• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۰:۲۴
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405022313889

استاد علوم سیاسی: صلح‌طلبی در مواجهه با «شر» دچار پارادوکس می‌شود

استاد علوم سیاسی: صلح‌طلبی در مواجهه با «شر» دچار پارادوکس می‌شود

استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد با بیان اینکه صلح‌طلبی یکی از مهم‌ترین نظریه‌های جنگ در تاریخ اندیشه سیاسی است، گفت: مهم‌ترین نقد وارد بر این نظریه، ناتوانی آن در مواجهه با نیروهای متجاوز و شرور در عرصه بین‌الملل است.

به گزارش ایسنا، جواد حیدری، استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد، امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با اشاره به ابعاد مختلف پدیده جنگ تأکید کرد: جنگ صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه پیامدهای انسانی، فرهنگی، اجتماعی و روانی گسترده‌ای به همراه دارد که آثار آن تا سال‌ها در جوامع باقی می‌ماند.

وی در ابتدای سخنان خود با قدردانی از برگزارکنندگان نشست اظهار کرد: پدیده جنگ برای من همواره یک مسئله کاملاً وجودی و اگزیستانسیال بوده است؛ زیرا در دوران کودکی به‌شدت و با تمام وجود درگیر آن بودم. به همین دلیل، سال‌ها درباره این موضوع فکر کرده‌ام که از چه منظری می‌توان به جنگ نگاه کرد.

حیدری افزود: می‌خواهم تجربه‌هایی را که در این سال‌ها درباره نگاه به جنگ به دست آورده‌ام، در نسبت با جنگ تحمیلی، جنگ ۱۲ روزه و حتی جنگ رمضان مطرح کنم و توضیح دهم که چه جهان‌بینی‌ها و نظریه‌هایی درباره جنگ وجود دارد.

سه پیامد بنیادین جنگ

وی با اشاره به مهم‌ترین پیامدهای جنگ در نظریه‌های سیاسی گفت: در اغلب نظریه‌های سیاسی، سه پدیده اساسی برای جنگ برشمرده می‌شود. نخست اینکه در جنگ، انسان‌ها به‌صورت گسترده کشته، معلول و دچار نقص عضو می‌شوند.

این استاد علوم سیاسی ادامه داد: پیامد دوم جنگ، نابودی محیط طبیعی و محیط فرهنگی است. امروز نیز نمونه‌های این تخریب فرهنگی را در جهان مشاهده می‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: سومین و شاید دردناک‌ترین پیامد جنگ، آثار روان‌شناختی و جامعه‌شناختی آن است؛ آثاری که می‌تواند سال‌ها بعد نیز جامعه را درگیر کند. جنگ، اختلالات و تعصبات اجتماعی و روانی ایجاد می‌کند و نمی‌توان این مسئله را انکار کرد.

چهار رویکرد کلان به جنگ در تاریخ اندیشه سیاسی

حیدری با بیان اینکه در تاریخ نظریه‌های سیاسی و اندیشه سیاسی، چهار دیدگاه کلان درباره جنگ وجود داشته است، اظهار کرد: این چهار رویکرد شامل صلح‌طلبی، واقع‌گرایی، نظامی‌گری رمانتیک و نظریه جنگ عادلانه است.

وی در تشریح نظریه صلح‌طلبی گفت: صلح‌طلبی در رادیکال‌ترین شکل خود معتقد است که کشتن انسان‌ها در هیچ زمان، مکان و شرایطی موجه نیست. در این نگاه، خودِ جنگ مسئله است و هرگز نمی‌تواند راه‌حل باشد.

این استاد دانشگاه افزود: صلح‌طلبان نگاه وظیفه‌گرایانه به مسئله جنگ دارند و معتقدند انسان تحت هیچ شرایطی حق کشتن دیگری را ندارد؛ همان‌گونه که کانت می‌گفت نباید دروغ گفت، حتی اگر افلاک در هم بریزد.

ریشه‌های فکری صلح‌طلبی

وی درباره خاستگاه‌های فکری این رویکرد توضیح داد: بخشی از تبار فکری صلح‌طلبی به سنت‌های شرقی مانند آیین بودا، هندو، شینتو و جین بازمی‌گردد که بر اصل عدم خشونت تأکید دارند. گاندی نیز به‌شدت تحت تأثیر همین سنت فکری بود.

حیدری ادامه داد: سنت مسیحی نیز از دیگر سرچشمه‌های صلح‌طلبی است. برای مثال، به موعظه معروف عیسی مسیح بر فراز کوه اشاره می‌شود که می‌گوید اگر بر صورت راست تو سیلی زدند، صورت چپ را نیز بیاور.

وی با اشاره به برخی متفکران صلح‌طلب گفت: اراسموس در رساله‌ای با عنوان شکوه صلح تأکید می‌کند که بدترین صلح، از بهترین جنگ‌ها بهتر است. همچنین تولستوی با گرایش‌های آنارشیستی خود، از مدافعان جدی صلح‌طلبی بود و برتراند راسل نیز پس از بمباران هیروشیما و ناکازاکی به این جریان فکری پیوست.

حیدری در ادامه با اشاره به نقدهای وارد بر نظریه صلح‌طلبی اظهار کرد: مهم‌ترین نقد به این نظریه، پارادوکس مواجهه با شر است. به‌عنوان مثال، اگر در شهریور ۱۳۵۹ و هنگام حمله صدام به ایران، همه صلح‌طلب بودند، چه اتفاقی رخ می‌داد؟
وی تأکید کرد: مسئله اینجاست که در برخی شرایط، صلح‌طلبی خود می‌تواند به تولید شر منجر شود؛ زیرا اگر همه صلح‌طلب باشند، نیروهای شرور و متجاوز در منازعات دست بالا را پیدا می‌کنند.

واقع‌گرایی؛ نظریه مسلط در روابط بین‌الملل

حیدری در ادامه سخنان خود با اشاره به نظریه واقع‌گرایی اظهار کرد: این نظریه یکی از مسلط‌ترین و قدرتمندترین جریان‌های فکری در روابط بین‌الملل است و طرفداران و نهادهای زیادی در جهان دارد.

وی افزود: واقع‌گرایان معتقدند نظام بین‌الملل در وضعیت آنارشی قرار دارد؛ یعنی هیچ قانون و قدرت برتری بالاتر از دولت‌ها وجود ندارد. در چنین جهانی، اگر کشوری قدرت نداشته باشد، از بین می‌رود و له می‌شود.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد ادامه داد: از نگاه واقع‌گرایان، وارد کردن اخلاق به مسئله جنگ نوعی خودکشی است؛ زیرا در جهانی آنارشیک، تنها قدرت و توازن قوا تعیین‌کننده مناسبات است.

نیرومندان هرچه بتوانند می‌کنند

وی با اشاره به ریشه‌های تاریخی این نظریه گفت: یکی از مهم‌ترین مبانی فکری واقع‌گرایی به مورخ یونانی، توسیدید، بازمی‌گردد. او در روایت حمله آتنی‌ها به جزیره ملوس، جمله‌ای را نقل می‌کند که به شاه‌بیت واقع‌گرایی تبدیل شده است؛ اینکه نیرومندان هرچه بتوانند انجام می‌دهند و ضعیفان هرآنچه باید، تحمل می‌کنند.

حیدری تصریح کرد: این نگاه طی حدود ۲۵۰۰ سال در اندیشه سیاسی تداوم یافته و بعدها متفکرانی مانند ماکیاولی، هابز و نظریه‌پردازان معاصر به آن پیوستند.

وی افزود: ماکیاولی معتقد بود سیاستمدار باید به نتیجه توجه کند و اگر نتیجه مطلوب باشد، مسیر رسیدن به آن نیز توجیه‌پذیر است. در مقابل، اگر شکست بخورد، حتی اخلاقی‌ترین رفتارها نیز زیر سؤال می‌رود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: تامس هابز نیز معتقد بود انسان در جهانی زندگی می‌کند که در آن «انسان گرگ انسان است» و بدون قدرت، امکان بقا وجود ندارد.

روایت‌های مختلف واقع‌گرایی

حیدری با بیان اینکه واقع‌گرایی نیز مانند صلح‌طلبی روایت‌های مختلفی دارد، اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین روایت‌ها، واقع‌گرایی ساختاری است که کنت والتز آن را مطرح کرد. او معتقد بود ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل دولت‌ها را ناگزیر به افزایش قدرت می‌کند.

وی افزود: والتز سال‌ها پیش در مقاله‌ای مطرح کرد که تا ایران به قدرت هسته‌ای دست پیدا نکند، صلح پایدار در خاورمیانه برقرار نخواهد شد؛ زیرا در جهان آنارشیک، توازن قوا شرط اصلی جلوگیری از جنگ است.

این استاد علوم سیاسی درباره واقع‌گرایی تهاجمی نیز گفت: جان مرشایمر از مهم‌ترین مدافعان این دیدگاه است و معتقد است همه کشورها در عرصه بین‌الملل به دنبال هژمونی هستند و تا زمانی که این وضعیت وجود دارد، جنگ نیز ادامه خواهد داشت.

وی ادامه داد: مرشایمر جنگ اوکراین و تحولات پس از هفتم اکتبر را نیز بر اساس همین منطق هژمونیک تحلیل می‌کند.

حیدری همچنین به واقع‌گرایی تدافعی اشاره کرد و گفت: جک اسنایدر و دیگر نظریه‌پردازان این رویکرد معتقدند کشورها اساساً به دنبال امنیت هستند و بدون اتکا به قدرت و بازدارندگی، امنیت آن‌ها تأمین نمی‌شود.

نقد واقع‌گرایی؛ «پیشگویی خودکام‌بخش»

وی در ادامه با اشاره به نقدهای وارد بر واقع‌گرایی اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین نقدها این است که این نظریه به نوعی پیشگویی خودکام‌بخش تبدیل می‌شود؛ یعنی اگر همه دولت‌ها تصور کنند طرف مقابل بدذات و تهدیدکننده است، رفتارشان به‌گونه‌ای خواهد بود که همین بدبینی را محقق می‌کند.

حیدری افزود: واقع‌گرایی معتقد است در روابط بین‌الملل، دولت مشروع و نامشروع یا حق و باطل وجود ندارد، بلکه تنها دولت‌های قوی و ضعیف وجود دارند. از این منظر، اگر قوی باشی پیش می‌روی و اگر ضعیف باشی، شکست خواهی خورد.

«نظامی‌گری رمانتیک» و تقدیس جنگ

وی در بخش دیگری از سخنان خود به نظریه «نظامی‌گری رمانتیک» اشاره کرد و گفت: این نظریه یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال تاریک‌ترین نظریه‌های مربوط به جنگ است.

این استاد دانشگاه توضیح داد: برخلاف دیدگاه‌هایی که جنگ را صرفاً شر می‌دانند، نظامی‌گری رمانتیک معتقد است جنگ عرصه‌ای برای بروز فضایل انسانی، رستگاری و تعالی انسان است.

وی افزود: طرفداران این نظریه معتقدند جنگ شخصیت مردانه را پرورش می‌دهد، روح جمعی را زنده می‌کند و انسان را از ابتذال و پلیدی‌های زندگی روزمره نجات می‌دهد.

حیدری با اشاره به ریشه‌های فکری این جریان اظهار کرد: هراکلیتوس می‌گفت جنگ پدر همه چیز است و هگل نیز جنگ را لحظه خودآگاهی روح ملت‌ها می‌دانست؛ یعنی معتقد بود بسیاری از فضایل و شگفتی‌های انسانی تنها در بستر جنگ آشکار می‌شوند.

«نظامی‌گری رمانتیک» و نگاه فضیلت‌محور به جنگ

حیدری در ادامه سخنان خود درباره نظریه «نظامی‌گری رمانتیک» اظهار کرد: طرفداران این نظریه معتقدند جنگ می‌تواند فضایل انسانی را شکوفا کند و بستری برای تحقق خیر متعالی و رستگاری انسان باشد.

وی افزود: برخی از مدافعان این رویکرد، جنگ را عرصه‌ای برای ظهور شجاعت، ایثار و تعالی روح انسانی می‌دانند و حتی از آن به‌عنوان «دروازه رستگاری» یاد می‌کنند.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد ادامه داد: با وجود اهمیت تاریخی و فکری این نظریه، مهم‌ترین نقدی که به آن وارد می‌شود این است که جنگ را به‌عنوان یک خیر برین تصویر می‌کند و آگاهانه چشم خود را بر جنبه‌های تاریک، خشونت‌بار و ویرانگر جنگ می‌بندد تا تصویری رمانتیک و زیبا از آن ارائه دهد.

«جنگ عادلانه»؛ اخلاقی‌ترین و واقع‌بینانه‌ترین نظریه جنگ

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به نظریه «جنگ عادلانه» گفت: به نظر من، این نظریه نسبت به سه نظریه دیگر هم واقع‌بینانه‌تر، هم اخلاقی‌تر و هم با سنت دینی و فقهی ما سازگارتر است.

حیدری توضیح داد: نظریه جنگ عادلانه می‌پذیرد که جنگ در برخی شرایط اجتناب‌ناپذیر است، اما در عین حال تأکید می‌کند که باید برای آغاز جنگ، نحوه جنگیدن و حتی پایان جنگ، محدودیت‌ها و ضوابط اخلاقی تعیین شود.

وی افزود: در این نظریه، یکی از مهم‌ترین شروط آغاز جنگ، دفاعی بودن آن است. در سنت فقهی ما نیز جنگ ابتدایی مختص معصوم دانسته شده و سایر جنگ‌ها تنها در قالب دفاع مشروعیت پیدا می‌کنند.

اصول اخلاقی در جریان جنگ

این استاد دانشگاه با اشاره به قواعد اخلاقی حاکم بر میدان نبرد اظهار کرد: نظریه جنگ عادلانه دو اصل مهم را برای جنگیدن مطرح می‌کند؛ نخست «اصل تمایز» که بر اساس آن غیرنظامیان نباید هدف قرار گیرند و باید از میدان درگیری دور نگه داشته شوند.

وی ادامه داد: اصل دوم نیز «تناسب» است؛ یعنی میزان پاسخ و نوع عملیات باید متناسب با اقدام طرف مقابل باشد و حمله به مراکز آموزشی، زیرساخت‌های غیرنظامی و اهدافی که ارتباط مستقیمی با جنگ ندارند، با این اصل سازگار نیست.

حیدری همچنین درباره پایان جنگ گفت: این نظریه تأکید دارد که در پایان هر جنگ، متجاوز باید مشخص شود و علاوه بر آن، غرامت خسارت‌ها نیز پرداخت شود.

جمع‌بندی چهار نظریه جنگ

وی در جمع‌بندی سخنان خود اظهار کرد: صلح‌طلبی معتقد است اخلاق به معنای نفی جنگ است، واقع‌گرایی اخلاق را امری تجملی و حتی خطرناک می‌داند، نظامی‌گری رمانتیک جنگ را محل تکامل اخلاق معرفی می‌کند و نظریه جنگ عادلانه بر این باور است که اخلاق باید برای جنگ حد و مرز تعیین کند.

حیدری تأکید کرد: هیچ‌یک از این نظریه‌ها بدون ایراد نیستند، اما به نظر من تنها نظریه‌ای که می‌تواند هم‌زمان اخلاقی، واقع‌بینانه و سازگار با سنت دینی و فقهی ما باشد، نظریه جنگ عادلانه است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد خاطرنشان کرد: در جامعه ما هر سه نظریه دیگر نیز طرفداران قابل توجهی دارند؛ چه صلح‌طلبی، چه واقع‌گرایی و چه نظامی‌گری رمانتیک، اما از نظر من این سه رویکرد قابلیت دفاع کمتری دارند و اگر بخواهیم به یک نظریه متقن و قابل اتکا درباره جنگ برسیم، نظریه جنگ عادلانه مناسب‌ترین گزینه است.

انتهای پیام