• یکشنبه / ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۴:۴۱
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد مطلب: 1405022011606

گروه چهارجانبه جدید و آینده مدیریت نگرانی‌های امنیتی مشترک

گروه چهارجانبه جدید و  آینده مدیریت نگرانی‌های امنیتی مشترک

از آغاز جنگ علیه ایران، یک گروه چهارجانبه ژئوپلیتیکی جدید شامل مصر، عربستان، ترکیه و مصر در حال شکل‌گیری در خاورمیانه است؛ با اینکه هنوز این تشکل نهایی نشده اما این چهار کشور به بررسی نگرانی‌های امنیتی مشترک و مقابله با آنها می‌پردازند.

به گزارش ایسنا، حسن الحسن تحلیلگر ارشد موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک نوشت: «گروهی متشکل از چهار قدرت منطقه‌ای یعنی مصر، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در زمانی که چشم‌انداز امنیتی خاورمیانه به طرز غیرقابل تصوری در حال تغییر است، در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند. به نظر می‌رسد این گروه چهارجانبه جدید در خاورمیانه تلاشی برای مقابله با طرح‌های اسرائیل برای «بازترسیم» نقشه منطقه و پرداختن به نگرانی‌های امنیتی مشترک، به ویژه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران باشد.

اگرچه بعید است که این ائتلاف چهارجانبه جدید به یک اتحاد دفاعی تبدیل شود، با این وجود می‌تواند به گروهی از قدرت‌ها تبدیل شود که نقش مهمی در مدیریت نگرانی‌های امنیتی مشترک ایفا می‌کند.

اولین جلسه وزرای امور خارجه مصر، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ در ریاض، پایتخت عربستان سعودی برگزار شد. دو جلسه بعدی بین وزیران امور خارجه این چهار کشور در ۲۹ مارس در اسلام آباد و ۱۸ آوریل در آنتالیا، برگزار شد.

در خلال هر دو جلسه، وزیران خارجه این چهار کشور از تلاش میانجی‌گری پاکستان بین ایالات متحده و ایران ابراز حمایت کردند. این گروه جدید همچنین پیش از سومین نشست وزیران این گروه در آنتالیا، جلسه‌ای با مقامات ارشد در سطح معاونان وزرای امور خارجه در اسلام آباد برگزار کرد که نشان‌دهنده تمایل آنها برای ایجاد یک مکانیسم مشورتی نهادینه‌تر است.

نگرانی مشترک ژئوپلیتیکی

این نشست چهارجانبه برای رسیدگی به پیامدهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و حمایت از تلاش‌های میانجی‌گری پاکستان تشکیل شده است. هر چهار کشور منافع اقتصادی و امنیتی در جلوگیری از تشدید بیشتر و پایان سریع جنگ دارند. قطع عرضه انرژی و کود کشاورزی خلیج فارس به دلیل اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است و کشورهای وابسته به واردات مانند مصر، پاکستان و ترکیه از جمله آسیب‌دیدگان هستند.

از نظر امنیتی، پاکستان و ترکیه از سرایت بی‌ثباتی به مرزهای مشترک خود با ایران بیم دارند. ترکیه همچنین نگران است که مسلح کردن شبه‌نظامیان کُرد ایرانی توسط ایالات متحده یا اسرائیل برای مقابله با جمهوری اسلامی می‌تواند صلح شکننده‌ای را که با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) ایجاد کرده است، تهدید کند. فعال کردن شورش‌های قومی یا تلاش برای تجزیه ایران، خطر شعله‌ور کردن آتش جدایی‌طلبی در بلوچستان ایران را نیز به همراه دارد.

این گروه همچنین نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد موضع نظامی تهاجمی اسرائیل و توسعه‌طلبی ارضی خود دارد. حمله هوایی اسرائیل به مواضع حماس در سپتامبر ۲۰۲۵ در دوحه، نگرانی‌های امنیتی عربستان سعودی در مورد اسرائیل را تشدید کرد. عربستان سعودی یک پیمان دفاعی مشترک با پاکستان منعقد کرد که روابط دفاعی و امنیتی چند دهه‌ای آنها را رسمی ارتقا داد. اگرچه این پیمان چندین سال در دست تهیه بود، اما زمان اعلام آن نشان دهنده تلاش ریاض برای تقویت بازدارندگی در برابر اسرائیل مسلح به سلاح هسته‌ای بود.

در ژانویه ۲۰۲۶، هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه اظهار کرد که «بحث‌ها و گفت‌وگوهایی» با پاکستان و عربستان سعودی در مورد پیوستن ترکیه به اتحاد دفاعی آنها در حال انجام است، اما «هنوز هیچ توافقی امضا نشده است». ترکیه از روابط دفاعی نزدیک و دیرینه‌ای با پاکستان، از جمله فروش تجهیزات نظامی به‌ویژه در حوزه دریایی، رزمایش‌های مشترک و برنامه‌های آموزشی برخوردار است. از سال ۲۰۲۳، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه جلسات سه‌جانبه‌ای را برای تقویت روابط دفاعی ـ صنعتی خود برگزار کرده‌اند.

پاکستان و ترکیه تهدیدات و توهین‌های لفظی زیادی را با اسرائیل رد و بدل کرده‌اند که شدت آن در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان با انتقاد از ویرانی‌های ناشی از عملیات نظامی اسرائیل در لبنان، آن را «شرور و نفرینی برای بشریت» توصیف کرد. در پاسخ، گیدئون سعر وزیر امور خارجه اسرائیل، دولت پاکستان را به «تهمت‌های آشکار یهودستیزانه» متهم کرد و قول داد که «اسرائیل از خود در برابر تروریست‌هایی که وعده نابودی آن را می‌دهند، دفاع می‌کند.»

در خلال جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، حمله اسرائیل به ایران را «تروریسم دولتی» توصیف و از حق ایران برای دفاع از خود حمایت کرد و قول داد که استقلال دفاعی ـ صنعتی ترکیه را افزایش داده و بازدارندگی را تقویت کند.

فیدان نیز همین اواخر هشدار داد که نتانیاهو «به دنبال اعلام ترکیه به عنوان دشمن جدید» پس از ایران است. اظهارات وزیر خارجه ترکیه در پی ادعاهای نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل مبنی بر اینکه «ترکیه ایران جدید است» و «سعی دارد عربستان سعودی را علیه اسرائیل تحریک کند و یک محور سنی متخاصم با پاکستان هسته‌ای ایجاد کند»، مطرح شده است.

گروه چهارجانبه جدید و  آینده مدیریت نگرانی‌های امنیتی مشترک

جنگ اسرائیل در غزه نیز روابط با مصر را متشنج کرده است. نقض مفاد پیمان صلح مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ توسط اسرائیل، به ویژه اشغال رفح و کریدور فیلادلفیا و هدف ادعایی اخراج فلسطینی‌ها از غزه به شبه جزیره سینا، تهدیدی برای تضعیف صلح شکننده‌ای است که به مدت 5 دهه بین دو طرف برقرار بوده است. در عوض، نوسازی و تقویت نظامی مصر در شبه جزیره سینا، نگرانی‌های خود اسرائیل را در مورد اهداف قاهره تشدید کرده است.

این گروه چهارجانبه جدید خاورمیانه‌ای همچنین علیه نفوذ رو به رشد اسرائیل و امارات متحده عربی در دریای سرخ و منطقه شاخ آفریقا تلاش کرده است. هر چهار عضو، به رسمیت شناختن استان جدایی‌طلب سومالی یعنی سومالی‌لند، توسط اسرائیل را رد و روابط دفاعی و امنیتی نزدیک‌تری از جمله استقرار نیروها، معاملات تسلیحاتی و توافق‌نامه‌های دفاعی با موگادیشو برقرار کرده‌اند.

مصر، عربستان سعودی و ترکیه حمایت نظامی خود از نیروهای مسلح سودان را پس از آن افزایش داده‌اند که شهر الفاشر در غرب سودان توسط نیروهای پشتیبانی سریع مورد حمایت امارات متحده عربی در اکتبر ۲۰۲۵ تصرف شد.

پر کردن خلاء

رویکرد «اول آمریکا» واشنگتن در سیاست خارجی، حاکی از آن است که قدرت‌های خاورمیانه دیگر شریک ثابتی در واشنگتن ندارند که بتوانند با آن به طور قابل اعتمادی برای رسیدگی به بحران‌های منطقه‌ای همکاری کنند. سازمان‌های منطقه‌ای مانند اتحادیه عرب یا شورای همکاری خلیج فارس به دلیل زوال نهادی یا اختلافات بین کشورهای عضو، ناتوان شده‌اند و در هر صورت، پاکستان، ترکیه یا در مورد شورای همکاری خلیج فارس، مصر را شامل نمی‌شوند.

از دیدگاه این چهار قدرت منطقه‌ای، گروه چهارجانبه جدید در موقعیت بهتری برای پر کردن این خلاء قرار دارد و به عنوان یک کمیته راهبری منطقه‌ای واکنش سریع، برای هماهنگی پاسخ‌ها به بحران‌های منطقه‌ای عمل می‌کند. این چهار کشور به عنوان متحدان یا شرکای واشنگتن، می‌توانند با هم همکاری کنند تا دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ را در مورد مسائل کلیدی سیاست، از جمله توافق برای آتش‌بس با ایران، تحت تاثیر قرار دهند. آنها پیش از این با تشویق ترامپ به توقف عملیات نظامی اسرائیل در غزه در اواخر سال ۲۰۲۵ و لغو تحریم‌ها علیه سوریه، توانایی خود را برای اعمال نفوذ بر ترامپ نشان داده‌اند.

با این حال، کمتر مشخص است که آیا این گروه می‌تواند به یک اتحاد امنیتی مؤثر تبدیل شود یا خیر. جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، آزمونی اولیه بود که محدودیت‌های پیمان دفاعی پاکستان ـ عربستان سعودی را نشان داد. پاکستان با توجه به تعادل فرقه‌ای داخلی خود، به طور سنتی از درگیر شدن در رقابت‌های عربستان و ایران اکراه داشته و درخواست عربستان برای حمایت نظامی علیه انصارالله یمن در سال ۲۰۱۵ را رد کرده است.

علاوه بر این، نیروهای مسلح پاکستان ممکن است ضعیف شوند، زیرا پس از درگیری هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵ همچنان در حالت آماده‌باش بالا هستند و درگیر خصومت‌های فعال با افغانستان. در همین حال، مصر با وجود دریافت کمک‌های مالی برای چندین دهه و عضویت در پیمان دفاعی مشترک مربوط به سال ۱۹۵۰ که شامل عربستان سعودی و اردن می‌شود، تصمیم گرفت حتی کمک‌های نظامی نمادین را به شرکای عرب خلیج فارس خود ارائه ندهد. اگرچه این چهار کشور در مجموع به نیروهای مسلح بزرگ با بیش از ۱.۷ میلیون پرسنل نظامی فعال می‌بالند، اما طبق گزارش توازن نظامی موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک در سال جاری میلادی، پیمان‌های دفاعی الزام‌آور می‌توانند به سرعت به دستورالعمل‌هایی برای به دام انداختن در منطقه‌ای بسیار بی‌ثبات تبدیل شوند؛ چشم‌اندازی که ممکن است برای منصرف کردن کشورها از پیوستن به آنها کافی باشد.

چالش‌ها

صف‌بندی‌های مکرر ژئوپلیتیکی خاورمیانه معمولا باعث برهم زدن مشارکت‌ها یا ساختارهایی می‌شود که در ابتدا امیدوارکننده یا حتی مستحکم به نظر می‌رسند. دو کشور عربستان و امارات بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ به طور مشترک با ایران، ترکیه و انصارالله یمن وارد جنگ شدند، اما این همکاری به رویارویی بر سر جاه‌طلبی‌های اقتصادی رقیب و سرنوشت سومالی، سودان و یمن تبدیل شد. ساختارهای چهارجانبه قبلی، مانند I۲U۲ شامل هند، اسرائیل، امارات و ایالات متحده که از طریق آن واشنگتن به دنبال ادغام شرکای همفکر ایالات متحده در خاورمیانه و جنوب آسیا بود، یا گروه چهار کشور عربی شامل بحرین، مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی که به دنبال منزوی کردن قطر بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ بودند، شکننده و کوتاه‌مدت بوده‌اند و واقعیت‌های ژئوپلیتیکی به سرعت در حال تغییر منطقه، آنها را تحت الشعاع قرار داده است.

اگرچه عربستان سعودی اخیرا 3 میلیارد دلار سپرده جدید به بانک مرکزی پاکستان برای جبران از دست دادن سپرده‌های امارات متحده عربی اختصاص داده است، اما اگر ریاض بازسازی اقتصادی و جاه‌طلبی‌های خود را در اولویت قرار دهد، انتظار بیشتر برای حمایت مالی عربستان برای کمک به مصر، پاکستان یا ترکیه در برابر افزایش قیمت انرژی ممکن است به ناامیدی منجر شود. انتظارات برآورده نشده در گذشته منجر به اختلاف و از دست رفتن اعتماد شده است و در نتیجه روابط شخصی بین رهبران آسیب دیده است.

هر چهار عضو این گروه چهارجانبه روابط ناپایداری را با یکدیگر تجربه کرده‌اند. روابط ترکیه با عربستان سعودی و مصر در خلال بهار عربی ۲۰۱۱ به دلیل حمایت آنکارا از اخوان المسلمین در مصر، تونس و جاهای دیگر رو به سردی گرایید. مصر و ترکیه از جناح‌های مخالف در لیبی حمایت کردند، در حالی که قاهره ترکیه را از مجمع گاز شرق مدیترانه کنار گذاشت و پیشنهادهای آنکارا به سودان در دوران عمر البشیر را تجاوز استراتژیک به حیاط خلوت خود دانست.

همچنین تنش‌های عربستان و مصر بر سر اختلافات ارضی در مورد جزایر تیران و صنافیر، حاکمیت دریای سرخ و اختلاف نظرها در مورد سیاست در سوریه و یمن، فراز و نشیب داشته است. اگرچه عربستان سعودی روابط خود با پاکستان را از طریق ارتش، قدرتمندترین نهاد حاکم بر این کشور مدیریت می‌کند، اما روابط اسلام آباد و ریاض در دوران نخست وزیران قبلی پاکستان، عمران خان و آصف علی زرداری، دوره‌های دشواری را تجربه کرده است. انتظارات بیش از حد از حمایت نظامی یا سیاسی، مانند درخواست ناموفق عربستان سعودی برای کمک نظامی پاکستان در یمن در سال ۲۰۱۵ یا ابراز نارضایتی عمومی اسلام آباد از عدم حمایت سیاسی عربستان سعودی علیه هند در مورد کشمیر در سال ۲۰۱۹، نیز گاهی اوقات منجر به ناامیدی شده است.

اختلافات بیشتر در منافع می‌تواند در شرق مدیترانه، لیبی، سودان یا جاهای دیگر پدیدار شود و رقابت‌های ژئوپلیتیکی را مجدد شکل دهد. همچنین مشخص نیست که آیا این گروه چهارجانبه پس از پایان جنگ ایالات متحده علیه ایران و صف‌بندی‌های جدیدی که می‌تواند ایجاد کند، دوام خواهد آورد یا خیر.

علاوه بر این، این گروه جدید باید با دیگر بازیگران بانفوذ منطقه که تفکری شبیه آنها از اسرائیل یا ترجیح آنها برای کاهش سریع تنش با ایران را ندارند، رقابت کند. امارات متحده عربی روابط امنیتی خود را با اسرائیل تقویت کرده است که بر اساس گزارش‌ها در طول جنگ علیه ایران یک سیستم دفاع هوایی گنبد آهنین را در امارات مستقر و این دیدگاه را ابراز کرده است که اسرائیل احتمالا پس از جنگ نقش بزرگتری در خلیج فارس ایفا خواهد کرد. همچنین عربستان سعودی، روابط امارات با مصر و پاکستان نیز به دلیل ناامیدی از عدم حمایت نظامی شرکایی که دهه‌ها از کمک‌های مالی آن بهره‌مند بوده‌اند، تحت فشار قرار گرفته است.»

انتهای پیام