• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۹:۴۱
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405022313869

استاد دانشگاه تهران: علوم انسانی ایران از جامعه و مردم عقب‌ مانده است

استاد دانشگاه تهران: علوم انسانی ایران از جامعه و مردم عقب‌ مانده است

استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران با انتقاد از عملکرد علوم انسانی و علوم اجتماعی در کشور گفت: دپارتمان‌های علوم انسانی ما از جامعه و حتی مردم عادی عقب‌تر هستند.

به گزارش ایسنا، علی فتوتیان، استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با تأکید بر اینکه جنگ‌ها صرفاً رخدادهای نظامی نیستند، گفت: جنگ رمضان یکی از برکات مهم خود را در این نشان داد که ما را به توجه دوباره به پدیده‌ای بنیادین در فلسفه سیاسی یعنی مفهوم دشمن وادار کرد؛ مفهومی که در بسیاری از رویکردهای موسوم به فلسفه‌های تحلیلی عموماً نادیده گرفته می‌شود.

وی افزود: امر سیاسی از مهم‌ترین موضوعاتی است که باید مورد تأمل قرار گیرد، اما در سنت‌های رایج نظری کمتر به آن توجه شده است.

نقد رویکردهای لیبرالی به امر سیاسی

فتوتیان با اشاره به زمینه‌های نظری بحث خود اظهار کرد: در عنوان همایش «امر ملی و جنگ» نوعی گرایش لیبرالیستی مفروض است که نیاز به بازخوانی دارد. او افزود: می‌توان تعریف متفاوتی از امر ملی ارائه کرد که متأثر از ترکیب دیدگاه‌های تئودور آدورنو، کارل اشمیت و میشل فوکو است.

این استاد دانشگاه با اشاره به کتاب «در باب صلح جاویدان» ایمانوئل کانت گفت: کانت صلح پایدار را مبتنی بر نظامی حقوقی می‌داند که سوژه‌های حقوقی را به‌صورت صوری برابر فرض می‌کند، اما تجربه قرن بیستم، به‌ویژه جنگ جهانی دوم و رخدادهای پس از آن، نشان داد که در بطن تفکر لیبرال نیز دیگری‌سازی و مفهوم دشمن به‌صورت پنهان وجود دارد.

امر ملی به‌مثابه یک وضعیت وجودی

فتوتیان در تبیین نگاه خود به امر ملی گفت: امر ملی صرفاً مجموعه‌ای از مؤلفه‌هایی مانند هویت، زبان، فرهنگ یا حافظه جمعی نیست، بلکه بیش از آن یک وضعیت وجودی است؛ وضعیتی که در آن یک جمع انسانی خود را در «مای تاریخی» تجربه می‌کند.

وی افزود: این تجربه تاریخی در خلأ شکل نمی‌گیرد و نمی‌توان آن را با مفاهیم خنثی و صرفاً تحلیلی توضیح داد، زیرا ذاتاً واجد ارزش و بار معنایی است.

جنگ و انکشاف امر ملی

این استاد علوم اجتماعی تصریح کرد: ملت تنها زمانی خود را به‌طور کامل درک می‌کند که با امکان فروپاشی یا تهدید مواجه شود. او ادامه داد: از این منظر، جنگ صرفاً یک رخداد نظامی نیست، بلکه لحظه‌ای است که حقیقت امر ملی را آشکار می‌کند.

فتوتیان با تأکید بر اینکه لیبرالیسم تلاش دارد مفهوم دشمن را نامرئی کند، گفت: در حالی که حتی خود لیبرالیسم نیز در درون منطقش با مفهوم دشمن مواجه است، اما آن را پنهان می‌کند یا به‌گونه‌ای متفاوت بازنمایی می‌کند.

دوگانه دوست و دشمن در سیاست

وی با اشاره به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و جنگ تحمیلی اظهار کرد: تمایز دوست و دشمن در این دوره‌ها به‌وضوح در ادبیات سیاسی انقلاب، از جمله در تقابل مستضعفین و مستکبرین، قابل مشاهده است.

فتوتیان افزود: این تمایز صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک تعریف هستی‌شناختی از سیاست است؛ زیرا امر سیاسی تنها زمانی شکل می‌گیرد که امکان مواجهه با «دیگری وجودی» وجود داشته باشد، یعنی موجودیتی که می‌تواند شیوه زیست و بقای یک جمع سیاسی را تهدید کند.

نقد علوم اجتماعی رایج و تصویر جهان معاصر

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی رویکردهای رایج در علوم اجتماعی و سیاسی گفت: در بسیاری از دانشکده‌ها، به‌ویژه در علوم اجتماعی و حقوق، نوعی نگاه لیبرال و پوزیتیویستی بر آموزش و تحلیل‌ها حاکم است که این تمایزهای بنیادین را می‌پوشاند.

فتوتیان افزود: در جهان معاصر، سیاست نه بر توافق، بلکه بر امکان تعارض بنا شده است. با این حال، لیبرالیسم مدرن تلاش می‌کند سیاست را به گفت‌وگو، تکنوکراسی و مبادله اقتصادی تقلیل دهد و از این طریق بنیاد تعارض‌آمیز سیاست را انکار کند.

وی تأکید کرد: ادعای جهان بدون دشمن، مبتنی بر انکار واقعیت بنیادین سیاست است؛ واقعیتی که در آن امکان تعارض همواره وجود دارد.

«بی‌طرفی» در نظم لیبرال نوعی بازتولید پنهان سلطه است

استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با اشاره به دیدگاه‌های کارل اشمیت درباره سیاست و امر سیاسی گفت: اشمیت معتقد است تصور بی‌طرفی در جهان مدرن، نوعی بی‌طرفی‌سازی مصنوعی و ساختگی است و نه وجود واقعی یک امر بی‌طرف.

وی افزود: اگر به رفتار ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم توجه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور را نباید صرفاً به دولت‌هایی مانند ترامپ تقلیل داد، چراکه ایالات متحده از آغاز شکل‌گیری خود نیز بر مبنای دیگری‌سازی بنا شده است.

امر ملی صرفاً اشتراک فرهنگی نیست

فتوتیان با انتقاد از برخی بازتولیدهای روشنفکری لیبرال در داخل کشور اظهار کرد: امر ملی را نباید صرفاً مجموعه‌ای از افراد دارای زبان یا فرهنگ مشترک دانست، بلکه امر ملی یک وحدت سیاسی است که در تمایز با «دیگری» معنا پیدا می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به آثار بیونگ-چول هان، فیلسوف کره‌ای ـ آلمانی، گفت: در کتاب‌های «جامعه فرسودگی» و «جامعه شفافیت» توضیح داده می‌شود که سرمایه‌داری نظارتی چگونه انسان معاصر را دچار استحاله کرده است.
این استاد دانشگاه افزود: از منظر این متفکران، انسان امروز دیگر آن انسان تاریخی سابق نیست؛ انسانی که عشق را به امر جنسی و پورنوگرافیک تقلیل داده، طبیعت را صرفاً منبع بهره‌برداری می‌بیند و همه امور معنوی را به کالا و ابزار مصرف فرهنگی تبدیل کرده است.

«جنگ رمضان»؛ تقابل انسانیت و ناآنسانیت

فتوتیان تصریح کرد: بر اساس طرحواره فکری کارل اشمیت، جنگ رمضان را می‌توان نبرد میان انسانیت و ناآنسانیت دانست؛ ناآنسانیتی که حتی بسیاری از متفکران غربی نیز سرمایه‌داری را مولد آن می‌دانند.

وی تأکید کرد: نباید سرمایه‌داری را صرفاً به چهره‌هایی مانند ترامپ یا نتانیاهو تقلیل داد، زیرا این وضعیت محصول یک منطق ساختاری است و حتی اگر این افراد هم نبودند، در قالبی دیگر خود را نشان می‌داد.

نقد نظم جهانی مبتنی بر «بی‌طرفی‌سازی»

این استاد علوم اجتماعی ادامه داد: از منظر سوژه لیبرال، هر فرد یا جریانی که در مسیر همسان‌سازی و بی‌طرفی‌سازی جهانی حرکت نکند، به‌عنوان «دیگری مخل نظم جهانی» یا حتی تروریست معرفی می‌شود.

فتوتیان با بیان اینکه نظم جهانی معاصر بر نوعی خشونت پنهان استوار شده، اظهار کرد: در جنگ رمضان با وضعیتی استثنایی مواجه شدیم؛ وضعیتی که به تعبیر اشمیتی آن، ماهیت واقعی سیاست و امر سیاسی را آشکار می‌کند.

انتقاد از عملکرد علوم انسانی در بازتولید هویت تاریخی

وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از عملکرد علوم انسانی و علوم اجتماعی در کشور گفت: دپارتمان‌های علوم انسانی ما از جامعه و حتی مردم عادی عقب‌تر هستند.

فتوتیان افزود: در حالی که دانشکده‌های فنی و صنعتی توانسته‌اند نقش خود را در بازتولید هویت تاریخی و ملی ایفا کنند، علوم اجتماعی و علوم انسانی در این زمینه دچار نوعی عقیم‌شدگی شده‌اند.

او تصریح کرد: علت این مسئله، اسارت در نظم فکری متعلق به قرون هجدهم و نوزدهم است؛ نظمی که حتی با واقعیت‌های قرن بیستم نیز فاصله دارد، چه برسد به جهان قرن بیست‌ویکم.

جنگ؛ لحظه تشخیص ارزش‌های قابل دفاع

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه جنگ عالی‌ترین شکل وضعیت استثنایی است، اظهار کرد: در جنگ رمضان بود که ناچار شدیم تصمیم بگیریم چه چیزی ارزش دفاع کردن دارد و چه چیزی ندارد.

فتوتیان در ادامه توضیح داد: منظور از «دشمن» صرفاً یک مفهوم ژئوپلیتیک نیست، بلکه در اندیشه اشمیت، دشمن دارای وجهی هستی‌شناختی و حتی متافیزیکی است و به تهدیدی علیه سرشت تاریخی بشر اشاره دارد.

هشدار درباره نابودی نظم تاریخی و هویت انسانی

وی با اشاره به مکاتبات کارل اشمیت و الکساندر کوژو گفت: اشمیت در این گفت‌وگوها هشدار می‌دهد که در جهانی که خدا مرده و بنیان‌های متافیزیکی فروپاشیده‌اند، سیاست نیز از معنا تهی شده و بشر در معرض نابودی قرار گرفته است.

فتوتیان افزود: در این وضعیت، انسان دیگر قادر نیست در نسبت طبیعی با ارزش‌های خود زندگی کند و ارزش‌ها را تنها به انتخاب‌های ذهنی و سلیقه‌ای فروکاسته است.

او ادامه داد: حتی کوژو نیز در نهایت می‌پذیرد که جهان معاصر با نیرویی دهشتناک مواجه است؛ نیرویی که از طریق همسان‌سازی، حذف هویت‌ها و استفاده از مفاهیمی چون اخلاق، حقوق و لیبرالیسم، نظم تاریخی بشر را تخریب می‌کند.

جامعه ایرانی و تداوم زیست در سنت

فتوتیان در پایان سخنان خود اظهار کرد: پرسش اساسی این است که چه امری سبب شده مردمی که ناگزیر وارد جهان مدرن شده‌اند، همچنان وارث و حامل سنت‌های تاریخی خود باقی بمانند و با آن سنت‌ها زندگی کنند.

وی خاطرنشان کرد: در بسیاری از جوامع، سنت به امری متعلق به گذشته تبدیل شده، اما در جامعه ایرانی هنوز سنت بخشی زنده از حیات اجتماعی و تاریخی مردم است.

انتهای پیام