دکتر بهرام پیماننیا، عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در گفتوگو با ایسنا در این باره اظهار کرد: فعال ماندن همیشگی این سیستم غیرطبیعی است و بعضاً دیده میشود که برخی از افراد در این بخش دچار نارسایی میشوند، یعنی سیستم هشدار مغز حتی در حالتی که خطر و تهدید بیرونی وجود ندارد، همچنان فعال است. دلیل فعال بودن سیستم جنگ و گریز در این افراد، عمدتاً به استفاده از راهبردهای نادرست در مدیریت این سیستم بازمیگردد.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، افزود: افرادی که در مدیریت سیستم هشدار مغز، روشهای ناکارآمد را به کار میگیرند، عمدتا مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) میشوند. ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از ویژگیهای سرشتی در تعامل با الگوهای یادگیری ناکارآمد در مدیریت هیجانها، شناختوارهها و رفتار است.
وی افزود: به بیان دیگر، ابتلا به این اختلال ناشی از نبود آگاهی از مکانیزمهای جهان درون است. در این اختلال، با وجود اینکه فرد از اتفاق دردناک یا حادثه ناگوار عبور کرده، اما مغز او همچنان درگیر مرور خاطرات تلخ است و مدام به گذشته باز میگردد که این اتفاق عمدتا در حوادث تلخ مانند جنگ و یا از دست دادن عزیزان رخ میدهد.
پیماننیا ادامه داد: سیستم هشدار مغز در افرادی که مبتلا به استرس پس از سانحه هستند، همواره فعال است و به صورت مداوم، هشدار وقوع خطر میدهد.
وی با اشاره به دلایل بروز این اختلال گفت: دلایل عمده بروز این اختلال یادگیری، روشهای ناکارآمد مدیریت هیجان و شناخت در تعامل با عوامل زیستی همچون حساسیت اضطرابی است. مطالعات نشان میدهد سیستم هشدار در مغز افرادی که از حساسیت بالایی برخوردار هستند، علائم مضاعفی از خود نشان میدهد.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز تأکید کرد: به کارگیری راهکارهای صحیح و علمی در مواجهه با بحران و زمانی که سیستم هشدار مغز روشن است، میتواند تنش را حتی در افراد با حساسیت بالا و دارای زمینههای ژنتیکی نیز کاهش دهد و تابآوری در مواجه با بحران را افزایش دهد.
پیماننیا خاطرنشان کرد: مطالعات نشان میدهد افرادی که در برابر مشکلات تابآوری کمتری دارند، مشکل اساسی در تنظیم و تخلیه هیجانها و احساسات خود در گذشته داشتهاند. به این منظور که گاه در سیستم آموزشی، رسانهها، جامعه و... به این افراد آموزش دادهاند باید از احساسات ناخوشایند فرار کرد.
وی توضیح داد: احساسات و هیجانهایی مانند ترس، خشم، غم در کنار شادی، همگی موهبت الهی هستند، اما جامعه به غلط به همه ما آموزش داده که تنها، احساس «شادی» موهبت است و بقیه مانند ترس، خشم، غم و... احساسات بدی هستند و باید از بیان آنها خودداری و یا فرار کرد. دلیل اینکه این هیجانها همگی موهبت به حساب میآیند این است که سیستم هشدار و اطلاعرسانی هستند.
عضو هیات علمی روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، درباره دلیل تجربه احساسات گوناگون گفت: غم، نشاندهنده از دست دادن یک ارزش و فرصت در زمان حال یا گذشته است و خشم، این پیام را به انسان میدهد که ارزشها و حد و مرزهای وی توسط دیگری زیرپا گذاشته شدهاند.
پیماننیا، یادآور شد: احساس ترس و یا تهدید، نشاندهنده وجود خطرات احتمالی بیرونی در زمان حال یا آینده است و احساس اضطراب، ترس از یک شیء یا اتفاق با منبع مبهم و نامشخص است؛ البته برخی از اضطرابها منبع مشخصی دارند مانند ترس از مرگ. همچنین، شادی نیز پیامآور به دست آوردن و رسیدن به خواستهها است.
وی افزود: فقدان و نبود هر کدام از این احساسات تبعاتی دارد؛ مثلا نبود خشم، باعث از دست دادن یکی از مهمترین کارکردهای زندگی و حتی بقای انسان میشود. بنابراین، هر کدام از این احساسات، ما را در مسیر زندگی همراه با هم به جلو میبرند.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، با اشاره به ضرورت مدیریت احساسات پس از بحران، گفت: سیستم اطلاعرسانی مغز دارای سه بخش شناختی، فیزیولوژی و رفتاری است.
پیماننیا افزود: شیوه مدیریت ترس از نگرانیهای شناختی، روبهرو شدن با این حس و انکار نکردن آن است. اگر فرد نگرانی را مدام در درون خود سرکوب کند، دقیقا آن را جذب میکند. به این معنا که هر چقدر از فکر کردن به یک مساله فرار کند، مغز دقیقاً به آن مساله بارها و بارها فکر میکند و شبیه به یک آهنربا رفتار میکند و در نهایت منجر به فعال شدن مجدد سیستم هشدار مغز و در نتیجه اضطراب میشود.
وی با تأکید بر اینکه قاعده و قانون جهان بیرون با جهان درون انسان متفاوت است، خاطرنشان کرد: در جهان درون، هرچه از یک هیجان بیشتر فرار کنیم، قدرتمندتر میشود. سرکوب و نادیده گرفتن اضطراب، از آن یک هیولا میسازد که سوخت آن، فرار از احساسات است.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، تأکید کرد: افرادی که از شیوه سرکوب احساسات استفاده میکنند، در واقع نمیپذیرند که اضطراب نیز بخشی از زندگی است و باید اضطراب را به عنوان بخشی از هویت خود بدانند و به رسمیت بشناسند. برخی شواهد پژوهشی نشان میدهد افرادی که اصلا اضطراب را تجربه نمیکنند عمدتا دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند و یا در بخشیهای از مغز دچار نارسایی هستند.
پیماننیا گفت: باید فضایی برای تجربه اضطراب وجود داشته باشد و به جای سرکوب احساسات به اصطلاح آزاردهنده، باید اهریمنهای ذهن را در آغوش گرفت. سرکوب احساسات و هیجانها، باعث فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک میشود که وظیفه آن مدیریت اعمال ناخودآگاه و فعالسازی سیستم جنگ و گریز است.
وی با اشاره به چند راهکار علمی برای مدیریت درست سیستم هشدار مغز و پیشگیری از تبدیل اضطراب به استرس پس از سانحه(PTSD)، افزود: از راهکارهای آرام کردن سیستم هشدار مغز، میتوان به «ورزش و فعالیت بدنی»، «تمرکز در لحظه حال» و «تمرین تنفس خودآگاه» اشاره کرد.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه داد: توصیه میشود که افراد در کنار ورزش مداوم، سعی کنند عادت «تنفس قفسه سینهای» را کنار بگذارند و «تنفس شکمی» را جایگزین آن کنند. تنفس شکمی یا دیافراگمی، به استراحت سیستم هشدار مغز کمک میکند.
پیماننیا توضیح داد: آگاهی هیجانی از دیگر راهکارها است، از هیجانها و احساسات خود فرار نکنیم و به جای آن هیجانهای خود را درک کنیم. باید بدانیم که اضطراب، دشمن ما نیست و به جای فرار و سرکوب، باید با عوامل وقوع آن مقابله کنیم.
وی گفت: در حوادث و رخدادهایی مانند جنگ که با ترس و هیجانهای فراوانی همراه است، برای پیشگیری از فعال ماندن سیستم هشدار مغز پس از جنگ، پیشنهاد میشود فعالیتهایی که در مسیر ارزشهایمان است و یا حالمان را خوب میکنند در پیش بگیریم. مثلاً توجه به ارزش دفاع از وطن با حضور در تجمعات درخیابانها، تا حدودی به کاهش اضطراب کمک میکند و نوعی سپر دفاعی در برابر هیجانها ایجاد میکند.
استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز خاطرنشان کرد: برای پیدا کردن ارزشها، کافی است از خود بپرسیم چه کسی و چه چیزی برای من در زندگی ارزشمند است؟ به جای انتظار و یا پیگیری مداوم اخبار و... به دنبال ارزشهایی باشیم که به زندگیمان معنا میبخشد.
وی در پایان تأکید کرد: بخشی از زندگی مانند فعالیتهای اقتصادی، برنامهریزی برای مدیریت زندگی روزمره و... تحت کنترل آدمی است، اما بخشی دیگر غیرقابل کنترل است. اگر زندگی ما، توسط بخش غیرقابل کنترل مدیریت شود، یعنی راهبردی که در مدیریت احساساتمان در پیش گرفتهایم، نادرست بوده است.
انتهای پیام
