه تمدن تأکید کرد: تحلیل این جنگ بیرون از چارچوب تمدنی، یک خطای محاسباتی است. در یک طرف تمدنِ صاحب استیلا، یعنی تمدن غرب، قرار دارد؛ تمدنی که ذهنها را در دانشگاهها و میان جوانان تسخیر کرده است. در طرف دیگر، قدرتی مانند جمهوری اسلامی قرار دارد که از نظر فرهنگی و تاریخی، ظرفیت تمدنسازی دارد و غربیها این ظرفیت را خوب میدانند.
وی با اشاره به توییت معروف ترامپ که گفته بود «میخواهم این تمدن (ایران) را به عصر حجر برگردانم»، گفت: خود بهکار بردن واژه تمدن توسط ترامپ، اعتراف به ماهیت تمدنی این تقابل است؛ هرچند وی نه ایران و نه معنای تمدن را میشناسد.
زمانیمحجوب افزود: نتانیاهو نیز بارها در سخنانش گفته که ما به خاطر «دنیای متمدن غرب» وارد این نبرد شدهایم. وی به صراحت از تمدن غرب سخن میگوید و خطاب به اروپا و آمریکا یادآوری میکند که اسرائیل جلودار تمدن غرب در برابر تمدن نوین اسلامی به سردمداری ایران است. اینها همه کدهایی است که نشان میدهد این جنگ، یک جنگ تمدنی است.
جنگ تمدنی از منظر توینبی؛ جنگ در عالیترین سطوح میان امتها
زمانیمحجوب سپس برای تبیین علمیتر مفهوم «جنگ تمدنی» با استناد به آثار آرنولد توینبی، مورخ و تمدنپژوه انگلیسی، افزود: توینبی در کتاب جنگ و تمدن بحث میکند که جنگ در عالیترین سطح خود، بین دو امت رخ میدهد؛ مثلاً امت اسلامی با امت مسیحی. نمونهها را جنگهای صلیبی و حملات متقابل مسلمانان به روم شرقی و ایران میداند و اینها را جنگهای تمدنی میخواند؛ یعنی زمانی که مجموعهای از کشورها و ملتها در سطح امتها با هم درگیر میشوند.
به گفته وی، شرایط امروز غرب آسیا نیز چنین مختصاتی دارد؛ امروز هم آمریکا همه غرب را ولو با سطوح مختلف همراهی در برابر ایران و جهان اسلام بسیج کرده است؛ از یکسو به ایران حمله میکند و از سوی دیگر، زمینه نزاع میان ایران و برخی کشورهای اسلامی منطقه را فراهم میکند. اینها نشانههای جنگ تمدنی است.
زمانیمحجوب در ادامه گفت: توینبی معتقد است جنگ یکی از مهمترین عوامل نابودی تمدنها است. حتی اگر یک کشور در یک جنگ پیروز شود، ممکن است تمدن وی در بلندمدت فرسوده و نابود شود.
وی با ذکر نمونه تمدن هلنیستی ادامه داد: اسکندر مقدونی، تمدن هلنیستی را به اوج رساند؛ اروپا، شمال آفریقا، مصر و بخشهای بزرگی از ایران را گرفت. اما درگیری در جنگهای فرسایشی، از جمله در ایران، نهایتاً به سقوط تمدن هلنیستی انجامید. حتی سلسله سلوکیان که حدود ۸۰ سال در ایران حکومت کردند، نتوانستند فرهنگ هلنیستی را در ایران نهادینه کنند. این نشان میدهد جنگ چه آسیب عمیقی به تمدنها وارد میکند.
هانتینگتون و نظریه برخورد تمدنها
زمانیمحجوب در ادامه به نظریه معروف ساموئل هانتینگتون پرداخت و گفت: همه میدانند ایده جنگ تمدنی در عصر جدید را ساموئل هانتینگتون، اندیشمند آمریکایی، تئوریزه کرد. وی کتاب برخورد تمدنها را در ۱۹۹۶ نوشت؛ ایدهاش را از سال ۱۹۹۳ در قالب مقاله مطرح کرده بود. قبل از او، برنارد لوئیس هم اشاراتی به این موضوع داشت، اما این هانتینگتون بود که آن را به نظریه غالب در محافل علمی غرب تبدیل کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: اصل حرف هانتینگتون این است که غرب، تمدن غالب و برتر و عملاً تنها تمدن معتبر جهان است. وی دیگر تمدنها را حاشیهای میداند و معتقد است باید کنار بروند. در میان تمدنهای موجود، دو تمدن تمدن اسلامی و تمدن کنفوسیوسی را خطرناک و رقیب جدی مینامد.
زمانیمحجوب افزود: هانتینگتون صراحتاً میگوید مرزهای میان تمدن اسلامی و تمدن غربی خونین خواهد بود و توصیه میکند که باید تمدن اسلامی تضعیف شود و نباید اجازه داد این تمدن با تمدنهای رقیب دیگر علیه غرب همافزا شود.
این استاد حوزه تمدن با اشاره به همزمانی نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما و نظریه «برخورد تمدنها» گفت: در دورهای که فوکویاما ادعا میکرد لیبرالدموکراسی پایان تاریخ است و غرب به سعادت نهایی رسیده و بقیه باید از وی پیروی کنند، هانتینگتون به وی هشدار میداد که کار تمام نشده و رقیبی جدی به نام تمدن اسلامی وجود دارد.
وی با اشاره به تحلیل محمد عابد الجابری، فیلسوف و تمدنپژوه مراکشی، اظهار کرد: او معتقد بود پس از فروپاشی شوروی، غرب نوعی «جنگ سرد تمدنی» علیه اسلام به راه انداخت؛ الجابری میگوید بعد از حذف خطر سرخ (شوروی)، غرب یک خطر جدید تعریف کرد به نام خطر سبز (اسلام). از نگاه آنها، مسلمانان تنها نیرویی هستند که میتوانند در برابر تمدن غرب عرضاندام کنند.
زمانیمحجوب افزود: حادثه ۱۱ سپتامبر چند سال بعد رخ داد و آمریکا از نظریه برخورد تمدنها بهعنوان مجوز و دکترین عملی استفاده کرد؛ حمله به افغانستان، حمله به عراق و فشارهای گسترده به ایران، همه در ذیل این نگاه تئوریک توجیه شد تا پایههای تمدن اسلامی در غرب آسیا تخریب شود.
وی با اشاره به برنامه جدی آمریکا برای حمله به ایران پس از اشغال عراق و افغانستان گفت: در همان زمان، آمریکا به صورت جدی برنامه حمله به ایران را داشت، اما مقاومت مردم عراق و افغانستان و نقش محوری شهید سلیمانی و گروههای مقاومت، این برنامه را مختل کرد. درگیریهای آمریکا با جبهه مقاومت در عراق و افغانستان آنقدر هزینهساز شد که نتوانست مستقیماً به ایران حمله کند.
به گفته او، همین تجربه، جمهوری اسلامی را به سمت تقویت جدی توان موشکی و دفاعی سوق داد: ما بعد از جنگ تحمیلی بحث موشکی را شروع کرده بودیم، اما تهدید مستقیم آمریکا و مشاهده رفتار وی در منطقه، این مسیر را برای ما جدیتر کرد.
زمانیمحجوب یکی از شاخصههای جنگ تمدنی را شباهت آن با جنگهای صلیبی دانست و یادآور شد: در جنگهای صلیبی، جهان مسیحیت با همه توان خود برای نابودی جهان اسلام پای کار آمد. امروز هم برخی سیاستمداران غربی صراحتاً از همان تعبیر استفاده میکنند. جورج بوش، هنگام حمله به عراق و افغانستان، این حملات را ادامه جنگهای صلیبی خواند. این نشان میدهد که در ذهن آنان، هنوز این تقابل، تقابل تمدنی است.
ادعای صلح جهانی با تئوری جنگ تمدنها
این پژوهشگر با انتقاد از تناقضگویی غرب در استفاده ابزاری از ادبیات صلح گفت: غرب با تکیه بر دو نظریه پایان تاریخ و برخورد تمدنها، مدعی آوردن صلح جهانی است؛ یک تناقض آشکار. فوکویاما میگوید اگر همه لیبرالدموکراسی را بپذیرند، جنگی نخواهد بود. هانتینگتون هم میگوید اگر دیگر تمدنها کنار بروند و مقابل تمدن غرب نایستند، صلح برقرار میشود. یعنی با ایده جنگ تمدنی، دنبال صلحاند؛ صلحی به شرط تسلیم دیگران. از نگاه آنها، چون جمهوری اسلامی ایران نظم جهانی مطلوب غرب را نمیپذیرد و در برابر تمدن غرب سر تعظیم فرود نمیآورد، باید تحت فشار و تهاجم قرار گیرد.
زمانیمحجوب در توضیح جایگاه خاص انقلاب اسلامی گفت: انقلاب اسلامی نه شبیه بنیادگرایی سلفی مانند برخی جریانهای عربی است که صرفاً بر غربستیزی متحجرانه تکیه دارد و نه شبیه مدل غربزده پهلوی که تمام قد تسلیم فرهنگ غرب بود. جمهوری اسلامی در چهل و اندی سال گذشته نشان داده که نگاهی عقلانی به تمدن دارد؛ به زنان، علم، ورزش و هنر توجه کرده و در عین حال نخواسته ارزشهای غربی را عیناً کپی کند.
وی تأکید کرد: ایران نه میخواهد مثل برخی کشورها کاملاً غربی شود و نه به بنبست واپسگرایی فروغلتد. انقلاب اسلامی خود، ایده تمدنی دارد؛ ایدهای که بر خروج از دایره نفوذ غرب و احیای هویت تمدنی مستقل استوار است.
خروج ایران از دایره نفوذ غرب؛ بزرگترین دستاورد انقلاب
زمانیمحجوب در ادامه به نقل از فضلابوالنصر، نویسنده مسیحی لبنانی، گفت: به تعبیر فضلابوالنصر، مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی، بیرون آوردن ایران از دایره نفوذ غرب است؛ نفوذی که ۵۰ سال حکومت پهلوی برای تثبیت آن تلاش کرده بود. انقلاب این زنجیر را پاره کرد.
وی افزود: انقلاب اسلامی فقط از نفوذ غرب خارج نشد، بلکه طرح تمدنی بدیلی ارائه داد؛ طرحی که امام خمینی(ره) از آن با عنوان «تمدن نوین اسلامی» یاد کرد و مراحل پنجگانهای برای آن ترسیم کرد. این افق تمدنی، بالاترین سطح مناسبات انسانی را مدنظر دارد.
زمانیمحجوب با اشاره به دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره تمدن نوین اسلامی گفت: «رهبر معظم انقلاب، افق نگاهشان تمدنی است؛ یعنی عالیترین سطح مناسبات انسانی. ایشان از یکسو تمدن نوین اسلامی را در جامعه جهانی مطرح میکنند و از سوی دیگر، تمدن غرب را از موضع بالا نقد میکنند.
وی برای نشان دادن درک غرب از تهدید تمدن اسلامی به نقل قولی از جورج شولتز، وزیر دارایی آمریکا در دوره ریگان، اشاره کرد: «شولتز میگوید انقلاب اسلامی خطرناکترین دشمن مشترک تمدن غرب است. این نشان میدهد آنها فهمیدهاند که انقلاب اسلامی فقط یک نظام سیاسی نیست، بلکه یک رقیب تمدنی است.
نظریه افول تمدن غرب؛ در ذات انقلاب اسلامی
این استاد حوزه تمدن به اندیشه برخی متفکران ایرانی در این زمینه اشاره کرد و گفت: به تعبیر دکتر موسی نجفی، در ذات انقلاب اسلامی نظریهای وجود دارد به نام «جوهر افولیابنده تمدن غربی». یعنی انقلاب اسلامی با حرکت تمدنی خود، عملاً نظریههایی مانند پایان تاریخ و برخورد تمدنها را به چالش کشیده و افول تمدن غرب را آشکار کرده است.
وی همچنین به دیدگاه شهید آوینی در کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» اشاره کرد که انقلاب اسلامی را آغازگر «عصر جدیدی» میدانست؛ عصری که همه ساختارهای تمدن غرب را زیر و رو خواهد کرد.
زمانیمحجوب تأکید کرد: انقلاب اسلامی یک نظم جدید بینالمللی را پیشنهاد کرده است؛ نظمی که امام خمینی(ره) آن را «نظام لا تَظلمون و لا تُظلَمون» نامیدند. نظمی که نه ظلم میکند و نه زیر بار ظلم میرود. این نقطه آغاز عصری است که در آن، سلطهگری و سلطهپذیری جهان اسلام نسبت به غرب به پایان میرسد و ایران پرچمدار این تحول است.
آگاهی تمدنی و معرفی هویت خودی
در بخش دیگری از سخنرانی، زمانیمحجوب به پرسش «ما چه باید بکنیم؟» پرداخت و گفت: نظامیان وظیفه خود را انجام میدهند، دیپلماسی کار خود را میکند؛ اما ما اساتید دانشگاه، جبهه فرهنگی، افسران جنگ نرم چه باید بکنیم؟
وی مهمترین وظیفه را معرفی فرهنگ و تمدن ایران، هم در دوره باستان و هم در دوره اسلامی، به جوانان دانست و افزود: اشتباه بزرگی بود که عدهای فقط تمدن ایران باستان را مطرح کردند و عدهای دیگر فقط ایران اسلامی را. ما نتوانستیم یک تصویر جامع از هویت تمدنیمان به جوانان بدهیم. جوان امروز شاهنامه را نمیشناسد.
زمانیمحجوب با اشاره به تخریب چهره ایران در سینمای غرب، از جمله فیلم «۳۰۰» هالیوود، گفت: در پاسخ به این تصویرسازی غلط، ما چند فیلم ساختیم، اما کار ما بسیار محدود بود. صدا و سیما هم دیر وارد این عرصه شد؛ در همین یکی دو سال اخیر است که روایت ملیت و پرچم ایران در رسانه ملی کمی جدیتر شده است. اینها وظیفه اساتید، اهل قلم و فرهیختگان است؛ باید غنای فرهنگ و تمدن خودمان را برای نسل جدید توضیح دهیم و در کنار آن، ماهیت تمدن غرب را نیز بشناسانیم.
این پژوهشگر تأکید کرد: جوان ما باید بداند که تمدن غرب، تمدن سلطهگر است. از ۲۵۰۰ سال پیش، از جنگ ماراتن بین ایران و یونان تا جنگهای صلیبی و تا جنگهای معاصر آمریکا، غرب بارها آغازگر نزاع بوده است. لذا تصور جنگستیزی و صلحطلب بودن غرب توسط برخی افراد نتیجه ناآگاهی تاریخی است.
وی به آمار جنگهای آمریکا اشاره کرد و گفت: در طول تاریخ چندصد ساله آمریکا، گفتهاند شاید کمتر از ۲۰ سال بدون جنگ سپری شده است. این سابقه باید برای جوانان تبیین شود تا فریب شعارهای حقوق بشری و آزادیخواهی ظاهری را نخورند.
زمانیمحجوب با اشاره به تحلیل برخی کارشناسان که ایران را در کنار سه قدرت جهانی دیگر قرار میدهند، اظهار کرد: امروز از چهار قدرت برجسته بینالمللی سخن میگویند: آمریکا، روسیه، چین و ایران. اما آمریکا با روسیه و چین تقابل تمدنی ندارد؛ اختلافات عمدتاً سیاسی و ژئوپلیتیکی است. رگههایی از تمدن غرب در روسیه و چین وجود دارد، اما جمهوری اسلامی در قامت یک تمدن مستقل در برابر غرب ایستاده است و همین، ماهیت تقابل را متفاوت میکند.
زمانیمحجوب با اشاره به تجربه «گفتوگوی تمدنها» در دهه ۷۰ گفت: ایران یکبار با ایده گفتوگوی تمدنها وارد میدان شد و حتی سازمان ملل این شعار را برای سالی برگزید؛ اما غرب حتی با این طرح هم سیاسی برخورد کرد و در عمل، نظریه برخورد تمدنها را کنار نگذاشت. واقعیت این است که اگر ما در برابر تمدن غرب نایستیم، وی ما را میبلعد.
این استاد پژوهشگاه امام صادق(ع) با اشاره به تحولات جنگ رمضان گفت: امروز ایران عزتمند است؛ هم در میان ملت خود و هم در میان ملتهای مسلمان منطقه. برخلاف برخی کشورهای عربی وابسته که در جنگ 6 روزه در کمتر از یک هفته از اسرائیل شکست خوردند، ایران ۶۰ روز در برابر جبهه متحد غرب و صهیونیسم مقاومت کرده است.
زمانیمحجوب به مفهوم «بعثت مردمی» پرداخت و آن را مهمترین رخداد اجتماعی و تمدنی ایران در جنگ رمضان دانست و گفت: بعثت یعنی برانگیخته شدن و تحول عمیق در جامعه. این بعثت یک بعد سلبی و یک بعد ایجابی داشت؛ هم تولی بود، هم تبری؛ هم «ان اعبدوا الله» و هم «اجتنبوا الطاغوت» بود.
وی شعارهایی مانند «لا اله الا الله»، «الله اکبر»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر منافق» را نشانههای تولی و تبری در سطح اجتماعی دانست و گفت: این بعثت، به معنای بازگشت مردم به هویت انقلابیشان و اعلام ایستادگی در برابر طاغوت جهانی است.
زمانیمحجوب با تأکید بر اینکه تمدن همواره با تنوع و تکثر پدید میآید، گفت: تمدن کار یک قوم یا یک طبقه خاص نیست. همانطور که در تمدن اسلامی گذشته، ایران، شام، اندلس، مصر و ماوراءالنهر با قومیتها و زبانهای گوناگون کنار هم تمدن ساختند، امروز هم در ایران قومیّتهای لر، کرد، بلوچ، آذری و دیگران در عین تنوع، زیر پرچم واحد ایران به وحدت رسیدهاند. در بعثت مردمی اخیر، همه اقشار استاد و دانشجو، دانشآموز و معلم، کارگر و کارفرما وارد میدان شدند. این تنوع، نشانه بلوغ تمدنی یک جامعه است. در کوتاهمدت، این مردم بودند که دشمن را از تصرف و تجزیه ایران منصرف کردند.
نقش مردم در بلندمدت؛ بازگرداندن انقلاب به ریل تمدنسازی
این استاد حوزه تمدن، اثر بلندمدت بعثت مردمی را بازگرداندن انقلاب اسلامی به ریل تمدنسازی در گام دوم انقلاب دانست و گفت: حرکت ما در گام دوم اندکی کند شده بود؛ در برخی حوادث، مثل اغتشاشات، دلها لرزیده بود و عدهای گمان کرده بودند انقلاب از مسیر خود خارج شده است. اما حضور میلیونی مردم در صحنه، این پرده را کنار زد؛ مردم دوباره پای کار انقلاب آمدند و به تعبیر دقیقتر، کمک کردند انقلاب اسلامی بر ریل تمدنسازی نوین اسلامی باقی بماند.
وی تأکید کرد: محور تمدنها انسانها هستند؛ تنها انسان است که میتواند تمدن بسازد. امروز امت ایران، با حضور آگاهانه خود، هم تصمیمگیر است، هم بازیگر و هم ناظر بر سرنوشت تمدنی خویش. هیچ گروهی حق مصادره این حرکت مردمی را ندارد.
زمانیمحجوب در جمعبندی سخنان خود گفت: تحقق تمدن نوین اسلامی، مسیر و مقدمه تحقق تمدن مهدوی است. هر کس امروز برای تمدن نوین اسلامی کار میکند، در حقیقت برای زمینهسازی تمدن مهدوی تلاش میکند. مردم ایران در این برهه سخت و حساس، نشان دادند که انقلاب اسلامی را به سمت تمدنسازی بازمیگردانند و اجازه نمیدهند فشارهای نظامی و شناختی غرب آن را از ریل اصلی خارج کند.
وی در پایان با تجلیل از ملت ایران افزود: ما در برابر مردم ایران سر تعظیم فرود میآوریم؛ باید خاک پای این مردم باشیم که در برابر همه فرهنگ و تمدن غرب ایستادند و به انقلاب اسلامی در مسیر تمدنسازی نوین اسلامی کمک کردند.
انتهای پیام

