به گزارش ایسنا، امروزه گرمایش زمین ناشی از انتشار بیرویه گازهای گلخانهای به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی قرن بیستویکم تبدیل شده است. همزمان با این بحران، افزایش جمعیت جهان، صنعتیشدن سریع و گسترش شهرنشینی، تقاضا برای انرژی را بهطور چشمگیری افزایش داده است. از سوی دیگر، کاهش ذخایر سوختهای فسیلی و وابستگی شدید بسیاری از کشورها به این منابع، نگرانیها درباره امنیت انرژی را تشدید کرده است. این شرایط باعث شده است جستوجو برای منابع انرژی در دسترس، مقرونبهصرفه و تجدیدپذیر به یکی از اولویتهای اصلی پژوهشگران و برنامهریزان انرژی تبدیل شود. در چنین فضایی، توجه به انرژیهای پاک و جایگزین، نهتنها یک انتخاب بلکه یک ضرورت برای کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی و تضمین آینده انرژی محسوب میشود.
در سالهای اخیر، انواع مختلفی از انرژیهای پاک مانند انرژی خورشیدی، بادی، آبی، زمینگرمایی و جزر و مدی مورد مطالعه و استفاده قرار گرفتهاند. با این حال، بسیاری از این منابع بیشتر برای تولید برق یا گرما مناسب هستند و محدودیتهایی مانند وابستگی به شرایط جغرافیایی و محیطی دارند. در این میان، سوختهای زیستی بهعنوان تنها منبع انرژی پاکی که قابلیت جایگزینی مستقیم سوختهای فسیلی را دارند، توجه ویژهای را به خود جلب کردهاند. این سوختها از مواد آلی مانند گیاهان، جلبکها و پسماندهای زیستی تولید میشوند و در مقایسه با سوختهای فسیلی، انتشار دیاکسیدکربن کمتری دارند. همچنین امکان تولید محلی آنها، میتواند وابستگی به واردات نفت و هزینههای حملونقل را کاهش دهد و حتی به بهبود اقتصاد مناطق روستایی کمک کند.
در پژوهشی با همین محوریت، فرناز محسنی از گروه صنایع کاربردی دانشگاه ملی مهارت، پژوهشی را در مورد یکی از انواع پیشرفته سوختهای زیستی انجام داده است. این تحقیق که با تمرکز بر نسل سوم سوختهای زیستی انجام شده، بهطور خاص به استفاده از ریزجلبکها برای تولید بیودیزل میپردازد. ریزجلبکها میکروارگانیسمهایی هستند که توانایی تولید مقدار قابل توجهی زیستتوده و چربی در واحد سطح دارند و میتوانند در زمینهای غیرزراعی رشد کنند. در این پژوهش، محقق تلاش کرده است با نگاهی ساده و کاربردی، وضعیت کنونی این فناوری، فرصتها و محدودیتهای آن را مرور کند و نشان دهد این مسیر چگونه میتواند بهعنوان گزینهای آیندهدار در تأمین انرژی مطرح شود.
روش انجام این پژوهش بهصورت مروری بوده است. به این معنا که محقق با بررسی و تحلیل مطالعات و منابع علمی موجود، مراحل اصلی تولید بیودیزل از ریزجلبکها را تشریح کرده و چالشهای هر مرحله را مورد بحث قرار داده است. این مراحل شامل کشت ریزجلبکها، افزایش زیستتوده، استخراج چربی، و در نهایت تبدیل آن به بیودیزل است.
یافتههای این مطالعه نشان میدهند که افزایش تقاضا برای سوختهای فسیلی، اثرات زیستمحیطی گستردهای از جمله افزایش انتشار گازهای گلخانهای به همراه داشته است. شناسایی این پیامدها، زمینه را برای جستوجوی سوختهای جایگزین پایدار و تجدیدپذیر فراهم کرده است.
بر اساس مرور انجامشده، سوختهای زیستی بهویژه بیودیزل تولیدشده از ریزجلبکها، به دلیل پتانسیل بالای تولید انرژی پاک، گزینهای قابل توجه به شمار میروند. این نوع سوخت میتواند در کاهش فشار بر منابع فسیلی نقش داشته باشد و بهعنوان بخشی از راهحل مقابله با تغییرات اقلیمی مطرح شود.
در عین حال، بر اساس نتایج، تولید بیودیزل از ریزجلبکها با چالشهایی نیز همراه است. هزینههای بالای تولید، مشکلات مربوط به بهرهوری، و برخی اثرات بالقوه زیستمحیطی از جمله مسائلی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. اما با وجود این چالشها، چشمانداز این فناوری همچنان مثبت ارزیابی میشود، زیرا ریزجلبکها کارایی بالایی دارند و در صورت توسعه فناوریهای مناسب، میتوانند به منبعی سازگار با محیط زیست تبدیل شوند.
به گفته مجری این مطالعه، بیودیزل حاصل از ریزجلبکها از نظر تولید و مصرف، تقریباً کربنخنثی است؛ یعنی میزان دیاکسیدکربنی که در زمان مصرف آزاد میشود، با مقدار جذبشده در زمان رشد جلبکها قابل جبران است. افزون بر این، ریزجلبکها تجدیدپذیر هستند و میتوانند بهطور مداوم کشت شوند. کاربردهای جانبی آنها، مانند استفاده بهعنوان کود یا منبع پروتئین برای خوراک دام، ارزش اقتصادی این زیستتوده را افزایش میدهد.
با این حال، تولید زیستتوده ریزجلبک در مقیاس صنعتی هنوز پرهزینه و از نظر فناوری پیچیده است. آلودگی زیستتوده، پایین بودن بهرهوری لیپیدی در برخی گونهها، و دشواری جداسازی سلولها از محیط کشت از مهمترین چالشها به شمار میروند. استفاده از حوضچههای روباز اگرچه ارزانتر است، اما خطر آلودگی را افزایش میدهد، در حالی که فتوبیوراکتورها شرایط کنترلشدهتری دارند ولی هزینه نگهداری بالایی دارند.
بر اساس این پژوهش که نتایج آن در فصلنامه «انرژی ایران» وابسته به کمیته ملی انرژی جمهوری اسلامی ایران منتشر شدهاند، توسعه روشهای مقرونبهصرفهتر و استفاده از راهکارهای ترکیبی برای جداسازی سلولها میتواند نقش مهمی در پیشرفت این فناوری داشته باشد.
انتهای پیام
