• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۲:۱۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405022313577
  • منبع : نمایندگی اصفهان

از قطع کامل تا «پرو»؛ قصه «نان اینترنتی»

از قطع کامل تا «پرو»؛ قصه «نان اینترنتی»

ایسنا/اصفهان با ادامه قطعی اینترنت بین‌الملل و محدودیت دسترسی به برخی پلتفرم‌ها، انتقادها نسبت به آنچه کاربران «اینترنت طبقاتی» می‌نامند، افزایش‌یافته است؛ موضوعی که به گفته فعالان اقتصاد دیجیتال، در هفته‌های اخیر فعالیت هزاران کسب‌وکار آنلاین را تحت‌تأثیر قرار داده است.

در حالی که بیش از ۷۵ روز از محدودیت‌ها و اختلال‌های گسترده در اینترنت بین‌الملل می‌گذرد، بسیاری از کاربران از کاهش سرعت، قطع و وصل‌شدن ارتباط و دشواری دسترسی به سرویس‌های خارجی خبر می‌دهند. هم‌زمان، فضای مجازی نیز نسبت به دوره‌های مشابه گذشته با نوعی سکوت و کاهش واکنش عمومی مواجه شده؛ سکوتی که برخی آن را ناشی از فرسایش کاربران، مهاجرت بخشی از فعالان آنلاین و کاهش امید به بازگشت شرایط عادی می‌دانند.

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا و استارتاپ‌های کوچک در این مدت با کاهش فروش، افت تعامل کاربران و اختلال در ارتباط با مشتریان روبه‌رو بوده‌اند. برخی صاحبان کسب‌وکارها می‌گویند کندی یا قطعی اینترنت باعث شده انتشار محتوا، پاسخ‌گویی به مشتریان و انجام تراکنش‌های روزمره با مشکل مواجه شود. در این میان، انتشار خبرهایی درباره ارائه برخی بسته‌های ویژه اینترنتی با عنوان «اینترنت پرو» یا دسترسی پایدارتر برای گروه‌های خاص، واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است. کاربران منتقد می‌گویند در شرایطی که بخش زیادی از مردم با اختلال روبه‌رو هستند، ارائه دسترسی بهتر به گروهی محدود، شائبه «دسترسی طبقاتی» به اینترنت را تقویت می‌کند.

برخی اپراتورها در هفته‌های اخیر بسته‌هایی با عنوان «پرو» معرفی کرده‌اند که شامل حجم بیشتر یا کیفیت اتصال متفاوت است. با این حال، جزئیات فنی این خدمات و تفاوت دقیق آن‌ها با اینترنت عادی همچنان به طور شفاف تشریح نشده است. هم‌زمان، شایعات و گزارش‌هایی درباره وجود «سیم‌کارت‌های ویژه» یا دسترسی‌های متفاوت برای برخی افراد و گروه‌ها در فضای مجازی منتشر شده است؛ موضوعی که هنوز توضیح رسمی روشنی درباره ابعاد آن ارائه نشده است.

کارشناسان حوزه اقتصاد دیجیتال تأکید می‌کنند اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست و برای بسیاری از مشاغل، زیرساخت اصلی کسب درآمد محسوب می‌شود. به گفته آن‌ها، ادامه اختلال‌های طولانی‌مدت می‌تواند به کاهش اعتماد مشتریان، افت درآمد کسب‌وکارهای خرد و تضعیف اکوسیستم دیجیتال کشور منجر شود.

فعالان این حوزه، معتقد هستند تداوم محدودیت‌ها در کنار نبود اطلاع‌رسانی شفاف، باعث افزایش نااطمینانی در میان صاحبان کسب‌وکارهای اینترنتی شده است. آن‌ها خواستار ارائه توضیحات دقیق درباره وضعیت شبکه، دلایل محدودیت‌ها و زمان‌بندی مشخص برای بازگشت دسترسی پایدار به اینترنت بین‌الملل هستند.

 «دست‌هایم هنوز بوی پارچه می‌دهد» 

مینا حسینی، ۳۲ساله و صاحب آنلاین‌شاپ به ایسنا اظهار می‌کند: اتاق کوچکی در جنوب شهر، کرایه کرده‌ام دو سالی است با «هنر دست» و تکه‌هایی پارچه و نخ، نان زندگی‌ام را از اینستاگرام و واتس‌اپ در می‌آورم. تا قبل خاموشی اینترنت، هر روز صبح مثل باز کردن کرکره مغازه، گوشی‌ام را روشن می‌کردم و با مشتریانم گفت‌وگو می‌کردم و سفارش‌ها را می‌نوشتم تا در اسرع وقت ارسال کنم حالا، اما با هر بار قطعی، پیام‌های زیادی در دایرکت بی‌پاسخ می‌ماند و گاهی سفارش‌ها به‌خاطر تأخیر یا آپلودنشدن عکس‌ها، کنسل می‌شوند.

او می‌افزاید: این اینترنت اوایل با فیلترشکن‌های گران سهمیه‌بندی شده بود یکی با چند کلیک عکسش را می‌فرستاد و یکی باید یک ساعت منتظر آپلود می‌ماند. حس می‌کنم نوبت را از من گرفته‌اند. مشتری نمی‌ماند منتظر بالا آمدن اینترنت من، می‌رود سراغ صفحه‌ای دیگر که زودتر جواب می‌دهد. هر سر شب تا ساعت‌ها باید با اضطراب رفرش کنم که نکند سفارش جدید جا بماند یا نارضایتی پیش بیاید.

این بانوی صاحب آنلاین‌شاپ بیان می‌کند: بیشتر از همه از بی‌اعتمادی مشتریان قدیمی و ترس نسبت به آینده واهمه دارم. «درآمدم کم شده است، اجاره نزدیک است و بازار شب عید را از دست دادم. انگار در این شهر دودگرفته هم باید نگران قطع برق خانه باشی و هم قطع اینترنت کسب‌وکارت.» حس می‌کنم که حالا حتی تکنولوژی هم تبعیض‌بار و طبقاتی شده است. چند ماه است اینترنت قطع شده و هزینه‌ها سرسام‌آورشده واقعاً مانده‌ام چه‌کار باید بکنم این طبقه‌بندی اینترنت بر روی ما قشر ضعیف جامعه فشار مضاعفی وارد می‌کند.

 «داستان یک بستهٔ پرو» 

مهرداد عابدی، خبرنگار مستقل حوزه اقتصادی، نیز می‌گوید: سال‌هاست به‌دور از هیئت تحریریه‌های رسمی، با لپ‌تاپ و موبایلم محتوا تولید می‌کنم. «برای من، اینترنت ابزار کار و زندگی است؛ سوخت موتور خبررسانی. حالا هر بار که اتصال کند می‌شود، انگار نفس‌کشیدن برای من سخت می‌شود. وقتی محدودیت‌ها شروع شد، تبعیض عجیبی را حس کردم: دوستانم در بعضی خبرگزاری‌ها راحت‌تر وصل می‌شدند، حتی به اینترنت خارجی دسترسی داشتند؛ من اما در انتظار برقراری یک صفحه ساده می‌ماندم.»

او می‌افزاید: با اینترنت پرو که تبلیغش را کردند، اول خوشحال شدم فکر کردم شاید اوضاع بهتر شود، اما نه هزینه‌اش برای خبرنگار آزاد منطقی است، نه کیفیتش قابل‌اعتماد. بارها شده روی انتشار یک گزارش فوری مانده‌ام؛ چون هر بار آپلود به نیمه می‌رسد و قطع می‌شود. گاهی فکر می‌کنم امتیاز اتصال، فقط برای کارمندان تأیید شده است؛ نه برای من که باید داستان معیشت مردم شهر را بی‌دریغ روایت کنم.

این خبرنگار مستقل بیان می‌کند: معتقد هستم که طبقه‌بندی اینترنت هرگز به نفع جامعه نیست: وقتی دسترسی، بر اساس شغل یا جایگاه آدم‌ها دسته‌بندی می‌شود، فهم و انعکاس واقعیت هم ناقص خواهد شد. اینترنت حق همه است؛ نه صرفاً امتیاز ویژه برخی.

 «نیم ساعت انتظار برای یک عکس» 

علیرضا ضیایی، عکاس خبری اظهار می‌کند: دوربین و یک لنز خاطره باز، جماعت گزارشگر است. کار من این است که اتفاقات شهر را به تصویر بکشم و در لحظه‌ها زندگی کنم؛ اما قطعی اینترنت برای من مثل بسته‌شدن چشم‌های دوم، مانع از دیده‌شدن تصاویرم شده است. وقتی سرعت صفر می‌شود، دیگر فرقی ندارد که هر عکس چقدر ارزشمند است. چند بار شده بعد از شش، هفت ساعت گشتن و عکاسی از حاشیه شهر، نتوانستم تصاویر را برای تحریریه در همان ساعات اولیه بفرستم و همین باعث توبیخ من شده است.

وی با طنز تلخی می‌افزاید: گفته‌اند خبرنگاران نورچشمی و برخی رسانه‌ها سیم‌کارت ویژه دارند؛ ما اما با همین سیم‌کارت‌های معمولی هر بار باید با زحمت فراوان با چند بار رفرش صفحه شاید لحظه‌ای سرعت خوب شود تا یک عکس بارگذاری شود آن هم با کمترین بازخورد چون درعمل هیچ کاربری فعال نیست.

این عکاس خبری بیان می‌کند: معتقد هستم که امروز کارم نفس به نفس با اینترنت گره‌خورده و قطعی‌های پی‌درپی شانس من را برای ثبت، انتشار و دیده‌شدن اتفاقات روز کاهش داده؛ در این روزگار، هر قطعی نت یعنی یک تصویر کمتری که از ایران به جهان مخابره می‌شود؛ یک‌جور خاموشی مضاعف برای صدای مردم و چشمان حقیقت.

 «هر گیگ، یک دنیا سود و دردسر» 

فرهاد، فروشنده سابق بازار موبایل و خدمات سیم‌کارت، نیز اظهار می‌کند: جوانی بودم که تا همین دو سال پیش مغازه‌ای در بازار موبایل داشتم، حالا به‌صورت زیرزمینی کانفیگ و فیلترشکن برای مشتریان خودم می‌فروشم.

 وی با لبخند تلخی می‌افزاید: زمان قطعی اینترنت و موج محدودیت، سیم‌کارت‌های پرو، کانفیگ خاص، حتی دستگاه تغییر IP وارد کردم. قیمت‌ها هر روز بالا می‌رود، مشتری هم بیشتر می‌شود. انگار مردم دنبال یک قایق نجات می‌گردند وسط دریای قطعی عصر فن آوری!

این فروشنده زیرزمینی کانفینگ بیان می‌کند: فروش کانفینگ بسته ۱۰ گیگ، یک سیم‌کارت گاهی اوقات بیشتر از یک گوشی دست‌دوم قیمت می‌خورد. قشر خاص از مشتریان من هوای خودشان را دارند؛ عده‌ای هم اگر بیکار هستند و دستشان به جایی بند نیست، با حسرت از ویترین من عبور می‌کنند. بی‌اغراق باید گفت کسب‌وکار جدیدی از دل همین بحران جوانه زد؛ اما به قیمت بیشترشدن فقر اینترنتی خیلی‌ها.

فرهاد خودش هم البته از این وضعیت راضی نیست و ادامه می‌دهد: حس بدی است وقتی شاد از فروش خودت باشی و غم و استیصال دیگران را ببینی؛ همه فقط دنبال وصل بودن هستند، اما قیمت هر گیگ، قیمت یک شب‌خواب راحت است. خود من برای اینترنت اهل خانه و خواهر دانشجویم هنوز دردسر دارم به قول مشتری‌ها، اینترنت سفید دست سلبریتی‌ها است، نه ما!

 «قصه نان اینترنتی» 

رحمان اصلانی، فروشنده و مدیر آنلاین‌شاپ لوازم‌خانگی اظهار می‌کند: آنلاین فروختن، یعنی ۲۴ ساعته در مغازه‌ای بی‌دروپیکر نشستن؛ حالا که اینترنت نیست، یعنی خودت هم باید از مغازه بیرون بروی و مغازه‌ات تعطیل شود.

وی از افت سفارش‌های قبل از محدودیت اینترنت بسیار ناراحت است و می‌گوید: افزایش قیمت بسته‌ها، کندی ارسال عکس و جزئیات کالاها بیشتر مشتری‌ها را فراری داد. تازه می‌گویند سیم‌کارت‌های پرو و سفید هم آمده که مخصوص سلبریتی‌ها و افراد خاص است که همیشه وصل هستند. ما هم باید برای دیده‌شدن پول بیشتری هزینه کنیم. روزانه چند گیگ کانفینگ می‌خرم و وصل می‌شوم، اما چه فایده فقط خودم هستم مشتریانم آنلاین نیستند و این خود نشان از شکاف طبقانی می‌دهد که همه نمی‌توانند این هزینه سرسام‌آور را پرداخت کنند. هر روز نگران این هستم که کی دوباره قطع می‌شود و قیمت بسته‌ها می‌رود بالا.

این صاحب آنلاین‌شاپ بیان می‌کند: اینترنت برای عده‌ای همیشه وصل و سفید است و برای بقیه خاکستری است، انگار حتی مغازه‌دارها را هم دوباره به دوطبقه تقسیم کرده‌اند؛ یکی بالای جدول، یکی پایین صف انتظار. ما همچنان امیدواریم یک روز نان و اینترنت هر دو در دسترس همه باشد.

«ابزار کاری که وسط راه خاموش می‌شود» 

شقایق نادری، عکاس جوان یک خبرگزاری اظهار می‌کند: برای آپلود عکس‌هایم باید سرعت اینترنت خوب باشد من مجبور هستم هزینه کنم اگر این کار را نکنم زحمتم هدر می‌رود.

وی می‌افزاید: من از آن نسل تازه‌ای هستم که دوربین برایم فقط ابزار هنر نیست؛ نان است، اعتبار است، ادامه زندگی است. عکس می‌گیرم، ادیت می‌کنم، برای خبرگزاری می‌فرستم، با سفارش‌های پراکنده و پروژه‌های کوچک هم روزگار می‌گذرانم، اما این روزها، میان قاب و کار و کابوس، چیزی ایستاده که نه در کادر جا می‌شود و نه در توضیح عکس؛ و آن اینترنت است

این عکاس خبرگزاری با تلخی بیان می‌کند: برای یک گیگ اینترنت کانفیگ، یک و نیم میلیون تومان هزینه دادم. یک گیگ؛ نه برای تفریح، نه برای تماشای فیلم، نه برای ولگردی در شبکه‌های اجتماعی. فقط برای این‌که چند فایل کاری را بفرستم و چند اپلیکیشن ضروری را بالا بیاورم، اما همان یک گیگ، در حد دو بار باز و بسته کردن برنامه‌ها دوام آورد و بعد، عملاً از کار افتاد. نه سرعتی، نه دسترسی‌ای، نه حتی چیزی شبیه آنچه فروخته بودند. فقط یک اسم پرزرق‌وبرق و یک جیب خالی‌تر.

نادری ادامه می‌دهد: پولی که برای خرید آن کانفیگ دادم، در واقع حق التصویر دو گالری عکاسی‌ام بود؛ دو کاری که با زحمت، رفت‌وآمد، عکاسی، انتخاب، ادیت و تحویل به‌دست‌آمده بود. من حقوق دو گالری را دادم تا شاید چند ساعت بیشتر سر کار بمانم. به‌جای این‌که آن پول خرج تفریح، خرج خرید وسیله، خرج رفت‌وآمد یا حتی یک وعده آرامش شود، رفت برای چیزی که قرار بود راه ارتباطی من با جهان باشد و حق طبیعی من است. تلخ‌تر از این چیست که آدم دستمزد کارش را خرج ابزاری کند که بتواند کار کند، اما همان ابزار هم وسط راه خاموش شود؟

وی توضیح می‌دهد: انگار اینترنت هم دیگر مثل بعضی چیزهای دیگر، برای همه نیست. یکی سیم‌کارت سفید دارد، یکی سیم‌کارت پرو، یکی راه دورزدن بلد است، یکی آشنا دارد، یکی هم مثل من، باید حقوق دو پروژه‌اش را بگذارد وسط تا شاید بتواند فقط چند عکس بفرستد. این دیگر فقط قطعی اینترنت نیست؛ این یعنی طبقاتی شدن نفس کار. یعنی بعضی‌ها حق دارند وصل بمانند و بعضی‌ها فقط حق دارند هزینه بدهند.

این عکاس خبرگزاری در پایان، با همان لحن آرام اما شکسته، خاطرنشان می‌کند: من عکاس هستم؛ کارم ثبت نور است، اما این روزها، بیشتر از هر چیز، خاموشی را ثبت می‌کنم. خاموشی صفحه، خاموشی کار و خاموشی امید. فقط فرقش این است که این یکی را نمی‌شود چاپ کرد، قاب گرفت و روی دیوار زد.

در سطح دسترسی به امکانات، سال‌ها است در بخش‌های مختلف جامعه قابل‌مشاهده است؛ از تفاوت کیفیت آموزش و امکانات رفاهی گرفته تا شکاف درآمدی و سطح برخورداری خانوارها. اکنون با گسترش اقتصاد دیجیتال و وابستگی کسب‌وکارها به اینترنت، بحث «تفاوت در کیفیت دسترسی به اینترنت» نیز به یکی از محورهای تازه انتقادها تبدیل شده است.

در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با ادامه اختلال در اینترنت بین‌الملل، انتشار گزارش‌ها و اظهارنظرهایی درباره ارائه خدمات اینترنتی ویژه یا دسترسی پایدارتر برای برخی گروه‌ها، واکنش‌هایی را در فضای مجازی و میان فعالان حوزه دیجیتال به دنبال داشته است. منتقدان می‌گویند در شرایطی که بخش زیادی از کاربران با محدودیت و کندی اینترنت مواجه هستند، ارائه خدمات متفاوت به گروه‌های خاص می‌تواند به شکل‌گیری نوعی «دسترسی نابرابر» در فضای ارتباطات منجر شود.

بحث «اینترنت طبقاتی» و استفاده از تعابیری مانند «اینترنت پرو» در روزهای اخیر بار دیگر توجه افکار عمومی را جلب کرده است؛ موضوعی که به گفته برخی کارشناسان، فراتر از یک مسئله فنی، به ابعاد اقتصادی و اجتماعی دسترسی به اینترنت مربوط می‌شود.

فعالان اقتصاد دیجیتال معتقد هستند اینترنت برای بسیاری از مردم دیگر صرفاً ابزار سرگرمی یا ارتباط شخصی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت اصلی کسب‌وکار، آموزش، خدمات و درآمد روزانه محسوب می‌شود. به همین دلیل، هرگونه تفاوت در کیفیت یا سطح دسترسی می‌تواند بر فرصت‌های شغلی و رقابت اقتصادی کاربران تأثیر مستقیم بگذارد.

انتهای پیام