ایران بعنوان کشوری که در منطقهای پرتنش قرار دارد، سیاستها و استراتژیهای خاصی را برای مبارزه با تروریسم اتخاذ کرده است. این سیاستها نهتنها بر امنیت داخلی تأثیر گذاشته، بلکه در سطح منطقهای نیز نقش مهمی ایفا کردهاند. اما تحریمهای اقتصادی و سیاسی که بر تواناییهای ایران تأثیر گذاشتهاند، چالشهای جدیدی را به وجود آوردهاند. آیا این تحریمها به تقویت گروههای تروریستی منجر شدهاند؟
فائزه قاسمی، کارشناس مسائل امنیتی، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به فرارسیدن هشتم شهریور، روز مبارزه با تروریسم، اظهار کرد: قبل از هرچیز باید تعریفی از مبارزه با تروریسم داشته باشیم. در دوره مدرن، سیاستهای ضدتروریسم مجموعهای از اقدامات قانونی، نهادی و امنیتی است که با هدف پیشگیری، ممنوعیت و جرمانگاری فعالیتهای تروریستی طراحی شدهاند. این سیاستها خصوصاً در طول دو دهه گذشته که مبارزه با تروریسم در سیاست کشورها جایگاه جدیتری پیدا کرده، تغییر کردند و به تناسب آن، قوانین مرتبط با آن نیز عوض شدهاند. در واقع سیاستمداران و حقوقدانان با بازتعریف و گسترش دامنه تعریف «تروریسم» فراتر از خشونت محض، سعی داشتند اقداماتی مانند تخریب زیرساختهای حیاتی و استفاده از سلاحهای خطرناک را هم وارد تعریف مبارزه با تروریسم کنند.
وی همچنین به تغییر تمرکز از واکنش به پیشگیری اشاره کرد و افزود: این تغییر با ابزارهایی مانند ایجاد نهادهای اداری ویژه مانند شورای ضدتروریسم، اعطای اختیارات گسترده به نیروهای امنیتی برای بازداشتهای طولانیمدت بدون حکم قضایی و نظارت گسترده محقق شده است. اگرچه هدف این قوانین مقابله مؤثرتر با تهدیدات پیچیده است، اما در برابر این دیدگاهها، مخالفانی هم هستند که معتقدند گاهی اختیارات گسترده اعطاشده به دولتها برای مبارزه با تروریسم، آزادی و کرامت انسانی را مخدوش میکند. برای نمونه، در ایالات متحده، سیاستهای مبارزه با تروریسم به بهانههایی مانند بازرسی بدنی گسترده و جستجو در حسابهای کاربری افراد در شبکههای اجتماعی بدون حکم قضائی، با انتقادات شدید مدافعان حریم خصوصی و حقوق شهروندی مواجه شده است. این نگرانی وجود دارد که چنین ابزارهایی میتواند به بهانه مبارزه با تروریسم، برای سرکوب صداهای مخالف مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
اهمین نقشآفرینی بخش خصوص در مقابله با تروریسم
این کارشناس مسائل امنیتی ادامه داد: با توجه به این انتقادات، دولتها تلاش دارند که مسئولیتهای خودشان در زمینه مبارزه با تروریسم را اجتماعیتر کنند. مثلا در سالهای اخیر، تحول چشمگیری در قوانین ضدتروریسم با محوریت «مسئولیتسازی غیردولتی» روی داده است. برخلاف تصور عمومی که تمرکز اصلی را بر اقدامات دولتها میگذارد، اخیرا اسناد پیشرفته بینالمللی تمرکز بیشتری روی همکاری متقابل دولتها و بخشهای خصوصی دارند. یک نمونه آن، «انجمن جهانی مبارزه با تروریسم» یا «GCTF» است که با انتشار سندی اعلام کرده بر همکاری دولتها با شرکتهای خصوصی و نهادهای غیردولتی برای قطع منابع درآمدی تروریستها تمرکز دارد. این سند توضیح میدهد که چگونه گروههای تروریستی از راههای غیرقانونی مانند قاچاق پول، اسلحه یا انسان درآمدزایی میکنند.
قاسمی با بیان اینکه هدف اصلی این سند ارائه راهکارهای عملی به بانکها، شرکتهای حملونقل، پلتفرمهای اینترنتی و حتی دانشگاههاست تا بتوانند فعالیتهای مشکوک را شناسایی و گزارش کنند، گفت: در واقع، این سند نشان میدهد که مبارزه با تروریسم تنها وظیفه پلیس و ارتش نیست و همه بخشهای جامعه در این زمینه مسئولیت دارند. این تحول که بهصورت گسترده در رسانهها پوشش داده نشده، در حال تبدیل کردن بخش خصوصی به بازوی اجرایی نامرئی اما قدرتمند در جنگ علیه تروریسم است. البته پدیده تروریسم نیز روزبهروز در حال تحول است. مثلا زمانی دولتهای غربی مهمترین معضل تروریسم را در حملات تکفیریها میدیدند، اما امروزه راست افراطی مهمترین جریان تروریستی است که در اغلب اسناد غربیها نیز به عنوان مهمترین تهدید برای امنیت داخلی آنها طرح میشود. یا مثلا تهدیدات تروریستی از توطئه گروههای بزرگ به سمت حملات مجرمان انفرادی تحول یافته است؛ افراد به صورت آنلاین آموزههای افراطی را دریافت و به سمت خشونت حرکت میکنند.
وی به بررسی پیشرفت همکاریهای بینالمللی در زمینه اطلاعات و امنیت برای مبارزه با تروریسم از سال ۲۰۰۱ به بعد پرداخت و بیان کرد: این همکاریها امکان اشتراکگذاری اطلاعات حیاتی، هماهنگی عملیات مشترک و تقویت ظرفیتهای ملی را فراهم آورده است. ابتکاراتی مانند نیروی مشترک ساحل در آفریقا که شامل کشورهای بورکینافاسو، چاد، مالی، موریتانی و نیجر میشود، نشان دادند چگونه تبادل اطلاعات امنیتی و عملیات مرزی مشترک میتواند شبکههای تروریستی را مختل و از گسترش افراطگری جلوگیری کند. به عنوان مثالی دیگر، پروژههایی مانند «CT JUST» اتحادیه اروپا نیز با مشارکت کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا، همکاری بیننهادی برای مبارزه با تروریسم را تقویت کرده است.
این کارشناس مسائل امنیتی ادامه داد: این نهادها رویکردشان را از «نیاز به دانستن» به «نیاز به اشتراکگذاری»، عوض کردند و به این صورت توانستند به شناسایی و خنثیسازی تهدیدات تروریستی یکدیگر، متقابلا کمک کنند. این همکاریها منابع محدود کشورها را بهینه میکند، به دولتها اجازه میدهد که با تمرکز بر پیشگیری و اقداماتی از جمله آموزش در زندانها، ریشههای تروریسم مانند تفکر افراطی را هدف قرار میدهد و امنیت جهانی را ارتقا میبخشد. برای نزدیک دو دهه این همکاریها به طور قابل توجهی افزایش یافته است، که این امر عمدتاً به دلیل افزایش تهدیدات تروریستی پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ظهور گروههایی مانند داعش و بوکوحرام است.
قاسمی همچنین به تأسیس مراکز منطقهای مانند مرکز مطالعات و تحقیقات تروریسم آفریقا در سال ۲۰۰۴ و نیروی مشترک چندملیتی حوزه دریاچه چاد در سال ۲۰۱۴ اشاره کرد و گفت: هرچند در میزان موفقیت هر یک از این نهادها اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما نمیتوان نقش آنها را در شرایط فعلی که تروریسم افراطی در افریقا بسیار فعال است، نادیده گرفت. علاوه بر این، چارچوبهای همکاری جنوب-جنوب تحت حمایت سازمان ملل نیز با تمرکز بر تبادل دانش و ظرفیتسازی، از سال ۲۰۱۹ به بعد گسترش یافته و شامل پروژههای چندجانبه با سازمانهای بینالمللی مانند برنامه عمران ملل متحد و اینترپل شده است. از طرف دیگر، روشهای نوین همکاری منطقهای مانند کارگاههای آموزشی و هماهنگی عملی هم به کشورها کمک کردهاند تا با تهدیداتی مانند مبارزان تروریستی خارجی مقابله کنند.
وی با بیان اینکه طی سالهای اخیر همکاریهای بینالمللی برای مبارزه با تروریسم کاهش یافته است، گفت: متاسفانه امروز بیشتر شاهد این هستیم که کشورها بیشتر روی تامین امنیت خودشان بدون همکاری متقابل تمرکز میکنند. در واقع به موازات اینکه همکاریهای امنیتی هنوز تا حدی ادامه دارد، در بسیاری از مناطق دنیا شاهد افزایش ملیگرایی منفی، بیاعتمای متقابل و فروپاشی خیلی از نهادهای همکاری متقابل با تروریسم هم بودهایم.
این کارشناس مسائل امنیتی به تشریح سیاستها و استراتژیهایی ایران در دو دهه اخیر برای مبارزه با تروریسم پرداخت و اظهار کرد: ایران هم مانند بسیاری از کشورهای جهان، راهبردهای متنوع و چندجانبهای برای مقابله با تروریسم داشته که شامل استراتژیهای منطقهای، فعالیتهای دیپلماتیک، قانونگذاری، سیاستهای مرزی و آموزش اجتماعی است. ایران برای حدود دو دهه در قلب یکی از بزرگترین مراکز تروریسم تکفیری، یعنی غرب آسیا، یکی از امنترین کشورهای منطقه از منظر حملات تروریستی بود. در زمینه مقابله با تروریسم، سیاستهای ایران عمدتاً مبتنی بر ارزشهای منحصربهفردی است که با ارزشهای غربی متفاوتند. با این همه ابزارها و استراتژیها تقریباً مشابهند. استراتژی چندجانبه و ترکیبی ایران شامل رویکردهای بلندمدت و پیشگیرانه از یک سو و رویکردهای کوتاهمدت، ضربتی و عمدتاً مقابلهای از سوی دیگر است.
قاسمی ادامه داد: رویکردهای بلندمدت ایران برای مقابله با تروریسم هم ابعاد بینالمللی دارد؛ مانند ارائه گزارشهای سالانه از اقدامات انجامشده به سازمان ملل، ورود به کنوانسیونهای ضدتروریسم و همکاریهای دو یا چندجانبه با کشورهای همسایه برای مقابله با تروریسم و همه جنبه داخلی دارد؛ مانند قانونگذاری در زمینه مقابله با تروریسم، بهبود امنیت مرزی از طریق دیوار کشیدن، جمعآوری سلاحهای غیرقانونی و انسداد مرزها برای جلوگیری از نفوذ تروریستها. همچنین انهدام تیمهای تروریستی فعال در اطراف مرزهای ایران نیز همیشه بخشی از اقدامات کشور بوده است. این استراتژیها به تقویت امنیت داخلی و منطقهای ایران کمک کرده و بعنوان یک الگو برای سایر کشورها در مبارزه با تروریسم مطرح شده است.
اثرات تحریم بر توان ایران برای مبارزه با تروریسم
وی به بررسی تأثیر تحریمهای اقتصادی و سیاسی بر توانایی ایران در مبارزه با تروریسم پرداخت و بیان کرد: این تحریمها تأثیر منفی داشته، زیرا موانع زیادی برای دستیابی به فناوریهای روز دنیا برای مقابله با تروریسم یا همکاری با کشورهای همسایه در زمینه مبارزه با تروریسم ایجاد کرده است. همین حالا هم قابل لمس است که محدودیت در خرید تجهیزات امنیتی، بر توانایی نیروهای ما برای اجرای راهبردهای پیشگیرانه و نظامی علیه گروههای تروریستی است. همچنین ما در تهیه و بهروزرسانی سامانههای پیشرفته نظارتی، شنود ارتباطات ماهوارهای، سامانههای سایبری دفاعی و نرمافزارهای تخصصی تحلیل کلانداده مشکلاتی داریم. اینها تا حدی روی توانایی نهادهای امنیتی ما برای رهگیری، ردیابی و خنثیسازی تهدیدات پیچیده مؤثر بودهاند.
این کارشناس مسائل امنیتی افزود: مقابله با این شکل از تهدیدها نیازمند توانمندسازی سایبری پیشرفته، نرمافزارهای امنیتی روزآمد و تیمهای متخصصی است که باید مداوم در حال آموزش و بهرهگیری از آخرین فناوریهای دنیا باشند و باید مختصصان ما به فناوریهای سایر کشورها دسترسی داشته باشند. البته که غیرقابل انکار است که ایران رویکردهای بومی خودش را در زمینه مبارزه با تروریسم ایجاد کرده و از این طریق در خیلی از زمینهها در مقابله با تروریسم در منطقه موفق هم بوده، اما این را من بعنوان اثر مثبت تحریم نمیبینم بلکه فکر میکنم، ما علیرغم اثرات منفی گسترده تحریمها، موفقیتهای نسبتاً خوبی در مبارزه با تروریسم داشتهایم.
قاسمی به ارزیابی نتایج اقدامات ایران و جهان در مبارزه با تروریسم در دو دهه اخیر پرداخت و اظهار کرد: تروریسم هم مانند سایر پدیدههای انسانی، چندمتغیره و بسیار پویاست. لزوماً نمیتوان گفت دلیل کاهش یا رشد تروریسم در یک منطقه، سیاستهای درست یا غلط و نحوه استراتژی کشورها بوده است. با این حال، همبستگی برخی عوامل را میتوان تا حدی سنجید، اما در علوم اجتماعی، شناخت همبستگی معمولاً خیلی دقیق نیست و علیت را به ما توضیح نمیدهد. بلکه همزمانی دو رخداد را نشان میدهد. ما در تعریفها هم مشکلات زیادی داریم. مثلاً بعد از این همه سال تلاش، هنوز در جهان، روی یک تعریف مشخص از «تروریسم» هم اجماع نیست. یا مثلا در نقاطی مثل سومالی که واقعاً بحرانی هستند، در سالهای اخیر عملاً ما دسترسی به دادههای دقیق نداریم.
وی ادامه داد: شاخصسازیها هم دشوارند. مثلاً اگر صرفاً شاخص کمی را ارزیابی کنیم، معمولاً تعداد حملات، تعداد کشتهها یا حوزه نفوذ جغرافیایی تروریستها ارزیابی میشود، اما در واقع شاخصهای کیفی مثل احساس امنیت شهروندان در برابر تروریستها یا ثبات سیاسی، چندان با این شاخصهای کمی قابل شناسایی نیست. در ایران نیز مشکلات مشابهی در شناخت میزان موفقیت یا ناکامی در برابر تروریسم وجود دارد. واضح است که ایران موفقیتهای امنیتی قابل ملاحظهای در برابر گروههای تروریستی مانند القاعده و داعش در اوج قدرتشان داشته است، اما بسته به عوامل زیادی که بر میزان تروریسم در کشور تأثیر گذاشتهاند، نمیتوان دقیقاً مشخص کرد که سیاستها و استراتژیهای ما موفق بودهاند یا این موفقیتهای نسبی نتیجه عوامل مختلفی مانند فرهنگ مداراگرایانه مردم ایران بوده است. بخشهایی که ناموفق بودهایم، بیشتر نتیجه نفوذ دشمنان و تلاش آنها برای ناامنسازی ایران یا عدم موفقیت استراتژیهای ضدتروریسم ماست.
انتهای پیام
نظرات