• جمعه / ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۹:۳۶
  • دسته‌بندی: قم
  • کد مطلب: 1405022514705

/یادداشت/

از رستم تا امروز؛ چرا مقاومت، میراث زندگی ماست؟

از رستم تا امروز؛ چرا مقاومت، میراث زندگی ماست؟

ایسنا/قم یک روزنامه‌نگار و نویسنده گفت: ما این روزها دوباره در حال خلق تاریخ هستیم. وقتی وطن در برابر تهاجم قرار گرفت، ایستادگی ما فقط یک پاسخ نظامی نبود؛ بلکه زنده کردن دوباره آن شکوهی بود که در تاریخ داشتیم. ملت ایران با این مقاومت، در حال نوشتن فصل جدیدی از شاهنامه معاصرند؛ فصلی که قهرمانانش نه در کتاب‌ها، بلکه همین مردمی هستند که جانانه ایستاده‌اند.

یونس عزیزی  روزنامه‌نگار، نویسنده و داستان‌نویس در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: برای درک مفاهیمی همچون وطن، حماسه و مقاومت در شاهنامه، نباید فقط به خواندن داستان‌ها بسنده کرد؛ بلکه باید به عمق نگاه فردوسی دقت نمود. از نظر اسطوره‌ها، وطن فقط یک مرز جغرافیایی روی نقشه نیست؛ وطن، جایی است که شکوه و مشروعیت در آن قرار دارد.

فردوسی به ما می‌آموزد که عشق به وطن، یک احساس زودگذر و عاطفه‌ گذرا نیست، بلکه یک مسئولیت وجودی و وظیفه‌ای است که با زندگی ما گره خورده است. این سرزمین همیشه در طول تاریخ هدف طمع دشمنان بوده و برای حفظ آن، به قهرمانانی نیاز داشته که حماسه بیافرینند.

شاید در نگاه اول، حماسه تنها به معنای جنگ و شمشیر زدن باشد، اما در کلام فردوسی، حماسه یعنی «انتخاب». یعنی انسان در لحظه سخت میان تسلیم یا ایستادگی، با تکیه بر اراده خود، دومی را انتخاب کند. اما این حماسه چطور رقم می‌خورد؟ وقتی به رستم نگاه می‌کنیم، او را نماد اراده در برابر تهدیدها می‌بینیم. سهراب به ما درس ایستادگی می‌دهد و کاوه آهنگر شعله مقاومت را در دل یک ملت روشن می‌کند.

نکته قابل توجه اینجاست که قهرمانی فقط مخصوص مردان جنگ‌جو نیست؛ بلکه در رگ و پی تمام جامعه، چه زن و چه مرد، جریان دارد. اگر مردان در خط مقدم می‌جنگند، زنان نگهبانان روحیه و ریشه مقاومت‌اند. قهرمانانی مثل رودابه که با کلام نافذش در اوج بحران‌ها پاسدار ارزش‌ها بودند و شیرزنانی مثل گردیه معنای وفاداری و ایستادگی را بازتعریف کردند.

این زنان در دل حوادث حضور داشتند و با پایداری خود، آنچه را که مردان با شمشیر به دست آورده بودند، تثبیت می‌کردند. پس حماسه در شاهنامه به جنسیت ربطی ندارد، بلکه به اراده وابسته است. حماسه زمانی کامل می‌شود که مردان در میدان دفاع و زنان به عنوان ستون‌های مقاومت، دوشادوش هم بایستند.

در شاهنامه، قهرمانان تنها با سلاح نمی‌جنگند؛ آن‌ها با نوع نگاهشان به ظلم، حماسه می‌سازند. آن‌ها به ما یاد می‌دهند که مقاومت یعنی «نه گفتن به تسلیم». مقاومت به معنای این نیست که هرگز شکست نخوریم، بلکه مثل رستم در برابر طوفان حوادث کمر خم نکنیم.

قهرمان می‌داند که شاید جانش را فدا کند، اما می‌ایستد؛ چون ایستادن تنها راه مقابله با ظلم و بیداد است. این مفاهیم فقط روی کاغذ نمی‌مانند، بلکه در میدان عمل معنا پیدا می‌کنند. تاریخ نشان داده که حماسه با تماشای کلمات زنده نمی‌شود، بلکه با خون کسانی که ایستادگی کردند، دوباره جان می‌گیرد.

امروز وقتی به وقایع اخیر و دفاع شجاعانه از کشورمان در برابر متجاوزان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که آن اسطوره‌های قدیمی، در میان ما زنده شده‌اند. دفاعی که در روزهای گذشته شاهدش بودیم، در واقع بازخوانی درس‌های شاهنامه است. این روزها نشان داد که حماسه زمان و مکان نمی‌شناسد. آنچه امروز در برابر دشمنان می‌بینیم، همان پیوند همیشگی وطن، حماسه و مقاومت است.

ما این روزها دوباره در حال خلق تاریخ هستیم. وقتی وطن در برابر تهاجم قرار گرفت، ایستادگی ما فقط یک پاسخ نظامی نبود؛ بلکه زنده کردن دوباره آن شکوهی بود که در تاریخ داشتیم. ملت ایران با این مقاومت، در حال نوشتن فصل جدیدی از شاهنامه معاصرند؛ فصلی که قهرمانانش نه در کتاب‌ها، بلکه همین مردمی هستند که جانانه ایستاده‌اند.

انتهای پیام