به گزارش ایسنا، امروز نهم شهریور چهل و هفتمین سالروز ناپدید شدن امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در سال ۱۳۵۷ است.
امام موسی صدر به دعوت رسمی معمر قذافی رهبر مخلوع لیبی در سوم شهریور سال ۱۳۵۷ به این کشور سفر کرد و در نهم همان ماه مفقود شد.
علت سفر؟
طبق اعلام موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، ایشان در اواخر سال ۱۳۳۸ و به دنبال توصیههای حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین برای اجرای وصیت مرحوم آیتالله سید عبدالحسین شرفالدین رهبر متوفی شیعیان لبنان به عنوان جانشین، ایران سرزمین مادری خود را به سوی لبنان ترک کرد و از زمستان همان سال و همزمان با آغاز فعالیتهای گسترده دینی و فرهنگی در مناطق شیعهنشین لبنان، مطالعاتی را برای ریشهیابی عوامل عقبماندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان لبنان آغاز کرد.
حاصل این مطالعات، برنامههای کوتاه، میان و دراز مدتی بود که از اواسط سال ۱۳۳۹ و در راستای سیاست محرومیتزدایی، طراحی و به اجرا درآمد. صدر در زمستان سال ۱۳۳۹ و پس از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البر و الاحسان» با تنظیم برنامهای ضربتی جهت تامین نیازهای مالی خانوادههای بیبضاعت، تکدیگری را به کلی از سطح شهر صور و اطراف آن ریشهکن کرد.
وی در فاصله سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۸ و در چارچوب برنامهای میان مدت با طی کردن سالانه ۱۰۰ هزار کیلومتر مسافت بین شهرها و روستاهای لبنان، دهها جمعیت، خیریه و مؤسسات فرهنگی و آموزش حرفهای را راهاندازی کرد که حاصل آن کسب اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بیبضاعت، کاهش درصد بیسوادی، رشد فرهنگ عمومی و به اجرا درآمدن صدها پروژه کوچک و بزرگ عمرانی در مناطق محروم آن کشور بود.
امام موسی صدر در تابستان سال ۱۳۴۵ و پس از اجتماعات عظیم و چند روزه شیعیان لبنان در همبستگی با وی، رسما از حکومت وقت خواست تا همچون دیگر طوایف لبنانی، مجلسی برای سازماندهی شیعیان و پیگیری مسائل آنان تاسیس شود. به دنبال این درخواست و اقدامات و پیگیریهای بعدی، مجلس اعلای اسلامی شیعیان که اولین بخش از برنامه درازمدت صدر به شمار میرفت، در اول خرداد سال ۱۳۴۸ تاسیس و صدر با اجماع آراء به ریاست آن انتخاب شد.
صدر از بهار ۱۳۴۸ تا اواسط زمستان ۱۳۵۲ با دولت وقت لبنان به گفتوگو نشست تا آنان را برای اجرای پروژههای زیربنایی و وظایف قانونی خود در قبال مناطق شیعهنشین و محروم لیبی ترغیب کند اما دولت لبنان از پذیرش درخواست های ایشان سر باز زد. امام موسی صدر نیز ضمن اتمام حجت با دولت وقت لبنان، جنبش محرومان لبنان را در اوایل سال ۱۳۵۳ شکل داد و راهپیماییهای مردمی عظیمی در شهرهای بعلبک، صور و صیدا علیه دولت اتفاق افتاد.
از همین دوران به واسطه رهبری جنبشهای اجتماعی لبنان آرام آرام به «امام موسی صدر» مشهور شد.
با این وجود اوجگیری بحران خاورمیانه، صفآرایی احزاب افراطی مسیحی در برابر مقاومت فلسطینی و به لبنان کشیده شدن برخی اختلافات جهان عرب، امام موسی صدر را بر آن داشت تا برای حفظ ثبات کشور و ممانعت از سرکوب فلسطینیها، تودههای مردم را موقتا از عرصه رویارویی با دولت کنار کشاند و پیگیری مطالبات شیعیان را تا آمدن رییسجمهور بعد به تاخیر اندازد.
امام موسی صدر در سال ۱۳۵۴ علیرغم کارشکنیهای دولت، مجددا با اجماع آراء به ریاست مجلس اعلای اسلامی شیعیان برگزیده شد.
با آغاز جنگ داخلی لبنان در فروردین این سال تمامی تلاشهای امام موسی صدر صرف پایان دادن به این بحران شد.
وی در خرداد آن سال در مسجد عاملیه بیروت اعتصاب کرد و به پشتوانه مشروعیت مردمی و مقبولیت وسیع و شخصیت کاریزماتیک خود در میان تمامی مذاهب لبنانی، در تابستان ۱۳۵۴ آرامش را به لبنان بازگرداند.
با شعلهور شدن مجدد آتش جنگ، صدر در اردیبهشت ۱۳۵۵ حافظ اسد رییسجمهوری وقت سوریه را وادار کرد تا با اعزام نیروهای سوری به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به این کشور بازگرداند.
حل اختلافات مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس ریاض در مهر ۱۳۵۵، آب سردی بود که امام موسی صدر بر آتش جنگ داخلی لبنان ریخت. این آرامش تا زمانی که امام صدر در لبنان حضور داشت، ادامه داشت. هدف استراتژیک صدر آن بود که شیعیان لبنان را همسان دیگر طوایف، در تمامی عرصههای حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور مشارکت دهد.
وی از اولین روزهای سکونت در لبنان در زمستان سال ۱۳۳۸، با طرح شعار «گفتوگو، تفاهم و همزیستی» پایههای روابط دوستانه و همکاری صمیمانهای را با مطران یوسف الخوری، مطران جرج حداد، شیخ محیالدین حسن و دیگر رهبران دینی مسیحی و اهل سنت آن کشور بنا کرد.
طی حضور دو دهه ایشان در لبنان، هیچ مراسم سرور یا اندوهی از شیعیان نبود که امام صدر در آن شرکت نکند و فرهیختگان مسیحی و اهل سنت همراه ایشان نباشند.
طهارت مسیحیان
حمایت امام صدر از یک بستنیفروش مسیحی در اوایل تابستان سال ۱۳۴۱ در شهر صور، که به فتوای صریح وی مبنی بر طهارت تمامی اهل کتاب منجر شد، توجه محافل مسیحی لبنان را به سمت وی جلب کرد.
در اواخر تابستان ۱۳۴۱ مطران گریگوار حداد به شهر صور آمد و از صدر برای عضویت در هیات امناء «جنبش حرکت اجتماعی» دعوت کرد.
از اواخر سال ۱۳۴۱ حضور گسترده امام موسی صدر در کلیساها، دیرها و مجامع دینی و فرهنگی مسیحیان آغاز شد چنانکه سخنرانیهای تاریخی امام صدر در دیرالمخلص واقع در جنوب و کلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، تاثیرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن کشور گذاشت.
صدر در تابستان ۱۳۴۲ و طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو جهت همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزههای علمیه شیعه لبنان درانداخت. وی در بهار سال ۱۳۴۴، اولین دور سلسله گفتوگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان دو دین، در مؤسسه فرهنگی «الندوه اللبنانیه» به راه انداخت.
امام موسی صدر پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۳۴۶ به دیدار پاپ رفت و نشستی که در آغاز نیم ساعت پیشبینی شده بود، به تقاضای پاپ بیش از دو ساعت طول کشید.
ایشان از سال ۱۳۴۷ به عضویت مرکز اسلامشناسی استراسبورگ درآمد و از رهگذر همفکری و ارائه سمینارهای متعددی در آن، آثار فراوانی را منتشر کرد. وی در بهار سال ۱۳۴۸ و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلای اسلامی شیعیان، از شیخ حسن خالد مفتی اهل سنت لبنان دعوت کرد، تا با همفکری یکدیگر برای توحید شعائر، اعیاد و فعالیتهای اجتماعی طوایف اسلامی تدبیری بیندیشند. وی در همین خصوص طرح مدونی را به اجلاس سال ۱۳۴۹ «مجمع بحوث اسلامی» در قاهره ارائه کرد و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع درآمد.
امام موسی صدر در سال ۱۳۴۹ رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا برای مقاومت در برابر حلات اسرائیل چارهاندیشی کنند.
ایشان در زمستان سال ۱۳۵۳ و در اقدامی بیسابقه، خطبههای عید موعظه روزه را در حضور شخصیتهای بلندپایه مسیحی لبنان در کلیسای کبوشیین بیروت ایراد کرد و اگر آتش جنگ داخلی شعلهور نمیشد، در پی آن بود تا کاردینال مارونی لبنان را برای ایراد خطبههای یکی از نمازهای جمعه شهر بیروت دعوت کند.
امام موسی صدر در زمستان سال ۱۳۵۵ و در جمع سردبیران جرائد بیروت، با پیشبینی صریح حذف فاصلهها و روند جهانی شدن در اواخر قرن بیستم، قرن بیست و یکم را قرن همزیستی پیروان ادیان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهای گوناگون نامید و بر رسالت تاریخی لبنان جهت ارائه الگویی موفق در این زمینه پای فشرد.
ایشان در اواسط سال ۱۳۵۷ موفق شد رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را برای برپایی یک جبهه فراگیر ملی متقاعد کند و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی موعد تاسیس و اولین گردهمایی آنان را برای پس از بازگشت خود از سفر لیبی مشخص کرد.
سفر به لیبی
امام موسی صدر در ۳ شهریور ۱۳۵۷ و در آخرین مرحله از سفر دورهای خود به کشورهای عربی، بنا بر دعوت رسمی معمر قذافی به لیبی رفت و در روز ۹ شهریور مفقود شد.
همراه ایشان شیخ محمد یعقوب و استاد عباس بدرالدین نیز بودند. هنگامی که سوار بر اتومبیلهای دولتی لیبی راهی ملاقات با قذافی بود، ربوده شد.
دولت وقت لیبی اعلام کرد امام موسی صدر به ایتالیا سفر کرده، اما دستگاههای قضایی دولتهای لبنان و ایتالیا و همچنین تحقیقات انجام شده از سوی واتیکان، ادعای رژیم لیبی مبنی بر خروج صدر از این کشور و ورود به رم را رسما تکذیب کردند.
مجموعه اطلاعات آشکار و پنهانی که سالها بعد به دست آمد تماما نشان داد که موسی صدر هرگز خاک لیبی را ترک نکرد.
آخرین باری که امام موسی صدر و همراهانش زنده دیده شدند ساعت ۱۳ روز ۳۰ اوت ۱۹۷۸ جلوی هتل الشاطی بود که روزنامهنگاران ایشان را دیدند و از او پرسیدند: «شما کجا میروید و ایشان در حالی که سوار بر خودروی تشریفاتی میشد، پاسخ داد: «به ملاقات سرهنگ معمر قذافی میرویم.»
محمدعلی مهتدی عضو سابق کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر سالها بعد از ناپدید شدن امام موسی صدر گفت: «با انتشار خبر ناپدید شدن رهبر شیعیان لبنان، امام خمینی از همان روزهای نخست با جدیت تمام درصدد مشخص شدن وضعیت وی شد.
ایشان یک بار صادق قطبزاده را برای پیگیری موضوع به لیبی فرستادند و در تاریخ اول تیر ۱۳۵۷ در نامه ای به حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه از وی خواست تا پیگیر سرنوشت امام موسی صدر شود.
امام خمینی در این نامه نوشتند: «حضرت آقای حافظ اسد، رئیس جمهوری سوریه و رئیس کنگره جبهه صمود و رفض پس از اهدای سلام؛
اینجانب از غیبت جناب حجتالاسلام آقای سید موسی صدر نگران و متأثرم. از جنابعالی تقاضا دارم که این موضوع را با سران کشورهایی که در قضیه فلسطین اجتماع کردهاند در میان گذارید و اهتمام آنان را جلب نمایید.
ما و ملت ایران، در این عصر، گرفتار رژیمی هستیم که با اتکا به پشتیبانی آمریکا ملت را در آتش دیکتاتوری و کشتارهای دسته جمعی و سلب همه آزادیها میسوزاند.
ما از شما سران دولت های اسلامی برای رهایی ملت بی پناه ایران کمک می خواهیم. برادران مسلمان شما در زیر چکمه دژخیمان شاه خرد شدهاند و حکومت نظامی که در اکثر شهرستانهای مهم ایران برپاست ملت را به جان آورده.
از پیامبر اسلام - صلی اللَّه علیه و آله و سلم - نقل میشود: کُلُّکم راعٍ و کُلُّکم مَسئولٌ عن رَعِیَّته؛ همه افراد و از جمله شما سران دولتهای اسلامی که قدرت دفاع از ملت مظلوم ما را دارید مسئول هستید.»
بنیاگذار جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۵۷ نیز در نامهای دیگر به معمر قذافی رهبر مخلوع لیبی پیگیر سرنوست امام موسی صدر شدند.
ایشان در این نامه خطاب به قذافی نوشتند: «قضیۀ جناب حجتالاسلام آقای صدر به شکل معمایی مرموز درآمده است. بستگان ایشان پس از بررسی میگویند در لیبی هستند. چون جناب ایشان مورد احترام و محبت روحانیون و دیگر جناحها هستند و این امر موجب نگرانی آنهاست، مقتضی است در آن اهتمام نمایید و از دولت خودتان بخواهید ما را از سلامت ایشان و محل اقامت شان مطلع نموده، نگرانی ها را رفع کنند.»
امام خمینی کمتر از یک ماه بعد یعنی ۲۰ آبان ۱۳۵۷ نیز در گفتوگو با روزنامه لبنانی النهار درباره وضعیت امام موسی صدر و در پاسخ به این سوال که چه کسانی در ربودن او نقش داشتند، خاطرنشان کردند: «راجع به اینکه ایشان را چه کسی مخفی کرده است، من اطلاعی ندارم اما راجع به اینکه ایشان زندهاند و برگردند، امیدوارم که زنده باشند و برگردند. من به ایشان علاقه دارم و امیدوارم که به سلامت برگردند و کار خودشان را ادامه دهند.»
ادامه پیگیریها
بخش دیگری از پیگیری پرونده امام صدر به بعد از انقلاب برمیگردد و بالطبع شرایط انقلابیون برای حل این معما راحتتر بود اولین گام نیز توسط شخص امام خمینی برداشته شد.
دولت لیبی قبل از انقلاب روابط سردی با رژیم پهلوی داشت و حمایتهایش از برخی گروههای انقلابی در ایران موجب شد تا به فکر تجدید رابطه با جمهوری اسلامی باشد اما پرونده امام موسی صدر مانع از سرگیری روابط گرم دو کشور بود.
اسفند ۱۳۵۷ عبدالسلام جلّود معاون معمر قذافی و اعضای شورای انقلاب لیبی به ایران آمدند تا پیام تبریک رهبر لیبی را به امام ابلاغ کنند و ۷ اسفند جلّود به دیدار امام خمینی رفت.
ماجرای ربوده شدن امام موسی صدر مهمترین موضوع مذاکرات هیات لیبیایی بود. امام در این دیدار تاکید کردند: «ما نگران سرنوشت امام موسی صدر هستیم و میخواهیم به محض بازگشت به لیبی به سرهنگ قذافی بگویید هرچه زودتر در مورد سرنوشت امام موسی صدر رسیدگی کند».
ایران و لیبی توافق کردند بر اساس بند ۱۷ مقاولهنامه «تجدید روابط ایران و لیبی» کمیتهای برای پیگیری ربودن امام موسی صدر تشکیل شود. در این مقطع برخلاف خواسته امام خمینی و مبارزان ایرانی و لبنانی، صداهایی در کشور بلند شد که مانع از پیگیری شد.
آیتالله حسینعلی منتظری در تلگرافی از امام خمینی خواست سفر کمیته تحقیق ایران به تعویق بیفتد. ایشان در این تلگراف مدعی شد: «سفر این کمیته جز تخریب روابط میان ایران و لیبی و ایجاد اختلاف سیاسی که در نهایت به نفع آمریکا خواهد بود، حاصلی ندارد.»
روایتی دیگر
مرحوم حسن حبیبی از اعضای شورای انقلاب در واپسین روزهای عمرش در گفتوگویی که در کتاب «دیدار در پاریس» منتشر شد، درباره مخالفتها با پیگیری پرونده امام موسی صدر این چنین نوشت: «همان زمان بعد از پیروزی انقلاب این بحث پیش آمد که هیاتی به لیبی برود. با توجه به این که من عضو شورای انقلاب بودم و مسؤولیتهایی داشتم، با من صحبت کردند که بروم.
یکی دو نفر دیگر هم قرار بود بیایند، یادم نیست آقای صدر (حاج سیدجوادی) هم بود یا نه، ولی در جریان بود اما از طرق دیگری نگذاشتند این کار انجام شود، یعنی شورای انقلاب هم موافق بود و استقبال میکرد. بعد از آن هم ما چند جلسه داشتیم، یکی از آنها را که یادم هست در منزل آقای صدر بود. جلسه داشتیم که ببینیم برای تعقیب این جریان چه کار میشود کرد. به هر حال اولین اقدامی که پس از پیروزی انقلاب میخواست انجام شود، همین هیات اعزامی شورای انقلاب بود که از قم نگذاشتند.»
وی منشاء مخالفت ها را خارج از بیت امام خمینی دانست و افزود: «حضرت امام در آن زمان تهران بودند، چون امام مدتی تهران ماندند. ۹ اسفند ۱۳۵۷ به قم رفتند اما قضیه این هیات مربوط به قبل این تاریخ بود. میتوان علت مخالفتهای آیتالله منتظری با پیگیری پرونده امام صدر را نفوذ باند مهدی هاشمی معدوم در بیت آیتالله و ارتباط آنها با لیبی و شخص قذافی دانست.»
محمدعلی مهتدی هم سال ۱۳۹۸ درباره علل پیگیری نشدن سرنوشت امام موسی صدر توسط برخی مسؤولان کشورمان گفت: «تا آنجایی که مربوط به جمهوری اسلامی ایران میشود، نفوذ بعضی عناصر که با جناح چپ لبنان در ارتباط بودند، مانع بزرگی برای پیگیری جدی مسئولان بوده است. جناح چپ آن زمان مانند حزب توده، گروهک منافقین و چریکهای فدایی خلق و برخی اشخاص که عضو سازمانهای فلسطینی بودند، مانند جلالالدین فارسی، ابوشریف، ابوحنیف، مرحوم محمد منتظری که با جناح چپ لبنان و لیبی در ارتباط بودند، همگی بهشدت مخالف پیگیری سرنوشت امام موسی صدر بودند.
حتی در آن زمان صادق خلخالی به لیبی سفر میکند و در مصاحبهای میگوید هماکنون در لیبی هستم نه ربوده و نه بازداشت شدم و به ایران بازمیگردم. کنایه از این که ربوده شدن امام موسی صدر نادرست است.
حضرت امام (ره) در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با ارسال تلگرامهایی به حافظ اسد و یاسر عرفات، از آنها میخواهد موضوع ناپدید شدن صدر را پیگیری کنند. بعد ایشان دستور دادند کمیته تحقیقی برای سفر به لیبی تشکیل شود.»
مهتدی از تمایل قذافی برای سفر به ایران و شرط امام برای انجام این سفر، گفت: «امام خمینی (س) آمدن قذافی به ایران را مشروط به این کردند که صدر را همراه خود به ایران بیاورد.»
وی با بیان این که اشخاصی چون شهید محمد منتظری و جلالالدین فارسی و دیگران، تلاش میکردند کمیته پیگیری به لیبی سفر نکند و مسئله دنبال نشود، گفت: «همان روزی که قرار بود این کمیته، تهران را به سمت طرابلس ترک کند، آیتالله منتظری در نامهای از امام خواست به دلیل نامناسب بودن شرایط، سفر این کمیته لغو شود.»
وی اظهار کرد: «به طور طبیعی افرادی که در بیت آیتالله منتظری بودند، مانند مهدی هاشمی که با لیبی، سازمانهای فلسطینی و جناح چپ لبنان ارتباط داشتند، صلاح نمیدانستند مسئله پیگیری شود و آیتالله منتظری را وادار به نوشتن این نامه به امام (س) کردند.»
مهتدی همچنین درباره پیگیری ماجرای امام موسی صدر بعد از سقوط حکومت معمر قذافی گفت: «یک تیم از دیپلماتها و شخصیتهای حقوقی و قضایی لبنان متشکل از عدنان منصور، وزیر پیشین امور خارجه لبنان و سفیر این کشور در ایران، سید صدرالدین پسر امام موسی صدر و مهندس فیروزان داماد این خانواده به لیبی سفر کردند. کسانی که در آن زمان در لیبی قدرت داشتند، قول همکاری دادند، منتها عملا هیچ کاری نکردند. در سالهای اخیر به دلیل این که این مسئله در اولویت نبود، در جمهوری اسلامی ایران اقدامی صورت نگرفت چون مشکلات داخلی و خارجی به قدری زیاد بود که دولتها بیشتر وقت خود را صرف آن میکردند و انگیزه زیادی برای پیگیری این مسئله نداشتند.
پس از کشته شدن قذافی تقریبا مشخص شد تمام کسانی که به موضوع ناپدید شدن امام موسی صدر ارتباط داشتند، به شکل مرموزی به قتل رسیدهاند. حتی دو نفری که جای صدر و همراهانش به رم رفته بودند، در قید حیات نیستند و سرنخها کاملا از بین رفته است. تنها سه شخصیت هنوز زنده هستند که میتوانند کمک کنند.
پس از سقوط حکومت قذافی، بار دیگر موضوع ناپدید شدن امام موسی صدر پررنگ شد. بعد از فروکش کردن اوضاع عبدل منعم الهونی، سرگرد سابق ارتش لیبی در مصاحبهای با روزنامه الحیاه ادعا کرد: «صدر به دستور قذافی به ضرب گلوله کشته و در یکی از شهرهای جنوبی لیبی به نام «سبها» به خاک سپرده شد. دستور انتقال جنازه موسی صدر به سبها به سرهنگ ناجیالدین یازجی (که از بستگان اوست) داده شد و او پس از اجرای این دستور به قتل رسید.
علاوه بر آیتالله منتظری، افراد دیگری هم بودند که بهخاطر برخی اختلافات مبارزاتی با امام صدر مانع از پیگیری سرنوشت وی شدند. صادق خلخالی اولین دادستان انقلاب و از چهرههای جناح چپ اوایل انقلاب به لیبی سفر کرد و در مصاحبهای گفت: «هم اکنون در لیبی هستم، نه ربوده و نه بازداشت شدم و به ایران باز می گردم». این سخنان کنایه از این بود که ربوده شدن امام موسی صدر نادرست است. علاوه بر این دو، حزب توده، گروهک منافقین و چریکهای فدایی خلق و برخی اشخاص که عضو سازمان های فلسطینی بودند هم بهنحوی با پیگیری این پرونده مخالفت میکردند.
اصرار امام خمینی(س)
با وجود همه کارشکنیها و مخالفت های داخلی و خارجی امام خمینی همچنان مصرّ به پیگیری پرونده امام موسی صدر بودند.
ایشان در دیدار دومشان با عبدالسلام جلّود و شورای انقلاب لیبی در چهارم اردیبهشت ۱۳۵۸ اظهار کردند: «قضیهای که برای ما و علمای ایران و سایر اقشار به طور معما درآمده است این فاجعۀ آقای صدر است. من و علمای ایران برای این فاجعه بسیار متأثر هستیم و این برای ما یک معمایی است که این معما حل نمیشود الا به دست دولت لیبی. ما این معما را میخواهیم که برادر ما «معمر» و دولت حل کنند و ناراحتیهای ما را به اتمام برسانند.»
امام خمینی در دیداری که ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۸ با سفیر کشور سومالی داشتند بار دیگر ماجرای امام موسی صدر را مطرح کردند و گفتند: «اما راجع به آقای صدر ما از آن وقت که نجف بودیم و این قضیه واقع شد تا وقتی که پاریس رفتیم و بعد هم به ایران آمدیم، دنبال این قضیه بودیم... هم سفیر لیبی که آمد پیش من، راجع به این مسئله صحبت کردم و هم نخستوزیر که آمد حل این معما را از ایشان خواستم. و معالأسف تاکنون برای ما این معما حل نشده است. امیدوارم که با کوشش دولت ایران و سایر اقشار علاقهمند به اسلام، این معما حل بشود.»
اکنون در پایان چهل و هفتمین سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر در کشور لیبی و گذشت بیش از ۳۶ سال از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، پرونده مفقود شدن امام موسی صدر همچنان باز است و مردمِ چشم انتظار لبنان و خانواده و اقوام و دوستداران ایشان بیصبرانه منتظر دریافت خبری از وضعیت ایشان هستند.
انتهای پیام
نظرات