مهشید چوبداری، در چهل و هشتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی در میدان با عنوان «مدیریت تعارض زوجین در شرایط بحرانی» که امروز، ۲۰ اردیبهشت به همت جهاد دانشگاهی قم بهصورت مجازی برگزار شد، گفت: در فضای درمانی و مشاوره خانواده، یکی از چالشهای اساسی، عدم هماهنگی میان تفکر، احساس و رفتار زوجین است که میتواند منجر به برداشتهای نادرست و تشدید اختلافات شود. این مسئله بهویژه پس از دوران همهگیری کرونا و افزایش ساعات حضور همسران در کنار یکدیگر، شدت بیشتری گرفته است. ناتوانی در مدیریت این زمان مشترک، نه تنها باعث بروز اختلافات زناشویی شده، بلکه بر فرآیند تربیت فرزندان و حتی سلامت روان سالمندان خانواده نیز تأثیر منفی گذاشته است.
این روانشناس بالینی افزود: کلید حل این معضلات، بازبینی باورهاست. افراد باید مشخص کنند که آیا باورهای حاکم بر ذهن آنها منطقی است یا غیرمنطقی. باورهای غیرمنطقی معمولاً ناشی از افکار ناکارآمد هستند که فرد را در دنیای ذهنی خود منزوی کرده و واکنشهای هیجانی تند را رقم میزنند.
تأثیرات باورهای منطقی و غیرمنطقی در زندگی افراد
این روانشناس بالینی اظهار کرد: در مقابل، باورهای منطقی و سالم، منجر به رشد شخصیتی، حفظ بقای روانی و ایجاد حس امنیت میشوند. افرادی که دارای باورهای منطقی هستند، افکار خود را مبتنی بر واقعیتهای عینی میسازند، نه تفسیرهای شخصی. آنها از درگیر شدن در تعارضات گذشته پرهیز کرده و بر اهداف روشن و سازگاری با محیط تمرکز دارند.
چوبداری بیان کرد: تحلیلهای روانشناختی نشان میدهد که بسیاری از تعارضات زناشویی و افسردگیهای پس از ازدواج، ریشه در باورهای غیرمنطقی دارد. فرد دارای باور غیرمنطقی، اگرچه برداشتهای نادرستی از واقعیت و دیگران دارد، اما به شدت نسبت به آنها پایبند است و تمایل به پذیرش نقد یا تغییر ندارد. فرآیند رهایی از این باورها، اگرچه در ابتدا با مقاومت روانی و ناراحتی همراه است، اما منجر به شروع زندگیای سالمتر و پویاتر میشود.
وی ادامه داد: انتظارات کمالگرایانه از خود یعنی فشار مداوم برای اثبات کفایت و پیشرفت بیوقفه به دیگران، سرخوردگی و سرزنش عادت به سرزنش خود یا دیگران در مواجهه با مشکلات است و فاجعهسازی شکستها یعنی باور به اینکه یک ناکامی کوچک یا یک دعوای زناشویی کوتاه، به معنای پایان کامل زندگی و خوشبختی است. این دیدگاه افراطی یکی از دلایل اصلی افزایش آمار طلاقهای ناشی از واکنشهای هیجانی به مسائل پیشپاافتاده است.
این روانشناس بیمسئولیتی عاطفی را یکی دیگر از مؤلفههای باورهای غیرمنطقی دانست و بیان کرد: توجیه تخلیه خشم و فشارهای کاری در محیط خانه تحت عنوان «فشار بیرونی» و فرار از مسئولیت حل مسئله به معنای نادیده گرفتن مشکلات موجود در رابطه به امید بهبود وضعیت با گذر زمان، بهدلیل ترس از مواجهه سخت با ریشهیابی مشکلات است.
چوبداری بیان کرد: همچنین عدم پذیرش استقلال فردی همسر و تلاش برای کنترل یا وابسته نگه داشتن او و باور به اینکه سالهاست با این مشکلات زندگی کردهایم و تغییری رخ نخواهد داد، از دیگر مصادیق باورهای غیرمنطقی است. تمرکز بیش از حد بر داراییهای مادی مانند خرید خانه و ماشین بهتر بهگونهای که از تجربه زندگی سالم و صمیمی باز میمانند.
وی نسبت به گسترش «روانشناسی زرد» هشدار داد و تصریح کرد: شعارهایی مانند «من شایسته پرستش هستم» یا «همه باید مرا دوست داشته باشند»، نه تنها راهحل نیستند، بلکه با تقویت خودشیفتگی و انتظارات غیرواقعی، آسیبهای جدی به سلامت روان فرد و ثبات روابط اجتماعی وارد میکنند.
راهکارهای علمی برای مدیریت تعارضات زناشویی
این روانشناس بالینی اظهار کرد: تکیه بر جملات مثبت کلیشهای و محتوای «روانشناسی زرد» پس از چند ماه، نه تنها منجر به بهبود زندگی نمیشود، بلکه با ایجاد ناامیدی فرد را دوباره در چرخه افسردگی گرفتار میکند. بنابراین، رویکرد باید مبتنی بر باورهای منطقی و واقعبینانه باشد.
وی با معرفی چالشهای رایج و ارائه راهکارها گفت: یکی از باورهای نادرست که اغلب در آقایان دیده میشود، این است که خطاکاران باید تنبیه یا سرزنش شوند. پژوهشها نشان میدهد این رفتار، رابطه را تخریب میکند. همچنین، انتظار اینکه همسر مسئول شادی و تأمین انرژی عاطفی ما باشد، یک توقع نادرست است؛ زیرا هر فرد مسئول تنظیم احساسات خود است.
چوبداری افزود: جان گاتمن، پژوهشگر برجسته حوزه ازدواج، تأکید میکند که بسیاری از مشکلات زوجین دائمی هستند و راهحل قطعی ندارند. هدف، حل کامل مشکل نیست، بلکه مدیریت و عبور مشترک از آن با پذیرش متقابل و حفظ حس خوب رابطه است.
وی تغییر الگوی گفتوگو را یکی از راهکارها خواند و ادامه داد: به جای حمله کلامی یا عاطفی، باید درک مسئله را اولویت داد. بهطور نمونه اگر اختلافی سر خرید یا مهمانی پیش میآید، ریشه ممکن است بیرون از خانه یا نیازهای عاطفی طرف مقابل باشد. قبل از شروع بحث، چند دقیقه مکث کنید تا آرام شوید. شنیدن فعال، کلید جلوگیری از احساس طردشدگی است. اگر طرف مقابل احساس بیکفایتی یا نادیده گرفته شدن کرد، به جای انفعال یا انفجار خشم، با آرامش او را به تعامل و مکالمه دوطرفه دعوت کنید.
چوبداری تأکید کرد: زوجین دورههای ارتباط مؤثر را بگذرانند. این مهارت نه تنها کیفیت رابطه زناشویی را بالا میبرد، بلکه بر سبک فرزندپروری و روابط اجتماعی نیز تأثیر مثبت میگذارد. پایه اصلی یک رابطه سالم، مهارت «گوش دادن فعال» است. این مهارت فراتر از شنیدن کلمات است؛ بلکه شامل تمرکز کامل روی گفتوگو، پرهیز از قضاوت پیشدستانه و عدم درگیری ذهنی با موضوعات دیگر هنگام صحبت همسر است.
وی همچنین در توضیح تمرین گوش دادن فعال گفت: هنگامی که همسرتان صحبت میکند، تمام توجه خود را به او معطوف کنید. نگاه مستقیم، قطع نکردن حرف و نشان دادن علاقه، نشانههای احترام است. زوجین باید با درک تفاوتهای شخصیتی مثلاً درونگرایی یکی و برونگرایی دیگری، برنامهریزی مشترکی داشته باشند. پیشنهاد میشود از سیستم «نوبتی» استفاده شود. بهطور نمونه اگر یکی تمایل به تنهایی و فعالیتهای فردی دارد، هفتهای یک بار به آن زمان اختصاص یابد و هفته دیگر، زوج با برنامههای اجتماعی و تفریحی همراهی کند. این روش از ایجاد دلخوری جلوگیری کرده و نیازهای هر دو طرف را برآورده میکند.
چوبداری ارائه فضای امن عاطفی بدون سرزنش را یکی دیگر از راهکارهای حل معضلات زوجین دانست و بیان کرد: بسیاری از زوجین وقتی از مشکلاتشان با همسر صحبت میکنند، ناخودآگاه انتظار حمایت و همدلی دارند، نه نصیحت یا یادآوری اشتباهات گذشته. وقتی همسر درددل میکند و حتی اگر خطایی مرتکب شده باشد، نباید بلافاصله مورد سرزنش قرار گیرد. این کار باعث بسته شدن دهان طرف مقابل و کاهش صمیمیت میشود. راهکار صحیح، گوش دادن با حوصله و ابراز همدلی است. اجازه دهید همسر احساس کند که شنیده میشود و قضاوت نمیشود.
نقش سلامت روان و اهداف مشترک در پایداری روابط زناشویی
وی مدیریت اضطراب و افسردگی را پیششرط اساسی برای حفظ کیفیت رابطه دانست و اظهار کرد: اضطراب مزمن نه تنها باعث کاهش میل جنسی میشود، بلکه منجر به تنشهای کلامی، بیتوجهی و کجخلقی شده و بنیان رابطه را سست میکند. همچنین، شیوع بالای افسردگی ناشی از فقدان انرژی و علاقه به فعالیتهای روزمره، نیازمند مداخله تخصصی است. توصیه میشود زوجین جهت بهبود وضعیت روانی خود، دورههای درمانی کوتاهمدت مانند درمان شناختی ـ رفتاری در بازه ۱۲ تا ۱۶ هفتهای را بگذرانند تا از تشدید تعارضات جلوگیری شود.
این روانشناس بالینی با ارائه راهکارهای عملی برای تقویت رابطه گفت: بسیاری از تعارضات تکرارشونده ناشی از عدم بیان صریح انتظارات است. وقتی فردی فقط غر میزند بدون اینکه انتظار مشخصی داشته باشد، طرف مقابل دچار سردرگمی میشود. در اینصورت به جای کنایه و گلایه، انتظار خود را شفاف بیان کنید. این کار چرخه معیوب رفتار را میشکند.
وی ادامه داد: ازدواج نباید صرفاً یک قرارداد اجتماعی باشد، بلکه باید دارای هدف مشترک باشد. زوجین باید لیستی از فعالیتهایی که به هر دو حس نشاط میدهد تهیه کنند. فعالیتهای پیشنهادی شامل فیلم دیدن، پارکگردی، مشورت در تصمیمگیریها، آشپزی مشترک، خرید یا کوهنوردی است. این فعالیتها اصطلاحاً پروژههای مشترک نامیده میشوند که حس تعلق و رضایت را افزایش میدهند.
چوبداری اظهار کرد: یادآوری مداوم این نکته که «ما یک تیم هستیم» به زوجین کمک میکند تا در مواجهه با مشکلات، بهجای جنگیدن با یکدیگر، با هم همکاری کنند. پرسیدن سؤال «چه کاری انجام دهم تا حالت بهتر شود؟» نشانه بلوغ عاطفی و تعهد به بهبود رابطه است.
وی در بخش پایانی سخنان خود به چند اصل کلیدی برای حفظ کیفیت روابط زناشویی و جلوگیری از طلاق اشاره کرد و گفت: زوجین باید بهطور منظم از یکدیگر بپرسند: «از رابطه چقدر راضی هستی؟» و «من چه کاری میتوانم انجام دهم تا رابطه بهتر شود؟»؛ این کار باعث شفافسازی انتظارات و رفع کاستیها قبل از تبدیل شدن آنها به بحران میشود. یکی از اشتباهات رایج، بیان تمام ناراحتیها و انتقادات در اوج عصبانیت است. تحقیقات نشان میدهد که در حالت خشم، منطق فرد به شدت کاهش مییابد و صحبت کردن فایدهای ندارد.
این روانشناس با ارائه راهکار تصریح کرد: اگر احساس کردید عصبانی هستید، بحث را متوقف کنید. اجازه دهید هر دو طرف آرام شوند و سپس در زمانی مناسب و با ذهنی باز، موضوع را بررسی کنید. این کار از آسیبهای جبرانناپذیر کلامی جلوگیری میکند.
وی افزود: کسی که یاد بگیرد ببخشد و مشکلات را با خود و همسرش حل کند، برنده رابطه است. انعطافپذیری و احترام متقابل، ستونهای اصلی پایداری ازدواج هستند. احترام نباید مشروط به انجام وظایف سنتی باشد. اگر فکر میکنید همسر مرد فقط مسئول تأمین مالی است، اشتباه میکنید؛ او نیازمند قدردانی و احترام است. اگر فکر میکنید همسر زن فقط مسئول کارهای خانه است، اشتباه میکنید؛ او نیازمند تشکر، حمایت عاطفی و همراهی در سختیهاست.
چوبداری گفت: قدردانی از زحمات اقتصادی، فرهنگی یا تربیتی فرزند، حس ارزشمندی را در طرف مقابل تقویت میکند. مسائل حلنشده را به آینده موکول نکنید. این از سمیترین رفتارها در تعارضات است. هر مشکل باید در زمان خودش و بدون انبار کردن گلایهها حل شود.
انتهای پیام
