نیره عابدینزاده در گفتوگو با ایسنا با اشاره به رهاشدن کودکان توسط خانواده، اظهار کرد: در رها شدن کودکان، بهویژه کودکانی که توسط مادر در سنین شیرخوارگی رها میشوند، معمولا پای مشکلات تامین اقتصادی در میان است. به همین دلیل ما در مجتمع شوق زندگی تلاش زیادی میکنیم تا بتوانیم خانوادههای این کودکان را شناسایی کرده و اگر امکان بازگشت کودک به خانوادهاش وجود داشته باشد، کاری کنیم تا او در محیط خانوادگی و با سبک زندگی خانواده خود رشد کند.
وی با بیان اینکه این تلاش در مواردی موفق هم بوده است، افزود: در زمینه بازگرداندن کودک به مادر و اینکه بتواند در کنار خانوادهاش بزرگ شود و گاهی در بازگرداندن مواردی که متاسفانه بچهها دچار بیماریهای جسمی بوده و پدر و مادرشان آنها را به دلیل همین مشکلات رها میکردند و میگفتند بهخاطر بیماری جسمی نمیتوانیم از او مراقبت کنیم، موفقیتهایی داشتهایم.
معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی با تاکید بر اینکه در چنین مواقعی، ابزارهای قضایی نقش مهمی در حمایت از کودک پیدا میکنند، تشریح کرد: برای مثال در یک پرونده، کودکی هنگام تولد هم یک انگشت اضافه در دستش داشت و هم مشکلی جسمی از بدو تولد برای او احراز شده بود. پدر و مادر این کودک، او را رها کرده بودند و میگفتند داشتن چنین فرزندی برای خانوادهمان چهره خوبی ندارد. پدربزرگ و مادربزرگ کودک را نیز فراخواندیم اما انگار همه همنظر بودند که کودک را رها کنند. در همان زمان، خانوادهای دیگر نیز مایل بود کودک را به فرزندی قبول کند.
وی با بیان اینکه به عنوان دادستان، باید مراقب حق هویت کودک باشیم، تاکید کرد: نباید احساسی برخورد کنیم و بگوییم خانواده اصلی که کودک را نمیخواهند و خانواده دیگری که پولدارتر و مناسبتر است، تمایل دارد، پس کودک را به آنها بدهیم. در همان پرونده، پدر کودک را بازداشت کردم و گفتم من این کودک را به خانواده دیگری میسپارم، اما تو به علت رها کردن طفلت باید پاسخگو باشی و صلاحیتت هم از نظر قانونی رد میشود. این برای آن بود که تا اگر فردا کودک بزرگ شد، بداند مسئولی در این شهر بوده که برای از دست ندادن هویت او تلاش کرده؛ حتی اگر بعدها در یک خانواده بسیار بهتر رشد کرده باشد.
عابدینزاده ادامه داد: در این پرونده خاص که نمونههای مشابه کم نیست، به مادر کودک گفتم اگر به بیمارستان بروی و به مدت سه روز به کودکت شیر بدهی، من همسرت را آزاد میکنم. به پرستار و بیمارستان هم گفتم ناظر باشند بر اینکه مادر شیر بدهد. به آن خانواده جایگزین هم گفتم امکانات رفتوآمد و شرایط مادر را تامین کنند. مادر رفت و به کودک شیر داد. هنوز روز سوم نشده بود که آمد و گفت: بعد از آن که فرزندم را بعد شیر خوردن دیدم، دیگر نمیتوانم از او جدا شوم. شوهرم در زندان بماند، اما بچهام را به من بدهید. داستان کاملا تغییر کرد و خانواده مطالبهگر شد.
وی افزود: درحال حاضر نزدیک به دو سال است که کودک در خانواده خود رشد میکند، وضع خوبی دارد و عمل جراحی او با کمک خانواده جایگزین انجام شد. هر زمان نمایندهای از طرف ما برای بررسی وضعیت کودک میرود، پدر میگوید: بهترین کاری بود که با من کردید؛ وگرنه پشیمان میشدم.
انتهای پیام
