به گزارش ایسنا، تأمین مالی جمعی در سالهای اخیر به عنوان یکی از روشهای نوین جذب سرمایه در جهان مطرح شده است. در این روش، افراد یا کسبوکارها از طریق سکوهای آنلاین، منابع مالی مورد نیاز خود را از تعداد زیادی از مردم جمعآوری میکنند. هر فرد میتواند با پرداخت مبلغی نسبتا کوچک در یک پروژه سهیم شود و در مقابل، بسته به نوع طرح، پاداش، محصول، خدمات یا حتی سهمی از کسبوکار را دریافت کند. این شیوه بهویژه برای استارتاپها، کسبوکارهای کوچک و پروژههای اجتماعی و فرهنگی کاربرد دارد، زیرا این گروهها معمولا دسترسی آسانی به وامهای بانکی یا سرمایهگذاران بزرگ ندارند.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، تأمین مالی جمعی به سرعت رشد کرده و میلیاردها دلار سرمایه از این طریق جذب شده است. سکوهای آنلاین در این کشورها بهعنوان واسطهای شفاف میان صاحبان ایده و سرمایهگذاران عمل میکنند و با ارائه اطلاعات دقیق درباره پروژهها، اعتماد عمومی را جلب میکنند. با این حال، در ایران این روش هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد. یکی از چالشهای اصلی، آگاهی پایین مردم از سازوکار و مزایای این شیوه است. نبود فرهنگ مشارکت مالی در پروژههای جمعی، ناآشنایی با مفهوم تأمین مالی جمعی و کمبود آموزشهای مرتبط، از عواملی است که باعث شده این ابزار نوین هنوز جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور پیدا نکند.
سیدحسین یوسفی از گروه حسابداری و مالی واحد قم دانشگاه آزاد اسلامی، به همراه دو همکار دانشگاهی و با همراهی دانشگاه علامه طباطبائی، در همین راستا پژوهشی را با هدف طراحی مدلی برای ترویج تأمین مالی جمعی در ایران انجام دادهاند. این پژوهش که بر ارائه یک چارچوب عملی برای توسعه این شیوه جذب سرمایه تمرکز دارد، تلاش کرده است عوامل اثرگذار بر گسترش این ابزار مالی را شناسایی و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر را بررسی کند.
برای انجام این تحقیق، پژوهشگران با ۱۲ نفر از خبرگان، مدیران و مشاوران سکوهای تأمین مالی جمعی، استادان دانشگاه و پژوهشگران حوزه کارآفرینی و فناوری گفتوگو کردند. دادههای بهدستآمده سپس با استفاده از روشی به نام «نظریه دادهبنیاد» تحلیل شدند. در این روش، الگوها و مفاهیم اصلی مستقیما از دل دادهها استخراج میشود.
بر اساس نتایج این پژوهش، چند بعد اصلی در ترویج تأمین مالی جمعی نقش دارند: اعتماد عمومی، آگاهی عمومی، زیرساختهای فناورانه، محیط قانونی و نهادی، جذابیت پروژهها و عوامل اقتصادی و اجتماعی.
در میان این ابعاد، عوامل اقتصادی و اجتماعی بیشترین تأثیر را بر سایر بخشها داشتهاند. به بیان ساده، وضعیت کلی اقتصاد و شرایط اجتماعی جامعه میتواند بر میزان اعتماد مردم، آگاهی آنها، جذابیت پروژهها و حتی کیفیت زیرساختهای فناوری اثر بگذارد.
یافتهها که در «فصلنامه مهندسی مالی و مدیریت اوراق بهادار» وابسته به دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی منعکس شدهاند، همچنین نشان دادند در جوامعی که ثبات اقتصادی بیشتری وجود دارد، نرخ بیکاری پایینتر است و قدرت خرید مردم بالاتر است، اعتماد عمومی به فعالیتهای اقتصادی افزایش مییابد. از سوی دیگر، هرچه سطح مشارکت اجتماعی و سواد مالی افراد بیشتر باشد، آنها با اطمینان بیشتری در طرحهای تأمین مالی جمعی مشارکت میکنند. تقویت قوانین شفاف و حمایتکننده نیز میتواند به توسعه زیرساختهای فناورانه کمک کند و در نهایت، جذابیت پروژهها را برای سرمایهگذاران افزایش دهد.
بر اساس مدل ارائهشده در این پژوهش، همه این ابعاد با یکدیگر ارتباط معناداری دارند و تقویت یکی از آنها میتواند به بهبود سایر بخشها نیز منجر شود. برای نمونه، افزایش آگاهی عمومی از طریق آموزش و تولید محتوای کاربردی در رسانهها میتواند هم اعتماد مردم را بالا ببرد و هم آنها را با فرصتهای سرمایهگذاری جدید آشنا کند. همچنین، حمایت قانونی و تدوین مقررات شفاف، انگیزه توسعه فناوریهای مرتبط با این حوزه را افزایش میدهد.
پژوهشگران پیشنهاد کردهاند برنامههای آموزشی گستردهای برای ارتقای سواد مالی و آشنایی مردم با تأمین مالی جمعی اجرا شود. برگزاری دورههای آموزشی، تولید محتوای ساده و قابل فهم و اطلاعرسانی درباره مزایا و ریسکهای این روش، میتواند زمینه مشارکت بیشتر مردم را فراهم کند. به اعتقاد آنها، اگر زیرساختهای فناورانه کاربرپسند، قوانین شفاف و آموزش مناسب در کنار هم قرار گیرند، تأمین مالی جمعی میتواند به ابزاری مؤثر برای رشد پایدار کسبوکارهای نوپا در ایران تبدیل شود.
انتهای پیام
