به گزارش ایسنا، در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴، در بحبوحه جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه، سربازان اشغالگر اسرائیلی در زندان سدی تیمان به یک فلسطینی تجاوز کرده بودند و توسط پلیس این رژیم بازداشت شدند اما این سربازان از همدردی و حمایت گستردهای از احزاب راستگرا و شهرکنشینان در اسرائیل برخوردار شدند. شهرکنشینان برای حمایت از سربازان به دادگاه نظامی در بیت لید حمله کردند. «ایتامار بن گویر»، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی این سربازان را «بهترین قهرمانان» توصیف کرد.
طبق گزارش الجزیره، واکنشهای تکاندهنده مردمی و رسمی و روایتهای مربوط به حادثه زندان «سدی تیمان»، یک رویداد مجزا نبود، بلکه بخشی از یک رویکرد پس از عملیات طوفان الاقصی در هفت اکتبر ۲۰۲۳ بود. در سایه عملیاتهای ارتش اسرائیل در غزه، کرانه باختری، جنوب لبنان و جنوب سوریه، نشانههایی از فرسایش انضباط در واحدهای رزمی پدیدار شد.
این حوادث شامل تخلفات در بازداشتگاه «سدی تیمان» به همراه پدیده گسترده غارت اموال غیرنظامیان در مناطق عملیاتی غزه و جنوب لبنان، واردن کردن غیرنظامیان به میدانهای نبرد بدون توجیه عملیاتی و همچنین مواردی از قاچاق از طریق گذرگاهها و مشارکت پرسنل نظامی در فعالیتهای جاسوسی بود.
بعد از حادثه سدی تیمان سربازانی که مرتکب تجاوز شده بودند آزاد و از اتهامات تبرئه شدند.
حادثه سدی تیمان نشان دهنده از بین رفتن قدرت نهاد نظامی برای اجرای مکانیزمهای مجازات در داخل خود است.
الگوی فرسایش انضباط در گزارش خود ارتش اسرائیل با عنوان «انضباط عملیاتی و فرهنگ نظامی در نبرد» که توسط تیمی از کارشناسان به رهبری ژنرال ذخیره موتی باروخ، پس از بررسی دهها حادثه میدانی تهیه شده است، مشهود است. این گزارش به تخلفاتی میپردازد که به قلب رفتار نظامی ضربه میزند، از جمله واردن کردن غیرمجاز غیرنظامیان به مناطق جنگی خارج از مرزها، استفاده از تلفن همراه در مناطق عملیاتی و استفاده از سلاحهای نامناسب برای جنگ است.
از جمله برجستهترین حوادث ذکر شده در این گزارش، ورود خاخام «تزوی کاستنر» و فعال لیکود، «رامی بن یهودا» و همچنین پیمانکاران و روزنامهنگاران، به نوار غزه بدون مجوز و نقض مقررات نظامی بود. با این حال، مهمترین حادثه، قتل «زئیو ارلیچ»، باستانشناس و مورخ ۷۱ ساله در جنوب لبنان بود. نیرویی از گردان سیزدهم تیپ گولانی، ورود او را به منطقه جنگی پنج کیلومتری داخل خاک لبنان برای بازدید از یک مکان باستانی، به همراه «یوآو یاروم» رئیس ستاد تیپ تضمین کرده بود که نقض آشکار دستورات نظامی و بدون هیچ گونه ضرورت عملیاتی بود.
تحقیقاتی که پس از این حادثه انجام شد، شکستهای جدی در عملکرد رهبری تیپ گولانی را آشکار کرد که منجر به استعفای سرهنگ یاروم شد. این حادثه همچنین منجر به مرگ گروهبان «گور کاهاتی» در جریان درگیری با حزبالله شد. این وقایع نشان دهنده عدم رعایت مقررات حاکم بر ورود افراد غیرنظامی به مناطق عملیاتی است و کاهش توانایی رهبری در تمایز بین ضروریات جنگی و ملاحظات غیرعملیاتی را آشکار میکند.
دیانای شبهنظامیان
برای درک این پدیدهها، تمرکز بر زمینه عملیاتی فعلی کافی نیست. این امر مستلزم بازگشت به ساختار بنیادی ارتش اسرائیل است. یک اثر مشترک که در سال ۲۰۱۹ با عنوان «راهنمای روتلج برای امنیت اسرائیل» منتشر شد، در این زمینه کمک میکند. فصلهای این کتاب توسط گروهی منتخب از کارشناسان امنیتی، نظامی و دانشگاهی اسرائیل، علاوه بر «دانیل کورتزر»، که ۲۹ سال در وزارت امور خارجه ایالات متحده کار کرده و به مدت چهار سال به عنوان سفیر ایالات متحده در مصر و پس از آن چهار سال دیگر در اسرائیل خدمت کرده است، نوشته شده است.
به ویژه، در فصل سوم، که توسط «یاکوف آمیدرور»، مشاور امنیت داخلی اسرائیل از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ نوشته شده است، او اشاره میکند که تشکیلات نظامی و ارتش اسرائیل همچنان به بسیاری از اصول راهنما و رویههای عملیاتی تدوین شده در اوایل دهه ۱۹۵۰، اندکی پس از پایان جنگ ۱۹۴۸، متعهد هستند. در آن زمان، ارتش از ادغام چهار سازمان مسلح جداگانه پدید آمد: هاگانا و پالماخ، که با هم شاخه نظامی نیمه مخفی آژانس یهود را در دوره قیمومیت بریتانیا تشکیل میدادند. ایرگون و باند استرن، دو گروه بسیار کوچکتر، عملیات مسلحانه علیه بریتانیا را رهبری میکردند. هر چهار گروه، مردان و زنان جوان را از ییشوو، جامعه یهودی که قبل از تأسیس رژیم جعلی اسرائیل در فلسطین زندگی میکردند، جذب کردند.
یاکوف آمیدرور که ۳۶ سال در ارتش اسرائیل خدمت کرد و به عنوان ژنرال بازنشسته شد، توضیح داد که «فرهنگ ارتش اسرائیل، که مهارت بداههپردازی را بر یادگیری از تاریخ و تمایل به نادیده گرفتن قوانین و مقررات ترجیح میدهد، ریشههای عمیقتری در شبهنظامیان پیش از تشکیل دولت جعلی دارد که بخش زیادی از DNA سازمانی آن را منتقل کرده و به طور قابل توجهی بر اخلاق آن تأثیر گذاشته است.»
وی افزود: «حتی امروز، نیروهای زمینی اسرائیل تأکید کمتری بر نظم و انضباط دقیق دارند. در مقابل، نیروی هوایی اسرائیل فرهنگ نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را پذیرفته است، در حالی که نیروی دریایی اسرائیل سنتهای خود را از همتای ایتالیایی خود الگوبرداری کرده است.»
آمیدور خاطرنشان میکند که ساختار نیروی انسانی ارتش نیز در این ویژگیها نقش دارد. اسرائیل سیستم خدمت اجباری را در سنین پایین، از ۱۸ تا ۲۱ سال، حفظ کرده است، که به معنای جذب جوانان با تجربه محدود در واحدهای رزمی است. سپس آنها به سرعت در مراحل اولیه، بدون تکمیل آموزشهای نظری یا کسب درک سیستماتیک از تاریخ نظامی، تا پس از سالها خدمت عملیاتی، به سمتهای رهبری ارتقا مییابند.
این امر سبکی از رهبری را ایجاد میکند که بیشتر به ابتکار فردی متکی است تا پایبندی دقیق به رویهها. این الگو در توسعه رهبری با تعادل بین شاخههای مختلف ارتش مرتبط است. ارتش اسرائیل تنها یک مورد از رسیدن یک فرمانده از خارج از نیروهای زمینی به سمت رئیس ستاد را شاهد بوده است که تأثیر قابل توجه فرهنگ نیروهای زمینی در شکلدهی به رهبری ارشد را برجسته میکند. نیروی هوایی با ساختار فرماندهی متمرکز و سفت و سختی مشخص میشود، در حالی که نیروهای زمینی کمتر متمرکز هستند و به فرماندهان میدانی استقلال قابل توجهی در انجام مأموریتها میدهند.
میزان پایبندی به مقررات و رویهها در ارتش نیز به ماهیت خود شاخه نظامی مربوط میشود. هرچه اتکا به فناوری پیشرفته و دقت فنی بیشتر باشد، همانطور که در مورد نیروی هوایی، نیروی دریایی و نیروی زرهی صادق است، نیاز به ساختارهای فرماندهی و کنترل سختگیرانهتر برای به حداقل رساندن خطاها و حوادث بیشتر میشود. برعکس، واحدهای پیاده نظام که عملکرد آنها بیشتر به مداخله انسانی و ابتکار تاکتیکی وابسته است، تمایل دارند فضای بیشتری برای بداههپردازی و اقدامات فردی فراهم کنند، حتی اگر این امر گاهی اوقات به قیمت از دست دادن پایبندی دقیق به مقررات تمام شود.
در نهایت، آمیدرور خاطرنشان میکند که مدل «ارتش مردمی»، مبتنی بر یک نیروی ذخیره عظیم، بُعد دیگری به این مشکل میافزاید. تمام کسانی که در ارتش خدمت کردهاند و زیر ۴۵ سال سن دارند، از نظر تئوری واجد شرایط خدمت ذخیره برای دورههای سالانه هستند. در نتیجه، واحدهای ذخیره به دلیل هجوم سربازانی که خدمت اجباری خود را به پایان میرسانند، افزایش مییابند و تعداد آنها بر خلاف وضعیت نیروی هوایی و دریایی، از سربازان وظیفه عادی در نیروهای زمینی بیشتر میشود. این امر به نیروهای زمینی از نظر ترکیب و نظم، ویژگی متفاوتی میدهد.
غارت و قاچاق
شهادتهایی که هاآرتص در آوریل ۲۰۲۶ منتشر کرد، الگوی رفتاری فاحش دیگری را در واحدهای ارتش اسرائیل که در جنوب لبنان فعالیت میکنند، آشکار میکند. غارت اموال غیرنظامیان، از جمله موتورسیکلتها، دستگاههای الکترونیکی، مبلمان، فرشها، جواهرات و وسایل شخصی از خانهها و مغازهها، به یک مسئله تقریبا عادی تبدیل شده است.
گزارشها نشان میدهد که این اقدامات آشکارا انجام میشود و سربازان هنگام خروج از مناطق عملیاتی، بدون هیچ تلاشی برای پنهان شدن و در غیاب هرگونه اقدام انضباطی، کالاهای مسروقه را در وسایل نقلیه خود بارگیری میکنند. این امر با اطلاع سطوح مختلف فرماندهی نظامی رخ میدهد که در بسیاری از موارد، پاسخ به آن محدود به توبیخهای شفاهی است که فاقد تحقیق یا مجازات هستند و عملا چراغ سبزی برای ادامه غارت میدهند. ایستهای بازرسی پلیس نظامی که قرار است بازرسی انجام دهند و از قاچاق جلوگیری کنند، در برخی مناطق برچیده شدهاند یا هرگز فعال نشدهاند و حمل کالاهای مسروقه با استفاده از وسایل نقلیه نظامی را تسهیل میکند.
در همین راستا میتوان به حادثه تخریب مجسمه حضرت عیسی(ع) در روستای دبل در جنوب لبنان اشاره کرد. پس از این حادثه، ارتش مجازات سربازی که این کار را انجام داده و فردی که از این رویداد فیلم گرفته بود را اعلام کرد و آنها را به ۳۰ روز زندان محکوم کرد و ۶ سربازی را که شاهد این حادثه بودند برای بازجویی احضار کرد. با این حال، نحوه برخورد نهاد نظامی با این حادثه که محکومیت گسترده بینالمللی را به دنبال داشت، نمونهای از الگوی مجازات گزینشی بود. تلآویو با اعلام انتصاب «جورج دیک»، سفیر سابق اسرائیل در آذربایجان به عنوان فرستاده ویژه در امور مسیحیت و با انتشار ویدئویی از سربازان مسیحی در ارتش خود، به جای پرداختن به ریشههای رفتار پرخاشگرانه در ارتش، سعی در مهار پیامدهای سیاسی و رسانهای آن داشت.
نمونه میدانی دیگر از ضعف انضباط در محیطهای عملیاتی، اعلام دستگیری یک افسر ارتش با درجه سرگردی توسط ارتش رژیم صهیونیستی و شاباک به دلیل قاچاق کالا به نوار غزه است. این پرونده با توجه به ماهیت اتهام و محاصره شدید نوار غزه و سطوح کنترلی که این محاصره اعمال میکند اهمیت بیشتری پیدا میکند.
طبق کیفرخواستی که توسط دادستانی نظامی در آوریل ۲۰۲۶ ارائه شد، اتهامات شامل کمک به دشمن، دریافت رشوه و انجام عملیات قاچاق، پس از تحقیقات انجام شده توسط واحد تحقیقات ویژه پلیس نظامی نشان میدهد که این حوادث محدود به یک پرونده جداگانه نیست.
جزئیات این پرونده نشان میدهد که این حادثه به سال ۲۰۲۵ برمیگردد، زمانی که این افسر از موقعیت خود در گذرگاه «کرم ابو سالم» سوءاستفاده کرد تا عبور یک کامیون حامل کالاهای «ممنوعه» از جمله تلفن همراه، سیگار، تنباکو، پنلهای خورشیدی و دوچرخهها را تسهیل کند، زیرا او سربازان در گذرگاه را گمراه کرد و با استفاده از یک وسیله نقلیه نظامی کامیون را تا ورود به نوار غزه همراهی کرد و این اقدام در ازای دریافت رشوهای حدود پنج میلیون شِکِل (حدود ۱.۳ میلیون دلار) انجام شد.
اعلام این پرونده کمتر از سه ماه پس از آن صورت گرفت که دادستانی کیفرخواستی علیه ۱۲ اسرائیلی، از جمله برادر «دیوید زینی»، رئیس شاباک به جرم قاچاق کالا به نوار غزه، تنظیم کرد. این وقایع الگوی متفاوتی از بینظمی را آشکار میکند؛ الگویی که شامل سوءاستفاده از موقعیتهای حساس در تشکیلات نظامی برای منافع شخصی میشود.
نیتساح یهودا و توجیهات زامیر
در همین راستا، گردان نیتساح یهودا به عنوان نمونه بارز مشکلات انضباطی در ارتش اسرائیل برجسته شده است. این گردان، متشکل از سربازان حریدی، با مجموعهای از حوادث مرتبط بوده است که باعث جنجال در داخل و خارج از نهاد نظامی شده است. توجه به این گردان پس از مرگ عمر اسعد، شهروند مسن فلسطینی-آمریکایی، در اوایل سال ۲۰۲۲ افزایش یافت. او در سن ۷۸ سالگی توسط اعضای این گردان در شرایط سخت بازداشت شد، با دستبند و چشمبند تا پایان شب در بازداشت ماند.
این حادثه دولت جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا را بر آن داشت تا اعمال تحریمهایی علیه این گردان را تحت قانون لیهی بررسی کند؛ قانونی که ارائه کمک یا آموزش به هر واحد نظامی که مرتکب نقض فاحش حقوق بشر شود را ممنوع میکند اما وزارت امور خارجه ایالات متحده بعدا اعلام کرد که از این اقدام صرف نظر میکند.
این گردان الگویی از رفتار میدانی که با استفاده بیش از حد از زور و کشتار غیرنظامیان فلسطینی در موقعیتهایی که هیچ تهدیدی وجود نداشت، از خود نشان میدهد. این امر فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی را بر آن داشت تا در پایان سال ۲۰۲۲، این گردان را از کرانه باختری به بلندیهای جولان منتقل کند.
مدل نیتساح یهودا نشان میدهد که این مشکل گاهی اوقات به ماهیت آرایش نیروها در برخی واحدهای نظامی مربوط میشود؛ طوری که پیشینههای ایدئولوژیک بر عملکرد میدانی تأثیر میگذارند و تحمیل الگوی یکسانی از انضباط در نهاد نظامی را دشوارتر میکنند.
ارزیابیهای منتشر شده توسط رسانههای عبری به ویژه هاآرتص، نشان دهنده تغییر قابل توجه در رفتار برخی از واحدهای میدانی است که در برخی موارد بیشتر مانند شبهنظامیان مستقل عمل میکنند و بدون رعایت قوانین جنگی، عملیات انجام میدهند. این شاخصها باعث شد «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش در ماه مه جلسهای با فرماندهان ارشد تشکیل دهد و طی آن اظهار داشت که ارتش با کاهش تعهد به «ارزشهای» خود مواجه است. وی این وضعیت را یک رسوایی اخلاقی توصیف کرد.
وی تأکید کرد که دستورالعملهایی برای ایجاد یک اداره وابسته به «دادستانی نظامی» برای رسیدگی به این مسائل صادر کرده است و از هر فرمانده گردان خواسته است که تخلفات واحد خود را بررسی کرده و ظرف یک هفته پس از جلسه، گزارشی ارائه دهد. وی همچنین از قصد ارتش برای اعمال محدودیتهایی در استفاده از لباس نظامی در فضای مجازی و ایجاد سازوکارهایی برای نظارت بر این رفتارها خبر داد.
«روون گال» روانشناس ارشد سابق ارتش رژیم اشغالگر گفت این مشکلات ممکن است پس از پایان جنگ، با افزایش مورد انتظار روند ترک خدمت توسط سربازان و نیاز به افزایش نیروهای ارتش که ممکن است باعث ایجاد تسهیل در استانداردهای استخدام شود، بدتر شوند.
در حال حاضر، واکنش نهادهای اسرائیلی همچنان محدود است و اغلب به رسیدگی به حوادثی که توجه بینالمللی را به خود جلب کرده است، محدود میشود، در حالی که در موارد دیگر، به اقدامات جزئی یا اظهارات کلی در مورد بهبود نظم و انضباط محدود شده است.
انتهای پیام
