• سه‌شنبه / ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ / ۱۲:۲۸
  • دسته‌بندی: دین و اندیشه
  • کد خبر: 98061909227
  • خبرنگار : 71461

یادداشت هشتم

جریان‌شناسی سیاسی ـ اجتماعی عاشورا

عاشورا

عبیدالله بن زیاد در فراهم آوردن لشگری برای مصاف با امام حسین (ع) از خواص بی‌بصیرت کوفه بهره کامل را برد. وی به وسیله تهدید و تطمیع بزرگان کوفه، آنان را مأمور کرد افرادی که با مسلم بیعت کرده بودند را مورد تحکم قرار داده تا از اطراف مسلم پراکنده شوند تا در نهایت امام حق را رها کرده و به دنبال امام ضلالت باشند. متاسفانه خواص بی‌خاصیت که خوی دنیا طلبی در آنها بیشتر از کسب رضای خدا و احیای شریعت پیامبر(ص) بود زر و سیم عبیدالله را بر پسر پیامبر (ص) ترجیح دادند و بار دیگر دنیاطلبی خواص جامعه حق مانع حمایت از امام شده و ایشان را مانند امام علی(ع) و امام حسن(ع) تنها گذاشتند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم معصومی ـ استاد دانشگاه و دبیر علمی گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل بیت (ع) ـ در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، به جریان‌ سیاسی و اجتماعی قیام امام حسین(ع) و علت وقوع عاشورا به صورت سلسه‌وار پرداخته است.

در بخش هشتم این یادداشت آمده است:
 
ریشه‌های اجتماعی

۱) عملکرد خواص جامعه

در تقسیم بندی ساختار اجتماعی ملت‌ها، دو گروه عوام و خواص اجتماع را تشکیل می دهند، در توضیح خواص جامعه می‌توان گفت افرادی که از موقعیت ویژه‌ای در اجتماع برخوردار هستند و نسبت به بقیه شخصیت کاریزمایی دارند و با نام‌های نخبگان، برگزیدگان و یا الیت‌ها معروفند و نسبت به تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد حاکمان، نظرات خاصی را اعمال می‌کنند. در مقابل خواص، عوام یا توده مردم جامعه قرار دارند که در تصمیم‌گیری و انتخاب‌ها تابع خواص جامعه هستند، عموما عوام جامعه بدون تعقل، تفکر و دوراندیشی، نظرات خواص را پذیرفته و بر اساس آن حرکت می‌کنند، و خواص را نیز به دو گروه خواص حق و باطل می‌توان تقسیم کرد. در طول تاریخ همیشه این خواص بودند که خط‌دهی اجتماع را به عهده داشتند و در مواجهه با پدیده‌های اجتماعی نظراتشان نافذ بود، لذا خواص اهل باطل در مقابل معارف الهی پیامبران ایستاده و اجازه نشر آن را نمی‌دادند.

• خواص زمان پیامبر(ص)

یکی از اجتماعاتی که مورد بحث نوشتار حاضر است جامعه جاهلی جزیره العرب است. که کاملا بر اساس ساختار قبیله گرایی اداره می‌شد در قبیله دو گروه وجود داشت که شامل: رئیس قبیله، اشراف‌زادگان و وابستگان یا عوام قبیله بودند و تمامی تصمیم‌گیری‌ها با رئیس قبیله و اشراف‌زادگان بود و بقیه ملزم به اطلاعت از اوامر روءسای قبیله بودند، قبیله قریش نیز از این رویه مستثنی نبود و کاملا عوام و خواص در آن پیاده شده بود. خواص جامعه در قریش بر اساس نسب و شرافت نژادی بود و رئیس بر اساس نسب و شرافت قومی انتخاب می شد و عصبیت های قومی کاملا در آن مشهود بود، اما با ظهور دین اسلام در چنین فضایی، جامعه را به سمتی پیش برد که عصبیت‌های قومی رفته رفته در آن رنگ می باخت به همین علت بزرگان قبیله قریش به عنوان خواص غیر حق مقابل پیامبر(ص) صف آرایی کردند و ایشان را مورد تهدید و ظلم قرار دادند. لاجرم پیامبر (ص) قصد هجرت کرده و بین قبیله اوس و خزرج مسکن گزیدند و پایه‌گذار حکومتی نوین بر اساس آموزه های الهی شدند. که در این فصل رسالت خود در بین مهاجرین(کسانی که با پیامبر(ص) از مکه هجرت کرده بودند) و انصار(قبیله اوس و خزرج که حامی پیامبر(ص) بودند) دولت-ملت اسلامی را تشکیل دادند، در این نظام جدید معیار ارزش های خواص تغییر کرده و ارزش های جاهلی جای خود را به تقوا، اخلاق و... داد، در واقع صحابه پیامبر نقش خواص جامعه را پیدا کرده و جای اشراف قبیله را پر کردند. صحابه به دو دلیل تقوا و نصوص دینی (آیات قرآن و روایات پیامبر(ص)) توانستند در نقش خواص جامعه ظاهر شوند، این آیات و روایات، بازگو کننده موقعیت ممتاز و ویژه صحابه در زمان پیامبر(ص) بودند.

* خواص بعد از زمان پیامبر(ص)

صحابه پیامبر (ص) که خواص و بزرگان جامعه اسلامی به شمار می رفتند و در زمان ایشان به زهد، تقوا و مجاهدت معروف بودند، در دوران خلفاء ثلاث به دلیل سیستم تقسیم بیت المال جزو ثروتمندان جامعه شدند چون سیستم اقتصادی پیامبر (ص) اجازه نمی داد که خواص و بزرگان جامعه به سمت اقتصادی رفته و جزو متمولین جامعه تلقی شوند اما بعد از ایشان با انحراف از سیستم اقتصادی حضرت، این جریان در جامعه اتفاق افتاد، به تبع آن در گذر زمان، ثروت انحرافاتی را در زندگی بزرگان ایجاد کرده و آنها دنیا طلب و رفاه طلب شدند، این رویه در دوره خلیفه سوم به اوج خود رسید و باعث تجمل گرایی در بین صحابه شد.

اما بعد از کشته شدن خلیفه سوم، وقتی مردم خواهان خلافت امام علی(ع) شدند و از عملکرد خواص آن دوران به ستوه آمده بودند لذا بدون دخالت صحابه و خواص دست بیعت به سوی امام دراز کرده و بیعت کردند و خواص جامعه نقش چندانی در انتخاب ایشان نداشتند.

لذا بعد از خلافت، امام(ع) با دو گروه خواص دنیا طلب و عوام پابرهنه مواجه بود ایشان باید یکی از این دو گروه را انتخاب می کرد و انتخاب یکی، منجر به از دست دادن گروه دوم می شد. اما امام(ع) مردم را انتخاب کرده و بر اساس سیره رسول اکرم(ص)عمل کردند.

این امر باعث رنجش خواص جامعه که هم اکنون در اجتماع ریشه دوانده بودند، شد و در مقابل امام (ع) صف آرایی کردند عده‌ای از آنها به سمت معاویه رفتند و عده‌ای نیز به مقابله با ایشان پرداختند و عده‌ای هم که در کنار حضرت ماندند، ضعف‌های فراوانی از خود نشان دادند و در بزنگاه‌ها و لحظات حساس حمایت کافی را از امام(ع) انجام ندادند. لذا امام در سخنرانی‌هایی که در کوفه و به خصوص در صفین ایراد می کند گویای این مطلب است. حضرت در دوره خلافت خود هیچ مماشاتی با خواص زمان انجام نداد و کاملا بر اساس سنت رسول اکرم(ص) در جامعه اسلامی حکومت کرد. در نهایت خواص تحمل این برخورد را نداشته، در نهایت در مدت ۴ سال و ۹ ماه حکومت حضرت، سه جنگ بزرگ را بر ایشان تحمیل کردند، و در نهایت توسط یکی از این اشخاص به شهادت رسیدند.

در دوران خلافت امام حسن(ع) نیز این خواص عملکرد خوبی از خود نشان ندادند خواصی که سالیان درازی را با عطایای خلفا به دنیا طلبی و رفاه طلبی عادت کرده بودند و تمامی دغدغه شان رسیدگی به امورات خود بود در امر جنگ با معاویه از بس سستی نشان دادند و کوتاهی کردند در نهایت حضرت را مجبور کردند تا با معاویه آتش بس انجام دهد و صلح حدیبیه را دستاویز خود قرار دادند. لذا معاویه که هیچ قرابتی با دین و بینش اسلامی نداشت بیست سال بر امور مسلمین مسلط شد و امویان جامعه اسلامی را به ورطه سقوط رسانده و تبدیل به جامعه جاهله کردند.

وقتی جامعه اسلامی به مدت بیست سال توسط معاویه اداره شد، در این دوره مردم در رنج و سختی بودند به خصوص به شیعیان ظلم‌های فراوانی شد. وقتی معاویه از دنیا رفت مردم که طعم حکومت عدل علوی را چشیده بودند تصمیمم گرفتند از امام حسین(ع) دعوت کرده تا ایشان به کوفه آمده و آنها را از مشکلات نجات دهد در این بین خواص جامعه پیش‌قدم بوده و برای حضرت نامه‌های فراوان نوشتند اما وقتی یزید عبیدالله را برای امارت کوفه فرستاد علیرغم بیعت با مسلم همه از تصمیم خود پشیمان شدند و امام را تنها گذاشتند برخی از این خواص نیز که خود نامه نوشته و حضرت را دعوت کرده بودند رنگ سکه‌های طلای عبیدالله آنها را کور کرده به جای دفاع از پسر پیامبر(ص) برای جنگ با حضرت از همدیگر سبقت گرفتند، لذا امام حسین(ع) در روز عاشورا در کربلا خطاب به برخی از این بیعت شکنان می گوید:
یَا شَبَثَ بْنَ رِبْعِیٍّ یَا حَجَّارَ بْنَ أَبْجَرَ یَا قَیْسَ بْنَ الْأَشْعَثِ یَا یَزِیدَ بْنَ الْحَارِثِ أَ لَمْ تَکْتُبُوا إِلَیَّ أَنْ قَدْ أَیْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ اخْضَرَّ الْجَنَاب‏ و طمت الجمام و انما تقدم علی جند لک مجند، فاقبل.  
ای شبث بن ربعی و ای حجار بن ابجر، ای قیس بن اشعث و ای زید بن حارث، آیا مگر شما نبودید که برایم نامه نوشتید که میوه ها رسیده و بستان‌ها سرسبز شده و نهرها پرآب شده است بیا که بر لشگری که برایت در حال آماده باش است وارد می شوی.

عبیدالله بن زیاد در فراهم آوردن لشگری برای مصاف با امام حسین (ع) از خواص بی‌بصیرت کوفه بهره کامل را برد وی به وسیله تهدید و تطمیع بزرگان کوفه، آنان را مأمور کرد افرادی که با مسلم بیعت کرده بودند را مورد تحکم قرار داده تا از اطراف مسلم پراکنده شوند.

تا در نهایت امام حق را رها کرده و به دنبال امام ضلالت باشند متاسفانه خواص بی خاصیت که خوی دنیا طلبی در آنها بیشتر از کسب رضای خدا و احیای شریعت پیامبر(ص) بود زر و سیم عبیدالله را بر پسر پیامبر(ص) ترجیح دادند و بار دیگر دنیا طلبی خواص جامعه حق مانع حمایت از امام شده و ایشان را مانند امام علی(ع) و امام حسن(ع) تنها گذاشتند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.