آرش قهرمان در گفتگو با ایسنا، اظهار کرد: ما در تاریخ شاهد آن هستیم که سلسلهای گسترده از شرق یعنی هندوستان، تا غرب یعنی آسیای میانه و سلطانی چون محمود غزنوی خودنمایی کرده که بارها زیر سم اسبانش، زمین لرزیده است، اما این سوال مطرح است که کدام یک از ما چیزی از فتوحات او را به یاد میآوریم!؟
وی خاطرنشان کرد: در مقابل، همه ما کمابیش فردوسی را میشناسیم، فریدون و سیاوش و رستم را میشناسیم و این دقیقا و مشخصا اثرگذاری سرمایه فرهنگی در برابر سرمایه سیاسی یا قدرت است که نشان میدهد فرهنگ، چقدر و چگونه ماندگارتر است.
ضرورت تامل در بستر اجتماعی و فرهنگی خلق شاهنامه
قهرمان با ذکر این نکته که به نظر میرسد یک نقطه مغفول دیگر در حوزه فهم فردوسی وجود دارد، تاکید کرد: آن نقطه این است که در کنار عاملیت انکارناپذیر این شاعر گرانقدر و اهتمامش به خلق شاهنامه، باید آگاه شد و دانست که این اثر در کدام بستر اجتماعی و فرهنگی، خلق شده است.
عضو پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی ادامه داد: این ساختار مساعد و مستعد، از سویی تحت تاثیر فراوان دربار سامانیان بوده که فرهنگدوست و فارسیپرور بودهاند و در کنار آن، طبقه دهقانان که خود فردوسی نیز به آن تعلق داشته، نقش بسزایی در این زمینه ایفا کرده است. علاوه بر اینها، نقش خراسان بهعنوان مهد ادبیات، فرهنگ و هنر اسلامی ایرانی به ویژه بعد از قرن دوم هجری که هویت ایرانی و غرور ایرانی جریحهدار و زخمی شده بود نیز، طلیعهدار رویش این مسئله شد.
وی در ادامه تاکید کرد: باید به یک نکته مهم دیگر نیز اشاره کرد و آن این است که آنچه در بزرگداشت فردوسی و سر زدن به آرامگاه او همواره باید توجه داشت این که این گردشگری، صرفا سپری کردن اوقات فراغت نیست، بلکه این است که التیام روحهای زخم دیده و غرورهای آزرده شده، گاه با سفر و با دیدن این مفاخر امکانپذیر میشود.
انتهای پیام
