این ایام، علاوه بر ایجاد فاصله از مشغلههای روزمره، فرصتی برای تجدید روحیه، تقویت روابط اجتماعی و بازنگری در اهداف زندگی محسوب میشود.
طبیعت نیز با آغاز بهار، حس نو شدن را به همراه دارد و تأثیری مثبت بر روان انسان میگذارد، اما در کنار شادی و نشاط نوروز، برخی فشارهای اجتماعی و انتظارات نیز ممکن است استرسزا باشند بنابراین مدیریت این چالشها و بهرهگیری صحیح از تعطیلات میتواند به تعادل روحی و روانی کمک کند.
حمید رنجبران، روانشناس بالینی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه تعطیلات نوروز به بهبود روحیه و کاهش استرس کمک میکند، اظهار کرد: تعطیلات نوروز به عنوان فرصتی برای خروج از روزمرگی و ایجاد فاصلهای از دغدغههای سنگین زندگی، روحیه را تجدید میکند و استرس را کاهش میدهد، این ایام علاوه بر فراهم آوردن محیطی برای استراحت، باعث میشوند افراد با گذراندن وقت با خانواده و بازنگری در ارزشهای زندگی، احساس انرژی منحصربهفردی پیدا کنند و به عبارتی، نوروز همچون یک بار تازهسازی برای ذهن و روح عمل میکند.
رنجبران با بیان اینکه شروع فصل بهار، زمانی که طبیعت با شکوفه زدن و سبز شدن دوباره جان میگیرد، تأثیر مثبتی بر وضعیت روانی ما دارد، تصریح کرد: این تغییرات فصلی به ما حس نو شدن و امید میبخشند، وقتی که شاهد تجدید حیات طبیعت هستیم، اغلب انگیزه و اشتیاق برای دستیابی به اهداف جدید در ما زنده میشود و احساس کسالت و بیحوصلگی کاهش پیدا میکند.
وی با اشاره به اینکه تعطیلات نوروز، فرصتی عالی است تا فراتر از استراحت جسمی، به سلامت روانمان نیز توجه کنیم، گفت: میتوانیم با اختصاص زمان به فعالیتهایی مانند پیادهروی در طبیعت، مدیتیشن، گذراندن لحظات آرام با خانواده یا حتی انجام کارهای خلاقانه، به تجدید نیرو و تعادل بین زندگی شغلی و شخصی دست پیدا کنیم. این رویکرد کمک میکند تا استرسهای انباشته کاهش یافته و حس رضایتمندی درونی تقویت شود.
نوروز و بازنگری در ارزشهای زندگی
این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: تعطیلات نوروز، علاوه بر جنبههای تفریحی، میتواند زمانی مناسب برای ایدهآلسازی زندگی و بازنگری در ارزشهای درونی باشد بهطوریکه در این ایام که از فعالیتهای روزمره فاصله میگیریم، فرصتی فراهم میشود تا با تمرکز بر خودشناسی از طریق نوشتن دفتر خاطرات، مدیتیشن و گفتوگو با افراد نزدیک، به رشد فردی پرداخته و استعدادهای پنهان خود را شکوفا سازیم.
رنجبران با بیان اینکه نوروز برای بسیاری از ما نماد جشن و شادی است اما انتظارات زیاد و فشارهای اجتماعی میتواند عامل بروز استرس در این روزها شود، اظهار کرد: مدیریت این چالشها با تعیین مرزهای سالم، برنامهریزی واقعبینانه و تقسیم مسئولیتها در میان اعضای خانواده امکانپذیر است. با تمرکز بر جنبههای مثبت و پذیرش نواقص احتمالی، میتوان از فشارهای اجتماعی را کاسته و لحظات معناداری را در کنار عزیزان تجربه کرد.
وی دررابطه با اهمیت دید و بازدید و نقش روابط اجتماعی در سلامت روان، تصریح کرد: دیدارهای خانوادگی و اجتماعی در ایام نوروز، به ایجاد حس تعلق و دریافت حمایت عاطفی میانجامد؛ این تعاملات گرم انسانی، با به اشتراک گذاشتن خاطرات و تجربیات مثبت، احساس تنهایی را کاهش داده و منبعی از انرژی دلگرمکننده برای فرد محسوب میشوند که به بهبود وضعیت روانی وی بسیار کمک میکند.
پاکسازی محیط، پاکسازی ذهن
این روانشناس در پاسخ به این سوال که خانهتکانی در نوروز چه تأثیری بر ذهن و روان افراد دارد؟ آیا پاکسازی محیط، تأثیری روی روان ما نیز میگذارد؟، بیان کرد: خانهتکانی علاوه بر آنکه موجب پاکیزگی خانه و محیط زندگی روزمره ما میشود، میتواند به عنوان یک عمل نمادین و روانشناختی نیز محسوب شود. وقتی فضایی پیرامون ما مرتب و پاکیزه میشود، ذهنمان نیز از بارهای منفی و افکار قدیمی آزاد میشود. این پاکسازی محیطی، حس تجدید و شروعی تازه را به همراه دارد که به تقویت احساس کنترل و آرامش درونی کمک میکند.
رنجبران ادامه داد: سنتهای نوروزی، مانند سبزه سبز کردن و چیدمان سفره هفتسین، با به نمایش گذاشتن نمادهای تجدید حیات و رونق طبیعت، بهطور غیرمستقیم احساس امید و آرامش را در دلها تقویت میکنند. این رسوم یادآور این نکته هستند که تغییر و شروع دوباره، بخشی طبیعی از چرخه زندگی است و همین حس تجدید امیدواری، به کاهش اضطراب و افزایش انگیزه فرد منجر میشود.
وی با بیان اینکه آغاز سال نو به عنوان نمادی از تجدید حیات و شروعی دوباره، ذهن افراد را برای بازنگری در عادات و الگوهای زندگی آماده میکند، خاطرنشان کرد: آن حس تازگی و امید به آیندهای بهتر، انگیزهای قوی برای ترک عادتهای منفی و شروع فعالیتهای سالم مانند ورزش یا مطالعه ایجاد میکند؛ افراد اغلب پس از ارزیابی گذشته و برنامهریزی دقیق، تصمیم به تغییرات مثبت میگیرند.
رنجبران در پایان خاطرنشان کرد: برای اینکه تصمیمهای آغازین نوروزی به عادتهای پایدار تبدیل شوند، تعیین اهداف کوچک و قابل دسترس، برنامهریزی دقیق و استفاده از حمایتهای اجتماعی بسیار حیاتی است. با پایش منظم پیشرفت و انعطافپذیری نسبت به تغییرات، افراد میتوانند به مرور زمان تغییرات مثبت را در زندگی روزمره تثبیت کرده و این تصمیمات را به بخشی از سبک زندگی خود ادغام کنند.
انتهای پیام
نظرات