• سه‌شنبه / ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۲:۱۳
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405022212854

ظرفیت مغفول آرامگاه فردوسی در نبود تورهای تخصصی

ظرفیت مغفول آرامگاه فردوسی در نبود تورهای تخصصی

ایسنا/خراسان رضوی رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد گفت: با وجود جایگاه برجسته آرامگاه ابوالقاسم فردوسی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری فرهنگی کشور، نبود تورهای تخصصی در این مجموعه موجب شده ظرفیت‌های ادبی و هویتی آن برای گردشگران به‌ویژه نسل جوان و بازدیدکنندگان خارجی به ‌طور کامل بالفعل نشود.

حمدالله سجاسی قیداری در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به جایگاه ابوالقاسم فردوسی و اثر ماندگار او، شاهنامه، که از بنیادی‌ترین عناصر هویت فرهنگی ایران به‌شمار می‌رود، اظهار کرد: نبود تورهای تخصصی پیرامون آرامگاه فردوسی را باید در مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، مدیریتی و مفهومی جست‌وجو کرد. در این زمینه، نخست ضعف در «نگاه تجربه‌محور» به گردشگری قابل توجه است؛ به‌گونه‌ای که سیاست‌گذاری‌ها بیشتر بر حفاظت کالبدی و بازدید عمومی تمرکز داشته‌اند تا طراحی تجربه‌های تفسیری عمیق. در ادبیات گردشگری، تمایز میان «دیدن» و «فهمیدن» اهمیت اساسی دارد، اما هنوز رویکرد تفسیری (Interpretive Tourism) به‌ صورت نهادینه شکل نگرفته است.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، نبود پیوند مؤثر میان نهادهای علمی و اجرایی نیز از چالش‌های مهم به شمار می‌رود. دانشگاه‌ها، پژوهشگران ادبیات حماسی و شاهنامه‌پژوهان کمتر در طراحی محصولات گردشگری مشارکت داده شده‌اند و در نتیجه، دانش تخصصی به زبان تجربه گردشگری ترجمه نشده است. همچنین ضعف در تربیت راهنمایان تخصصی از دیگر مسائل است؛ راهنمایانی که بتوانند روایت حماسی، اسطوره‌ای و تاریخی شاهنامه را به ‌صورت جذاب، چندلایه و متناسب با مخاطب ارائه دهند، نیازمند آموزش‌های میان‌رشته‌ای در حوزه‌هایی مانند ادبیات، تاریخ، اجرا و زبان خارجی هستند که هنوز به‌طور کافی فراهم نشده است.

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به نقش تعیین‌کننده‌ چالش‌های اقتصادی و بازار، گفت: طراحی تور تخصصی مستلزم شناخت دقیق بازار هدف، بسته‌بندی محصول و تضمین تقاضاست و در غیاب مطالعات بازار و بازاریابی حرفه‌ای، سرمایه‌گذاران انگیزه‌ای برای ورود ندارند. علاوه بر این، غلبه نگاه «مناسبتی» به فردوسی نیز مسئله‌ساز شده است؛ به‌ طوری که تمرکز بر رویدادهایی مانند بزرگداشت‌ها جایگزین برنامه‌های مستمر شده و تداوم فعالیت‌ها را مختل کرده است. در نهایت، می‌توان گفت مسئله اصلی، نبود یک «اکوسیستم تجربه فرهنگی» است که بتواند میراث فردوسی را از سطح نمادین به سطح زیسته و تعاملی ارتقا دهد.

فقدان روایت‌گری حرفه‌ای، تجربه گردشگران خارجی را تضعیف کرده است

سجاسی با اشاره به تأثیر نبود تورهای تخصصی در آرامگاه فردوسی بر تجربه گردشگران، به‌ویژه نسل جوان و گردشگران خارجی، اظهار کرد: این وضعیت تجربه بازدیدکنندگان را به تجربه‌ای سطحی و گذرا تقلیل داده است. از منظر نظریه «اقتصاد تجربه»، گردشگر امروز به‌ دنبال معنا، روایت و درگیری ذهنی-احساسی است، نه صرفاً مشاهده. در غیاب روایت‌های ساختارمند از شاهنامه، بازدیدها به عکس‌گرفتن و قدم‌زدن محدود می‌شود و پیوند عاطفی با میراث شکل نمی‌گیرد.

ادبیات حماسی، یکی از سرمایه‌های تمایز ایران در بازار جهانی

وی افزود: برای نسل جوان، این شرایط به معنای از دست رفتن فرصت «بازخوانی هویت» است؛ در حالی که شاهنامه می‌تواند بستری برای فهم اسطوره، اخلاق، قهرمانی و تاریخ فرهنگی باشد، اما بدون واسطه‌های تفسیری جذاب مانند راهنمایان روایت‌گر، اجراهای نمایشی و فناوری‌های تعاملی، این ظرفیت فعال نمی‌شود و شکاف میان میراث ادبی و زیست‌جهان جوانان عمیق‌تر می‌گردد. برای گردشگران خارجی نیز این مسئله جدی‌تر است، زیرا آنان بدون زمینه فرهنگی و زبانی وارد فضا می‌شوند و در صورت نبود ترجمه، روایت و چارچوب تفسیری مناسب، درکی حداقلی از اهمیت ابوالقاسم فردوسی به دست می‌آورند. این امر بر «تصویر مقصد» نیز اثر منفی دارد، چراکه یکی از سرمایه‌های تمایز ایران در بازار جهانی، ادبیات حماسی آن است.

دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد این موضوع را از منظر اجتماعی مورد بررسی قرار داد و گفت: از منظر اجتماعی نیز نبود تجربه عمیق، مشارکت محلی را کاهش می‌دهد؛ زیرا زمانی که گردشگری به تعامل فرهنگی منجر نشود، ساکنان نقش فعالی نمی‌یابند و گردشگری به فعالیتی منفعل تبدیل می‌شود. در نهایت، این وضعیت به کاهش ماندگاری تجربه و کاهش بازگشت‌پذیری گردشگر منجر شده و فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی را از بین می‌برد.

تحول تجربه بازدید، با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین

سجاسی درباره مؤلفه‌های یک تور تخصصی استاندارد در آرامگاه فردوسی که بتواند بازدید ساده را به تجربه‌ای عمیق فرهنگی تبدیل کند، توضیح داد: چنین توری باید از «بازدید» به «تجربه تفسیرشده» ارتقا یابد. در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها «روایت‌پردازی ساختارمند» است؛ به‌طوری که تور بر پایه داستان‌های کلیدی شاهنامه مانند رستم، سهراب، سیاوش و دیگر روایت‌ها طراحی شود و از تکنیک‌های داستان‌گویی برای ایجاد پیوند احساسی بهره ببرد. «راهنمای تخصصی» نیز از عناصر کلیدی است؛ فردی که آموزش‌دیده در ادبیات حماسی، تاریخ ایران و مهارت‌های اجرایی باشد و بتواند محتوا را متناسب با گروه‌های مختلف ازجمله کودکان، جوانان و گردشگران خارجی تنظیم کند. استفاده از فناوری و ابزارهای چندرسانه‌ای نیز اهمیت دارد؛ بهره‌گیری از واقعیت افزوده یا مجازی، اپلیکیشن‌های تعاملی و نمایش‌های صوتی و تصویری می‌تواند صحنه‌های حماسی را بازآفرینی کرده و یادگیری را عمیق‌تر سازد.

وی اضافه کرد: همچنین «تجربه مشارکتی» از دیگر مؤلفه‌هاست؛ برگزاری کارگاه‌های شاهنامه‌خوانی، نقالی، خوشنویسی ابیات و بازی‌های نقش‌آفرینی می‌تواند گردشگر را از مخاطب منفعل به مشارکت‌کننده فعال تبدیل کند. چندزبانه بودن محتوا برای جذب گردشگران خارجی، پیوند با بافت محلی از طریق صنایع دستی، خوراک و تعامل با هنرمندان و همچنین رعایت اصول پایداری ازجمله مدیریت ظرفیت بازدید و حفاظت از محیط فرهنگی نیز از دیگر الزامات این نوع تورها محسوب می‌شود. در مجموع، موفقیت چنین توری زمانی حاصل می‌شود که هم‌زمان سه بعد شناخت، احساس و مشارکت را درگیر کند.

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به اینکه چه نهادها یا زیرساخت‌هایی باید برای راه‌اندازی و توسعه این تورها وارد عمل شوند و مهم‌ترین مانع اجرایی چیست، خاطرنشان کرد: این فرآیند نیازمند همکاری چندسطحی است. در سطح حاکمیتی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و مدیریت مجموعه آرامگاه باید سیاست‌گذاری، صدور مجوز و نظارت را بر عهده داشته باشند. در سطح علمی، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ادبیات فارسی باید در تولید محتوا و آموزش راهنمایان مشارکت کنند. در سطح اجرایی نیز آژانس‌های گردشگری و استارتاپ‌های فرهنگی می‌توانند بسته‌های تور را طراحی و بازاریابی کنند. همچنین نهادهای محلی مانند شهرداری و انجمن‌های فرهنگی نقش مهمی در ایجاد زیرساخت و مشارکت جامعه دارند.

نبود حکمرانی یکپارچه، توسعه تورهای تخصصی را با چالش مواجه کرده است

سجاسی ادامه داد: از نظر زیرساختی نیز ایجاد مراکز تفسیر، فضاهای اجرای نقالی و شاهنامه‌خوانی، تجهیزات چندرسانه‌ای و سیستم‌های راهنمای دیجیتال ضروری است. علاوه بر آن، تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه برنامه‌های آموزشی مستمر نیز اهمیت دارد. با این حال، مهم‌ترین مانع اجرایی را می‌توان فقدان حکمرانی یکپارچه و نگاه تجربه‌محور دانست؛ چراکه پراکندگی نهادی، نبود هماهنگی میان بخش‌ها و تمرکز بر اقدامات نمادین به‌جای برنامه‌های پایدار، مانع تحقق و تداوم طرح‌ها می‌شود. از سوی دیگر، کمبود مدل‌های اقتصادی پایدار نیز انگیزه بخش خصوصی را کاهش می‌دهد. در نهایت، عبور از این موانع مستلزم تغییر پارادایم از «مدیریت مکان» به «مدیریت تجربه» است؛ به این معنا که به‌جای تمرکز صرف بر نگهداری فضا، باید بر خلق تجربه فرهنگی معنادار پیرامون میراث ابوالقاسم فردوسی تأکید شود.

وی با تاکید بر اینکه گردشگری ادبی زمانی موفق است که متن را به تجربه زیسته تبدیل کند، اظهار کرد: در مورد فردوسی، این امر به معنای عبور از بازدید کالبدی آرامگاه و رسیدن به درک عمیق روایت‌های حماسی و جهان‌بینی ایرانی است. با وجود این، نبود تورهای تخصصی، ضعف روایت‌پردازی، کمبود راهنمایان آموزش‌دیده و فقدان زیرساخت‌های تفسیری باعث شده تجربه گردشگران داخلی و خارجی سطحی و کوتاه‌مدت باشد و ماندگاری شناختی و احساسی ایجاد نکند؛ موضوعی که بر رضایت گردشگران و همچنین کارکردهای فرهنگی گردشگری مانند بازتولید هویت و دیپلماسی فرهنگی اثر منفی دارد.

دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد شکاف‌های موجود در این زمینه را در سه سطح عنوان کرد و گفت: نخست شکاف سیاست‌گذاری و اجرا که ناشی از ضعف هماهنگی نهادی و غلبه رویکردهای مناسبت‌محور است. دوم شکاف دانش و کاربرد که به عدم ترجمه ظرفیت‌های علمی شاهنامه‌پژوهی به زبان گردشگری مربوط می‌شود. سوم شکاف برند و تجربه که فاصله میان جایگاه نمادین فردوسی و تجربه واقعی گردشگران را نشان می‌دهد.

سجاسی تصریح کرد: در مقابل، تجربه موفق جهانی نشان می‌دهد که گردشگری ادبی نیازمند شکل‌گیری یک «اکوسیستم تجربه» است که روایت‌پردازی حرفه‌ای، فناوری تعاملی، مشارکت جامعه محلی، آموزش نیروی انسانی و بازاریابی هدفمند را به‌صورت هم‌افزا دربر گیرد. در چنین ساختاری، گردشگر صرفاً بازدیدکننده نیست، بلکه مشارکت‌کننده در یک تجربه فرهنگی چندلایه است.

انتهای پیام