• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۱:۵۸
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405022313920

یک پژوهشگر تاریخ شفاهی:

برای تقویت انسجام ملی باید از روایت‌های ساده‌ساز پرهیز کرد

برای تقویت انسجام ملی باید از روایت‌های ساده‌ساز پرهیز کرد

پژوهشگر تاریخ شفاهی تأکید کرد: برای فهم دقیق‌تر تحولات اجتماعی و تقویت انسجام ملی، باید از روایت‌های ساده‌ساز فاصله گرفت.

به گزارش ایسنا، پیام طبیبی، پژوهشگر تاریخ شفاهی، امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با اشاره به شکل‌گیری یک پروژه کلان برای ثبت روایت‌های مردمی از جنگ ۱۲ روزه، گفت: برای شخص من وضعیت بسیار پیچیده‌ای پیش آمد و بسیاری از بهترین و صمیمی‌ترین دوستانم را در این جنگ از دست دادم. همین مسئله باعث شد جوششی درونی در من ایجاد شود که باید یک قدم عینی و عملی برای روایت و ثبت این جنگ برداریم.

وی ادامه داد: فارغ از اینکه در مرکز اسناد انقلاب اسلامی وظیفه ذاتی ما اجرای چنین برنامه‌هایی است، یک دغدغه جمعی میان دوستان و همکارانی که در آن برهه حضور داشتند، شکل گرفت و پایه این پروژه کلان بر ایستادگی و تلاش همین افراد بنا شد؛ افرادی که تا امروز نیز درگیر این پروژه هستند و اکنون هم در این جلسه حضور دارند.

روایت مردم باید ثبت شود

طبیبی با اشاره به محور اصلی این پروژه اظهار کرد: اگرچه عنوان برنامه «امر ملی و جنگ» است و می‌توان درباره مسائل نظری امر ملی، تفاوت آن با ناسیونالیسم و مؤلفه‌های آن سخن گفت، اما بعد از جنگ ۱۲ روزه به این جمع‌بندی رسیدیم که آنچه اهمیت دارد و باید ثبت شود، روایت‌های مردمی است؛ اینکه مردم چگونه این جنگ را روایت می‌کنند و چه اتفاقی برای آنان افتاده است.

وی افزود: در برخی تحلیل‌ها گفته می‌شود عده‌ای دشمن را به تجاوز دعوت کردند، اما دست‌کم در جنگ ۱۲ روزه چنین اتفاقی رخ نداد و حتی در جنگ رمضان نیز این موضوع چندان قابل‌توجه نبود. مردم ایران هیچ‌گاه از تجاوز بیگانه استقبال نکرده‌اند و جامعه ایرانی با برخی نمونه‌های منطقه‌ای متفاوت است.

این پژوهشگر تاریخ شفاهی خاطرنشان کرد: نباید در تحلیل‌ها جامعه ایران را به‌گونه‌ای تصویر کنیم که حوادث تلخ دی‌ماه بر این خروش و جوشش اجتماعی سایه بیندازد. متأسفانه در برخی تحلیل‌های اساتید و نخبگان می‌بینم که مدام تلاش می‌شود دی‌ماه بر این حرکت عظیم مردمی سایه افکند، در حالی که این تحلیل به‌نظر من غلط و از نظر راهبردی نادرست است و ناشی از عدم شناخت جامعه ایران است.

گفت‌وگو با خانواده‌های قربانیان جنگ

طبیبی با بیان اینکه دغدغه ثبت روایت مردم را داشته است، گفت: گفت‌وگو با خانواده‌هایی را آغاز کردیم که خواهر، پدر، مادر یا عزیزان خود را در جنگ ۱۲ روزه از دست داده بودند. تک‌تک با این افراد تماس گرفتیم. برخی از آنان هیچ نسبتی با ظاهر، عقاید یا نگاه فکری من نداشتند و حتی در مواردی تفاوت نگاه و تعارض‌هایی نیز وجود داشت، اما واقعیت جنگ همین است.

وی ادامه داد: برای مثال، همسایه یکی از دانشمندان هسته‌ای ما بوده‌اند و امروز چهار شهید داده‌اند، در حالی که حتی نمی‌دانستند در طبقه بالای ساختمانشان کدام دانشمند هسته‌ای یا مسئول ارشد نظامی زندگی می‌کند. ناگهان با پدیده جنگ مواجه شدند و یک خانواده چهار یا پنج نفره قربانی شدند. این‌ها واقعیت‌های جنگ است.

او افزود: وقتی وارد گفت‌وگو با این خانواده‌ها می‌شدیم، حتی خانواده‌هایی که تفاوت نگاه داشتند، به سختی حاضر به مصاحبه می‌شدند، اما در نهایت وارد روایت شدند.

توسعه مفهومی شهادت در جامعه

طبیبی اظهار کرد: حتی برخی از این افراد هیچ‌گاه قرار نبود در مسیر شهادت قرار بگیرند و شاید خودشان نیز چنین تصوری نداشتند، اما امروز این واقعیت وجود دارد که آنان شهدای ایران شده‌اند. به‌نظر من یک توسعه مفهومی در موضوع شهادت اتفاق افتاده است.

وی افزود: اگر خانواده شهدای دهه ۶۰ و جنگ تحمیلی اول را نگاه کنیم، عمدتاً دارای تیپولوژی مشخصی و متعلق به طبقه اجتماعی خاصی بودند، اما امروز مفهوم شهادت گسترده‌تر شده و گروه‌های متنوع‌تری را دربر گرفته است.

طیبی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به یکی از صحنه‌های تلخ جنگ گفت: وقتی دیدم دست و پای دکتر بهداری قطع شده و بدنش می‌لرزد، نتوانستم آن صحنه را تحمل کنم. این خانم دکتر کسی بود که هر زمان مریض می‌شدیم یا مشکلی داشتیم، در هر ساعت از شبانه‌روز در بهداری اوین حضور داشت، اما حالا یک دست و یک پای این متخصص قطع شده بود و من فقط ایستاده بودم تا ببینم چگونه می‌توانم کمک کنم.

پژوهشگر تاریخ شفاهی، با تأکید بر ضرورت ثبت روایت‌های مردمی از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، گفت: اینها واقعیت‌های جنگ است؛ اینکه مردم در بحرانی‌ترین لحظات پای کشورشان می‌ایستند. ما باید هر دسترسی که داریم برای گفت‌وگو با خانواده‌های شهدای این جنگ‌ها استفاده کنیم و حرف‌های آنان را بشنویم، چون با شنیدن این روایت‌ها نگاه ما به جنگ به‌کلی متفاوت می‌شود و آن را از زاویه‌ای دیگر می‌بینیم.

وی ادامه داد: مادری تعریف می‌کرد که در مراسم تشییع همسرش، فرزند خردسالش مدام می‌پرسید چرا عکس بابا را به دیوار زده‌اند و این‌ها واقعیاتی است که فیلم‌ها و مستندات آن در مرکز اسناد موجود است و اخیراً نیز ثبت و ضبط شده است. این پروژه از تیرماه آغاز شده و این کودک که تازه خواندن و نوشتن را در مدرسه یاد گرفته بود، با دیدن واژه «شهید» زیر عکس پدرش پرسیده بود: یعنی بابا چی شده؟

روایت‌های کودکانه از فقدان پدر

طبیبی افزود: مادری دیگر روایت می‌کرد که پسر هفت‌ساله‌اش هر شب برای خوابیدن دست پدرش را می‌گرفت، اما پس از شهادت پدر دیگر نتوانسته با آرامش قبل در خانه بخوابد. اینها بخشی از واقعیت‌های جنگ است که در لایه‌های عاطفی خانواده‌ها جریان دارد.

وی با اشاره به گفت‌وگوهای انجام‌شده با خانواده‌های شهدا اظهار کرد: قائم‌مقام وزیر علوم و همکاران ما در یک نهاد علمی، در جریان گفت‌وگو با خانواده‌ها به مواردی مشابه اشاره کرده‌اند. برای مثال، درباره خانواده آقای دکتر شمس‌بخش، در شبی که در حال تدارک مراسم عقد دختر کوچک‌ترشان بودند، ناگهان با صحنه‌ای هولناک مواجه شدند و خانه‌شان تخریب شد. در نهایت نیز پیکر مطهر دختر ایشان پس از چند ساعت جست‌وجو در زمین ورزشی پشت ساختمان پیدا شد.

روایت همسایگان دانشمندان هسته‌ای و قربانیان جنگ

این پژوهشگر تاریخ شفاهی ادامه داد: در هتل لاله، محل اسکان جنگ‌زدگان، با زنی گفت‌وگو کردیم که هنوز ۴۰ روز از پایان جنگ نگذشته بود. او و همسرش که هر دو مهندس بودند، همسایه یکی از دانشمندان هسته‌ای بودند. شب سالگرد ازدواجشان را بیرون گذرانده بودند و آخرین استوری‌شان نیز یک عکس دونفره بود. اما پس از آن، خانه تخریب شد و همسرش شهید شد.

وی افزود: این زن به همراه فرزندی شش‌ماهه، ساعت‌ها در میان آوار و شاخه‌های درخت گرفتار بود و ابتدا تصور می‌شد مفقود شده است. در حالی که کودک او به شکلی معجزه‌آسا زنده ماند و بعداً به دنیا آمد. چندی پیش نیز با او تماس گرفتم و از سلامت فرزندش مطلع شدم.

ضرورت فاصله گرفتن از نظریه‌پردازی صرف

طبیبی خاطرنشان کرد: این دست روایت‌ها، روایت‌های تک‌به‌تک مردم است. اگر بخواهم همه آنها را بیان کنم زمان بسیار بیشتری نیاز است، اما به‌زودی همکاران ما همه این داده‌ها را گردآوری کرده و در قالب کتاب یا مجلداتی برای ارائه به جامعه علمی منتشر خواهند کرد.

وی در ادامه تأکید کرد: جامعه علمی کشور باید بیش از پیش به عینیت توجه کند و خود را به واقعیت صحنه نزدیک سازد. ما باید از دل نظریه و دانش حرکت کنیم، اما در نظریه‌پردازی صرف ماندن یکی از آفت‌هایی است که امروز در تحلیل جنگ و مسائل ایران با آن مواجه هستیم.

پژوهشگر تاریخ شفاهی، با اشاره به امکان مقایسه جنگ ۱۲ روزه با جنگ تحمیلی اول، گفت: بهترین زمان برای مقایسه، بررسی روایت‌های ثبت و ضبط‌شده از جنگ تحمیلی اول است؛ جایی که کمک‌های مردمی در پشت جبهه، مهربانی‌های درون خطوط نبرد و رفتارهای انسانی رزمندگان به‌خوبی ثبت شده است.

وی ادامه داد: در جنگ ۸ ساله دفاع مقدس روایت‌های متعددی داریم از رزمندگانی که جیره غذایی خود را مصرف نمی‌کردند و آن را به همسنگران خود می‌دادند یا برای همسرانشان کنار می‌گذاشتند. این نوع ایثارگری‌ها در تاریخ شفاهی آن دوره ثبت شده و نشان‌دهنده پشتوانه عاطفی و مردمی جبهه‌هاست.

فراگیری جنگ؛ تفاوت مهم جنگ ۱۲ روزه با جنگ تحمیلی اول

طبیبی با بیان اینکه جنگ ۱۲ روزه واجد یک ویژگی متفاوت بوده است، اظهار کرد: مسئله مهم در این جنگ، فراگیری و همه‌گیر بودن تجربه جنگ در سطح جامعه ایران بود. این بار تقریباً همه جامعه ایران جنگ را لمس کردند؛ برخلاف جنگ ۸ ساله که تا پیش از موشک‌باران شهرهای بزرگ، عمدتاً مناطق جنوب کشور درگیر بودند و بخش‌های دیگر کشور بیشتر از طریق اعزام رزمندگان با جنگ مواجه می‌شدند.

وی افزود: در سال‌های ابتدایی جنگ، مردم شهرهایی مانند اصفهان، تهران یا تبریز به‌طور مستقیم تجربه جنگ را نداشتند و صرفاً اعزام نیروها به جبهه را مشاهده می‌کردند، اما در جنگ ۱۲ روزه این مرزبندی‌ها شکسته شد و هیچ استانی از حملات دشمن مصون نماند.

شکل‌گیری بیزاری عمومی از تجاوز

این پژوهشگر تاریخ شفاهی ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه و همچنین آنچه از آن با عنوان جنگ رمضان یاد می‌شود، نوعی مواجهه عمومی با جنگ شکل گرفت. همه مردم، با هر طبقه و سبک زندگی، درگیر مسئله جنگ شدند و همین موضوع باعث شد بیزاری از تجاوز بیگانه در سطح جامعه تقویت شود.

وی تصریح کرد: در این شرایط دیگر فقط نیروهای حاضر در جبهه نبودند که با دشمن مواجه بودند، بلکه مردم دریافتند که هر لحظه ممکن است تهدیدی از سوی نیروی خارجی متوجه زندگی روزمره آنان شود. همین درک عمومی از تهدید، نوعی همبستگی و واکنش اجتماعی گسترده ایجاد کرد.

طبیبی خاطرنشان کرد: این وضعیت در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به نوعی بیداری اجتماعی و برانگیختگی عمومی منجر شد؛ چیزی که شاید در دوره‌های پیشین به این شکل فراگیر مشاهده نمی‌شد.

وی گفت: این تجربه نشان می‌دهد که با وجود تفاوت در تیپ‌ها، شعارها و سبک‌های حضور اجتماعی، آنچه امروز در میدان‌های شهری و در حرکت‌های نمادین دیده می‌شود، حضور اقشار متنوع جامعه با نگاه‌ها و سبک‌های مختلف است که در یک نقطه مشترک یعنی دفاع از کشور گرد هم آمده‌اند.

نقد نگاه‌های رسانه‌محور در تحلیل جامعه

طیبی با اشاره به برخی برداشت‌ها از وضعیت اجتماعی اظهار کرد: نگاهی که امروز می‌گوید کل جامعه را باید بر اساس چند روایت یا برساخت رسانه‌ای تحلیل کرد، محل نقد جدی است. ما درباره بسیاری از موضوعات، از جمله احکام قضایی یا وقایع مختلف، اطلاعات دقیق نداریم، پرونده‌ها را نخوانده‌ایم و بر اساس داده‌های ناقص یا بازنمایی‌های رسانه‌ای دست به قضاوت می‌زنیم؛ با این شیوه تحلیل مخالفم.

وی افزود: در تحلیل جامعه، چه در حوزه دانشگاهی و چه در میان بخشی از روشنفکری، گاهی این مشکل وجود دارد که واقعیت‌های عینی جامعه در سایه روایت‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد و تحلیل‌ها از متن واقعیت فاصله می‌گیرد.

نقد تعمیم مسائل دی‌ماه به همه پدیده‌ها

این پژوهشگر تاریخ شفاهی تصریح کرد: ما امروز که می‌خواهیم جنگ را تحلیل کنیم و به دنبال تقویت انسجام ملی هستیم، نباید دائماً سایه دی‌ماه را بر همه پدیده‌ها بیندازیم. چرا باید هر امر مثبتی را ذیل آن وقایع تعریف کنیم؟

وی ادامه داد: دی‌ماه یک رخداد بوده است و حتماً باید درباره آن فکر شود، جامعه‌شناسان، روانشناسان و سیاستگذاران باید آن را بررسی کنند تا تکرار نشود، اما این‌که بخواهیم هر پدیده مثبت در کشور را دوباره ذیل آن رخداد تفسیر کنیم، با آن مخالفم.

هشدار درباره فاصله گرفتن از واقعیت اجتماعی

این پژوهشگر تاریخ شفاهی خاطرنشان کرد: به‌نظر من، بخشی از جامعه روشنفکری و حتی برخی در حوزه دانشگاهی و حوزوی، در تحلیل‌ها دچار نوعی رهزن فکری می‌شوند و نمی‌توانند واقعیت‌های عینی جامعه و مردم را به‌درستی ببینند و تحلیل کنند. این مسئله موجب فاصله گرفتن تحلیل‌ها از واقعیت‌های زیسته جامعه می‌شود.

انتهای پیام