پارسا پازوکی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به شرایط جامعه برای افزایش تابآوری، اظهار کرد: وقتی از «تابآوری» در شرایط یک منازعه فرسایشی صحبت میکنیم، در واقع درباره ظرفیت یک جامعه برای تحمل فشار، سازگاری با شوکها و بازسازی خود سخن میگوییم. در ادبیات علوم اجتماعی، این مفهوم صرفاً به توان نظامی یا اقتصادی محدود نمیشود، بلکه ترکیبی از سرمایه اجتماعی، کارآمدی نهادی، امید به آینده و احساس عدالت است. تجربه بسیاری از جوامع نشان میدهد آنچه در جنگهای طولانی سرنوشت را تعیین میکند، بیش از هر چیز کیفیت رابطه دولت و جامعه است.
وی با بیان اینکه حس تبعیض در میان شهروندان، سبب تضعیف تابآوری اجتماعی خواهد شد، اظهار کرد: مطالعات سرمایه اجتماعی درباره تابآوری ملی نشان میدهد که احساس نابرابری در دسترسی به فرصتها و منابع، به سرعت اعتماد عمومی را فرسایش میدهد. اقداماتی مانند شکلگیری اینترنت طبقاتی یا اینترنت موسوم به پرو و به طور کلی محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت بینالملل، صرفاً یک مسئله فناوری یا اقتصادی نیست، بلکه از منظر اجتماعی این پیام را منتقل میکند که قواعد برای همه یکسان نیست.
پازوکی بیان کرد: جامعهای که دچار شکافهای هویتی و سیاسی عمیق میشود، در برابر بحرانها آسیبپذیرتر خواهد بود. در چنین شرایطی، نقش دولت بیش از هر چیز باید مدیریت شکافها و جلوگیری از تقابل گروههای اجتماعی با یکدیگر باشد. اگر فضا به سمتی برود که برخی جریانها با رویکردهای تمامیتخواهانه ظاهر شوند یا در مقابل تصمیمات رسمی کشور صفآرایی کنند و همزمان بخشی از جامعه احساس کند که مکان طرح هیچ نقدی را ندارد، نتیجه نهایی چیزی جز انباشت نارضایتی و کاهش انسجام اجتماعی نخواهد بود. تابآوری ملی زمانی تقویت میشود که جامعه بتواند اختلافها را در قالبهای مدنی و مسالمتآمیز مدیریت کند.
وی ادامه داد: بسیاری از پژوهشهای مرتبط با حکمرانی و انسجام اجتماعی نشان میدهند که در دورههای بحران، سیاستهایی که به افزایش احساس حذف، ترس یا بیآیندگی در میان لایههای خاکستری جامعه منجر شوند، در بلندمدت نهتنها به کاهش تنش کمک نمیکنند، بلکه خطر رادیکالیزهشدن بخشی از افکار عمومی و تعمیق شکافهای اجتماعی را افزایش میدهند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به نقش نظام آموزشی، بیان کرد: نسل جدید ایران در فضایی از عدم قطعیت، فشار اقتصادی و تحولات سریع اجتماعی رشد کرده است. طبیعی است که این نسل بیش از گذشته با احساس اضطراب، خشم و سردرگمی مواجه باشد. در چنین شرایطی، آموزش و پرورش اگر همچنان صرفاً بر الگوی خطابه و انتقال یکسویه پیام تکیه کند، نمیتواند پاسخگوی نیازهای این نسل باشد. آنچه امروز اهمیت دارد، تقویت مهارت گفتوگو، شنیدن و درک متقابل است. جامعهای که نسل جوانش احساس کند شنیده نمیشود، در بلندمدت با بحران مشارکت و کاهش تعلق اجتماعی و رفتارهای خشونتآمیز روبهرو خواهد شد.
پازوکی با بیان اینکه یکی از عناصر کلیدی تابآوری اجتماعی «افق آینده» است، گفت: جوامع زمانی میتوانند فشارها را تحمل کنند که تصویری از آینده بهتر پیشروی خود ببینند. اگر سیاستمداران صرفاً درباره محدودیتها و تهدیدها سخن بگویند اما از فرصتها، مسیرهای پیشرفت و امکان بهبود شرایط زندگی صحبت نکنند، امید اجتماعی به تدریج تضعیف میشود. امید، یک احساس فردی صرف نیست؛ بلکه سرمایهای جمعی است که به پایداری اجتماعی و حتی امنیت ملی کمک میکند.
وی با بیان اینکه در حوزه حکمرانی نیز تقویت نهادها اهمیت حیاتی دارد، اظهار کرد: مطالعات نشان داده که کیفیت نهادهای سیاسی و اقتصادی، مهمترین عامل در پایداری و توانمندی جوامع است. اقتصاد خلاق، نوآوری و فعالیت آزاد بخش خصوصی میتواند ظرفیتهای تابآوری اقتصادی را افزایش دهد. اما در برخی حوزهها به نظر میرسد سیاستها به گونهای شکل گرفته که مانع شکوفایی همین ظرفیتها شده است. در مورد احزاب و تشکلها نیز باید واقعبین بود. بخش مهمی از ساختار حزبی در ایران دچار نوعی درخودماندگی شده است. بسیاری از احزاب بیشتر به تولید بیانیه مشغولاند تا ارتباط واقعی با جامعه.
عضو شورای مرکزی حزب مجمع ایثارگران خراسان رضوی با بیان اینکه بدون سرمایه اجتماعی واقعی و فراگیر، هیچ تشکیلات سیاسی نمیتواند نقش مؤثری در افزایش تابآوری اجتماعی ایفا کند، افزود: از سوی دیگر، یکی از دلایل فاصلهگرفتن نسل جدید از احزاب، چسبندگی نسلهای قبلی به موقعیتهای تشکیلاتی است. در حالیکه آن نسل گاه نه انگیزه لازم برای تحول دارد و نه توان سازگاری با تغییرات اجتماعی، اما همچنان فضا را برای نیروهای جدید تنگ کرده است.
پازوکی ادامه داد: در نهایت شاید لازم باشد دوباره به یک پرسش بنیادین برگردیم که مزیت تاریخی و هویتی جامعه ایرانی چیست؟ ایران در طول تاریخ بارها با بحرانهای بزرگ روبهرو شده اما توانسته خود را از مسیر روایت، اسطوره و کلمه بازسازی کند. این تابآوری فقط حاصل قدرت سیاسی یا نظامی نبوده؛ بلکه ریشه در فرهنگ، حافظه تاریخی و توان سازگاری جامعه ایرانی داشته است. ایرانیان در طول تاریخ آموختهاند که در دل بیقراری، قرار خود را پیدا کنند. بازشناسی این ظرفیتهای فرهنگی و هویتی با در نظرگیری تکثر جامعه ایرانی میتواند یکی از مهمترین منابع تقویت تابآوری ملی در شرایط امروز باشد.
انتهای پیام
