امین ملکیاصل در گفتوگو با ایسنا دلیل انتخاب این نمایشنامه را بدین گونه بیان کرد: شیوه روایت زندگی روزمره و کشمکش انسانها در جامعه، برای من بسیار جالب بود و قلم دیوید ممت در این زمینه مرا به خود جذب کرد. پرداخت به نحوه رفتار و کردار افراد در موقعیتهای مختلف روزانه، موضوعی غیر قابل رد کردن است.
وی در زمینه آسیبپذیری همیشگی تئاتر توضیح داد: تئاتر یک رویداد برای آگاهی و اطلاع رسانی است که متاسفانه در هر شرایطی، چه جنگی و چه غیر جنگی، خارج از دسترس قرار میگیرد. هر اتفاقی که میافتد، تئاتر زیان میبیند و تمام جامعه، به خصوص خود تئاتریها از این دانش و آگاهی محروم میشوند. این یک مسئله تاسفبار است که نیاز به حل شدن دارد.
وی ادامه داد: همین اجرا نیز در شرایط جنگی آسیب دید و به تاخیر ۴ ماهه منجر شد. برنامهریزی ما برای اجرا در سال پیش بود و امسال برنامههایی دیگر داشتیم که متاسفانه با مشکلات پیش آمده، توانستیم اکنون به روی صحنه برویم. به همین دلیل به حمایت مخاطبان بیشتر از قبل نیازمندیم.
ملکیاصل در پایان افزود: فشار اقتصادی برای فعالان هنر و تئاتر کمرشکن است و افراد را به چند شغله شدن سوق میدهد. چرا یک هنرمند باید اولویت خود را بر درآمدزایی از دیگر مسیرها گذاشته تا شاید بتواند برای هنر خود هزینه بپردازد؟ این یک سیستم نادرست است که امیدواریم در آینده تغیر کند و چراغ تئاتر همیشه روشن بماند.

سارا جاهد، بازیگر و طراح پوستر نمایش نیز، از ارتباط کاراکتر خود با تجربههای زیسته مردم گفت: نقش من یادآور موقعیتهایی است که بسیاری از ما در مطب پزشکان یا مراکز درمانی تجربه کردهایم؛ جایی که بیماران احساس میکنند درمان، بیش از آنکه انسانی باشد، به معاملهای اقتصادی تبدیل شده است.
وی درباره پوستر نمایش توضیح داد: در طراحی پوستر، تلاش کردم مونولوگ آغازین نمایش را به تصویر بکشم؛ مونولوگی که از گرگومیش شهر، ازدحام جمعیت، قطار هوایی و چراغهایی که آرام روشن میشوند سخن میگوید. تمام این عناصر در پوستر حضور دارند تا فضای اثر ملموستر شود.
وی در پایان سخنانش اظهار کرد: خوشحال میشوم مخاطبان از نمایشنامهخوانی حمایت کنند و در اجرا شرکت کنند. این اثر زمان کمی میگیرد اما نکات فراوانی برای امروز جامعه دارد؛ از شکایتهای میان افراد تا اشارههای مکرر به گرانی و تغییرات روزافزون زندگی.
پارسا قنبری، یکی از بازیگران نمایش، درباره نقشهای خود توضیح داد: در این اجرا دو نقش ایفا کردم؛ یکی پزشکی بیتفاوت که معطل شدن بیمارانش برایش هیچ اهمیتی نداشتو صرفا به درآمد خود فکر میکرد. در واقع، تصویری از بخشی از جامعه را نشان میدهد که انسانها را نادیده میگیرند و تنها به منافع شخصی خود میاندیشند.
وی افزود: نقش دومم مردی مست و فضول بود، مشابه رفتارهایی که گاهی در مترو یا مکانهای عمومی شاهدشان هستیم؛ آدمهایی که به حریم دیگران وارد میشوند بیآنکه ضرورتی داشته باشد. نکته مهم نمایش این است که هر چند متن در آمریکا میگذرد، دغدغهها و وضعیت انسانی آن با جامعه ما نیز شباهت دارد و قابل لمس است.
کیارش کریمی، دیگر بازیگر این نمایش نیز در گفتوگو با ایسنا توضیح داد: در این نمایش نقش دو کاراکتر را بازی میکنم که هر کدام نماینده دو بستر فکری متفاوت در جامعهاند. یکی تاجر ثروتمندی است که دغدغهای جز آسایش شخصی ندارد و در مواجهه با دیگران حتی در بحثهای دوستانه نیز نمیتواند عمق فکری پیدا کند. دیگری، صاحبکاری است که تلاش میکند زیردستان خود را نسبت به وضعیت جامعه آگاه کند و به آنها دیدی واقعگرایانه بدهد.
وی ادامه داد: دیوید ممت در نمایشنامه «گاه دلتنگی» از یک حس شهودی سخن میگوید؛ ما نیز سعی کردیم این حس را تا حد امکان به مخاطب منتقل کنیم تا تماشاگر با عمق درونی موقعیتها ارتباط برقرار کند. البته صادقانه بگویم، تصور نمیکردم سالن تا این اندازه پر شود. خوشحالم که مردم در این روزها همچنان با اشتیاق از تئاتر حمایت میکنند.
وی افزود: در تبریز هماکنون چند نمایش دیگر روی صحنه است و فرقی ندارد از چه ژانری باشند؛ مهم این است که هنر هنوز میتواند ساعتی مردم را از دغدغههای شخصی و جمعیشان دور کند. متاسفانه ما اکنون در حالت بقا زندگی میکنیم، مخصوصاً هنرمندان که تلاش دارند زنده بمانند و جریان هنر را حفظ کنند؛ حتی اگر در قالب یک نمایشنامهخوانی ساده باشد. شوربختانه هنرمندان نخستین کسانی هستند که در چنین بحرانهایی آسیب میبینند.

مهنا نعمتی دیگر بازیگر نمایش، درباره کاراکتر خود بیان کرد: نقشم تصویری از زنان در دنیایی پرمشغله و آشفته بود؛ جهانی که مصرفگرایی بر آن سایه انداخته و انسانها در پی چیزهای پوچ هستند. به نظرم بخش تلخ نمایش، همین پوچی است که در روابط و زندگی روزمره دیده میشود.
وی تأکید کرد: نمایش، بازتابی از شرایط امروز ایران است؛ بهویژه در پایان نمایش، وضعیت شهروندان و تشدید خط فقر به روشنی بازنمایی میشود. هرچند وضعیت کنونی مناسب نیست، اما دیدن اثر میتواند فرصتی برای تأمل و همدلی باشد.
به گزارش ایسنا، «گاه دلتنگی» در قالب نمایشنامهخوانی، نگاهی انتقادی و انسانی به روابط اجتماعی و فشارهای اقتصادی دارد؛ اثری که با زبانی ساده، دغدغههای درونی و بیرونی شهروندان را بازتاب میدهد و مخاطب را به تأمل درباره زیست معاصر دعوت میکند.
انتهای پیام
