به گزارش ایسنا، «سید حسین موسویان» سفیر پیشین ایران در آلمان در گزارشی مطرح کرد که همزمان با برگزاری کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی(انپیتی) در نیویورک اعتبار این پیمان تحت فشار بیسابقهای قرار گرفته است، چراکه این پیمان بینالمللی که بر اساس یک «معامله بزرگ» میان محدودیتهای هستهای تضمینهای امنیتی طراحی شده، اکنون با بحران عمیقتری روبهروست.
به گفته موسویان، این بحران ناشی از عدم پایبندی فنی نیست، بلکه بحرانی ناشی از از دست رفتن اعتماد سیاسی است.
او با اشاره به سابقه مذاکرات پیرامون حلوفصل مسئله برنامه هستهای ایران، همکاریهای ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی ذیل توافق جامع پادمانی و اجرای توافق انپیتی در ایران که از زمان توافق هستهای در سال ۲۰۱۵ تحت یکی از سختگیرانهترین مقررات نظارت و راستیآزمایی آژانس قرار داشته است، نوشته هیچ گاه شواهدی برای اثبات ادعای وجود یک برنامه فعال تسلیحات اتمی در ایران در گزارشهای فنی متعدد آژانس و ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا وجود نداشت است.
این سیاستمدار ایرانی با اشاره به خروج «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و حصول برخی پیشرفتها در مذاکرات هستهای با دولت دوم او در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نوشته در نهایت، این پیشرفتها با تشدید تحریمها تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تحتالشاع قرار گرفت.
شفافیت میتواند آسیبپذیری راهبردی را افزایش دهد
موسویان در گزارش خود که در وبگاه خبری میدل ایست آی منتشر شده است، نوشت: این تجربه به درسهای راهبردی مشخصی مبدل شده است که اکنون نگاه هستهای ایران را شکل میدهد. اول این که پایبندی به قوانین امنیت را تضمین نمیکند. عضویت در انپیتی و اجرای پادمانهای آژانس، نهتنها تضمین امنیتی به همراه نداشت، بلکه آسیبپذیری را تشدید کرد که در اقداماتی از جمله تحریمهای جامع، حملات سایبری مانند ویروس استاکسنت، ترور و به شهادت رساندن دانشمندان هستهای-از شهید «محسن فخریزاده» در ۲۰۲۰ تا ۱۴ دانشمند هستهای دیگر در عملیات موسوم به «شیر غران» رژیم صهیونیستی و نهایتا حملات نظامی به تاسیسات هستهای ایران در نطنز، اصفهان و اراک.
دومین درس این است که شفافیت میتواند آسیبپذیری راهبردی را افزایش دهد. افزایش جزئیات و بازرسیهای دقیق اطلاعات حساس درباره تاسیسات و کارکنان را در اختیار طرفهایی قرار میدهد که از آن در اقدامات قهری بهرهبرداری میکنند.
سوم این که از دیدگاه ایران آژانس سیاسی شده است. مقامات ایرانی دیگر آژانس را یک نهاد منحصرا فنی نمیبینند بلکه معتقدند دیدهبان هستهای سازمان ملل تحت تاثیر فشارهای ژئوپولیتیکی غرب است و گزارشهای آن را دارای «انگیزه سیاسی» میدانند که از بیطرفی فنی فاصله گرفته است.
اعتماد ایران به آژانس تضعیف شده است
نگارنده معتقد است: بیاعتمادی فزاینده ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی دو دهه گذشته شکل گرفته است. «حیدر مصلحی» وزیر اطلاعات پیشین ایران در سال ۲۰۱۰ آژانس را به جاسوسی متهم کرد. پس از حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات اتمی ایران در سال ۲۰۲۵ این بدگمانی تشدید یافت و «محمود نبویان» نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریزتراشههای جاسوسی در کفش بازرسان آژانس هنگام تفتیش امنیتی در تاسیسات اتمی ایران کشف شده است.
درس راهبردی چهارم برای ایران این بود که روند راستیآزمایی اقدامات قهری را تسهیل میکند؛ گزارشهای پادمانی و قطعنامهها از دیدگاه ایران یک توجیه حقوقی و سیاسی برای اعمال تحریمها، انزوای دیپلماتیک و دیگر اشکال اعمال فشار محسوب میشود.
در همین راستا، «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه ایران پس از حملات متجاوزانه به تاسیسات اتمی ایران آژانس را متهم کرد که بهانههایی برای حملات هوایی به این تاسیسات فراهم آورده است.
در نتیجه، اعتماد ایران به بیطرفی آژانس کاهش یافته و درخواستها برای محدودسازی دسترسیهای آژانس را در تهران افزایش داده است.
درس پنجم ایران این بوده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی نقش اصلی و تعیینکنندهای در پرونده هستهای ایران داشتهاند و نهادهای چندجانبه مانند شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقشی ثانویه و تشریفاتی داشتهاند. بیعملی این نهادها و ناتوانی آنها از موضعگیریهای هرچند جزئی مانند محکومیت آشکار ترورهای دانشمندان هستهای یا حملات به تاسیسات اتمی ایران پرسشهایی را درباره بیطرفی و استقلال این نهادها برانگیخته و رویدادهایی مانند کنفرانس بازبینی انپیتی را سازوکاری نهچندان اثرگذار و عمدتا روندی وقتگیر بدون در بر داشتن نتیجهای هدفمند جلوه میدهد.
بازدارندگی راهبردی تضمین نهایی بقاست، نه پایبندی به پیمانها
در بخش پایانی این مطلب مطرح شده است: این تحولات اعتبار انپیتی، آژانس و شورای امنیت را در نگاه بسیاری از کشورها، بهویژه ایران تضعیف کرده است. از دید تهران، سالها پایبندی، بازرسیهای دقیق و توافقات نه منجر به امنیت شد و نه عادیسازی؛ بلکه تحریم، اجبار و خرابکاری و نهایتا حمله نظامی به همراه داشت. در همین حال، برخی از کشورهایی که سلاح اتمی ندارند توانمندی و ظرفیت پیشرفته غنیسازی اورانیوم را بدون درخواستی برای برچیدن آن حفظ کردهاند. از سوی دیگر نیز بازیگران غیرعضو در انپیتی که سلاح اتمی دارند، عمدتا در برابر فشارهای مشابه مصون هستند.
رژیم صهیونیستی که از عضویت در انپیتی رویگردان بوده و به طور موثری مانع از اجرای قطعنامههای دیرینه سازمان ملل برای منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی در غرب آسیا شده است با فشار هدفمندی از سوی شورای امنیت، آژانس و قدرتهای بزرگ در زمینه زرادخانه هستهای خود مواجه نشده است. تضاد رویکردی که نسبت به برنامه هستهای رژیم صهیونیستی وجود دارد در مقایسه با کره شمالی نشان میدهد که بازدارندگی راهبردی تضمین نهایی بقا است، نه پایبندی به پیمانها.
موسویان معتقد است که احیای مشروعیت نیازمند اقداماتی فراتر از تاییدهای تشریفاتی بوده و نیازمند بازسازی اعتماد نسبت به بیطرفی نهادهای بینالمللی و بستن شکاف رو به گسترش میان اصول حقوقی و واقعیتهای ژئوپولیتیکی است.
انتهای پیام
