محمد پهلوان در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که فناوریهای نوین مانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و نمایشهای دیجیتال تا چه اندازه میتوانند تجربه بازدید از موزهها را متحول کنند، اظهار کرد: اگر بخواهیم این موضوع را دقیقتر بررسی کنیم، باید ابتدا به شکلگیری نخستین موزهها، چه در ایران و چه در سایر کشورها، بازگردیم. در آغاز، موزهها بیشتر شیمحور بودند؛ یعنی صرفاً آثار تاریخی به نمایش گذاشته میشدند و مخاطب باید خود با آن اثر ارتباط برقرار میکرد. برای مثال، در دوره قاجار و زمان ناصرالدینشاه، بخشی از کاخ گلستان به نگهداری آثار اختصاص یافت و اساس کار، نمایش اشیای تاریخی بود.
وی افزود: در آن دوران، اگر اثری قدمت یا جذابیت بیشتری داشت، طبیعی بود که توجه بیشتری جلب کند، اما ارتباط گرفتن مخاطب با یک قطعه سفال، گچبری یا اثر معماری تاریخی، بدون توضیح و روایت، کار سادهای نبود. راهنما باید دانش کافی و قدرت بیان بالایی میداشت تا بتواند مخاطب را به دل تاریخ ببرد و برای او روایت کند که این اثر چه هویتی داشته و متعلق به چه دورهای بوده است.
این کارشناس میراث فرهنگی ادامه داد: البته نوع ارتباط مخاطبان با آثار تاریخی نیز متفاوت است. برای مثال، دانشجویان و استادان رشتههای تاریخ و هنر راحتتر میتوانند با یک قطعه سفال یا گچبری ارتباط برقرار کنند، اما برای عموم مردم، کودکان یا دانشآموزان، درک این مفاهیم دشوارتر است. به همین دلیل، ما نیازمند ابزارهایی هستیم که این دادهها و اطلاعات را به زبانی قابل فهم و جذاب منتقل کنند.
پهلوان با اشاره به اهمیت دادههای تاریخی در فرآیند موزهداری گفت: هر اثر تاریخی پیش از آنکه وارد موزه شود، مراحل مختلفی را طی میکند؛ از مطالعه یک محوطه تاریخی و کاوشهای باستانشناسی گرفته تا کشف، تحلیل، طبقهبندی و در نهایت نمایش. «کشف واقعی» تنها بیرون آمدن یک شیء از دل خاک نیست، بلکه زمانی رخ میدهد که هویت، تاریخ و کارکرد آن اثر شناخته و تبیین شود. تمام این دادهها، از زمان مطالعه و کاوش تا مرحله نمایش، قابل ثبت و طبقهبندی هستند.
وی تصریح کرد: اگر این حجم گسترده از اطلاعات صرفاً به شکل کتاب، کاتالوگ یا بروشور ارائه شود، جذابیت چندانی برای مخاطب ندارد، اما فناوریهای نوین و حتی هوش مصنوعی میتوانند این دادهها را به یک روایت زنده و جذاب تبدیل کنند؛ روایتی که برای کودک، دانشآموز، دانشجو، استاد و عموم مردم قابل درک باشد و مخاطب را به سفری در دل تاریخ ببرد.
این کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به انواع موزهها گفت: موزهها انواع مختلفی دارند؛ برخی شیمحور هستند، برخی مفهومی و برخی آموزشی. در موزههای شیمحور، فناوری میتواند آثار تاریخی را از حالت صرفاً نمایشی خارج کرده و برای مخاطب «شخصیتپردازی» کند. برای مثال، وقتی درباره آرامگاه فردوسی یا یک بنای تاریخی صحبت میکنیم، این آثار هویت و داستان مشخصی دارند، اما بسیاری از اشیای موزهای زمانی برای مخاطب جذاب میشوند که پژوهش و روایت درستی درباره آنها شکل گرفته باشد.
پهلوان با اشاره به ظرفیت هوش مصنوعی در موزهها اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند همه این دادهها را ساماندهی و بازسازی کند و خروجیای ارائه دهد که برای مخاطب جذاب و اثرگذار باشد. در واقع، مخاطب به جای آنکه صرفاً از کنار ویترین عبور کند، وارد فضایی میشود که مانند یک فیلم سینمایی او را درگیر میکند؛ فضایی که دوست دارد تا انتها آن را دنبال کند. موزهها همواره بهعنوان پل ارتباطی میان گذشته، حال و آینده شناخته شدهاند. اگر بتوانیم با استفاده از فناوری این ارتباط را تقویت کنیم، موزهها دیگر فقط بخشی از اوقات فراغت نخواهند بود، بلکه به بخشی جدی از برنامه سفر خانوادهها تبدیل میشوند.
وی ادامه داد: در بعضی خانهموزهها تلاش شده روایت زندگی شخصیتها بازسازی شود، اما هنوز استفاده گستردهای از فناوری در این زمینه صورت نگرفته است. در حالی که میتوان با کمک هوش مصنوعی، داستانها، اشیا و حتی فضاهای تاریخی را بازآفرینی کرد و مخاطب را به شکلی عمیقتر درگیر تجربه تاریخی ساخت.
این کارشناس میراث فرهنگی درباره این نگرانی که ورود فناوری ممکن است به اصالت تجربه تاریخی آسیب بزند اظهار کرد: همه چیز به میزان دقت و علمی بودن مطالعات بستگی دارد. اگر دادهها و پژوهشها دقیق و مستند باشند، فناوری نهتنها آسیبی وارد نمیکند، بلکه به درک بهتر آثار کمک خواهد کرد، اما اگر اطلاعات و مطالعات ضعیف باشد، قطعاً میتواند آسیبزا باشد.
موزههای ایران هنوز با استانداردهای جهانی فاصله دارند
پهلوان در ادامه با اشاره به وضعیت موزههای ایران در حوزه دیجیتالسازی گفت: ما هنوز با استانداردهای جهانی فاصله زیادی داریم، هرچند برخی موزهها مانند موزه بزرگ خراسان تلاش کردهاند به این استانداردها نزدیک شوند. در موزههای مردمشناسی و آیینی، معمولاً نمایشها بر اساس واقعیتهای تاریخی طراحی میشود و امکان تغییرات گسترده کمتر است، اما در حوزه استانداردسازی و نگهداری آثار، هنوز با چالشهای جدی مواجه هستیم.
وی بیان کرد: هر اثر موزهای شرایط نگهداری خاص خود را دارد. آثار چوبی، فلزی، نسخههای خطی یا آثار ساختهشده از مواد آلی، هرکدام به دما، رطوبت و نور مشخصی نیاز دارند و اگر این شرایط رعایت نشود، اثر آسیب میبیند. به همین دلیل بسیاری از آثار شاخص کمتر در معرض نمایش عمومی قرار میگیرند.
این کارشناس میراث فرهنگی به نسخه خطی شاهنامه بایسنغری اشاره کرد و گفت: در روز ملی فردوسی قرار بود این نسخه ارزشمند که در کاخ گلستان نگهداری میشود، به موزه توس منتقل شود، اما به دلیل حساسیتهای مربوط به دما، رطوبت، نور و حتی نحوه حملونقل، این اتفاق انجام نشد. این نشان میدهد که استانداردهای نگهداری آثار تاریخی تا چه اندازه اهمیت دارند.
پهلوان تأکید کرد: موزهها بخشی از هویت و تاریخ ما هستند و اگر با مطالعات علمی و استفاده از فناوریهای روز بتوانند ارتباط عمیقتری با مخاطب برقرار کنند، جایگاه آنها در زندگی مردم پررنگتر خواهد شد. هدف نهایی این است که بازدید از موزه، همانند رفتن به پارک یا سینما، به بخشی از سبد فرهنگی خانوادهها تبدیل شود.
انتهای پیام
