• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۶:۵۰
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405022313807

دموکراسی‌های غربی دچار عقب‌گرد و بحران مشروعیت شده‌اند

دموکراسی‌های غربی دچار عقب‌گرد و بحران مشروعیت شده‌اند

استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیای کانادا با اشاره به ظهور پوپولیسم در غرب گفت: دموکراسی‌های لیبرال با چالش‌های جدی از جمله عقب‌گرد دموکراتیک مواجه هستند.

به گزارش ایسنا، حسین هوشمند، استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیا کانادا، امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با اشاره به حملات نظامی اخیر علیه زیرساخت‌های علمی و آموزشی گفت: بر اساس گزارش‌های موجود، دست‌کم ۲۱ دانشگاه و مؤسسه آموزشی هدف حمله نظامی قرار گرفته‌اند و این اقدام بر اساس قوانین بین‌المللی مصداق جنایت جنگی محسوب می‌شود.

وی افزود: متأسفانه این حملات از سوی هیچ نهاد بین‌المللی به‌طور جدی محکوم نشده و تنها برخی نهادهای حقوق بشری به آن اشاره کرده‌اند، در حالی که انتظار می‌رفت سازمان ملل و یونسکو موضع روشن‌تری اتخاذ کنند.

حمله به دانشگاه‌ها؛ بخشی از الگوی جنگ موسوم به «مدل اسرائیلی»

هوشمند با انتقاد از شیوه‌های جنگی در منطقه اظهار کرد: آنچه در این جنگ مشاهده شد، نوعی الگوی جنگی است که می‌توان آن را «مدل اسرائیلی» نامید؛ مدلی که بر تخریب زیرساخت‌ها استوار است.

وی ادامه داد: در این الگو، هدف صرفاً مراکز نظامی نیست، بلکه زیرساخت‌های صنعتی، علمی، آموزشی و حتی بهداشتی نیز هدف قرار می‌گیرند. این شیوه در غزه، لبنان و اکنون در ایران نیز مشاهده شده و هدف نهایی آن تضعیف ساختار دولت و ایجاد زمینه فروپاشی است.

ادعای هدف قرار دادن برنامه هسته‌ای، روایت نادرست از اهداف حملات است

این استاد دانشگاه با رد برخی ادعاها درباره اهداف نظامی حملات گفت: برخلاف ادعاهایی مبنی بر هدف قرار دادن مراکز مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای یا نظامی، بسیاری از مراکز مورد حمله اساساً هیچ ارتباطی با این حوزه‌ها نداشتند.

وی افزود: هدف اصلی این حملات، تضعیف توان علمی و صنعتی کشور و در نهایت ایجاد اختلال در ساختار حکمرانی و حرکت به سمت فروپاشی بوده است.

شکست طرح تغییر رژیم در جنگ ۴۰ روزه

هوشمند با اشاره به تحولات جنگ اخیر اظهار کرد: با وجود یکی از گسترده‌ترین کمپین‌های نظامی آمریکا و اسرائیل در تاریخ معاصر، این کشورها به اهداف خود دست نیافتند.

وی ادامه داد: گزارش‌هایی از جمله گزارش نیویورک تایمز نشان می‌دهد که در ابتدای جنگ، سناریویی برای تغییر رژیم در چهار روز طراحی شده بود؛ به‌گونه‌ای که در روز نخست، فرماندهان عالی‌رتبه هدف قرار گیرند، در روز دوم ساختار نظامی و موشکی از بین برود و در روز چهارم، با ایجاد ناآرامی داخلی، روند فروپاشی کامل شود.

محاسبه غلط و شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل

این استاد اخلاق تطبیقی گفت: این طرح به دلیل فقدان استراتژی روشن، محاسبه غلط و دست‌کم گرفتن توانایی‌های ایران و نیروهای مسلح کشور با شکست مواجه شد و به شکست تحقیرآمیز آمریکا انجامید؛ اصطلاحی که حتی برخی مقامات اروپایی نیز از آن استفاده کرده‌اند.

وی افزود: این جنگ اگرچه با خسارت‌های انسانی و زیرساختی گسترده همراه بود، اما به تعبیر برخی تحلیلگران بین‌المللی، از جمله استادان علوم سیاسی دانشگاه‌های آمریکا، نتیجه آن تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران بوده است.

ایران پس از جنگ؛ قدرتی رو به افزایش در معادلات منطقه‌ای

هوشمند با اشاره به تحلیل برخی اندیشمندان غربی اظهار کرد: برخی تحلیلگران نظامی و دانشگاهی معتقدند ایران در نتیجه این تحولات به یکی از قدرت‌های مهم منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.

وی ادامه داد: تجربه جنگ نشان داد که برتری هوایی یا حملات گسترده نظامی لزوماً به پیروزی در جنگ منجر نمی‌شود و حمله نظامی با پیروزی در جنگ متفاوت است.

افزایش تنش‌های نظامی در منطقه

این استاد دانشگاه گفت: با وجود آتش‌بس نسبی، گزارش‌ها نشان می‌دهد آرایش نظامی در منطقه افزایش یافته و تجهیزات بیشتری نسبت به دوره ۴۰ روزه جنگ در منطقه مستقر شده است.

وی افزود: بر اساس تحلیل‌های موجود، سناریوهای احتمالی شامل افزایش عملیات‌های محدود و حملات زیرساختی در دوره‌های زمانی طولانی‌تر همچنان در دستور کار برخی طرف‌ها قرار دارد.

جنگ اقتصادی و «جنگ دیجیتال» مهم‌تر و خطرناک‌تر از جنگ نظامی است

استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیای کانادا، با اشاره به آینده تحولات منطقه‌ای و سیاست آمریکا اظهار کرد: به دلایل متعددی معتقدم ایالات متحده به دنبال نوعی «برون‌رفت» از وضعیت فعلی جنگ است، اما این روند تحت تأثیر تکبر سیاسی، خطاهای شخصی ترامپ و فشارهای اسرائیل به‌صورت روزانه تضعیف می‌شود.

وی افزود: با این حال، مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی و انرژی در جهان، تصمیم‌گیری آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و مسیر ادامه جنگ را پیچیده کرده است.

بحران انرژی و رکود اقتصادی در غرب

هوشمند با اشاره به وضعیت انرژی در جهان گفت: امروز نه تنها با افزایش قیمت نفت، بلکه با کمبود واقعی انرژی و سوخت در سطح بین‌المللی مواجه هستیم؛ به‌گونه‌ای که هزاران پرواز در اروپا لغو شده و طبق برخی برآوردها، ذخایر سوخت هوایی این قاره تنها برای مدت محدودی کافی است.

وی ادامه داد: بحران انرژی در کنار کمبود مواد اولیه، از جمله آلومینیوم، چیپ‌های الکترونیکی و سایر مواد صنعتی، زنجیره تولید در کشورهایی مانند کره جنوبی، ژاپن و اروپا را تحت فشار قرار داده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به تحلیل برخی اقتصاددانان بین‌المللی اظهار کرد: برخی از اقتصاددانان معتقدند جهان با نوعی رکود عمیق اقتصادی مشابه بحران ۱۹۳۰ مواجه است و حتی در صورت توقف جنگ نیز آثار این بحران از پیامدهای همه‌گیری کرونا گسترده‌تر خواهد بود.

پیامدهای سیاسی بحران اقتصادی در آمریکا

هوشمند افزود: افزایش قیمت سوخت و انرژی در آمریکا می‌تواند انتخابات پیش‌رو را تحت تأثیر قرار دهد و بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، این شرایط به ضرر جمهوری‌خواهان تمام خواهد شد.


وی ادامه داد: به همین دلیل می‌توان گفت احتمال تداوم جنگ نظامی در کوتاه‌مدت کاهش یافته است، اما نباید خطر بازگشت یا تشدید درگیری‌ها را دست‌کم گرفت؛ زیرا لابی اسرائیل همچنان در سیاست خارجی آمریکا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

گذار از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی

این استاد دانشگاه با بیان اینکه آمریکا تلاش دارد شکست نظامی را به ابزارهای اقتصادی تبدیل کند، گفت: تصور برخی در واشنگتن این است که آنچه با حمله نظامی به دست نیامده، از طریق محاصره دریایی و فشار اقتصادی قابل تحقق است.

وی افزود: با این حال، آمریکا توان ادامه یک محاصره دریایی بلندمدت را ندارد و مسیرهای تجاری همچنان فعال‌اند. علاوه بر این، مخالفت کشورهایی مانند چین و تجربه ۴۷ ساله ایران در زمینه دور زدن تحریم‌ها، اثربخشی این سیاست را محدود کرده است.

هوشمند تصریح کرد: به اعتقاد من، جنگ اقتصادی نیز در کوتاه‌مدت به اهداف اصلی خود یعنی فروپاشی دولت ایران نخواهد رسید.

جنگ اقتصادی؛ تهدیدی جدی‌تر از جنگ نظامی

وی در عین حال هشدار داد: با وجود ناکامی احتمالی این سیاست، جنگ اقتصادی بزرگ‌ترین تهدید فعلی برای ثبات و امنیت کشور است و باید به‌صورت جدی مورد توجه نخبگان و مسئولان قرار گیرد.

هوشمند افزود: تخریب زیرساخت‌ها قابل بازسازی است، اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، آسیب به رابطه ملت و حاکمیت است؛ رابطه‌ای که در صورت تضعیف، پیامدهای عمیق‌تری از جنگ نظامی خواهد داشت.

نقش رسانه‌ها و «تکنوفئودالیسم» در جنگ نوین

این استاد اخلاق تطبیقی با اشاره به نقش رسانه‌ها و فضای مجازی اظهار کرد: بخشی از بحران اعتماد اجتماعی ناشی از ناکارآمدی سیاست‌گذاری‌ها و برخی موارد فساد است، اما نمی‌توان از نقش رسانه‌های بیگانه و عملیات روانی سازمان‌یافته در این زمینه چشم‌پوشی کرد.

وی ادامه داد: در عصر «تکنوفئودالیسم»، قدرت دولت‌ها تا حد زیادی تحت تأثیر غول‌های دیجیتال قرار گرفته است؛ شرکت‌هایی که با استفاده از هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی افکار عمومی نقش مستقیم دارند.

هوشمند با اشاره به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور گفت: نفوذ این رسانه‌ها در فضای عمومی ایران قابل انکار نیست و در بسیاری موارد به تخریب تصویر سیاسی و فرهنگی کشور منجر می‌شود.

جنگ دیجیتال؛ مرحله جدید منازعه جهانی

وی در ادامه با اشاره به تحولات فناوری و قدرت شرکت‌های بزرگ فناوری اظهار کرد: امروز در کنار جنگ نظامی و اقتصادی، با نوعی «جنگ دیجیتال» مواجه هستیم که حتی اگر از دو مرحله قبلی عبور کنیم، همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های آینده خواهد بود.

جنگ اصلی، جنگ با هوش مصنوعی و سلطه نظام دیجیتال است

استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیای کانادا، با تأکید بر تغییر ماهیت منازعات جهانی اظهار کرد: جنگ اصلی و سرنوشت‌ساز آینده، جنگ با سیستم‌های هوش مصنوعی است که به‌تدریج تمام ابعاد زندگی انسان را در بر خواهد گرفت.

وی ادامه داد: بیانیه‌هایی در این حوزه منتشر شده که برخی از آن‌ها را ترجمه کرده‌ام و اگرچه درباره آن‌ها نقدهای جدی نیز مطرح است، اما باید آن‌ها را در چارچوب تحولات جدید جهانی مورد توجه قرار داد.

پایان جهان تک‌قطبی و نظم پترودلاری

هوشمند با اشاره به تحولات نظام بین‌الملل گفت: جنگ‌های اخیر به پایان جهان تک‌قطبی و نظام پترودلاری انجامیده و زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم چندقطبی در جهان شده است.

وی افزود: در مقابل این روند، برخی پروژه‌های فکری و اقتصادی در چارچوب نظام نئولیبرال تلاش می‌کنند دوباره جهان تک‌قطبی به رهبری آمریکا و گسترش جهانی‌شدن آمریکایی را احیا کنند؛ در حالی که این مدل، ارزش‌های سنتی، دینی و فرهنگی ملت‌ها را به حاشیه می‌راند.

تقابل نظم چندقطبی و پروژه‌های تکنولوژیک غرب

این استاد دانشگاه ادامه داد: در جهان امروز، سبک زندگی و الگوهای فرهنگی در بسیاری از کشورها به هم نزدیک شده است و این مسئله نتیجه نفوذ الگوهای اقتصادی و فرهنگی غربی است.

وی با اشاره به نقش شرکت‌های فناوری گفت: در این میان، غول‌های دیجیتال مانند شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی و داده، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به آینده سیاسی و اجتماعی جهان دارند.

هوشمند افزود: آثار و تحلیل‌هایی درباره نقش این شرکت‌ها در تضعیف دموکراسی و حکومت‌های مستقل منتشر شده که باید جدی گرفته شوند.

ناتوانی دولت‌ها در مواجهه با جنگ دیجیتال و اقتصادی

وی با تأکید بر پیچیدگی شرایط جدید جهانی اظهار کرد: در برابر جنگ اقتصادی و جنگ دیجیتال، هیچ دولتی به‌تنهایی قادر به ارائه راه‌حل مؤثر نیست و این مسئله نیازمند مشارکت دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: نقش دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها در این شرایط صرفاً نظری نیست، بلکه باید در ارائه راهکار برای مقابله با ناکارآمدی تحریم‌ها، جنگ اقتصادی و سلطه تکنوفئودالیسم فعال باشند.

ضرورت تدوین فلسفه سیاسی جدید برای ایران

هوشمند با اشاره به نیاز به بازتعریف نظام حکمرانی گفت: در شرایط جدید، باید فلسفه سیاسی متناسب با وضعیت امروز کشور تدوین شود و مدل‌های حکمرانی موجود مورد بازنگری قرار گیرند.


وی افزود: یکی از پیشنهادهای من ارائه الگویی برای «جمهوری سوم» است؛ مدلی که بتواند پاسخ‌گوی شرایط جدید باشد.

مدل پیشنهادی؛ ترکیب شایسته‌سالاری و دموکراسی

این استاد اخلاق تطبیقی در تشریح دیدگاه خود اظهار کرد: مدل پیشنهادی من ترکیبی از شایسته‌سالاری سیاسی و دموکراسی است. ما دو الگوی غالب در جهان داریم؛ دموکراسی‌های لیبرال و نظام‌های اقتدارگرا که هر دو با بحران‌هایی جدی مواجه‌اند.

وی ادامه داد: تجربه دموکراسی‌های لیبرال نشان داده که این نظام‌ها با پدیده‌هایی مانند عقب‌گرد دموکراتیک و ظهور رهبران پوپولیست مواجه شده‌اند و در سوی دیگر نیز نظام‌های اقتدارگرا با چالش ناکارآمدی روبه‌رو هستند.

هوشمند افزود: بنابراین باید مدلی طراحی شود که در آن، در سطح محلی دموکراسی واقعی وجود داشته باشد و مردم در امور منطقه‌ای و شهری نقش مستقیم داشته باشند، اما تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بر عهده یک ساختار شایسته‌سالار و متمرکز باشد.

دموکراسی محلی در کنار حاکمیت شایسته‌سالار

وی تصریح کرد: در این مدل، دموکراسی در سطح محلی و منطقه‌ای فعال است، اما سیاست‌های کلان کشور توسط نخبگان و ساختارهای شایسته‌سالار تدوین و اجرا می‌شود.

هوشمند در پایان گفت: این ترکیب می‌تواند از یک‌سو مانع تمرکز قدرت مطلق شود و از سوی دیگر از ضعف‌های دموکراسی‌های انتخاباتی در تصمیم‌گیری‌های کلان جلوگیری کند.

انتهای پیام