در همین راستا، ایسنا مهمان بخشی از فعالیتها و تلاشهای همدلانه یکی از گروههای خیریه مردمنهاد در مشهد شده است تا کمی عمیقتر به جستجو پرداخته و دریابد که هنر چگونه میتواند مسیر رسیدن به نقطههای آسایش را هموارتر کند؟
در این مسیر، تلاشهای این گروه در تأمین منابع و آموزش نیز سرشار از موهبت و اثرگذاری است اما نبض اصلی این حرکت در میدان حضور و در آمیختگی با هنر میتپد که تمرکز ما نیز بر آن بوده است. این گزارش، روایتی از تلاقی هنر، مهارت و معناست؛ بازخوانی فعالیتهای فرهنگی و هنری یگ گروه خیریه مردم نهاد که سکوت بخشهای درمانی را به نغمههای امید بدل میکند. جایی که هنر نه یک سرگرمی، بلکه رسالتی برای بازگرداندن امید و شادی به زندگی کودکانی است که چشمانتظار لمس زیبایی هستند.
زهرا محمدیمفرد، مدیرکل یک خیریه مردمنهاد در مشهد با بیان اینکه هنر، زیباترین زبان برای ابراز مهربانی است، گفت: در مجموعه ما، کار خیر با هنر گره خورده است؛ ما تخصص و ذوق هنری خود را نذر کردهایم تا با جادوی رنگ و لبخند، دنیای خاکستری بیماری و محرومیت را برای فرشتههای کوچک، دوباره رنگآمیزی کنیم.
وی ادامه داد: هنر، آنجا که از قابهای محدود گالریها فراتر میرود و راهش را به راهروهای خسته بیمارستان یا دیوارهای غبارگرفته مدارس دورافتاده باز میکند، معنایی اصیل و انسانی مییابد. ما بر این باوریم که والاترین مأموریت هنر، ترمیم جانهای خسته و ترسیم افقهای روشن برای فرشتههایی است که در کشاکش سختی، لبخند را به انتظار نشستهاند.
کنشگری فرهنگی و خلق معنای جدیدی از لبخند و زندگی در بیمارستان
او با بیان اینکه این مجموعه خیریه با عنوان «کودکان فرشتهاند» شناخته شده است، اظهار کرد: مجموعه ما در کنار ۱۳ شعبه در سطح کشور، بزرگترین خیریه داوطلبمحور ایران محسوب میشود. فعالیت شعبه مشهد از سال ۱۳۹۹ با رویکردی برخاسته از «هنر حضور» آغاز شد. ما بر این باوریم که در کنار فرآیندهای دشوار درمان، حضور بر بالین فرشتههای کوچک و ایجاد لحظاتی سرشار از امید، خود یک کنشگری فرهنگی است. هدف ما این بوده که با نگاهی انسانی، فضایی را خلق کنیم که در آن هم مادر کودک به آرامش برسد و هم خود کودکان از طریق ارتباط عاطفی و فضای همدلانه، معنای جدیدی از لبخند و زندگی را در محیط بیمارستان تجربه کنند.
محمدیمفرد ادامه داد: با گذشت زمان، دغدغههای ما در قالب تیمهای تخصصی از جمله «تیم آموزش» گسترش یافت تا عدالت فرهنگی را برای کودکان بازمانده از تحصیل و ساکنان مناطق کمبرخوردار محقق کنیم. ما در مراکزی نظیر مراکز توانبخشی، شبهخانواده و حتی کورهپزخانههای حاشیه شهر حضور داریم تا زنجیره آموزش برای کودکانی که به دلیل بیماری یا شرایط اجتماعی از درس عقب ماندهاند، از هم گسسته نشود. همچنین از طریق دفتر شوق زندگی، مسئولیت همراهی فرهنگی و آموزشی کودکان آسیبدیده در پروندههای قضایی را بر عهده گرفتهایم تا با نگاهی حمایتی، مسیر رشد و بالندگی آنها را هموار سازیم.
مدیرکل خیریه مردمنهاد «کودکان فرشتهاند» با اشاره به اینکه تمامی فعالیتهای این خیریه در حقیقت ماهیتی فرهنگی دارد، خاطرنشان کرد: تلاش میکنیم مفاهیم حمایتی را در ظرفی از هنر، بازی و فعالیتهای تیمی ارائه دهیم. برای نمونه در مواجهه با چالشهایی نظیر کار کودکان یا بزهکاری، تیم فرهنگی ما با همراهی روانشناسان، از مسیر بازیدرمانی و الگوپردازیهای عملی وارد عمل میشود. ما معتقدیم تقویت مهارتهای شخصیتی در قالب کارگاههای گروهی، بسیار اثربخشتر از شیوههای سنتی است. در این مسیر، تیم روانشناسی ما با برگزاری کارگاههای تخصصی، پروژههایی را دنبال میکند که هدف نهایی آنها بازگرداندن هویت شاداب کودکی به این فرشتههاست.

بهکارگیری هوشمندانه تمامی ظرفیتها برای پایدار نگه داشتن جریان فرهنگی مورد نظر
وی افزود: بخش دیگری از رسالت ما در «گروه بازسازی» تجلی مییابد؛ جایی که پزشکان داوطلب ما با شناسایی فضاهای آموزشی و مراکز توانبخشی، آستین همت را برای زیباسازی و بهسازی محیط زندگی کودکان بالا میزنند تا اتمسفری متناسب با خلاقیت آنها فراهم کنند. در کنار این نگاه بصری، تیم «پویش» به عنوان بازوی اجرایی، وظیفه شناسایی دقیق نیازها و تامین ملزومات زندگی، ارزاق و پوشاک مددجویان را بر عهده دارد. در واقع این بخش حمایتی، حکم زیرساختی را دارد که به ما اجازه میدهد بدون دغدغه، بر روی فعالیتهای علمی، هنری و مهارتآموزی بچهها تمرکز کرده و جریان فرهنگی مجموعه را پایدار نگه داریم.
محمدیمفرد مردمنهاد با تأکید بر اینکه فعالیتهای ما محدود به جغرافیا نیست، یادآور شد: از بیمارستانهای اکبر و شیخ تا حاشیه شهر، هر جا که فرشتهای نیاز به لبخند داشته باشد، تیمهای ما با کارگاههای ریتم و حرکت و اردوهای فرهنگی حضور دارند. ریشه این حرکت برای من، به دوران دانشجویی و نیازم به خلق یک فضای امن بازمیگردد. من آموختم که با هنرِ مهربانی، نه تنها حال یک کودک، بلکه حال درونی خودمان نیز بهبود مییابد. ما به عنوان یک نهاد کاملاً مردمی، آمادگی داریم تا از ظرفیتهای فرهنگی و هنری بیشتری برای اثرگذاری بر زندگی بچهها استفاده کنیم؛ چراکه باور داریم هنر، زیباترین زبان برای پیوند میان انسانهاست.
تعریف خدمات حمایتی متنوع در بستری از فرهنگ و هنر
وی تأکید کرد: هدف ما فراتر رفتن از مرزهای کمک مالی صرف بود؛ ما به دنبال پیریزی یک خیریه ارائهدهنده خدمت بودیم که در آن، مهارتهای فردی و تخصصهای هنری، ابزار اصلی پیوند با کودکان باشد. در این الگو، ما خدمات حمایتی را در بستری از فرهنگ و هنر تعریف کردیم تا به جای صرف هزینه برای دارو و درمان، تجربه زیستِ فرهنگی را به کودکان هدیه دهیم و از توانمندیهای تخصصی داوطلبان برای بهبود حال روحی آنها بهره ببریم.
این مدیرکل با اشاره به اینکه در نگاه ما، هر تخصص میتواند به یک اتفاق فرهنگی تبدیل شود، بیان کرد: در خیریه ما، قنادی که کارگاه شیرینیپزی برگزار میکند یا منجمی که با تلسکوپ در حیاط بیمارستان دریچهای به آسمان برای بچهها میگشاید، همگی در حال خلق یک اثر هنری انسانی هستند. این تنوع در کارگاههایی نظیر خیاطی، شمسسازی و حتی سازههای ماکارونی متجلی است. علاوه بر این، در مسیر زیباسازی و بازسازی فضاها، داوطلبان ما با بهرهگیری از هنر طراحی و کارگاههای بداهه و خلاقیت، محیطهای درمانی را به فضایی برای رشد و تجربههای بصری مثبت تبدیل میکنند.

از «کارناوال شادی» تا مستندسازی حرفهای در خیریه «کودکان فرشتهاند»
او تصریح کرد: یکی از شاخصترین بخشهای ما، «کارناوال شادی» است که با بهرهگیری از بازیگران تئاتر، نمایش را به میان کودکان میبرد. تحت نظارت لیدرهای متخصص، فرشتههای ما نه تنها تماشاگر، بلکه هنرجوی نمایشنامهنویسی میشوند؛ آنها مینویسند، تمرین میکنند و اجراهایی را در بیمارستانها و جشنها به روی صحنه میبرند. در کنار این تیم نمایشی، معلمان داوطلب ما در حوزههای زبان انگلیسی، ورزش و موسیقی، وقت و دانش خود را وقف توسعه فرهنگی این کودکان میکنند تا نشان دهیم هر مهارت شخصی، جرقهای برای بیداری استعدادهای نهفته است.
مدیرکل این خیریه مردمنهاد با بیان اینکه ما مجموعهای را بنا کردیم که فراتر از یک نهاد، یک خانواده باشد، ادامه داد: فضایی که در آن، حال داوطلب، کودک و خانوادهها به طور همزمان رو به بهبودی میرود. اینجا حتی اگر کسی مهارتی نداشته باشد، تحت آموزش قرار میگیرد تا بتواند نقشی موثر ایفا کند. ثمره این نگاه، داوطلبانی هستند که از دل همین فعالیتها به مستندسازی حرفهای یا گویندگی پادکست رسیدهاند و امروز در عرصه هنر و رسانه شاغل و موفقاند. این چرخه تداومبخش، به لطف نفسهای پربرکت داوطلبان، جریانی زنده است که هنر زندگی را به همگان میآموزد.
محمدیمفرد خاطرنشان کرد: تاثیرات عمیق رویکرد فرهنگی ما در تغییر مسیر زندگی کودکان بزهکار یا آسیبدیده به وضوح مشهود است. با تلاشهای تیم آموزش، مددجویانی که روزی در مراکز شبهخانواده با دشواریهای فراوان روبرو بودند، امروز خود به عنوان مدرس در کلاسها حضور مییابند. ما شاهد کاهش نیاز به داروهای اعصاب در برخی کودکان و تغییر الگوهای رفتاری آنها از مسیر امید و آموزش بودهایم و به جای رویکردهای انفعالی، مسیر پویای اشتغال و تحصیل را پیش روی آنها گذاشتیم تا نشان دهیم فرهنگسازی میتواند سرنوشتسازترین دارو باشد.

توجه ویژه به رنگ و لعاب محیط و تاثیر آن بر کیفیت زندگی به مثابه یک رسالت فرهنگی و هنری
مدیرکل این خیریه مردمنهاد با تأکید بر اینکه تیم بازسازی ما با این باور که «رنگ و لعاب محیط، بر کیفیت زندگی اثر مستقیم دارد»، به بهسازی مراکز توانبخشی و مدارس میپردازد، افزود: این فرآیند هنری که با حمایتهای مردمی تامین میشود، از سنبادهکشی و پرایمر زدن تا طراحی نهایی، یک فعالیت تیمی و هنری است که لیدرها به داوطلبان آموزش میدهند. حضور در این پروژهها، نوعی معماریِ مهربانی است که هدفش تبدیل محیطهای بیروح به فضاهایی سرشار از رنگ و معناست تا هر مرکزی که با کودکان در ارتباط است، به بستری زیباتر برای رشد آنها بدل شود.
وی یادآور شد: حضور در این اتمسفر فرهنگی نیازمند رعایت قواعد دقیق رفتاری و اخلاقی است. بازیگران و داوطلبان ما میآموزند که نوع ارتباطشان با کودک باید امنیتآفرین باشد. من همواره تاکید کردهام که در مواجهه با کودک، باید حق قد را رعایت کرد؛ یعنی داوطلب با تنظیم فیزیکی و زبانی خود با شرایط کودک، حس برابری و امنیت را به او منتقل کند. این ظرافتها در نوع بیان و ارتباط، بخشی از همان «فرهنگ همدلی» است که ما تلاش میکنیم در تمام ابعاد فعالیتهایمان، از نمایش تا بازسازی، جاری کنیم.
حرکت آگاهانه و ساختارمند هنر به عنوان ابزار همراهی کودکان
محمدیمفرد با تأکید بر اینکه ما در مجموعه «کودکان فرشتهاند»، پیش از هرگونه کنشگری میدانی، قائل به تبیین اخلاق حرفهای حضور هستیم، اظهار کرد: به همین منظور، داوطلبان و تیمهای تخصصی ما پیش از ورود به فضای بیمارستان یا مراکز حساس، تحت آموزشهای مدون قرار میگیرند. برای داوطلبانی که نخستین تجربه همراهی را سپری میکنند، بستههای آموزشی جامعی ارسال میشود که استانداردهای رفتاری را در سه ساحت کلیدی تبیین میکند: سلامت جسمانی، امنیت روانی کودک و حریم خصوصی خانواده. این رویکرد آموزشی تضمین میکند که حضور هنری و فرهنگی ما، نه یک مداخله سلیقهای، بلکه یک حرکت آگاهانه و ساختارمند در اتمسفر حساس درمان باشد.

نهفته بودن هنر در ذات تمام انسانها و بهرهگیری از جادوی آن در پراکندن امید
در ادامه سرپرست تیم «کارناوال شادی» در این خیریه مردمنهاد، با تأکید بر اینکه نخستین اصلی که به داوطلبان جدید یادآوری میکنم این است که برای پیوستن به این جریان، پیششرطی به نام مهارت هنری وجود ندارد، اظهار کرد: ما باور داریم که هنر در ذات هر انسانی نهفته است و اینجا دقیقاً همان بستری است که استعدادها کشف و صیقل داده میشوند. در نگاه ما، هنر اگر در فرد وجود نداشته باشد، شکوفا میشود و اگر از قبل باشد، در مسیر خدمت به خلق، غنای بیشتری مییابد. بسیاری از داوطلبان ما، از جمله خود من، با اشتیاق صرف وارد این مسیر شدند و در طول زمان آموختند که چگونه از جادوی هنر برای انتقال امید و مفاهیم نیکوکاری بهره ببرند.
وی ادامه داد: تجربه حضور در کارناوال، فراتر از یک فعالیت داوطلبانه، یک فرآیند خودسازی و تحول شخصیت است. ما شاهد بودهایم که افراد درونگرا و محجوب، پس از مدتی فعالیت در گروه، به چنان جرات و جسارتی در هنر ارتباط رسیدهاند که در میانه برنامهها، با شور و حال وصفناپذیری به اجرا و گفتگو با مخاطبان میپردازند. این نشان میدهد که هنر در اینجا فقط یک تخصص فنی نیست، بلکه فرصتی برای شکفتن و یافتن شهامت حضور در جمع است؛ مسیری که در آن، هنر به داوطلب کمک میکند تا از پیله تنهایی خارج شده و با دنیای اطراف پیوندی عمیق و زنده برقرار کند.
این سرپرست با بیان اینکه در لایههای اجرایی کارناوال، گروههای تخصصی متعددی شکل گرفته است، تصریح کرد: هر یک از آنها گوشهای از رسالت فرهنگی ما را پیش میبرند. تیم عروسکگردانی ما، بستری برای تربیت دوبلورهای مستعد شده است و داوطلبان در کنار اجرا، تکنیکهای روایتگری و قصهپردازی را میآموزند. حتی کسانی که هیچ پیشزمینهای ندارند، در طول مسیر با اصول اجرای زنده و ساختار دراماتیک داستان آشنا میشوند. این چرخه آموزشی باعث میشود که مشارکت در کار خیر، با یک ارزش افزوده فرهنگی و هنری همراه شود و داوطلب احساس کند که در کنار بخشندگی، در حال رشد تکنیکی و مهارتی است.

لزوم وجود یک پیوست فرهنگی در پشت هر اقدام کوچک گروه
او خاطرنشان کرد: ما معتقدیم که پشت هر لبخند و هر بازی در بیمارستان، باید یک پیوست فرهنگی و تربیتی وجود داشته باشد. شادی در کارناوال ما، صرفاً یک سرگرمی زودگذر نیست؛ بلکه ابزاری است برای انتقال معنا و ارزشهای انسانی. تیم فرهنگی ما با طراحی بازیهای هدفمند برای گروههای سنی ۶ تا ۱۲ سال و ۱۳ تا ۱۸ سال، تلاش میکند تا تجربهای واقعی از فرهنگ و همدلی را در ذهن کودکان ثبت کند. حتی لحظات رقص و آواز و خنده، بخشی از یک نگاه رشددهنده هستند تا کودک در میان نبرد با بیماری، از طریق حرکت و ریتم به درک تازهای از توانمندیهای خود و زیباییهای زندگی برسد.
سرپرست تیم کارناوال شادی خیریه«کودکان فرشتهاند»، اظهار کرد: نکته کلیدی در فعالیتهای ما، حفظ توازن میان رسالت آموزشی و روح نشاطآفرین کارناوال است. در حالی که تیم آموزش در روزهای مشخصی از هفته بر روی مهارتآموزی و تقویت بنیه علمی فرشتهها تمرکز دارد، کارناوال شادی مأموریت دارد تا فضایی شاد، جاری و زنده خلق کند. ما تلاش میکنیم جلسات کارناوال به دور از خشکی کلاسهای درس، لبریز از انرژی و حرکت باشد تا توازن روانی لازم برای کودکان فراهم شود. هدف نهایی ما این است که با پیوند آموزش و شادی، اتمسفری بسازیم که در آن نور امید هرگز خاموش نشود و هنر، زبان گویای زندگی باقی بماند.
هنر در کارناوال شادی؛ مسیر مستمر یادگیری
او با اشاره به اینکه کارناوال شادی، فراتر از یک نمایش از پیش تعیین شده حرکت میکند، اظهار کرد: در واقع، بسیاری از کاراکترها و فضاهای اجرا محصول خلاقیت لحظهای و جوششی خود بچههاست. داوطلبان ما تنها اجراکننده نیستند، بلکه خود خالق صحنه محسوب میشوند. هنر در اینجا یک مسیر مستمر یادگیری است که در آن بداهه نقشی کلیدی ایفا میکند. ممکن است در لحظه، یک داوطلب با یک پوشش متفاوت یا بر اساس حسوهوای درونیاش، نقش جدیدی بیافریند که فضا را زندهتر و صمیمیتر کند. این انعطافپذیری باعث میشود تا هر اجرا، تجربهای منحصربهفرد و تکرارناپذیر باشد که مستقیماً با روح زنده محیط پیوند میخورد.

وی تأکید کرد: اگرچه محوریت کار ما بر شادی و انرژی است، اما در بطن هر اجرا، مسیری آموزشی را دنبال میکنیم. طراحی دیالوگها به گونهای است که مفاهیم ارزشمندی همچون مهربانی را به کودکان منتقل کند، اما این انتقال هرگز در لفافهای از خشکی کلامی نیست. ما با تنظیم دقیق حرکات بدن و چشم و استفاده از فرمهای بصری جذاب، تلاش میکنیم تا برنامه در عین بامزه و پرانرژی بودن، حامل یک پیام عمیق فرهنگی باشد. هدف ما این است که کودک در میان خنده و سرگرمی، تجربهای واقعی از ارزشهای انسانی به دست آورد، بدون آنکه احساس کند در یک کلاس آموزشی صرف قرار گرفته است.
سرپرست تیم کارناوال شادی در این خیریه مردمنهاد اظهار کرد: بر این باوریم که اگر پیوند عاطفی و انسانی عمیقی میان اعضای تیم برقرار نباشد، آن جادوی لازم در اجرا اتفاق نخواهد افتاد. در کارناوال، دوستی برای ما صرفاً یک احساس گذرا نیست بلکه یک ساختار منسجم است. این صمیمیت باعث میشود تا تیمها با هماهنگی غریزی پیش بروند؛ بچهها با میل درونی مسئولیت بخشهای مختلف را میپذیرند، با هم شعر میخوانند و در کمال همافزایی، برنامه را جلو میبرند. این روح تیمی، همان چیزی است که به اجرای ما قدرت نفوذ در قلب کودکان بیمار را میبخشد.
در ادامه یکی دیگر از اعضای تیم کارناوال شادی با بیان اینکه انگیزه شخصی من برای ورود به این مسیر، از یک تجربه خانوادگی و مشاهدهی فعالیتهای پرشور مجموعه «کودکان فرشتهاند» در تهران شکل گرفت، اظهار کرد: در دورانی که منبع مالی مستقلی برای کمک نداشتم، دریافتم که ارزشمندترین دارایی من انرژیام است. من دیدم که کودکان بستری و مادران خستهای که ماهها در اتمسفر سنگین بیمارستان حضور دارند، بیش از هر چیز به یک جرقه از انرژی و نشاط نیاز دارند. بنابراین تصمیم گرفتم این توان درونی را نذر کنم؛ نذر لبخندی که میتواند برای لحظاتی، سنگینی رنج را از روی دوش یک مادر بردارد و دنیای یک کودک را رنگآمیزی کند.

پیوند ناگسستنی میان هنر و خدمت خالصانه
وی افزود: آنچه کارناوال شادی را متمایز میکند، همین پیوند ناگسستنی میان هنر و خدمت خالصانه است. داوطلبان ما تمام توان هنری خود را به کار میگیرند تا نه تنها حال فرشتههای کوچک، بلکه روحیهی خودشان را نیز اعتلا ببخشند. در این مسیر، هنر ابزاری است برای عبور از بنبستهای عاطفی و رسیدن به مرحلهای از مفید بودن که در آن، انرژی فرد به برکتی برای دیگران تبدیل میشود. ما اینجا هستیم تا ثابت کنیم که با دستهای خالی اما قلبی لبریز از هنر و همدلی، میتوان بر بالین دردمندترین موجودات خدا، سمفونی امید و زندگی را نواخت.
این عضو داوطلب تیم کارناوال شادی ادامه داد: من همواره بر این باور بودهام که شکلگیری این جمع پرشور با این حجم از استعداد هنری، یک موهبت الهی است. در ابتدا بسیاری از داوطلبان با تردید میآمدند و نگران نداشتن ایده یا مهارت بازیگری بودند؛ اما پاسخ من همیشه یکسان بود: در مواجهه با کودک، نیازی به نقش بازی کردن یا تکنیکهای پیچیده نیست. کافی است خودت باشی و با صداقت، انرژی درونیات را به کودک منتقل کنی تا ببینی که مسیر ارتباط، چطور به شکلی خودجوش گشوده میشود.
او با بیان اینکه یکی از بازوان اجرایی ما در آن دوران، چند عروسک ساده بودند که به واسطه آنها با بچهها وارد گفتگو میشدیم، تصریح کرد: ما نمایشنامههای بسیار سادهای را در ذهن داشتیم که داوطلبان با بداههپردازی، آنها را بر بالین کودکان اجرا میکردند. فرقی نمیکرد که دیالوگها دقیقاً مطابق متن باشد یا خیر؛ مهم این بود که کار اجرا شود و ارتباط شکل بگیرد. حتی بازیهای سنتی مثل «عمو زنجیرباف» که هیچ ابزاری جز دستهای گرهخورده ما نمیخواست، به ابزاری قدرتمند برای همبستگی و خنده تبدیل میشد. ما آموختیم که هنر نمایش، در سادگی کلام و خلوص نیت بازیگر نهفته است.

سپس سرپرست تیم بازی این خیریه مردمنهاد با بیان اینکه من عمیقاً باور دارم که هیچ انسانی بدون هدف خلق نشده است، اظهار کرد: پشت آفرینش موجودی با این همه شگفتی، قطعاً رسالتی نهفته است که خداوند بر دوش ما نهاده است. رسالت ما در این جهان، به جا گذاشتن یک ردپای مثبت است؛ نوری که هر کس به قدر توان و در حد وسع وجودیاش باید در مسیر زندگی دیگران بتاباند. حضور در کنار کودکان بیمار، برای من مسیری برای تحقق این هدف بود؛ راهی که در آن آموختم معنای حقیقی زندگی در پیوندی است که میان قلب ما و دردمندترین بندگان خدا برقرار میشود.
وی خاطرنشان کرد: در مواجهه با فرشتههای کوچک بستری در بیمارستان، آموختیم که نیاز اصلی آنها لزوماً کمکهای مالی نیست. بزرگترین و گرانبهاترین چیزی که میتوان به یک کودک بیمار هدیه داد، وقت و حضور خالصانه است. کودکان و مادرانی که روزهای متمادی در اتمسفر سنگین درمان سپری میکنند، بیش از هر چیز به گوشی برای شنیدن و قلبی برای همراهی نیاز دارند. نشستن بر بالین این پاکترین موجودات زمین، نه تنها حال آنها را دگرگون میکند، بلکه در حقیقت، کیمیایی است که حال روحی داوطلب را نیز شفا میدهد.
بازی کردن به مثابه فرو ریختن دیوار بلند درد
این سرپرست با اشاره به اینکه بیمارستان برای بسیاری از ما شاید مکانی گذرا به نظر برسد، بیان کرد: اما برای مادری که شاهد رنج فرزندش است یا برای کودکی که در اوج ترس و دردِ درمان قرار دارد، تمام دنیا در همان چهاردیواری خلاصه شده است. ما در مجموعه، تمام ابزارهای لازم برای بازی و سرگرمی را فراهم کردهایم تا داوطلب بدون هیچ دغدغهای، فقط بر روی ارتباط انسانی تمرکز کند. حضور ما در آن لحظات بحرانی، تلاشی است برای آنکه برای دقایقی هم که شده، دیوار بلند درد را فرو بریزیم و دریچهای از لبخند به روی آنها بگشاییم.

معماری و هنر در خدمت ارتقای روحیه کودکان و نوجوانان
در ادامه سرپرست تیم بازسازی این خیریه با بیان اینکه در این مجموعه، مفهوم «بازسازی» فراتر از فرآیندهای مکانیکی و ساختوسازهای سنگین عمرانی است، اظهار کرد: ما به این فعالیت به چشم یک مرمت هنری و زیباسازی بصری نگاه میکنیم. تیم بازسازی متشکل از هنرمندان داوطلب و نیروهای متخصص است که با تکیه بر ذوق و توانمندیهای فردی، فضاهای بیروح را به محیطهایی سرشار از رنگ و معنا تبدیل میکنند. هدف ما این است که با کمترین امکانات و بیشترین خلاقیت، اتمسفری بسازیم که در آن، معماری و هنر در خدمت ارتقای روحیه کودکان و نوجوانان قرار گیرد و رنگ، جایگزین خاکستری فرسودگی شود.
وی تأکید کرد: یکی از درخشانترین فصول فعالیت ما، اعزامهای دوفصلی به مناطق محروم سیستان است. در این سفرهای یک تا دو هفتهای، نخبگان تیم بازسازی که مهارتهای هنری و فنی خود را به اثبات رساندهاند، راهی دورافتادهترین مدارس و مراکز میشوند. این اردوها در حقیقت یک کارگاه هنری سیار هستند که در آن، داوطلبان با عشق و تعهد، غبار محرومیت را از چهره فضاهای آموزشی میزدایند. این هجرت هنری، فرصتی است تا هنر از گالریها و فضاهای فانتزی خارج شده و مستقیماً بر دیوارهای گلی و خسته، نقشی از امید و تازگی بر جای بگذارد.
او با تأکید بر اینکه بخش عمدهای از کار ما در تیم بازسازی، بر پایهی سواد بصری و مهارت در ترکیب رنگها استوار است، تصریح کرد: داوطلبان ما میآموزند که چگونه با ترکیبهای سادهای مثل سرخ و سپید، طیفهای ملایم و دلنشینی بسازند که متناسب با روانشناسی کودک باشد. این ظرافتهای هنری نه تنها بر روی دیوارها، بلکه در جزئیات وسایل و تجهیزاتی که به بچهها ارائه میدهیم نیز متجلی است. ما معتقدیم که نوع انتخاب رنگ و کیفیت رنگآمیزی، پیامی صامت اما عمیق از احترام و محبت را به ساکنان آن فضا منتقل میکند؛ پیامی که میگوید: «شما شایستهی زیباترینها هستید.»
این هنرمند خاطرنشان کرد: یکی از شگفتیهای تیم ما، حضور نوجوانان شانزده-هفده سالهای است که شاید پیش از این، هرگز قلممویی به دست نگرفته بودند. در اینجا، بازسازی تبدیل به یک «مدرسه هنر و تجربه» میشود. ما شاهد بودهایم که این نوجوانان چگونه با اولین آموزشهای بتونهکاری، زیرسازی و زیر لایههای رنگ، استعداد نهفته خود را کشف میکنند. نتیجه کار آنها، که با دقت و وسواسی هنرمندانه انجام میشود، چنان کیفیتی دارد که تحسین متخصصان را برمیانگیزد. این فرآیند، نه تنها محیط را بازسازی میکند، بلکه هویت و اعتمادبهنفس هنری داوطلب جوان را نیز از نو میسازد.

سرپرست تیم بازسازی این خیریه مردمنهاد با اشاره به اینکه فعالیتهای ما اگرچه از حمایتهای مالی خیرین بهرهمند است، اما بخش بزرگی از پیشرفت کار مرهون «نذرِ ابزار» توسط خود داوطلبان است، گفت: بسیار پیش میآید که اعضای تیم با آوردن قلمموها، مدادهای طراحی و حتی پیگمنتهای رنگی شخصی خود، چرخ این حرکت فرهنگی را به گردش درمیآورند. این مشارکت داوطلبانه در تأمین متریال هنری، نشاندهنده عمق پیوند عاطفی داوطلب با رسالت مجموعه است. ما تمرکز اصلی خود را بر مراکز مربوط به حوزه کودک و نوجوان معطوف کردهایم تا بیشترین اثرگذاری بصری را در محیطهای رشد و یادگیری آنها ایجاد کنیم.
وی تصریح کرد: تیم بازسازی ما دارای یک سلسلهمراتب تخصصی و کاملاً هنری است. در مرحله نخست، «گروه طراحی» با مداد و قلم، خطوط اولیه و طرحهای گرافیکی را بر روی دیوارها پیادهسازی میکنند تا نقشه راهِ زیبایی ترسیم شود. پس از آن، تیمهای مسئول ترکیب رنگ، گچکاری و بتونهکاری وارد عمل میشوند تا به آن طرحهای خطی، حجم و رنگ ببخشند. این تفکیک وظایف، از لیدرها و معاونین گرفته تا هنرجویان تازهکار، تضمین میکند که فرآیند مرمت با بالاترین استانداردهای بصری پیش برود و هر کسی، قطعهای از پازل زیبای نهایی را با دستان خود بسازد.
او با تأکید بر اینکه ما در تیم بازسازی، قائل به یک اخلاق حرفهای در مصرف هستیم، بیان کرد: لیدرها و سرگروههای ما وظیفه دارند پیش از شروع هر پروژه، آموزشهای لازم را جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع ارائه دهند. در نگاه ما، رنگ و مصالحی که توسط خیرین یا نهادهایی چون آموزش و پرورش در اختیارمان قرار میگیرد، امانتی گرانبهاست که باید با وسواسِ یک هنرمند، به بهترین شکل مصرف شود. استفاده بهینه از هر قطره رنگ و هر گرم مصالح، نه تنها یک وظیفه اقتصادی، بلکه یک تعهد اخلاقی است تا برکت این کار داوطلبانه محفوظ بماند و اعتماد حامیان به هنر ما خدشهدار نشود.

امتداد فعالیتهای فرهنگی در مرکز نگهداری و غربالگری کودکان
سپس یکی از اعضای تیم فرهنگی این خیریه مردمنهاد با تأکید بر اینکه در شعبه مشهد، پروژه «همبازی» نقطه عزیمت ما برای ورود به لایههای پنهان و دردمند اجتماع بود، اظهار کرد: گروه فرهنگی با هدف غایی فرهنگسازی، فعالیت خود را در مرکز نگهداری و غربالگری کودکان کار آغاز کرد؛ مکانی که در آن سالها به نام «فجر» و بعدها «مهر ۸۰» شناخته میشد. اینجا مقصدی بود که کودکان را پس از جمعآوری از سطح شهر، به آنجا منتقل میکردند. رسالت ما در این فضا، فراتر از یک حضور نمادین بود؛ ما به دنبال ایجاد پلی از جنس اعتماد بر پایه فرهنگ همدلی و نوعدوستی در محیطی بودیم که دیوارهای سفید و پنجرههای میلهدارش، بیش از هر چیز تداعیگر حصار بود تا خانه.
وی با اشاره به اینکه تأثیر این حضور فرهنگی، فراتر از دیوارهای مرکز نگهداری بود، اظهار کرد: پس از گذشت بیش از یک سال و نیم، هنوز هم وقتی بهطور اتفاقی در اطراف حرم یا گوشهوکنار شهر با این بچهها روبرو میشویم، ما را به یاد میآورند. این شناختن و لبخندهای از دور، گواه آن است که بذری از جنس محبت و احترام که در آن روزهای سخت کاشته شده بود، در جان آنها ریشه دوانده است. این ماندگاری، بزرگترین پاداش برای گروه فرهنگی ماست و ثابت میکند که اکر هنر و فرهنگ با چاشنی معرفت همراه شود، هیچ دیواری نمیتواند مانعِ نفوذ آن به قلبهای تشنه شود.
در پایان این مسیر، آنچه باقی میماند، ایمان به قدرت اعجازگر هنر در مسیر خوبی است. در این تجربه دریافتیم که وقتی هنر با کار خیر گره میخورد، معجزهای رخ میدهد که زبان از بیان آن قاصر است؛ این افراد گرد هم آمدهاند تا با رنگ و نمایش، غبار را از چهره دنیای این کودکان بزدایند اما در نهایت، این لبخند فرشتهها بود که به زندگی خود آنان که بخشی از جامعه به شمار میروند، رنگ و معنا بخشید. آموختیم که هنر تنها برای تماشا نیست بلکه ابزاری است تا با آن، دست کودکی را بگیریم و به او یادآوری کنیم که چقدر ارزشمند است.
این گفتوگو، تنها گوشهای از نذر تخصص و عشق داوطلبانی بود که باور دارند با سادهترین ابزارها هم میتوان قهرمان قصه یک کودک شد. این مسیر، جادهای است که پایان ندارد؛ چرا که هر روز هنرمند تازهای با قلممو، ساز یا کلامش به چنین جمعهایی میپیوندد تا نت مهربانی خودش را به این سرود جمعی اضافه کند. تا بوده همین بوده و ردپای مهربانی و همدلی آن هم از جنس هنر، معماری، نمایش، بازی و خلاقیت در قلب این فرشتهها برای همیشه ماندگار خواهد بود.

انتهای پیام
