• شنبه / ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۲۴
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد مطلب: 1405021910679

خوانش الاخبار از دکترین ژئوپلتیک ایران با تکیه بر پیام رهبر انقلاب

خوانش الاخبار از دکترین ژئوپلتیک ایران با تکیه بر پیام رهبر انقلاب

یک رسانه لبنانی در تحلیلی مفصل، پیام رهبر جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز ملی خلیج فارس را فراتر از یک موضع‌گیری نمادین ارزیابی کرده و آن را سندی راهبردی برای بازتعریف معادلات امنیتی منطقه دانسته است؛ تحلیلی که بر محور پایان هژمونی آمریکا در خلیج فارس، تغییر نقش تنگه هرمز و تثبیت مفهوم «ایران قدرتمند» شکل گرفته است.

به گزارش ایسنا، روزنامه «الاخبار» در گزارشی تحلیلی با عنوان «ایران و استراتژی تبدیل جغرافیا به نظام منطقه‌ای جدید» نوشت: پیام آیت‌الله «سید مجتبی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز ملی خلیج فارس صرفاً یک سخنرانی مناسبتی نبود، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر خود حامل یک سند راهبردی برای بازتعریف جایگاه ایران در منطقه خلیج فارس است.

به نوشته این روزنامه، ایران در این پیام نه تنها به عنوان یک کشور بزرگ ساحلی، بلکه به عنوان بازیگری معرفی می‌شود که پروژه‌ای برای بازمهندسی امنیت منطقه‌ای، بازنگری در قواعد حضور خارجی و تبدیل تنگه هرمز از یک گذرگاه بین‌المللی تحت مدیریت قدرت‌های خارجی به ابزاری حاکمیتی در قلب معادله «ایران قدرتمند» دنبال می‌کند.

در این تحلیل آمده است که متن پیام، خلیج فارس را نه یک پهنه آبی خنثی، بلکه «موهبتی الهی»، «سرمایه‌ای راهبردی» و امتدادی از هویت و تمدن ایرانی توصیف می‌کند. الاخبار می‌نویسد این نگاه صرفاً ادبی یا نمادین نیست، بلکه مبنایی برای تعریف جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه به شمار می‌رود. بر این اساس، تهران حق و نقش خود در خلیج فارس را تنها بر پایه موازنه قدرت نظامی تعریف نمی‌کند، بلکه آن را بر سه پایه «مشروعیت تاریخی»، «هویت تمدنی» و «کارکرد ژئوپلیتیکی» استوار می‌سازد.

در این نگاه، خلیج فارس صرفاً مسیر انتقال نفت، گاز و تجارت جهانی نیست، بلکه حافظه‌ای تاریخی از نبردها، میدان اعمال حاکمیت و آزمونی برای استقلال ملت‌ها محسوب می‌شود. پیام رهبر جمهوری اسلامی از تاریخ آغاز می‌شود، اما در آن متوقف نمی‌ماند. اشاره به اخراج پرتغالی‌ها از تنگه هرمز و مقابله تاریخی با استعمار هلندی و انگلیسی، در واقع تلاشی برای پیوند دادن رویارویی کنونی با آمریکا به یک روند تاریخی طولانی از مبارزه ملت‌های منطقه علیه سلطه خارجی است.

به اعتقاد نویسنده، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تقابل فعلی با آمریکا را از چارچوب محدود پرونده هسته‌ای یا تنش نظامی مستقیم خارج کرده و آن را به عنوان حلقه‌ای جدید از نبرد تاریخی ملت‌های منطقه با قدرت‌های خارجی معرفی کند. در این چارچوب، رویارویی کنونی نه صرفاً یک بحران سیاسی، بلکه ادامه پروژه «آزادسازی خلیج فارس» از الگوهای تاریخی سلطه خارجی تلقی می‌شود.

الاخبار این نکته را یکی از مهم‌ترین عناصر فهم راهبرد ایران می‌داند و می‌نویسد: تهران خود را تنها طرفی در نزاع با آمریکا معرفی نمی‌کند، بلکه وارث سنتی منطقه‌ای از مقاومت در برابر سلطه خارجی می‌داند. از همین رو، انقلاب اسلامی در این روایت نه صرفاً تغییری در ساختار سیاسی داخلی ایران، بلکه نقطه عطفی در بازتعریف امنیت کل خلیج فارس معرفی می‌شود.

این گزارش می‌افزاید که در مرکز پیام، یک ایده راهبردی قرار دارد: «حضور آمریکا منبع ناامنی است، نه تضمین امنیت». به نوشته الاخبار، رهبر جمهوری اسلامی ایران در پیام خود صرفاً به تهدید بودن پایگاه‌های آمریکایی برای ایران اشاره نمی‌کند، بلکه پا را فراتر گذاشته و این پایگاه‌ها را حتی ناتوان از حفاظت از خود توصیف می‌کند؛ بنابراین، از نگاه تهران، چنین ساختاری نمی‌تواند امنیت متحدان آمریکا در منطقه را نیز تضمین کند.

آینده بدون آمریکا در منطقه

الاخبار تأکید می‌کند که در این بخش از پیام، دو هدف همزمان دنبال می‌شود؛ نخست، سلب مشروعیت سیاسی و اخلاقی از حضور نظامی آمریکا در منطقه، و دوم، شکستن هیبت نظامی واشنگتن. در این روایت، ایالات متحده نه قدرتی شکست‌ناپذیر، بلکه بازیگری رو به افول، فرسوده و حتی باری بر دوش متحدان منطقه‌ای خود ترسیم می‌شود.

این تحلیل همچنین می‌نویسد: پیام رهبر جمهوری اسلامی به طور غیرمستقیم دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس را مخاطب قرار داده و این پیام را منتقل می‌کند که چتر امنیتی آمریکا دیگر ضمانتی واقعی برای ثبات منطقه نیست، بلکه خود به منشأ تهدید تبدیل شده است.

الاخبار در ادامه به عبارت «آینده روشن منطقه خلیج فارس، آینده‌ای بدون آمریکا خواهد بود» اشاره کرده و آن را اعلام یک چشم‌انداز سیاسی و امنیتی جدید می‌داند، نه صرفاً شعاری تبلیغاتی. در این نگاه، امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه و ملت‌های آن تأمین شود، نه توسط ناوگان‌هایی که از هزاران کیلومتر دورتر وارد آب‌های خلیج فارس می‌شوند.

این گزارش تأکید می‌کند که مهم‌ترین مفهوم عملی مطرح‌شده در پیام، «مدیریت جدید تنگه هرمز» است؛ مفهومی که به تعبیر نویسنده، کلید فهم متن به شمار می‌رود. تنگه هرمز در این نگاه صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی و محل تلاقی حاکمیت ملی با نظم بین‌المللی است.

الاخبار می‌نویسد: هنگامی که ایران از «اعمال مدیریت بر تنگه هرمز» سخن می‌گوید، در واقع اعلام می‌کند که دوران مدیریت آمریکایی بر این گذرگاه راهبردی پایان یافته یا باید پایان یابد.

این تحلیل تصریح می‌کند که چنین رویکردی الزاماً به معنای بستن تنگه هرمز یا ایجاد هرج‌ومرج دریایی نیست. برعکس، در ظاهر پیام تأکید می‌شود که «مدیریت جدید» می‌تواند امنیت، آرامش و پیشرفت را برای ملت‌های منطقه به همراه داشته باشد؛ اما در سطح عمیق‌تر، مفهوم آن این است که امنیت دریایی، تجارت جهانی و آزادی کشتیرانی دیگر نمی‌توانند جدا از موضوع حاکمیت، تهدید و حضور نظامی خارجی تعریف شوند. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی می‌خواهد این معادله را تثبیت کند که «بدون احترام به حاکمیت ایران، امنیت پایدار دریایی وجود نخواهد داشت.»

بازدارندگی مبتنی بر جغرافیا

الاخبار در ادامه می‌نویسد: راهبرد ایران بر اصل «بازدارندگی مبتنی بر جغرافیا» استوار شده است. به اعتقاد نویسنده، در حالی که قدرت‌های بزرگ بر ناوهای هواپیمابر، پایگاه‌های نظامی و ائتلاف‌های اقتصادی تکیه دارند، ایران از جغرافیا، جمعیت و توانایی خود در تبدیل گذرگاه‌های حساس به ابزار بازدارندگی بهره می‌گیرد. در این چارچوب، تنگه هرمز نه یک نقطه ضعف، بلکه ابزار قدرت ایران محسوب می‌شود؛ ابزاری که می‌تواند مانع از آن شود که دشمنان تهران بدون هزینه جهانی، علیه آن اقدام کنند.

این تحلیل همچنین مفهوم «ایران قوی» را مورد توجه قرار داده و می‌نویسد: پیام رهبر جمهوری اسلامی مجموعه‌ای از عناصر قدرت را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد؛ از هویت و روحیه ملی گرفته تا جمعیت، دانش، صنعت، فناوری نانو، زیست‌فناوری، برنامه هسته‌ای و توان موشکی. این فهرست صرفاً مجموعه‌ای از دستاوردهای فنی نیست، بلکه تعریف جامعی از «قدرت ملی» ارائه می‌دهد؛ قدرتی که در آن جامعه، صنعت، علم، توان نظامی و باور سیاسی به هم پیوند خورده‌اند.

در این گزارش آمده است که اشاره به «۹۰ میلیون شهروند» در متن پیام، تلاشی برای نشان دادن پیوند میان توان راهبردی جمهوری اسلامی و بدنه اجتماعی کشور است؛ به گونه‌ای که برنامه‌های موشکی و هسته‌ای نه ابزارهایی صرفاً فنی، بلکه بخشی از هویت و کرامت ملی معرفی می‌شوند. در این نگاه، فشار بر برنامه موشکی و هسته‌ای ایران صرفاً فشار بر یک ساختار حکومتی نیست، بلکه اقدامی علیه بخشی از هویت سیاسی و ملی ایران تلقی می‌شود.

این تحلیل همچنین به مفهوم «جنگ تحمیلی سوم» اشاره کرده و می‌نویسد: در حافظه سیاسی ایران، جنگ‌ها صرفاً فاجعه نیستند، بلکه لحظاتی برای تولید هویت و شکل‌گیری راهبردهای جدید به شمار می‌روند. همان‌گونه که جنگ ایران و عراق به شکل‌گیری روایت «پایداری» و «دولت دفاعی» انجامید، در این پیام نیز تلاش شده جنگ اخیر به عنوان نقطه آغاز نظم منطقه‌ای تازه معرفی شود. در این روایت، شهدا صرفاً قربانی نیستند، بلکه بخشی از بنیان مشروعیت سیاسی جدید محسوب می‌شوند و خون آنها به عنوان نشانه گذار تاریخی از مرحله مقابله با حضور آمریکا به مرحله مدیریت دوران پس از عقب‌نشینی آن معرفی می‌شود.

محورهای راهبرد ایران

این تحلیل همچنین تأکید می‌کند که پیام رهبر جمهوری اسلامی صرفاً مخاطب داخلی ندارد، بلکه همزمان «ملت‌های منطقه خلیج فارس»، «امت اسلامی»، «افکار عمومی جهان» و حتی «حاکمان منطقه» را مخاطب قرار می‌دهد. به جامعه داخلی ایران این پیام داده می‌شود که قدرت کشور حفظ شده و در حال گسترش است؛ به ملت‌های منطقه گفته می‌شود که امنیت آنها نه در حضور آمریکا، بلکه در خروج آن نهفته است؛ به دولت‌های منطقه هشدار داده می‌شود که چتر امنیتی قدیمی دیگر کارآمد نیست و در نهایت به جهان اعلام می‌شود که نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است.

در بخش دیگری از این تحلیل، چهار محور اصلی راهبرد ایران چنین تشریح شده است: 

نخست، «راهبرد روایت‌سازی»؛ یعنی پیوند دادن شرایط کنونی به تاریخ مبارزه ضد استعمار، به گونه‌ای که تقابل با آمریکا ادامه یک روند تاریخی طولانی تلقی شود.

دوم، «راهبرد بازدارندگی»؛ یعنی تبدیل پایگاه‌های آمریکایی، گذرگاه‌های راهبردی و منافع اقتصادی به ابزار فشار متقابل، تا دشمن نتواند بدون هزینه از قدرت استفاده کند.

سوم، «راهبرد مشروعیت منطقه‌ای»؛ یعنی معرفی ایران نه به عنوان قدرتی توسعه‌طلب، بلکه به عنوان بازیگری که به دنبال آزادسازی خلیج فارس از نفوذ خارجی است 

چهارم، «راهبرد ساخت نظم جدید»؛ یعنی عبور از مرحله «مقاومت» و ورود به مرحله «مدیریت» و ارائه جایگزینی برای نظم موجود منطقه‌ای.

الاخبار همچنین می‌نویسد: پیام رهبر جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند منطق امنیتی متحدان آمریکا را نیز زیر سؤال ببرد. به اعتقاد نویسنده، دولت‌هایی که برای حفاظت به پایگاه‌های خارجی تکیه کرده‌اند، اکنون با این پرسش مواجه شده‌اند که آیا همان قدرت خارجی خود منشأ ناامنی نیست؟ تهران در عین حال نمی‌خواهد خود را قدرتی حذف‌کننده در برابر کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان دهد، بلکه می‌کوشد رابطه‌ای جدید با همسایگان منطقه تعریف کند که در آن امنیت منطقه بدون میانجی‌گری آمریکا شکل بگیرد. با این حال، این دعوت مشروط است؛ شرط آن نیز پذیرش این واقعیت از سوی کشورهای منطقه است که دوران اتکای کامل به قدرت‌های خارجی رو به پایان است و تفاهم با ایران به ضرورتی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: پیام رهبر جمهوری اسلامی نه کاملاً آشتی‌جویانه و نه کاملاً تنش‌آفرین است؛ بلکه میان «دست دوستی به همسایگان» و «مشت گره‌کرده در برابر آمریکا» تعادل برقرار می‌کند. جمهوری اسلامی در پی آن است که از کشوری تحت فشار و محاصره، به بازیگری تبدیل شود که توان سازمان‌دهی محیط پیرامونی خود را دارد؛ بازیگری که نه تنها در برابر فشار مقاومت می‌کند، بلکه قواعد بازی منطقه‌ای را نیز بازتعریف می‌کند.

این تحلیل در پایان تأکید می‌کند: مهم‌ترین پیام این راهبرد آن است که جمهوری اسلامی اعلام می‌کند دوران تحمیل امنیت از بیرون به منطقه به پایان رسیده و نبرد اصلی دیگر فقط بر سر یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه بر سر این پرسش بنیادین است که «چه کسی حق تعریف امنیت در خلیج فارس را دارد».

انتهای پیام