• دوشنبه / ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۲:۲۹
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد مطلب: 1405022112173

کیش و مات در ایران؛ قدرت بستن تنگه هرمز بالاتر از توان هسته‌ای

کیش و مات در ایران؛ قدرت بستن تنگه هرمز بالاتر از توان هسته‌ای

نشریه آتلانتیک در گزارشی با بررسی پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا به ایران نوشت: واشنگتن نمی‌تواند عواقب شکست در این جنگ را معکوس یا کنترل کند. هیچ پیروزی نهایی برای آمریکا وجود نخواهد داشت تا آسیب‌های وارده را جبران یا بر آنها غلبه کند. تنگه هرمز مانند گذشته"باز" ​​نخواهد بود و ایران به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظاهر می‌شود.

به گزارش ایسنا، آمریکا در گذشته شکست‌هایی مانند پرل هاربر، جنگ‌های افغانستان و ویتنام را تجربه کرد است اما این جنگ‌ها یا جبران شدند یا خسارت پایداری به جایگاه جهانی آمریکا وارد نکردند. با این‌حال، شکست احتمالی در رویارویی کنونی با ایران ماهیتی کاملا متفاوت خواهد بود- شکستی غیرقابل جبران که تنگه هرمز را تحت کنترل ایران درمی‌آورد، ایران را به بازیگر کلیدی منطقه و جهان تبدیل می‌کند، نقش چین و روسیه را به‌عنوان متحدان ایران تقویت می‌کند؛ نقش ایالات متحده، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. این درگیری، برخلاف آنچه حامیان جنگ بارها ادعا کرده‌اند، نشان دهنده‌ قدرت آمریکا نیست، بلکه آمریکایی را آشکار کرده است که غیرقابل اعتماد و ناتوان از اتمام کاری است که آغاز کرده است. این امر باعث ایجاد واکنش زنجیره‌ای در سراسر جهان خواهد شد، زیرا دوستان و دشمنان شکست آمریکا را در خاطر خواهند سپرد.

نشریه آتلانتیک در یادداشتی به قلم رابرت کاگان، از تأثیرگذارترین چهره‌های نومحافظه‌کار آمریکا با این مقدمه نوشت: رئیس‌جمهور ترامپ دوست دارد در مورد اینکه چه کسی «کارت» دارد صحبت کند، اما اینکه آیا کارت‌های خوبی برای بازی کردن دارد یا خیر، مشخص نیست. با وجود ۳۷ روز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران که منجر به ترور رهبر و شمار زیادی از مقامات عالی سیاسی و نظامی ایران شد این حملات نتوانستند موجب سرنگونی حکومت شوند یا آن را وادار به کمترین امتیازدهی کنند. دولت ترامپ امیدوار است با محاصره بنادر ایران به نتیجه‌ای برسد که با زور نظامی حاصل نشد اما حکومتی که در برابر پنج هفته حملات بی‌امان تسلیم نشده، بعید است تنها در برابر فشار اقتصادی تسلیم شود. طرفداران ادامه جنگ خواهان ازسرگیری حملات نظامی هستند، اما نمی‌توانند توضیح دهند که چرا حملات جدید دستاوردی را خواهد داشت که ۳۷ روز بمباران نداشت.

به عقیده کاگان، «ترامپ حملات به ایران را به دلیل خسته شدن از آن متوقف نکرد، بلکه علت آن هدف قرار گرفتن تاسیسات مهم انرژی در منطقه از سوی ایران بود. نقطه عطف ۱۸ مارس بود که پس از حمله رژیم صهیونیستی به میدان گازی پارس جنوبی ایران، نیروهای مسلح ایران تاسیسات قطری راس لفان را هدف قرار دارند و واکنش ترامپ این بود که بدون کوچک‌ترین امتیازی از ایران آتش‌بس اعلام کرد.»

کیش و مات آمریکا در ایران؛ قدرت بستن تنگه هرمز بالاتر از توان هسته‌ای
هدف گیری راس لفان

او معتقد است: ارزیابی مخاطراتی که یک ماه پیش ترامپ را مجبور به عقب‌نشیین کرد همچنان پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدیدش برای نابودی تمدن ایران را با حملات بیشتر عملی کند، ایران باز هم قادر خواهد بود پیش از سقوط احتمالی حکومتش موشک‌ها و پهپادهای زیادی شلیک کند که تنها چند ضربه موقت آن‌ها می‌تواند زیرساخت نفت‌وگاز منطقه را سال‌ها فلج کرده و جهان و آمریکا را در بحران اقتصادی طولانی‌مدت و تورم فرو ببرد.

ظاهرا رئیس‌جمهور آمریکا طی روزهای اخیر از جامعه اطلاعاتی این کشور خواسته است پیامدهای صرفا اعلام پیروزی و کناره‌گیری از جنگ را ارزیابی کند، چراکه امید داشتن به «فروپاشی حکومت»، به‌ویژه وقتی این حکومت توانسته حملات مکرر را تاب بیاورد راهبردی نیست. ترامپ با وجود نزدیک شدن قیمت نفت به هر بشکه ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار، افزایش تروم وکمبود جهانی غذا و کالاهای مصرفی و تورم زمان زیادی ندارد. ترامپ کیش و مات نشده اما به آن نزدیک است.

کیش و مات آمریکا در ایران؛ قدرت بستن تنگه هرمز بالاتر از توان هسته‌ای
نظارت «دونالد ترامپ» در جمع اعضای کابینه‌اش در اقامتگاه مارالاگو بر عملیات «خشم حماسی» علیه ایران

هر راهکاری جز تسلیم آمریکا و کناره‌گیری از جنگ بسیار پرمخاطره است و شکست را محتمل‌تر می‌سازد

نشریه آمریکایی با اشاره به این که «هر راهکاری جز تسلیم موثر آمریکا خطرات بزرگی به همراه دارد که ترامپ تا کنون حاضر به مواجهه با آن‌ها نبوده است»، نوشت: در غیر این صورت، آمریکا آماده جنگ تمام‌عیار زمینی و دریایی برای براندازی حکومت ایران، سپس اشغال این کشور، از دست رفتن جان نظامیان آمریکایی و از دست دادن ناوهای جنگی در تنگه تحت کنترل ایران شود. بنابراین، کناره‌گیری از جنگ در حال حاضر ممکن است کم‌ضررترین گزینه به نظر برسد. از منظر سیاسی، ترامپ احتمالا معتقد است شانس بیشتری برای تحمل شکست دارد تا جان سالم به در بردن از جنگی بزرگتر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر که باز هم ممکن است به ناکامی بینجامد. از این رو، شکست آمریکا نه فقط ممکن، بلکه محتمل است.

این مطلب می‌افزاید: شکست به این معناست که ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کند. برخلاف تصور رایج، مشخص نیست که تنگه پس از بحران فعلی به حالت قبل بازگردد، چراکه ایران هیچ علاقه‌ای به بازگشت به وضعیت قبل ندارد و حتی میانه‌روهای تهران نیز می‌دانند که نمی‌توانند از کنار این فرصت بگذرند، به‌ویژه پس از آنکه ترامپ حملاتی شبیه پرل هاربر را در جریان مذاکرات تایید کرد، او را قابل اطمینان نمی‌دانند.

 ایران با کنترل تنگه قدرتی فراتر از توان هسته‌ای نظری خود پیدا می‌کند و می‌تواند برای کشتی‌ها عوارض وضع کند و حتی تردد کشورهایی که روابط خوبی با آن ندارند را محدود کند. این اهرم فشار تهران را قادر می‌سازد لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط را به کشورها دیکته کند. در این وضعیت، اسرائیل بیش از پیش منزوی می‌شود و برای تحریک نکردن تهران تحت فشار بین‌المللی قرار می‌گیرد. در همین حال به گفته کارشناسان، دولت‌های عرب حاشیه خلیج فارس که اقتصادشان زیر چتر هژمونی آمریکا ساخته شده ناچار به التماس به آمریکا خواهد شد.»

کاگان در پایان آورده است: شکست آمریکا در خلیج فارس پیامدهای جهانی گسترده‌تری نیز خواهد داشت. تمام جهان می‌بینند که تنها چند هفته جنگ با یک قدرت درجه دوم ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تا سطح خطرناکی پایین آورده و رهکاری سریعی نیز برای آن وجود ندارد. این موضوع ممکن است «شی جینپینگ» رئیس‌جمهور چین را به حمله به تایوان یا «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه را به تشدید تجاوزات علیه اروپا کند اما حداقل متحدان آمریکا در آسیای شرقی و اروپا درباره توانایی آمریکا در درگیری‌های آینده دچار تردید خواهند شد. سازگاری جهانی  به سمت دنیای پساآمریکایی شتاب گرفته و سلطه آمریکا بر خلیج فارس فقط یکی از خسارات تحولات اخیر در غرب آسیا خواهد بود.

انتهای پیام