به گزارش ایسنا، متین رمضان خواه معاون مطالعات دفتر دولت امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با اشاره به پیامدهای جنگ رمضان اظهار کرد: ما امروز در مکانی گرد هم آمدهایم که یادآور یک جنایت جنگی است و پیش از هر چیز وظیفه میدانم یاد و خاطره عزیزانی را گرامی بدارم که به نوعی نگهبانان ایران عزیز بودند.
وی افزود: روزی که جنگ ۱۲ روزه به کشور تحمیل شد، ایران در حال مذاکره بود، اما ناگهان بمبها به سمت کشور آمد. تحلیل بسیاری از مراکز راهبردی دنیا، بهویژه رژیم صهیونیستی، این بود که با شهادت تعدادی از سرداران نامدار ایران، ساختار اداری و حکمرانی کشور در همان ساعات ابتدایی فرو میپاشد.
محاسبات دشمن درباره ایران اشتباه از آب درآمد
رمضانخواه ادامه داد: این تصور بعدها در حوادث دیماه و سپس در جنگ رمضان، با ایدهپردازی درباره شهادت رهبری استمرار پیدا کرد، اما آنچه در میدان رخ داد کاملاً متفاوت بود. مسئله مقاومت، ایستادگی، پیروزیها و نصرتهایی که در بخشهای مختلف رقم خورد، نشان داد محاسبات موجود درباره ایران دقیق نبوده است.
وی با بیان اینکه این مسئله را میتوان در قالب نظریه سازهانگاری توضیح داد، خاطرنشان کرد: طرف مقابل بر مبنای ایدهای شکل گرفته بود که بیش از هر چیز بر هژمونی و قدرت سخت تأکید داشت؛ اینکه قدرت صرفاً به معنای قدرت نظامی است و میتوان با ابزار نظامی بر ایران پیروز شد، در حالی که واقعیت میدان چیز دیگری را نشان داد.
قدرت ایران فقط متکی به ابزار مادی نیست
معاون مطالعات دفتر دولت تصریح کرد: در نگاه سازهانگارانه، قدرت تنها از مناسبات مادی نشأت نمیگیرد، بلکه از هنجارها، ارزشها، باورها و هویت شکل میگیرد. اگر از این زاویه نگاه کنیم، امر سیاسی و امنیتی در ایران صرفاً متکی به امور مادی نیست و وجوه دیگری دارد که «منِ ایرانی» را میسازد.
وی ادامه داد: همان مفهومی که جان اف. کندی پس از جنگ در برلین مطرح کرد و گفت «من برلینی هستم»، در ایران نیز وجود دارد؛ ایرانیای که میگوید «من ایرانی هستم» و این عبارت مجموعهای از مختصات هویتی را در بر میگیرد.
رمضانخواه افزود: این «منِ ایرانی» همان استادی است که پس از بمباران، با وجود آنکه از منظر عقلانی شاید برگزاری کلاس در محل بمبارانشده منطقی نباشد، وارد دانشگاه میشود و کلاس درس را برگزار میکند. همین هویت ایرانی است که باعث میشود با وجود همه شکافها و اختلافنظرها، در لحظه هجوم دشمن بیرونی، اختلافات کنار گذاشته شود.
انسجام حول پرچم پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی جنگ ۱۲ روزه گفت: پس از این جنگ، پدیدهای به نام انسجام حول پرچم شکل گرفت. این «منِ ایرانی» از بستر جنگ بیرون آمد و خود را در جامعه نشان داد. افراد با وجود همه اختلافات و نگاههای متکثر، حول پرچم کنار یکدیگر قرار گرفتند.
معاون مطالعات دفتر دولت با تأکید بر تنوع اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران اظهار کرد: ما با یک جامعه یکدست مواجه نیستیم، بلکه با «مردمها» روبهرو هستیم؛ مردمانی با ارزشها، سبکهای زندگی، عقاید و انتخابهای متفاوت. همین تکثر است که بر مبنای نظریه سازهانگاری معنا پیدا میکند.
انتظار جامعه پس از جنگ، تداوم نگاه مبتنی بر تکثر است
رمضانخواه ادامه داد: اگر در دوران جنگ، قاعده بر مبنای هویت، هنجارها و ارزشهای متکثر شکل گرفت، اکنون که جنگ پایان یافته نیز انتظار جامعه این است که با همان الگو با مردم مواجه شود.
وی هشدار داد: اگر این اتفاق رخ ندهد، به این معنا نیست که آن هویت حذف میشود. همانگونه که این هویت توانست معادلات جنگ را بر هم بزند، ممکن است در آینده نیز معادلات دیگری را تغییر دهد. این نکتهای کلیدی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی گفت: به تعبیر خوشبختی، انسانها زمانی بیشترین احساس رضایت و خوشبختی را دارند که احساس کنند امر عمومی محصول مشترک همه آنهاست.
پیروزی در جنگ حاصل مشارکت همه مردم بود
رمضانخواه با تأکید بر نقش مردم در جنگ ۱۲ روزه اظهار کرد: پیروزی در جنگ، همانقدر که سهم نیروهای نظامی است، سهم مردم در خیابانها نیز هست. همانقدر سهم مادرانی است که روند آموزش فرزندانشان را حفظ کردند و سهم پدران و مادرانی که از کودکان خود در برابر آثار جنگ محافظت کردند.
وی افزود: این پیروزی همچنین متعلق به بخشهایی از دولت است که شبانهروز تلاش کردند تا نهتنها کالاهای اساسی، بلکه حتی کالاهای غیرضروری و لوکس نیز در بازار دچار کمبود نشود. امروز که جنگ پایان یافته، دوباره با یک «همه مشترک» مواجه هستیم، زیرا اکنون یک «مای مشترک»، قهرمانان مشترک و روایتهای مشترک از رنج و مقاومت داریم.
جنگ، حافظه جمعی تازهای برای ایرانیان ساخت
معاون مطالعات دفتر دولت ادامه داد: بارها در مواجهه با نسلهای بزرگتر از خودم دیدهام که با وجود همه اختلافات سیاسی، یک نقطه اتصال میان آنها وجود داشت و آن تجربه مشترک جنگ تحمیلی هشتساله بود. خاطره مشترک، دستاوردهای مشترک و رنج مشترک باعث میشد در لحظات بحران، اختلافها تشدید نشود و آن پیوند اجتماعی از هم نپاشد.
وی تصریح کرد: معتقدم این جنگ نیز بار دیگر چنین وضعیتی را ایجاد کرده است. اکنون ما با یک روایت مشترک، حافظه جمعی مشترک و خاطرهای مشترک از مقاومت مواجه هستیم. اینکه امروز ساختمان تخریبشدهای بر اثر بمباران پشت سر ما قرار دارد و ما در این مکان درباره ایران سخن میگوییم، به یک نماد تبدیل شده است؛ نمادی که بر اساس آن انتظار میرود در روز بازسازی نیز همه در کنار یکدیگر حضور داشته باشند.
سرمایه اجتماعی پس از بحران نباید از بین برود
رمضانخواه با اشاره به نتایج نظرسنجیهای اجتماعی گفت: در تمام نظرسنجیها مشاهده میشود که پس از دورههای بحران، شاخصهای اعتماد، رضایت و همبستگی اجتماعی افزایش پیدا میکند. برای مثال، در نظرسنجیهای سال ۱۳۷۲ که پس از جنگ تحمیلی در مراکز استانها انجام شد، بالاترین میزان اعتماد و همبستگی اجتماعی ثبت شده بود، اما این روند از دهه ۸۰ به بعد کاهش پیدا کرد.
وی افزود: اکنون نیز دوباره همان وضعیت تکرار شده و سطح بالایی از رضایت، همگرایی و همبستگی اجتماعی شکل گرفته است، اما نگرانی جدی این است که اگر این سرمایه اجتماعی و این «مای» شکلگرفته حفظ نشود و در مسیر بهبود شرایط و ساخت خوشبختی جمعی مورد استفاده قرار نگیرد، ممکن است به ضد خود تبدیل شود.
وی تأکید کرد: اگر مردم احساس کنند در لحظه بحران و جنگ کنار یکدیگر هستند، اما در زمان ساختن آینده، بهرهمندی از منافع و مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به ایران سهمی ندارند، این سرمایه اجتماعی دچار فرسایش خواهد شد.
مهمترین مسئله پساجنگ، حفظ «من ایرانی» است
معاون مطالعات دفتر دولت خاطرنشان کرد: در ایدهپردازی درباره ایران پساجنگ، مسائل فیزیکی مانند بازسازی راهها، جادهها و تأمین کالاها اهمیت خود را دارند، اما مسئله کلیدیتر، حفظ همین نخ تسبیحی است که امروز ایرانیان را حول مفهوم «من ایرانی هستم» گرد هم آورده است.
وی ادامه داد: همه ایرانیان به نوعی در این جنگ سهم داشتهاند؛ چه به واسطه حضور در مناطق درگیر و چه به دلیل آنکه خانواده، دوستان، همکلاسیها یا استادانشان آسیب دیدهاند و این رنج مشترک را تجربه کردهاند.
رمضانخواه با اشاره به مباحث روانشناسی اجتماعی گفت: در این حوزه نظریهای وجود دارد که میگوید اگر انسانها رنج مشترکی را تجربه کنند، بازگو شدن آن خاطره هر بار همان میزان درد و رنج اولیه را برای آنها زنده میکند. از همین رو، مفهوم «من ایرانی هستم» و وحدت حول ایران، مهمترین ایده برای آینده کشور به شمار میرود.
دانشگاه باید مطالبهگری برای «مای متکثر» را حفظ کند
وی در پایان با تأکید بر نقش دانشگاهها اظهار کرد: هر فردی در هر جایگاهی باید برای تحقق و یادآوری این مفهوم تلاش کند و آن را به یک مطالبه عمومی تبدیل سازد. در فضای دانشگاهی، این مسئله اهمیت دوچندان دارد، زیرا مطالبهگری برای حفظ این «مای متکثر» نباید خاموش شود.
رمضانخواه افزود: دانشگاه، بهعنوان نهادی که بر اساس قوانین بینالمللی نباید هدف حمله قرار گیرد، امروز وظیفه دارد این مطالبهگری را زنده نگه دارد. این مسئله هم با روحیه دانشگاه و دانشجو سازگار است و هم به نوعی رسالتی در قبال ازدسترفتگان فضای دانشگاهی محسوب میشود.
معاون مطالعات دفتر دولت تصریح کرد: اگر در آینده بخواهیم سیاستها را ارزیابی کنیم، باید معیار ما این باشد که هرجا این «مای متکثر» در حال تضعیف و هرجا دیگری در حال حذف شدن است، همان نقطه آغاز انحراف از «من ایرانی» مشترکی است که در این دوران شکل گرفته است.
انتهای پیام
