قمصر کاشان در اردیبهشت، شبیه شهری است که خوابش را با عطر میبیند. هنوز آفتاب بهتمامی از پشتبامهای خشتی بالا نیامده، هنوز کوچههای باریک در نیمهروشنای سحر میان خواب و بیداری معلق هستند که در پشت درهای نیمهباز کارگاههای کوچک گلابگیری، آتش آهسته، آهسته زبان میگشاید و دیگهای مسی، چون قلبهایی کهن، به تپیدن میافتند. اینجا صبح، نه با نور که با بو آغاز میشود؛ با عطری که از گلبرگهای نمناک برمیخیزد و در رگهای شهر میدود، انگار کاشان در این روزها بهجای خون، گلاب در جان خود دارد.
در کارگاههای سنتی، زمان از شتاب جهان بیرون فاصله میگیرد. سقفهای کوتاه، دیوارهای کاهگلی، تیرهای تیره چوبی و زمینهایی که ردّ سالها رفتوآمد را بر خود نگه داشتهاند، همه در سکوتی رازآلود ایستادهاند تا آیین دیرینه تقطیر گل را تماشا کنند. سبدها یکییکی از راه میرسند؛ سرشار از گل محمدی، با گلبرگهایی به لطافت سپیدهدم و رنگی میان شرم و روشنایی. گلها در حوضچهها، سینیها و پارچههای پهنشده بر زمین مینشینند، چنان که گویی بهار، دامن صورتی خود را در این اتاقهای کوچک گسترده است.
دیگهای مسی بر شعلههای هیزمی خم میشوند و بخار، آرام و سفید، از دهان خاموش آنها برمیخیزد. بوی گلاب در هوای کارگاه میپیچد و بر نفس آدمها مینشیند؛ آنقدر نرم و نافذ که مرز میان بو و خاطره را از میان برمیدارد. در اینجا عطر، فقط استشمام نمیشود؛ زندگی میشود. هر قطره که از لولهها میچکد، انگار عصاره یک اقلیم است؛ فشردهای از آفتاب، خاک، سحر، دستهای کار و صبوری نسلهایی که یاد گرفتهاند چگونه ناپایدارترین زیبایی طبیعت را به ماندگارترین نشانه بدل کنند.
کاشان در موسم گلابگیری، تنها یک شهر نیست؛ جامی است لبریز از بهار. در کوچههایش عطر بهجای باد میوزد و در کارگاههایش، آتش بهجای آنکه بسوزاند، میپرورد. گلبرگهایی که عمرشان به کوتاهی یک صبح است، در جوار آبوآتش، به مایعی بدل میشوند که قرنها است بوی خانههای ایرانی، بوی آیینها، بوی دعا و بوی خاطره را با خود حمل میکند. اینجا، در میان دیگهای جوشان و شیشههای شفاف، بهار فقط شکوفه نمیدهد؛ تقطیر میشود.
«رازهای شیمیایی گل بهشتی»
مهران آلرسولی، استاد فیتوشیمی و پژوهشگر ترکیبات معطر گیاهان دارویی و کارشناس یکی از کارخانههای گیاهان دارویی با بیش از ۱۵ سال تحقیق روی جنس Rosa damascena به ایسنا اظهار میکند: گل محمدی یک گیاه ساده نیست؛ یک آزمایشگاه طبیعی پیچیده است. ترکیبات معطر این گل بیش از ۴۰ نوع مولکول فعال دارد که از مهمترین آنها میتوان به سیترونلول، ژرانیول، نرول و فنیل اتانول اشاره کرد. این ترکیبات در کنار هم امضای بویایی گل را میسازند و همین امضا است که باعث شده نمونه ایرانی در جهان شهرت ویژهای داشته باشد.
وی میافزاید: زمان برداشت نقشی تعیینکننده دارد، غلظت ژرانیول در ساعات منتهی به طلوع خورشید در بالاترین سطح است. وقتی دما بالا میرود، بخشی از این ترکیب بخار میشود و گیاه حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از ارزش عطری خود را از دست میدهد. برای همین است که کشاورزان و گلابگیران قدیمی همیشه میگفتند گل باید نفس سحر داشته باشد.
این استاد فیتوشیمی و پژوهشگر گیاهان دارویی بیان میکند: ایران میتواند سهم بسیار بزرگتری در بازار جهانی داشته باشد؛ ایران بزرگترین تولیدکننده گلاب در دنیا است، اما در تولید روغن اسانس گل محمدی (Rose Oil) جایگاه چهارم را دارد. دلیلش کمبود فناوریهای دقیق تقطیر و هزینه بالای جمعآوری گل است. اگر زنجیره ارزش بهروز شود، ایران میتواند به یکی از سه صادرکننده اصلی اسانس گل در جهان تبدیل شود.
آلرسولی با اشاره به کاربردهای درمانی تصریح میکند: در پژوهشهای جدید مشخص شده عصاره گل محمدی در تسکین اضطراب، بهبود خواب، کاهش التهاب و حتی کمک به عملکرد دستگاه گوارش مؤثر است. اینها فقط جنبه سنتی ندارد؛ مقالات معتبر بینالمللی در سالهای اخیر این خواص را با روشهای دقیق آزمایشگاهی تأیید کردهاند.
«گلابگیری؛ آیینی که از دل آتش و صبر زاده میشود»
استاد احمدعلی سرافراز، گلابگیر پیشکسوت نیاسری نیز اظهار میکند: گلابگیری فقط جوشاندن آبوگل نیست. ما به آن میگوییم آیین. هر دیگ مسی، هر هیزم، هر بار آتش روشنکردن یک معنا دارد. گلها باید تازه باشند؛ همین که کمی پژمرده شوند، دیگر برای تقطیر اصیل مناسب نیستند. یک دیگ گلاب سنتی معمولاً از ۳۰ تا ۳۵ کیلو گل پر میشود و همین میزان است که عطر را تعیین میکند، نه فقط روش تقطیر.
وی درباره تفاوت گلاب سنتی و صنعتی میافزاید: گلاب صنعتی برای بازار انبوه خوب است، اما آن چیزی که ما به آن گلاب ناب میگوییم از دل دیگ سنتی بیرون میآید. در شیوههای صنعتی معمولاً زمان تقطیر کوتاهتر است و گلها با سرعت بیشتری فراوری میشوند، اما در روش سنتی، آهسته جوشآوردن آبوگل باعث استخراج بهتر ترکیبات معطر میشود.
این گلابگیر پیشکسوت بیان میکند: کیفیت نهایی بیش از ۶۰ درصد به مهارت گلابگیر بستگی دارد؛ از دمای شعله تا زمانبندی هر مرحله باید دقیق باشد. اگر یکلحظه غفلت کنید، گلاب سبک میشود یا بهاصطلاح ما، بویش میپرد. این کار نیاز به گوش دارد؛ صدای قلزدن آب نشانه است، حتی بوی اولیه بخار به ما میگوید روند درست است یا اشتباه.
سرافراز درباره مشکلات امروز گلابگیران میگوید: بزرگترین چالش، هزینه بالای کارگر برای چیدن گل است. گل محمدی باید دستی چیده شود و این فرایند بسیار زمانبر است. علاوه بر آن، تغییرات آبوهوایی باعث شده در بعضی سالها گلدهی کاهش پیدا کند. ما نیازمند حمایت جدیتر برای حفظ این میراث گرانبها هستیم.
«گلابگیری؛ میراثی که میتواند برند جهانی ایران باشد»
نیلوفر نیکاندیش، پژوهشگر گردشگری و کارشناس توسعه رویدادهای فرهنگی و استاد دانشکده گردشگری و جهانگردی اصفهان اظهار میکند: گلابگیری یکی از معدود آیینهای زنده ایران است. در بسیاری از کشورها آیینها تبدیل به نمایش شدهاند، اما گلابگیری هنوز عمل است، نه فقط مراسم. مردم در آن مشارکت دارند، درآمدزایی مستقیم دارد و هویتبخش است. این ویژگیها باعث میشود که گلابگیری در فهرست میراث معنوی یونسکو نیز ظرفیت ثبت داشته باشد.
وی به آمارهای گردشگری اشاره کرده و میافزاید: بر اساس دادههای وزارت گردشگری، فقط جشن گلابگیری کاشان سالانه بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار گردشگر جذب میکند. این رقم، برای شهری با جمعیت محدود، عددی کمنظیر است، اما واقعیت این است که هنوز این رویداد به یک برند جهانی تبدیل نشده، زیرا زیرساختهای خدماتی و تبلیغاتی آن با استانداردهای بینالمللی فاصله دارد.
این پژوهشگر و استاد دانشکده گردشگری و جهانگردی بیان میکند: اگر برنامهریزی اصولی انجام شود، میتوان جشن گلابگیری را یک مقصد گردشگری فصلی جهانی کرد؛ مشابه آنچه ژاپن با جشن شکوفههای گیلاس انجام داده است. این رویداد میتواند در شاخههایی مثل گردشگری کشاورزی، گردشگری فرهنگی، گردشگری سلامت و حتی گردشگری تجربهای نقشآفرینی کند.
نیکاندیش تأکید میکند: برای تبدیلشدن این آیین به یک برند پایدار، لازم است مدیریت یکپارچه ایجاد شود؛ یعنی هم شهرداری، هم وزارت گردشگری هم تولیدکنندگان و هم پژوهشگران مشارکت کنند. تجربه کشورهایی مانند بلغارستان که جشن رز کازانلاک را جهانی کردهاند، نشان میدهد که یک محصول فرهنگی میتواند به اقتصاد یک منطقه جان تازهای بدهد.
به گزارش ایسنا، لحظه چیدن گل محمدی بسیار شگفتانگیز است. سرنوشت گلی که عمرش از چند سپیدهدم فراتر نمیرود، اما عطرش قرنها در حافظه جهان میماند. گل محمدی، این نجیبزاده خاموش دشتهای کاشان، در کارگاههای گلابگیری تنها به مایعی خوشبو تبدیل نمیشود؛ او از آتش، تطهیر میگذرد و به جوهری از اصالت، خاطره و معنویت بدل میشود. گلاب کاشان، فقط عطر بهار نیست؛ روایتی است از سرزمینی که زیبایی را با رنج میآفریند، از خاک تشنهای که گل میدهد، از دستهایی که سحرخیزانه گل میچینند و از دیگهای مسی که عطر را به حافظه تاریخ میسپارند. این عطر، از کوچههای کاهگلی و باغهای خاموش کاشان فراتر رفته و تا دوردستترین مرزهای جهان، نام ایران را با لطافت و طهارت همراه کرده است.
در میان همه این روایتها، شاید هیچ تصویری رساتر از آن نباشد که گلاب ناب کاشان، در آیینی معنوی، راهی خانه خدا میشود و در مراسم شستوشوی کعبه معظمه، عطر این سرزمین را با تقدس درهم میآمیزد؛ گویی عصاره گلبرگهای این دیار، از دل کویر برمیخیزد تا در شریفترین نقطه جهان اسلام، نشانی از خلوص، طهارت و عشق ایرانی باشد. اینجا دیگر گلاب، فقط محصول یک اقلیم نیست؛ شأنی از فرهنگ، ایمان و هویت یک ملت است و شاید راز ماندگاری کاشان نیز همین باشد؛ شهری که بهار را فقط تماشا نمیکند، آن را میچیند، میجوشاند، میپالاید و در شیشههایی کوچک به جهان هدیه میدهد. از همین رو است که با پایان فصل گل، عطر کاشان تمام نمیشود، بلکه تازه آغاز میشود.
انتهای پیام
