ساعت ۱۲:۴۵ آن روز، آژیر خطر به صدا درآمد، صدایی آشنا، تلخ و تکراری. کودکان گوش سپرده بودند، بارها شنیده بودند، میدانستند بعد از این صدا شهر دوباره داغدار میشود، اما نمیدانستند اینبار داغ، از دل همان نیمکتها برمیخیزد.
آژیر هنوز تمام نشده بود که آسمان فرو ریخت. دو موشک، تمام کودکی را نشانه رفتند. دود، آسمان مدرسه را بلعید و حیاط، پُر شد از نشانههای ناتمام زندگی؛ کیفی که صاحبش دیگر برنمیگردد، دفتر مشقی که با خون ورق خورد، کفشی بیپا و سکوتی سنگینتر از هر فریاد.
برخی زیر آوار ماندند و برخی با نالههایی کوچک، در آغوش خاک آرام گرفتند. مدرسهای که تا لحظاتی پیش پُر از شیطنت بود، به یکباره به محراب پرواز پروانهها بدل شد. روزی که مدرسه، دیگر جای خنده و درس نبود و نیمکتها، شاهد خاموش پرواز کودکانی شدند که هنوز الفبای زندگی را کامل نیاموخته بودند. مدرسه امام حسن مجتبی (ع) در محله رودکی بروجرد هدف حمله موشکی رژیم بعث عراق قرار گرفت.
دقایقی بعد، پدران دویدند و مادران با دلهای لرزان رسیدند؛ خاک را کنار زدند، نامها را فریاد کردند و در میان دود و ویرانی دنبال تکهای از زندگیشان گشتند؛ هیچ پدر و مادری تاب دیدنش را نداشت؛ گودالی بزرگ، خاکهای آغشته به خون و جستوجویی بیامان برای یافتن جگرگوشهای که دیگر نفس نمیکشید. شیونها بالا گرفت.
محله رودکی آن روز با گریه نفس کشید. پیکرهای کوچک، یکییکی از زیر آوار بیرون آمدند و به سالن طالقانی رفتند؛ جایی که ۶۸ ستاره برای همیشه خاموش شدند. آری ۲۰ دی ماه فقط یک تاریخ نیست؛ روزی است که بروجرد کودکیاش را از دست داد. روزی که ۶۸ دانشآموز بیگناه با خون خود نوشتند: جنگ حتی به مدرسه هم رحم نکرد.
امروز، هر که از کنار مدرسه امام حسن مجتبی (ع) میگذرد، صدای زنگی را میشنود که دیگر به صدا درنمیآید و نامهایی را به خاطر میآورد که برای همیشه در حافظه این شهر جاودانه شدهاند؛ کودکانی که تنها جرمشان، نشستن پشت نیمکت درس بود.
امروز، با گذشت سالها از آن واقعه تلخ، یاد مدرسه امام حسن مجتبی(ع) همچنان زخمی باز بر دل مردم بروجرد است. ۲۰ دیماه، تنها یک تاریخ نیست؛ یادآور مظلومیت کودکانی است که با خون خود، دفتر تاریخ این شهر را برای همیشه سرخ کردند.

صحنههای بمباران هنوز از خاطرم پاک نشده است
محمود روزبهانی، مدیر سابق مدرسه امام حسن مجتبی(ع) بروجرد، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به حادثه تلخ بمباران این مدرسه گفت: چند لحظه قبل از وقوع این حادثه وارد مدرسه شدم و مشاهده کردم دانشآموزان با شتاب و دویدن تلاش میکردند زودتر از مدیر خود را به مدرسه برسانند.
وی خاطرنشان کرد: در آن روز، تعدادی از دانشآموزان برای گرامیداشت پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات کربلای ۵ آماده شده بودند تا سرودی را برای هممدرسهایهای خود اجرا کنند، اما درست در همان لحظه انفجار رخ داد و ناگهان همهجا در تاریکی فرو رفت.
روزبهانی ادامه داد: پس از چند لحظه که چشمانم را باز کردم، صحنههایی را دیدم که هنوز هم پس از سالها در خاطرم باقی مانده است. در قسمتهای مختلف مدرسه، دانشآموزانی بیجان روی زمین افتاده بودند؛ کودکانی که شاید هیچ تصوری از جنگ نداشتند، اما مظلومانه به شهادت رسیدند.
مدیر سابق مدرسه امام حسن مجتبی(ع) بروجرد بیان کرد: با وجود جراحات و شرایط بسیار سخت، خود را به درِ مدرسه رساندم و آن را باز کردم تا دانشآموزانی که از این قیامت جان سالم به در برده بودند، بتوانند به خانههای خود بازگردند. همانجا بر روی زمین افتادم و دیگر متوجه چیزی نشدم تا زمانی که چشم باز کردم و خود را در بیمارستان دیدم که تحت مداوا قرار داشتم.
روایت خبرنگار عینی از روزی که موشک بر سر دانشآموزان بروجرد فرود آمد
خبرنگار و روزنامهنگاری که در روز موشکباران بروجرد بهعنوان گزارشگر در صحنه حضور داشت، با مرور لحظهبهلحظه این حادثه تلخ، از اصابت موشک به مدرسهای ابتدایی و خانههای اطراف آن و شهادت کودکان و خانوادههای بیدفاع سخن گفت؛ روایتی که هنوز هم بوی دود و خون میدهد.
محمدرضا شماعی، خبرنگار و روزنامهنگاری که در روز حادثه، گزارشگر این واقعه بود، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: روز موشکباران در محل فرمانداری بروجرد حضور داشتیم که حدود ساعت ۱۲ تا ۱۲:۱۵ وضعیت قرمز اعلام شد و اندکی پیش از ساعت ۱۳، موشکهای دشمن بر سر شهرستان بروجرد فرود آمد.
وی افزود: بهمنظور شناسایی محل اصابت، ابتدا به میدان قیام و سپس میدان صفا رفتیم و با دنبال کردن دود غلیظ ناشی از موشکباران و با توجه به این احتمال که اداره برق شهرستان در سهراه طالقانی هدف قرار گرفته باشد، مسیر خود را ادامه دادیم.
این شاهد عینی حادثه خاطرنشان کرد: پس از آنکه مشخص شد موشک به شرکت توزیع برق اصابت نکرده است، احتمال برخورد به منطقه ابراهیم قوت گرفت و با رسیدن به محل، دریافتیم مدرسه ابتدایی شهید فیاضبخش و منازل اطراف آن مورد اصابت مستقیم قرار گرفتهاند.
شماعی بیان کرد: در پی این حمله، تعدادی از اعضای خانوادههایی که منازل آنها در پشت مدرسه قرار داشت، به شهادت رسیده یا مجروح شده بودند.
وی ادامه داد: برای اطلاع از آمار شهدا و مجروحان به بیمارستان بروجرد مراجعه کردیم و همان شب، اجساد مطهر شهدا به سالن طالقانی منتقل و پس از آن به بهشت شهدا بدرقه شدند.
این خبرنگار خاطرنشان کرد: اجساد شهدا دورتادور سالن طالقانی ردیف شده بود و در همان فضا اقدام به ثبت تصاویر ماندگاری از جنایات رژیم بعث در بروجرد کردم.
شماعی تصریح کرد: پس از عملیاتهای بزرگ و سرنوشتساز رزمندگان اسلام در جبههها که دشمن را به استیصال کشانده بود، حملات موشکی به شهرها آغاز شد؛ حملاتی که با به خاک و خون کشیدن کودکان مظلوم و پرپر کردن آنها در اوج بیگناهی، فجایعی آفرید که برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت شده و هرگز فراموش نخواهد شد.
در زمستان ۱۳۶۵ و در بحبوحهٔ جنگ و پس از عملیات کربلای ۵ ایران، ارتش عراق به بمباران چندین مدرسه در غرب ایران پرداخت، این موشکها فقط ساختمانها را ویران نکردند؛ دل شهری را شکافتند، مادری را داغدار کردند و کودکی را پیش از آنکه قد بکشد، به آسمان سپردند. جنایتی که آن روز رقم خورد، نه فراموش میشود و نه قابل روایت کامل است؛ چرا که بعضی دردها، فقط دیده میشوند، فقط حس میشوند و تا همیشه، در حافظه یک شهر زنده میمانند.
انتهای پیام


نظرات