• یادگاری خاص یک جلسه نظامی

    یادگاری خاص یک جلسه نظامی

    اسماعیل همینطور که صفحات کتاب را به ابراهیم نشان می‌داد گفت: شمار کار خوبی نکردی! درسته اومدی جبهه، اما حق همسرت رو نادیده گرفتی! باعث بدبینی همسرت به جبهه هم شدی! خنده روی لبان بچه‌ها خشکید. ابراهیم که سرگرم نقاشی شد، جلسه ادامه پیدا کرد.

تاپ سه فرهنگ حماسه