• پنجشنبه / ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۰۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021709827

یک پژوهشگر هنر و رسانه تشریح کرد

مخاطب‌شناسی تبیین دین در ایران پساجنگ

مخاطب‌شناسی تبیین دین در ایران پساجنگ

ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهشگر هنر و رسانه از ورود ایران به مرحله‌ای تازه با عنوان «ایران پساجنگ» گفت و این مقطع را دارای تفاوت‌های جدی در شاخص‌های امید اجتماعی و نگاه جامعه به آینده توصیف کرد.

وحید یامین‌پور، شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت‌ماه در سلسله نشست‌های مجازی با موضوع «مخاطب‌شناسی تبیین دین در ایران پساجنگ»، اظهار کرد: ایران امروز وارد مرحله‌ای تازه شده و آنچه از آن با عنوان «ایران پساجنگ» یاد می‌شود، تفاوتی آشکار و عمیق با ایران پیش از این مقطع دارد، تغییری که در شاخص‌های امید اجتماعی، حضور مردمی و نوع نگاه به آینده کشور نیز خود را نشان داده است. جامعه ایران در کمتر از دو ماه از یک وضعیت ذهنی و افکار عمومی خاص و پیچیده به شرایطی تازه وارد شده است. شرایطی که باید آن را به مثابه ورود به «جهانی دیگر» در تحلیل وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور در نظر گرفت.

این پژوهشگر هنر و رسانه ادامه داد: داده‌ها و سنجش‌های افکار عمومی در سال‌های گذشته، از وجود شاخص‌هایی نگران‌کننده در حوزه اعتماد عمومی، نگرش سیاسی و احساس تعلق اجتماعی حکایت داشتند، شاخص‌هایی که در برخی پیمایش‌های رسمی نیز بازتاب یافته بودند. بر اساس برخی نتایج ارائه‌شده در پژوهش‌های ملی، ازجمله پیمایش‌هایی که در سال ۱۴۰۳ از سوی نهادهای رسمی حوزه فرهنگ و افکار عمومی انجام شده، بخش قابل توجهی از پاسخ‌دهندگان دیدگاه‌هایی انتقادی به نسبت دین و سیاست، نوع حکمرانی و همچنین میزان اعتماد به نهادهای رسمی ابراز کرده بودند، این شاخص‌ها در آن مقطع برای بسیاری از ناظران، هشداردهنده و حتی غافلگیرکننده بود.

وی با اشاره به فضای عمومی کشور در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، افزود: در آن مقطع، وضعیت روانی و ذهنی جامعه ایران در شرایطی قرار داشت که شاخص‌های محبوبیت شخصیت‌های سیاسی، اعتماد به دولت، پیگیری اخبار سیاسی و احساس تعلق به ساختار سیاسی، روندی نزولی را تجربه می‌کرد. برخی از این داده‌ها به دلیل ماهیت محرمانه، کمتر در فضای عمومی مطرح شده‌اند، اما در مجموع تصویری از کاهش سرمایه اجتماعی و افت اعتماد عمومی را نشان می‌دادند.

این پژوهشگر هنر و رسانه با طرح این موضوع که دشمنان خارجی نیز در ارزیابی‌های راهبردی خود، این وضعیت روانی و اجتماعی را مورد توجه قرار داده بودند، اضافه کرد: یکی از عواملی که می‌توانست در جمع‌بندی آمریکا و غرب برای افزایش فشار بر ایران موثر باشد، تلقی آن‌ها از وضعیت افکار عمومی در داخل کشور بود، برداشتی که بر اساس آن، تصور می‌شد مردم نه‌تنها حمایت مؤثری از حاکمیت نخواهند داشت، بلکه تعلق ضعیف‌تری نیز به مفاهیم ملی و سیاسی نشان می‌دهند.

یامین‌پور خاطرنشان کرد: در برخی پیمایش‌های پیشین، پاسخ به این سوال که در صورت وقوع جنگ یا تهاجم علیه ایران، مردم چه نسبتی با نظام سیاسی و دفاع از کشور برقرار می‌کنند، واجد نکات قابل تأملی بود و نتایج آن، در آن زمان حاکی از شکاف جدی میان افکار عمومی و ساختار رسمی تلقی می‌شد، در همان سال‌ها، میزان اعتماد به دولت و میزان دنبال‌کردن اخبار سیاسی در برخی برآوردها به کمتر از ۳۰ درصد رسیده بود.

وی با اشاره به تغییرات اخیر در نتایج افکارسنجی‌ها، افزود: آنچه افکارسنجی‌های امروز در مورد مخاطب ایرانی نشان می‌دهد، به‌ نحوی شگفت‌آور با گذشته متفاوت است و در مواردی حتی می‌توان گفت بسیاری از شاخص‌ها دچار وارونگی شده‌اند. همچنین حضور گسترده مردم در تجمعات شبانه و حمایت از این اجتماعات، ازجمله نمودهای مهم این دگرگونی است.

این پژوهشگر هنر و رسانه با استناد به برخی داده‌های افکارسنجی، بیان کرد: در تعدادی از این نظرسنجی‌ها، بین ۵۳ تا ۵۹ درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کرده‌اند که دست‌کم یک‌بار در تجمعات شبانه شرکت کرده‌اند. همچنین حدود ۳۳ درصد هر شب یا در اغلب شب‌های هفته در این اجتماعات حاضر بوده‌اند و نزدیک به ۸۰ درصد نیز از این تجمعات اعلام حمایت کرده‌اند. این ارقام نشان می‌دهد با یک پدیده اجتماعی گسترده و فراگیر روبه‌رو هستیم که نمی‌توان آن را محدود به یک جریان سیاسی یا اجتماعی خاص دانست.

یامین پور ادامه داد: وقتی این درصدها بر جمعیت ملی منطبق می‌شود، ابعاد حضور اجتماعی به‌روشنی قابل درک است. بر اساس همین داده‌ها، میلیون‌ها نفر در این فضاها حضور داشته‌اند و این موضوع نشان‌دهنده شکل‌گیری یک تجربه جمعی جدید در متن بحران ملی است. از این منظر، می‌توان گفت این تجمعات به نوعی بازنمایی «جمعیت ملی ایران» هستند، جمعیتی متکثر که در آن، هم سلایق سیاسی متفاوت حضور دارند، هم گرایش‌های فرهنگی و اجتماعی متنوع و هم افرادی که پیش‌تر خود را در مناسبات رسمی سیاسی تعریف نمی‌کردند، این هم‌حضوری گسترده، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر نگرش در جامعه ایران پس از تجربه بحران ملی و جنگ است.

یامین پور با اشاره به نتایجی درباره امید اجتماعی، بیان کرد: در برخی نظرسنجی‌ها، بیش از ۷۱ درصد مردم اظهار کرده‌اند که به ایران پساجنگ امیدوارند و معتقدند شرایط آینده بهتر خواهد شد. این شاخص ازجمله نشانه‌های مهم تغییر در افکار عمومی است. جامعه‌ای که تا پیش از این، با افت شاخص‌های امید و اعتماد مواجه بود، اکنون در حال تجربه نوعی بازسازی روانی و اجتماعی است.

وی بحث اصلی خود را متوجه «روایت» از این حضور مردمی دانست و افزود: اکنون مهم‌ترین پرسش این است که چه روایتی از این حضور اجتماعی و این بازگشت یا احیای حس جمعی باید ارائه شود. در ایران پساجنگ، مسئله فقط ثبت حضور مردم نیست، بلکه نحوه تفسیر و روایت‌سازی از این حضور، برای آینده اجتماعی و سیاسی کشور تعیین‌کننده خواهد بود.

این پژوهشگر هنر و رسانه در تشریح این موضوع، از وجود دو روایت متفاوت درباره حضور مردمی سخن گفت و اضافه کرد: روایت نخست این است که این حضور، به‌ معنای اثبات کامل حقانیت جریان خالص انقلابی و بازگشت جامعه به همان صورت‌بندی‌های سخت‌گیرانه گذشته تلقی شود. مطابق این روایت، کسانی که با سبک‌های زندگی متفاوت یا حتی مواضع انتقادی در این تجمعات حضور یافته‌اند، افرادی معرفی می‌شوند که به تعبیر این جریان، از گذشته خود بازگشته یا به نوعی به مواضع پیشین انقلاب پیوسته‌اند.

یامین پور خاطرنشان کرد: نتیجه چنین برداشتی آن است که برخی تصور کنند اکنون زمان بازگشت به سخت‌گیری‌های بیشتر، احیای تمامی چارچوب‌های گذشته و حتی تسویه با جریان‌های فکری و فرهنگی متفاوت فرا رسیده است، گویی ایرانِ امروز به سال‌های آغازین پس از انقلاب بازگشته و اکنون فرصتی فراهم شده است که همه مطالبات ایدئولوژیک به‌صورت حداکثری پیگیری شود.

وی درباره روایت دوم گفت: بر اساس این روایت، حضور گسترده مردم با گرایش‌های متنوع سیاسی، مذهبی و فرهنگی، نه نشانه حذف تفاوت‌ها، بلکه نشانه گسترش دایره «ما» و بازتعریف مفهوم اجتماع ملی است. از این منظر، آنچه رخ داده محصول نوعی همبستگی ملی در دل بحران است، همبستگی‌ای که نباید با تنگ‌ کردن دایره هویت جمعی از میان برود. اگر در میان این جمعیت، افرادی با سبک زندگی متفاوت، نگرش‌های سیاسی گوناگون، دیدگاه‌های مذهبی متکثر و حتی کسانی که پیش‌تر در انتخابات شرکت نکرده‌اند حضور دارند، نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی جدیدی در حال شکل‌گیری است که باید آن را فهمید و توسعه داد.

تعریف تازه‌ای از «ما» در ایران شکل گرفته است

وی بیان کرد: در سال‌های گذشته جامعه ایران گسل‌های مختلفی را تجربه کرده است، از گسل‌های اقتصادی میان طبقات مختلف گرفته تا شکاف‌های سیاسی، اعتقادی، قومیتی و حتی سبک زندگی. این شکاف‌ها در مقاطع مختلف به شکل اختلافات اجتماعی و سیاسی خود را نشان داده‌اند. با این حال، در شرایطی که پای تهدید خارجی و دشمن مشترک به میان می‌آید، بسیاری از این مرزها و شکاف‌ها کمرنگ می‌شوند و نوعی همگرایی در سطح جامعه شکل می‌گیرد. در چنین وضعیتی، دیگر نمی‌توان جامعه را صرفاً با دسته‌بندی‌های رایج مانند اصولگرا و اصلاح‌طلب، انقلابی و غیرانقلابی، یا حتی شیعه و غیرشیعه تعریف کرد.

یامین پور ادامه داد: نکته مهم این است که در این وضعیت، مفهوم «وطن» به عنوان یک عنصر مشترک و فراگیر مطرح می‌شود، مفهومی که می‌تواند طیف‌های متنوعی از مردم را در کنار یکدیگر قرار دهد. به تعبیر دیگر، کسانی که در صحنه اجتماعی حضور دارند «دیگری» محسوب نمی‌شوند، بلکه بخشی از همان «ما» هستند.

وی با اشاره به دو روایت متفاوت از این همگرایی اجتماعی، گفت: یک روایت بر این باور است که همراهی مردم با نظام و حضور در صحنه اجتماعی به معنای بازگشت و توبه از گذشته تلقی می‌شود. اما روایت دیگری وجود دارد که می‌گوید این همگرایی نه به دلیل تغییر هویت مردم، بلکه به دلیل عبور نظام از برخی مرزبندی‌های قبلی و تمرکز بر دفاع از میهن شکل گرفته است. بر اساس این نگاه، نظام سیاسی کشور نیز به این نتیجه رسیده است که جامعه ایران با وجود تفاوت‌های سلیقه‌ای و فرهنگی، در برابر تهدیدهای خارجی ظرفیت همبستگی بالایی دارد و می‌تواند حول یک دشمن مشترک متحد شود.

یامین پور خاطرنشان کرد: آنچه در این میان اهمیت دارد، حفظ این سرمایه اجتماعی و اتحاد شکل‌گرفته است. جنگ و درگیری در حوزه‌های اقتصادی و زیرساختی همواره با هزینه‌های سنگینی همراه است، از گرانی و کمبود گرفته تا خسارت‌های انسانی و تخریب خانه‌ها. اما در برخی موارد همین شرایط می‌تواند در حوزه فرهنگی و اجتماعی به تقویت همبستگی و ثبات اجتماعی منجر شود.

وی افزود: اگر این همبستگی به عنوان یک دستاورد ارزشمند تلقی شود، لازم است درباره نحوه حفظ و تقویت آن گفت‌وگوهای جدی صورت گیرد، در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و هر کدام اقتضائات خاص خود را دارند.

این پژوهشگر هنر و رسانه با تأکید بر نقش روایت‌سازی در فضای رسانه‌ای، ادامه داد: یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های امروز، ارائه یک «ابرروایت» از رویدادهای اخیر است. اگر جامعه نتواند روایت منسجم و قابل فهمی از آنچه رخ داده ارائه دهد، این خلأ توسط رسانه‌های معارض پر خواهد شد و آن‌ها روایت خود را بر فضای افکار عمومی تحمیل می‌کنند. روایت درواقع همان چارچوب تفسیری است که رویدادها را معنا می‌کند و آن‌ها را در یک خط زمانی قابل فهم قرار می‌دهد. بدون چنین روایتی، رویدادها پراکنده و بی‌معنا به نظر می‌رسند و امکان تفسیرهای متفاوت و حتی متضاد از آن‌ها فراهم می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت فهم «خیر جمعی» در شکل‌گیری کنش‌های اجتماعی، افزود: هر کنش جمعی، ازجمله وحدت و همگرایی ملی، زمانی پایدار می‌ماند که مردم احساس کنند در یک خیر مشترک سهیم هستند. اگر این ادراک مشترک از خیر عمومی شکل نگیرد، تداوم همبستگی اجتماعی دشوار خواهد بود.

این پژوهشگر هنر و رسانه همچنین بر نقش نخبگان، دانشگاهیان، فعالان رسانه‌ای و صاحبان تریبون در این زمینه تأکید کرد و گفت: این گروه‌ها باید در تبیین و روایت درست از تحولات اجتماعی نقش فعال ایفا کنند که جامعه بتواند تصویر روشن و قابل اتکایی از واقعیت‌ها داشته باشد. حفظ وحدت و همدلی شکل‌گرفته در جامعه، نیازمند توجه دقیق به نحوه روایت‌سازی، شناخت مخاطب و درک صحیح از تحولات اجتماعی است، چراکه این سرمایه اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در آینده کشور ایفا کند.

انتهای پیام